دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٧ - ادرار
ادرار
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَدْرار، نام چند محل و ناحیۀ کوهستانی در منطقۀ صحرا (افریقا). ادرار واژهای است در گویش بومیِ ساکنان منطقه به معنای کوهستان با جلگۀ مرتفع که در منابع به صورت آدرَر و آدرار نیز آمده است (بریتانیکا؛ حاج ابراهیم، ٤٠٢؛ WNGD, ٨).
ناحیۀ ادرار
این ناحیه که در قسمت غربی منطقۀ صحرا در کشور موریتانی واقع شده، با ٠٠٠‘٧٢ کمـ٢ وسعت، مهمترین ناحیهای است که به این نام خوانده میشود و به منظور تمایز از ادرار افوغه به ادرار موریتانی و یا ادرار تِمار نیز موسوم است (کلیر...؛ مایر؛ EI٢). رشتۀ کوهستانی این ناحیه با جهتی جنوب غربی ـ شمال شرقی به طول ٤٠٠ کمـ کشیده شده است که به واسطۀ خشکه رودهای متعددی بریده شده، و در درههای آن واحههایی با نخلستانها و کشت صیفی و غلات پدید آمده است (مایر). ناحیۀ ادرار حدود ٥٠٠ تا ٩٠٠ متر ارتفاع دارد (انعامالله، ٢٢٠) و همین امر، موجب شده تا این ناحیه نسبت به نواحی بیابانی پیرامون خود از مقدار بارش بیشتری برخوردار گردد (مایر). پوشش گیاهی این ناحیه استپی و عمدتاً شامل بوتههای خاردار است ( افریقا، ٣١١)؛ این پوشش در درهها متفاوت است و علاوه بر آن جنگلهای پراکندهای نیز در مرتفعات آن وجود دارد (کلیر).
با وجود روندهایی که در طول ٤ هزار سال منجر به ایجاد خشکی منطقۀ صحرا شده، این منطقه از دورۀ نوسنگی، فرهنگ شبانی شکوفایی داشته است (رایت، ٢). نخستین ساکنان این ناحیه بفورها بودند که اطلاع چندانی از آنان در دست نیست. از سدۀ ١٠م طایفۀ لَمتونه به ادرار وارد شدند و رهبر ایشان ابوبکربن عمر خود را حاکم شنقیط (شنگیتی امروزی) خواند (EI٢). در ٣ سدۀ بعد، معقلیان، طایفههای ساکن ناحیه را مطیع خود ساختند. جنبش مَرابطی در سدۀ ١٥م نیز در عربی شدن قسمت غربی صحرا سهم عمدهای داشت و در همین دوره سازمان اجتماعی مبتنی بر سلسله مراتب در موریتانی شکل گرفت و تا نفوذ فرانسویان دوام یافت (همانجا).
پس از کنگرۀ برلین (١٨٨٤-١٨٨٥م) در مورد تقسیم افریقا میان اروپاییان (رایت، ١١٤)، در ١٨٨٦م قسمتهای داخلی منطقۀ ادرار تمار مورد تهاجم قرار گرفت ( افریقا، همانجا)؛ متعاقب آن اسپانیاییها تا مدتها مدعی بودند که این ناحیه جزو منطقۀ ریو دِ اُرو متعلق به ایشان است، اما قرارداد سال ١٩٠٠م میان اسپانیا و فرانسه، سیطرۀ فرانسه را بر این ناحیه تسجیل کرد (کلبر). ادرار در ١٩٠٩م توسط کلنل گورو اشغال شد (انعامالله، ٢٢٢) و به دنبال آن مهمترین منبع درآمد موریتانی ــ پرورش دام ــ لطمۀ فراوان دید (سوره، ١٢٣).
ادرار مهمترین زیستگاه کوچندگان موریتانی بهشمار میرود و پرورش دام عمدهترین اشتغال در این ناحیه است و از اینرو جمعیت آن عمدتاً عشایری است (کلیر، مایر، افریقا، همانجاها). واحههای چندی در این ناحیه وجود دارد: اطار (اتار) مهمترین زیستگاه و مرکز این ناحیه است (حاج ابراهیم، ٤٠٨) که در کنار جادۀ سن لوئی ـ اگادیر قرار دارد (EI٢). شنقیط واحۀ مهم بعدی است که زمانی مرکز مذهبی و فرهنگی ناحیه بهشمار میرفت و حوزۀ نفوذ آن تا سنگال کشیده میشد؛ هرچند امروزه به صورت آبادی محقر و بیرونقی درآمده است (همانجا).
شهر ادرار
این شهر کوچک واحهای در کنار جادۀ سراسری منطقۀ صحرا در الجزایر، با ٢٨٠ متر ارتفاع از سطح دریا، به عنوان مرکز ناحیۀ واحهای توات، در قسمت غربی مرکز الجزایر و ٣٠٠‘١ کیلومتری وهران (اوران) و در منتهىالیه مسیر آسفالتۀ سراسری صحرا که عمدتاً در همان مسیر قدیمی کاروانرو ــ در قسمت مرکزی صحرا ــ ایجاد شده، قرار گرفته است. این مسیر در دورۀ استعمار نسبت به امروز، دارای اهمیتی به مراتب بیشتر بود (منشینگ، ١٠٢؛ مایر؛ کلیر؛ روکهاوس). ناحیۀ ادرار امروزه یکی از ولایتهای مهم الجزایر بهشمار میرود (فات، ٥١٤, ٥١٥).
قسمت مرکزی شهر فعلی ادرار در دورۀ سلطۀ فرانسویان رشد و گسترش یافته است (EI٢). معماری این شهر به سبک «سودانی» است و ظاهراً قناتهایی نیز در حومۀ آن وجود داشته است (ورنو، ١٧٧). در ١٩٥١م جمعیت این شهر ٧٩٥‘١ نفر (EI٢) بود که در ١٩٦٦م به ٤٢١‘٤ نفر رسید (کلیر). این شهر محل اقامت قبیلۀ تمی است (EI٢) که عمدتاً سیاهپوستند (بروکهاوس).
جلگۀ ادرار
که به ادرار افوغه شهرت دارد، جلگهای است مرتفع در شمال شرقی مالی و منتهىالیه جنوبی الجزایر. این جلگه با ارتفاع متوسط ٨٠٠ تا ٠٠٠‘١ متر (دنا صوری، ٢/ ٢٥١)، عمدتاً از تشکیلات قدیمی پرکامبرین پدید آمده است (EI٢;
GSE, I/ ١٠٩). باتوجه به ارتفاع این ناحیه، آبهای جاری در درهها و روان آب حاصل از کوهسارها، مراتع و مناب آب بیشتری در اختیار میگذارند (رایت، ٧). این جلگه محل زندگی قبیلههای طوارق است که برخی آنان را اخلاف بربرهای سفیدپوست لیبیایی دانستهاند (همو، ٢-٣؛ مایر). طوارق یکی از ٣ قبیلۀ اصلی بهشمار میآمدند که منطقۀ صحرا را در اختیار داشتند و به منظور دستیابی به شرایط محیطی نسبتاً بهتر، از شمال به این ناحیه روی آورده بودند (رایت، ١٧). صنهاجه یکی از طوایف طوارق بودند که با صلح اسلام آوردند. اگرچه این طایفه در ادرار زندگی میکردند، اما معمولاً گلههای خود را تا سنگال کوچ میدادند و راه کاروانی غنا به مراکش را تحت نظارت خود داشتند (برتو، ٥٤). ظاهراً نام افوغه برای تمامی قبایلی که در ادرار و اطراف آن زندگی میکردند، به کار میرفت (EI٢).
مآخذ
انعامالله خان، تقویم البلدان الاسلامیة، کراچی، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
حاج ابراهیم، مصطفى و الیاس بطحیش، جغرافیة الوطن العربی، دمشق، ١٩٧٦-١٩٧٧م؛
دناصوری، جمالالدین و دیگران، جغرافیة العالم (افریقیه و استرالیا)، قاهره، مکتبة الانجلو المصریه؛
نیز:
Africa (A Handbook), ed. Colin Legum, Anthony Blond, ١٩٦٥;
Bertaux, P., Afrika, Fischer Weltgeschichte, Frankfurt, ١٩٨٧;
Britannica;
Brockhaous;
Collier’s Encyclopedia, New York, ١٩٨٥;
EI٢, Faath, Sigrid, Algerine, Hamburg, ١٩٩٠;
GSE;
Mensching, H., Nordafrika und Vorderasien, Frankfurt, ١٩٧٣;
Meyer;
suret-Canale, Jean, Schwarzafrika, Berlin, ١٩٦٩;
Vergnaud, F., Sahara, Paris, ١٩٥٩;
WNGD;
Wright, John, Libya, Chad and the Central Sahara, London, ١٩٨٩.
عباس سعیدی