دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٩ - بش بالغ
بش بالغ
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِش بالِغ، شهری در تركستان شرقی. بش بالغ نامی تركی ـ مغولی است (بارتولد،III / ٣٦٢) كه در مآخذ به صورتهای مختلف: بش بالق، بیش بالیق، بیشبالیغ و ... آمده است (نك : ابن بطوطه، ٣٩٠، ٦٤٤؛ كاشغری، ١ / ١٠٣؛ جوینی، ١ / ٣٤؛ ابوالغازی، ١٠٠؛ رشیدالدین، ١ / ١٤١؛ شرفالدین، ٨١؛ بارتولد،V / ١٤٤ III / ٣٦٢,؛ گومیلف،٩٦ ؛ دایرةالمعارف ...، ١ / ٤٣٠؛ «دائرةالمعارف...»، .(V / ٥٥١
«بِش»كه در بعضیگویشهایتركی بهصورت «بیش» تلفظ میشود، به معنای عدد ٥ است. بالِق (بالغ) و بَلَغ نیز در زبان اویغوری به معنای شهر آمده است (كاشغری، ١ / ٣١٧)، چنانكه نام «خان بالغ» كه به شهر پكن، تختگاه امپراتوری مغولان در چین گفته میشد، به معنای شهر خان است (بارتولد، .(III / ٣٦٢ بنابراین، بش بالغ به معنای ٥ شهر است (كاشغری، همانجا). در زبان سغدی، پنجیكَت به معنای ٥ شهر است. بارتولد (III / ٣٧٤) صورت یونانی بش بالغ را پنتاپولیس نوشته است. در زبان چینی، بش بالغ را بِیتینگ (بِیتین) مینامیدند كه به معنای شهر شمالی است (همانجا). اشپولر آن را دربار شمالی معنی كرده است (²EI) بارتولد یكی دیگر از نامهای چینی این شهر را تسزینمان نوشته است (همانجا). یكی از ٥ شهری كه مجموعه بش بالغ را تشكیل میدادند، همین نام را داشت. ٤ شهر دیگر عبارت بودند از قوچو، جَنبَلِق، ینگی بَلِق (شهر جدید) و سُلمی كه بنای آن را به ذوالقرنین نسبت دادهاند (كاشغری، ١ / ١٠٣).
جوینی در شرح بنای بشبالغ از بنای ٥ محله نام برده است كه بعدها وسعت گرفت (١ / ٤٥). نام دیگر بش بالغ را كاگان ـ استوپا نوشتهاند (گومیلف،٦٣؛ بارتولد، همانجا). بنا بر مطالب مندرج در مآخذ چینی، این شهر در روزگار باستانی تختگاه فرمانروایانی از دودمانخان كوچك (٢٥-٢٢٠م) بوده است (بارتولد، همانجا، به نقل از شاوان). بنابر بعضی نوشتهها، سیو ـ آن ـ تسزان به بشبالغ مقرخان ترك، تون جبغو خان كه به كاگان استوپا شهرت داشت، رفت (گومیلف١٦٣ ؛ رضا، ١٥٣). نام بشبالغ و محل آن چند بار در كتیبه اورخون متعلق به سدۀ ٢ق / ٨م آمده است. تا سدۀ ٩ق / ١٥م، اغلب به وجود این شهر اشاره شده است (بارتولد،٣٧٤ .(III / ٣٦٢, برخی چینشناسان و جغرافیدانان محلی، بیتینگ و بش بالغ را در نزدیكی شهر اورومچی، مركز جمهوری خود مختار اویغور جست و جو میكردند. گروم ـ گرژیمایلو، محل بش بالغ را در مشرق اورومچی و به تقریب، در محل شهر كنونی گوچِن دانسته است (نك : همانجا). حمدالله مستوفی بش بالغ را از اقلیم ششم و پنجم و از بلاد معتبر اویغور نوشته است (ص ٢٥٦-٢٥٧).
مردم بش بالغ بَسمِلها بودهاند كه در تاریخ چین از آنان یاد شده است. بارتولد با اتكا به نوشته دو كانژ و محمود كاشغری، مینویسد كه آنان تركخالص نبودهاند.(V / ٤٤)در كتیبۀ اورخون از بسملها به عنوان ساكنان بش بالغ یاد شده است كه بعدها اویغوران جای آنان را گرفتند. در دیوان لغات ترك این نام به صورت یسمل آمده (كاشغری، ١ / ٣٩٩) كه به نظر بار تولد خطای چاپی است .(V / ٨٦) این قوم كوچك از ٤٠ طایفه تشكیل میشد كه ظاهراً از بقایای هونهای آسیای مركزی بودهاند (گومیلف،٢٦٦ .(٢١٣,گروهی از تركان غُز (اوغوز) كه از مغولستان به چین مهاجرت كرده بودند و در زبان چینی شا ـ تو (ساكنان استپ و یا ریگزار) نامیده میشدند، بش بالغ را تصرف كردند (نك : بارتولد،.(V / ٥٠,٥١
در ٣٢ق / ٦٥٣م بش بالغ از سوی سپاهیان چینی تصرف شد (گومیلف، و از ٣٨ق / ٦٥٨م، این شهر به پایگاه نظامی آنان بدل گشت (بارتولد،.(III / ٣٧٤ در اوایل سدۀ ٢ق / ٨م تركان كوشیدند تا پایگاه امپراتوری چین را در بش بالغ ویران كنند، ولی این تلاش به شكست انجامید (گومیلف،.(٣١١در ٩٥ق / ٧١٤م فرمانده چینی توانست قبایل ترك و تبت را از آن منطقه دور كند (بارتولد، همانجا) و سال بعد، قتیبه بن مسلم باهلی، عامل امویان، پس از تصرف سمرقند، بخارا، چاچ و فرغانه درصدد لشكركشی به تركستان شرقی و بش بالغ برآمد، ولی خبر مرگ ولید بن عبدالملك او را از ادامۀ فتوحات باز داشت و ناگزیر از مراجعت شد و در بازگشت به قتل رسید (گومیلف،٣٠٥؛ بار تولد،.(V / ٤٥
در ١٢٤ق / ٧٤٢م اویغورها به همراهی بسملها و قارلوقها (خَلُّخها) برضد تركان كه بیش از ٥٠ سال (٦٩ -١٢٣ق / ٦٨٨ -٧٤١م) بر سرزمین آنان فرمان میراندند، سر به شورش برداشتند. تاردوشبیك كه فرمانده سپاه و محافظ مرزهای غربی خاقانات ترك بود، در اطراف بش بالغ با طمغاچ خان پیكار كرد (گومیلف،.(٣٦٤-٣٦٥ در ١٢٦ق / ٧٤٤م میان ساكنان اطراف بش بالغ تفرقه و دشمنی پدید آمد؛ در نتیجه، فرمانروای اویغوران به بسملها حمله برد و آنان را درهم شكست. گروهی از بسملها به بشبالغ گریختند، ولی سرانجام، تابعیت اویغوران را گردن نهادند (همو،.(٣٦٦-٣٦٧ وانیان ـ ده، سفیر امپراتوری چین نزد اویغوران در ٣٧٢ق / ٩٨٢م از وجود دریاچهای در مشرق این شهر یاد میكند و میافزاید كه در زمان او در بشبالغ، بوداییان پرستشگاهی داشتند كه تاریخ بنای آن را ١٦ق / ٦٣٧م دانستهاند (بارتولد،.(III / ٣٧٤-٣٧٥
در میان آثار اسلامی پیش از عهد مغول، حدود العالم به محل بشبالغ اشاره كرده است. در این كتاب از این شهر با عنوان
بنجیكت در نزدیكی كوه طفقان (تیان ـ شان) یاد شده كه قرارگاه تابستانی فرمانروای تُغُز غُز بوده است (ص ٧٧). ابن خردادبه بنجیكت را قریهای بزرگ نامیده است (ص ٢٠٦). یاقوت نیز مطالب ابنخردادبه را با اتكا به سفرنامه تمیم بن بحر مطّوعی آورده، ولی به زمان سفر وی به این سرزمین اشاره نكرده است (١ / ٨٤٠). تمیم بن بحر مطوعی، نخستین كسی بوده كه از تغزغز و اراضی زیر فرمان آنان یاد كرده است (كراچكوفسكی، .(IV / ١٣٧ بعدها ابودلف مسعربن مهلهل، قدامة بن جعفر و ادریسی از نوشتههای او بهره گرفتند (همانجا). وی از تختگاه تغزغزان، شهر گان ـ چژو نزدیك تورفان در سدۀ ٣ق / ٩م یاد كرده است. تمیم بن بحر به سرزمین اویغوران، و سپس به اورخون سفر كرد (همانجا). گویا سفر او در زمانی بوده است كه قبایل تغز غز از بش بالغ به سوی سرزمین چین به راه افتادند؛ زمان این سفر را اوایل سدۀ ٩م نوشتهاند (بار تولد،.(V / ٥٥
در سدههای ٧ و ٨ م آسیای مركزی صحنۀ رقابت اندیشههای دینی بودایی، مسیحی و اسلامی شد. در شرق، آیین بودا رواج داشت، و در غرب، اسلام رو به گسترش بود. آیین مانی و مسیحیت نسطوری نیز از ایران به آن سرزمین رسوخ كرد. بسملها اغلب مسیحیت را پذیرفتند كه به تقریب تا سدۀ ٧ق / ١٣م ادامه داشت (گومیلف،.(٣٧٥به روزگار سفر تمیم بن بحر مطوعی، تغزغزهای حاكم بر بش بالغ، پیرو آیین زرتشتی و مانوی بودند (بارتولد، همانجا). بشبالغ شهر عمدۀ بخش شمالی فرمانروایان شاخه غربی اویغوران بود. در كتیبۀ اورخون و متون اویغوری از كوچو (قوجو یا قجو) قراخوجۀ كنونی نزدیك تورفان و خرابههای ایدی كوت شری (شهر ایدی قوت) و شهر شمالی بش بالغ یاد شده است (همو،.(V / ٨٣در سدۀ ٢ق / ٨م قبایل آسیای مركزی متفرق شدند، ولی بعد در مجموعۀ جدیدی گرد آمدند، زیرا با نفوذ تمدن ایرانی به استپ و دشتهای آسیای مركزی، اصول تازهای برای اتحاد فراهم آمد كه اصل و منشأ دینی (اسلامی) داشت (گومیلف، .(٣٨١در اواخر سال ١٧٣ق / ٧٨٩م لشكریان تبت به سوی بش بالغ حمله بردند. فرمانده اویغوران ابتدا شهر را به مهاجمان تسلیم كرد، ولی پس از پیكارهای طولانی سرانجام اویغوران پیروز شدند و بر سراسر اراضی بش بالغ تسلط یافتند (همو،٤١٦،.(٤١٢ اقبال آشتیانی اویغوران ساكن تورفان و بش بالغ را پیرو آیین مانوی نوشته است (ص ٨).
آگاهیهای عهد مغول مؤید آن است كه بش بالغ همانند گوچن كنونی بهعنوان مبدأ راه كاروان رو، از صحرا به مغولستان، واجد اهمیت بوده است. از اینرو، بش بالغ به عنوان تختگاه فرمانروایان اویغور و نخستین منطقه فرهنگی شرق آسیای مركزی شناخته شد و بعدها به محل استقرار لشكریان مغول بدل گشت (بارتولد،.(III / ٣٧٥ این شهر نخست زیر سلطه گورخان، فرمانروای قراختاییان، و سپس در ٦٠٦ق / ١٢٠٩م تحت نظارت مغولان قرار گرفت (همانجا؛ جوینی، ١ / ٣٢؛ نیز نك : وصاف، ٣١٣؛ رشیدالدین، ١ / ١٤١؛ شبانكارهای، ٢٢٩).
بعضی از مورخان نوشتهاند كه در جریان حملۀ مغولان، لشكریان سلطان محمد خوارزمشاه تا حدود بش بالغ پیش تاختند (جوینی، ٢ / ١٢٦؛ اقبال، ١٩). اما بارتولد در صحت این مطلب تردید كرده است،III / ٣٧٥) .(I / ٤٣٣, دودمان ایدی قوت ظاهراً در جریان مبارزه میان این دولت با امپراتوری خان بزرگ سقوط كرد. این ماجرا در سرنوشت شهرها از جمله بش بالغ نیز مؤثر افتاد. بارتولد با اتكا به نوشتۀ میرحیدر، مؤلف تاریخ رشیدی میگوید كه ایالت بش بالغ از دریاچۀ بالخاش تا بارسكول كنونی در مرز چین، تابع دولت مغولستان شد و چنین به نظر میرسد كه این زمان بش بالغ ویران شده بود.(III / ٣٧٦) در مآخذ چینی سدۀ ٩ق / ١٥م از بش بالغ به عنوان سرزمین و ایالت یاد شده است. گویا طی همان سده آیین بودا یكسره در این منطقه از میان رفت و دین اسلام جای آن را گرفت. در آن سده به نخستین هجوم قلموقها به دولت جغتاییان نیز در این منطقه اشاره شده است. بعدها تمام نواحی نیمه شرقی آسیای مركزی به تصرف قلموقها درآمد. در سالهای ١١٦٨-١١٧١ق / ١٧٥٥- ١٧٥٨م همۀ این اراضی از جمله بشبالغ به تصرف چینیان درآمد (همو، .(III / ٣٧٧
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، به كوشش طلال حرب، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛ ابوالغازی بهادرخان، شجرۀ ترك، به كوشش دمزون، سن پترزبورگ، ١٢٨٧ق / ١٨٧١م؛ اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول از حملـۀ چنگیز تا تشكیل دولت تیموری، تهران، ١٣٦٤ش؛ جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٩-١٣٣٤ق؛ حدودالعالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛ دایرةالمعارف فارسی؛ رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، بهكوشش محمد روشن ومصطفی موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛ رضا، عنایت الله، ایران و تركان در روزگار ساسانیان، تهران، ١٣٦٥ش؛ شبانكارهای، محمد، مجمعالانساب، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛ شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به كوشش عصام الدین اورونبایف، تاشكند، ١٩٧٢م؛ كاشغری، محمود، دیوان لغات الترك، استانبول، ١٣٣٣ق؛ وصاف، تاریخ، تحریر عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٤٦ش؛ یاقوت، بلدان، نیز:
Barthold, W.W., Sochineniya, moscow, ١٩٦٥;
EI² ;
Gumilev, L.N., Drevnie tyurki, Moscow, ١٩٦٧;
Krachkovskii , I. Yu., Izbrannye sochineniya, Moscow / Leningrad, ١٩٥٧;
Turkiye dianet vakf o Islam ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢.
عنایت الله رضا