دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٠ - بهمنشیر
بهمنشیر
نویسنده (ها) :
علیرضا ارژنگ
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهْمَنْشیر، یا بهمشیر، بمشیر، شاخهای از رود کارون که به خلیج فارس میریزید. رود کارون در خاور خرمشهر به دو شاخه تقسیم میگردد. یکی از این دو شاخه به نام بهمنشیر در حدود ١٠ کیلومتری سابله از رود کارون جدا میشود و به سوی جنوب خاوری به موازات اروندرود جریان مییابد و از طریق خورموسى به خلیجفارس میریزد. بهمنشیر با شطالاعمى (رود کور)، یکی دیگر از شاخههای رود کارون، جزیرۀ قبان، و با اروندرود جزیرۀ آبادان را تشکیل میدهد (کیهان، ١ /٧٧؛ مشیری، ٥٥، حاشیۀ ١؛ جعفری، ٣٤٤).
طول رود بهمنشیر ٨٠ كمـ ، پهنای آن حدود ٦٠٠ متر و ژرفای آن حدود ٤ متر است (افشین، ١ /٢٥٧) و در دو سوی آن روستاهای بسیاری واقع است. نهرهای منشعب از این رود مزارع و نخلستانهای اطراف رودخانه را آبیاری میكنند. سواحل بهمنشیر در طول جزیرۀ آبادان پوشیده از نخلستان است. نخلستانهای سمت چپ رود بهمنشیر كه رو به شادگان دارد، بیشتر است. نخلستانهای ساحل یاد شده نزدیك به ٣٠ كمـ طول و ٥٠ تا ٢٠٠ متر عرض دارد (سلطانی، ١ /١١٠).
رودخانۀ بهمنشیر به علت گل و لای بسیار غالباً مسدود میشود و جزیرههای كوچكی به وجود میآید كه از آنها به عنوان مرتع یا زمینهای كشاورزی استفاده میگردد (لاریمر، II /٢١٠) از آن جمله جزیرۀ سیدحسین روبهروی آبادان و جزیرۀ هلات در مقابل خسروآباد قابل سكنا و دارای نخلستان و كشتزارند (افشار، ٤٧). غالباً كاهش آب بهمنشیر و اروندرود در تابستان موجب ورود آب شور به داخل نهرها و نخلستانها میشود و مشكلاتی پدید میآورد ( توسعه ... ، ٢٧).
نام بهمنشیر برگرفته از نام اردشیر بنیانگذار سلسلۀ ساسانیان است كه اقدامات بسیاری در جهت عمران و آبادانی ناحیۀ خوزستان به وی منسوب است (ابن بلخی، ١٧١-١٧٢). ازجمله شهرهایی كه اردشیر اول ساسانی در دشت میشان ساخت، شهر بهمن اردشیر بود كه بنا به روایت مورخان و جغرافیانویسان دورۀ اسلامی در كنار دجلةالعوراء واقع بوده است (ابن اثیر، ١ /٣٨٤؛ مسعودی، ٥٢؛ ابن قتیبه، ٦٥٤). این شهر كه به فرات میسان یا فرات البصره نیز شهرت داشته، در محل بصرۀ بعدی واقع بوده است (حمزه، ٢٨؛ ماركوارت، ٤١). از اینرو، ایرانیان به این شاخه از رود دجله، بهمنشیر میگفتهاند (مسعودی، همانجا). دجلةالعوراء كه امروزه به آن اروندرود اطلاق میشود، رود پهناوری است كه از آبهای دجله و فرات تشكیل شده است و طول آن به ١٥٠ كمـ میرسد. این رود از دهانۀ ابواسد شروع میشود و در آبادان به خلیج فارس میریزد (نك : امام شوشتری، ٤٠-٤١؛ لسترنج، ٤٣).
به درستی مشخص نیست كه از چه زمان به این شاخه از رود كارون كه امروزه به آن بهمنشیر گفته میشود، این نام اطلاق شده است. در بندهش از رود كارون با نام اوله یاد شده، و در وصف آن آمده است: «اوله رود را سرچشمه از سپاهان است، به خوزستان بگذرد، به دجله رود فراز ریزد، او را به سپاهان مسرگان رود خوانند». باتوجه به اینكه در بندهش از نام محلی رودخانۀ اوله (كارون) در اصفهان یاد شده (ص ٧٦)، و از بهمنشیر به عنوان نام محلی این رود در خوزستان یاد نشده است، میتوان نتیجه گرفت كه دست كم در اواخر دورۀ ساسانیان نام بهمنشیر به رودخانۀ كارون یا بخشی از آن كه در خوزستان جاری بوده، اطلاق نمیشده است. ظاهراً تا پیش از سدۀ ٤ ق رودهای كارون و دجله جداگانه به خلیج فارس میریختهاند.
در روزگار عضدالدولۀ دیلمی (سل ٣٣٨-٣٧٢ ق / ٩٤٩-٩٨٢ م) به منظور سهولت تجارت میان شهرهای خوزستان با شهرهای كنارۀ دجله، نهری میان رود كارون و دجله به طول ٤ فرسنگ حفر شد. قبل از حفر این نهر كشتیهای تجارتی ناچار از رود كارون وارد خلیج فارس میشدند و سپس به دجله میرفتند كه این كار خطراتی برای آنها در برداشت؛ اما پس از حفر این نهر مبادلۀ كالاهای بازرگانی میان شهرهای خوزستان، بصره و بغداد به آسانی صورت میگرفت (مقدسی، ٣٢٢). براساس شواهدی، این نهر كه در منابع دورۀ اسلامی به فم العضدی معروف است و امروزه به آن «حفار» میگویند (اقتداری، ٧٣٩-٧٤٠)، در روزگار ایلامیان حفر شده است. ایلامیان در قسمتی كه كارون به دجله نزدیك میشده است، نهری كنده بودند كه این دو رود را به هم میپیوست (كرزن، II /٣٤٣). همچنین از وصف بندهش (همانجا) دربارۀ رودخانۀ كارون بر میآید كه این رودخانه در پایان روزگار ساسانیان نیز به دجله میپیوسته، و ظاهراً بعدها بر اثر بیتوجهی به لایروبی، از رسوبات پر، و غیرقابل استفاده شده، و در زمان عضدالدوله مجدداً این نهر تعمیر، و قابل كشتیرانی شده است (نیز نك : كرزن، همانجا).
امروزه آب كارون از دو مجرا وارد دریا میشود، یكی مجرای قدیم و اصلی كارون كه موسوم به بهمنشیر است و از خاور جزیرۀ آبادان میگذرد و مستقیماً به دریا میریزد و دیگری «حفار» كه در نقطۀ جنوب غربی خرمشهر وارد اروند رود یا دجلةالعوراء قدیم میگردد. در نتیجه شبه جزیرۀ آبادان كه نام قدیم آن «میان رودان» بود، به صورت جزیره درآمده است (اقتداری، ٧٤٠).
اروپاییانی كه در سدههای گذشته به ایران آمده، و از نواحی خوزستان دیدن كردهاند، از اهمیت سوقالجیشی بهمنشیر سخن راندهاند (نك : كرزن، II /٣٤٢). اهمیت بهمنشیر برای ایران از آن روست كه این رودخانه میتواند راه مستقل و جداگانهای برای ورود كشتیها از خلیج فارس به بنادر حاشیۀ كارون باشد؛ بدینسبب، اروپاییان در سدۀ ١٣ق / ١٩ م كوشیدند تا از این رود به عنوان گذرگاهی آبی به منظور تجارت در خوزستان استفاده كنند، چنانكه در ١٢٥٢ ق /١٨٣٦ م سرگرد اِستكورت با كشتی فرات از بهمنشیر عبور كرد و ستوان سلبی در ١٨٤١م از محمره (خرمشهر) از همین راه به خلیج فارس رفت و برگشت (كرزن، همانجا؛ لایارد، ٢٥٧)؛ پرسی سایكس نیز در ١٣١٨ ق /١٩٠٠ م با كشتی مالامیر از بهمنشیر عبور كرده است (ص ٢٤٦).
رودخانۀ بهمنشیر در جنگ ایران و عراق به علت عدم لایروبی آن در طول جنگ و انباشته شدن مواد منفجره و اجسام غرق شده، تقریباً غیرقابل استفاده شده بود. پس از پایان جنگ، پاكسازی و لایروبی بهمنشیر صورت گرفت و امكان تردد كشتیها و شناورهای باری و صیادی با ظرفیت ٥ هزار تن و آبخور ٣ متر، فراهم آمد («عملیات ... »، ١٤).
مآخذ
ابناثیر، الكامل؛
ابن بلخی، فارسنامه، به كوشش منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧٤ ش؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛
افشار سیستانی، ایرج، نگاهی به خوزستان، تهران، ١٣٦٦ش؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛
اقتداری، احمد، خوزستان و كهگیلویه و ممسنی، تهران، ١٣٥٩ش؛
امام شوشتری، محمدعلی، تاریخ جغرافیایی خوزستان، تهران، ١٣٣١ ش؛
بندهش، ترجمۀ مهرداد بهار، تهران، ١٣٦٩ ش؛
توسعۀ جامعۀ روستایی، گزارش مقدماتی مركز برنامهریزی آمایش سرزمین، سازمان برنامه و بودجه، تهران، ١٣٥٦ ش؛
جعفری، عباس، رودها و رودنامۀ ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوك الارض و الانبیاء، برلین، ١٣٤٠ق /١٩٢٢م؛
سلطانی بهبهانی، سلطانعلی، «بنادر ایران در خلیج فارس»، خلیج فارس، تهران، ١٣٤١ ش؛
«عملیات لایروبی رودخانۀ بهمنشیر آغاز شد»، اطلاعات، تهران، ١٣٧١ ش؛
شم ٨٤٤‘١٩؛
كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١٠ ش؛
لایارد، ا. ه .، سفرنامه، ترجمۀ مهراب امیری، تهران، ١٣٦٧ش؛
مسعودی، علی، التنبیه والاشراف، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
مشیری، محمد، حاشیه بر رسالۀ تحقیقات سرحدیۀ مشیرالدوله، تهران، ١٣٤٨ ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، بیروت، ١٩٨٧م؛
نیز:
Curzon, G. N.,_ Persia and the Persian Question,_ London, ١٩٦٦;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Lorimer, J. G., Gazetteer of the Persian Gulf, Oman and Central Arabia, Oxford, ١٩٨٦;
Markwart, J., Ērānšahrn, Berlin, ١٩٠١;
Sykes, P. M., Ten Thousand Miles in Persia, New York, ١٩٠٢.
علیرضا ارژنگ