دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٧ - بئرالسبع
بئرالسبع
نویسنده (ها) :
لیلا رضایی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِئْرُ السَّبْع، نام شهر و ناحیهای در استان غزۀ فلسطین.
نامگذاری
بئر السبع یا بیرشبا به گزارش عهد عتیق به ایام حضرت ابراهیم (ع) بازمیگردد (سفر پیدایش، ٢١: ٢٨-٣١؛ الستن، ٢٠٥) و در دورۀ اسلامی نیز به همین نام معروف بوده است (یاقوت، ٣ / ٣٤؛ نیز نک : طبری، ١ / ٢٤٧- ٢٤٨).
ناحیۀ بئر السبع
این ناحیه سرزمینی است مثلثی شكل واقع در جنوب فلسطین میان ساحل دریای مدیترانه و غزه در غرب، اردن در شرق، صحرای نقب در جنوب و ارتفاعات الخلیل در شمال (دباغ، ١(٢) / ٣٢٧؛ ابوسمور، ٣٠) كه همراه با اردن و چالۀ بحرالمیت در عصر میوسن و پلایستوسن پدید آمده است (برای ویژگیهای زمینشناسی، نک : همو، ٢٥، ٣٠). چند رودخانۀ دائمی و فصلی در این ناحیه جریان دارد كه برخی به رود غزه و از آنجا به مدیترانه، و بعضی به بحرالمیت میریزند (دباغ، ١(٢) / ٣٣٢، ٣٣٤).
قدیمیترین ساكنان این ناحیه كنعانیان بودند كه بعدها آموریان، مدینیان و آدومیان نیز به آنها پیوستند (همو، ١(٢) / ٣٧٧). هكسوس در سدۀ ١٧قم، برای فتح شام از ساكنان این شهر یاری گرفت (همو، ١(٢) / ٣٧٩). در همین روزگاران موقعیت خاص این ناحیه كه بر سر راه تجارتی قبایل و اقوام سامی واقع بود، عامل مهم شكوفایی آن گردید (ابوسمور، ١٢)؛ به ویژه در دورۀ نبطیان، بئر السبع رونقی خاص یافت، اما در سدۀ ٣م با تغییر راههای بازرگانی، این ناحیه از رونق افتاد (دباغ، ١(٢) / ٣٨٠). در عصر عثمانیان از ١٩٠٠م این ناحیه كه مركزش نیز بئرالسبع نام داشت، یكی از شهرستانهای استان غزه به شمار میرفت (نخله، I / ٣٠٤-٣٠٥؛ شراب، ٢١١). در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ م بهرغم دفاع ساكنان بئرالسبع و مقابلۀ نیروهای عرب، این شهرستان به دست اسرائیلیها افتاد و اینان از آن پس به تأسیس آبادیهای یهودینشین در اینجا دست زدند (ابوسمور، ٦٧) و كوشیدند قبایل ساكن یا كوچندۀ در بئرالسبع را ــ كه در حیات سیاسی و اقتصادی آن نقش مهمی داشتند ــ بیرون برانند، یا محدود سازند (فلاح، ٨٩؛ برای نام قبایل، نک : قطب، ٤٣٣).
جمعیت ناحیه بئر السبع در ١٣١٠ش / ١٩٣١م، ٠٨٢‘٥١ نفر بود كه ٩٨١‘٤٧ نفر آنان كوچرو و مسلمان بودند (دباغ، ١(٢) / ٣٣٠). در اواخر سلطۀ انگلیس شمار ساكنان این ناحیه به حدود ١٠٠ هزار نفر رسید كه ٩٣٤‘٩١ نفر از آنها را بومیان تشكیل میدادند (همو، ١(٢) / ٣٣١؛ ابوسمور، ٣٩). در ١٩٤٨ م این رقم به ٧٠٠‘٥٣ نفر كاهش یافت (هداوی، و پس از آن، جمعیت یهودی ناحیه روی به افزایش نهاد (قطب، ٤٢٨؛ ابوسمور، ٤٠).
فعالیت كشاورزی در این ناحیه به ریزش سالانۀ باران بستگی دارد. در نقاطی كه از آب چاه تغذیه میشوند، درختان نخل كشت شده است (نحال، ١٣٤). جو، گندم و هندوانه از مهمترین محصولات این ناحیه است (دباغ، ١(٢) / ٣٣٥-٣٣٦) و از دهۀ ١٩٣٠ م اهالی علاوه بر آن، به تولید محصولاتی چون انگور، انجیر، بادام و برخی دیگر از میوهها و سبزیها نیز میپرداختند (ابوسمور، ٥٣). دامداری و پرورش طیور نیز از مهمترین فعالیتهای اقتصادی اهالی به شمار میآید (همو، ٥٣ -٥٤؛ دباغ، ١(٢) / ٣٣٩).
فعالیتهای صنعتی در بئرالسبع تا قبل از ١٩٤٨م شامل برخی صنایع دستی و محلی مثل قالیبافی، پشمریسی و تولید لبنیات بود (ابوسمور، ٥٨). پس از این تاریخ، كارخانههای صنعتی در آبادیهای یهودینشین تأسیس شد (كارمُن، ٢٧٤). با كشف و استخراج نفت در اسدود (واقع در شمال نقب)، این ناحیه به صورت حلقۀ اتصال انتقال خط لولههای نفت میان اسدود و ایلات درآمد (ابوسمور، ٥٩).
شهر بئر السبع
این شهر با ارتفاع ٢٧٥ متر از سطح دریا در °٣٤ و ´٤٧ طول شرقی و °٣١ و ´١٤ عرض شمالی، در ٧٥ كیلومتری جنوب غرب بحرالمیت قرار گرفته است (دباغ، ١(٢) / ٣٤٣). بئر السبع پس از تلابیب، یافا، بیتالمقدس و حیفا یكی از شهرهای مهم و بزرگ فلسطین به شمار میآید («دائرة المعارف جدید خاورمیانه»، I / ٣٣٩).
آب این شهر از آبهای سطحی چون وادی بئر السبع كه در شرق این شهر جاری است (كارمن، ٢٧٣) و منابع آب زیرزمینی (چاهها) تأمین میشود (دباغ، ١(٢) / ٣٥٦)؛ علاوه بر اینها، سدی در وادی ابوسماره ساخته شده است («راهنما ... »، ٢٤٩؛ موسوعه ... ، ١ / ٤٧٣) و یك ایستگاه آب شیرینكن نیز در این محل وجود دارد (كارمن، ٩٣).
تل باستانی بئر السبع در ٤ كیلومتری شمال شرقی شهر جدید واقع است (پرلمن، ١٩٣؛ جودائیكا، IV / ٣٨٣) كه از هزارۀ ٤ قم مسكونی بوده است (كارمن، ٢٧٤؛ قس: اَوی ـ یوناح، و قدیمیترین ساكنان آن را كنعانیان و عمالقه تشكیل میدادند (دباغ، ١(٢) / ٣٧٧). در عهد عتیق از این شهر به عنوان جنوبیترین محل سرزمین كنعانیان و نقطۀ مقابل دان (محلی در شمالیترین قسمت این سرزمین) یاد شده است (داوران، ١:٢٠). بئر السبع جایی است كه حضرت ابراهیم (ع) در آنجا سكنا گزید و به كشاورزی پرداخت (تكوین، ١٩:٢١، ٣١، ٣٢) و پسرش اسحاق نیز در همانجا به دنیا آمد (همان، ١٤:٢١-١٧).
در سدۀ ١٢قم ساكنان بئرالسبع در مقابل حملۀ یهودیان به سختی مقاومت كردند، ولی به هر حال در طی دورانهای مختلف این شهر مدتها زیر سلطۀ آشوریان، بابلیان، ایرانیان، یونانیان و رومیان قرار گرفت (دباغ، ١(٢) / ٣٧٩). در دورۀ سموئیل نبی بئر السبع احتمالاً مركزیت اداری و مذهبی داشت و بنا به تمایل مردم، شائول به عنوان شاه در آنجا تاجگذاری كرد (سموئیل، ٢:٨ بب ؛ پرلمن، ١٩٢). بئرالسبع در دورۀ رومیان دژی مستحكم و نظامی به شمار میآمد و پادگانی در آن جای داشت (اسمیث، ١٩؛ الستن، ٢٠٥؛ اوی ـ یوناح، همانجا). در همین دوره بئر السبع اسقفنشین مسیحی به شمار میآمد (همانجا).
در سدۀ ٣م پس از آنكه راههای تجاری سرزمین و قلمرو نبطیان متروك شد و ایرانیان به جای مسیر تجاری هند و یمن با پترا، راه خلیج فارس و فرات را گشودند، بئر السبع از رونق افتاد (دباغ، ١(٢) / ٣٨٠؛ ابوسمور، ١٣).
در آغاز اسلام بئر السبع اولین صحنۀ درگیری میان عربها و رومیان بود كه با پیروزی مسلمانان گروهی بزرگ از عربها در آنجا ساكن شدند (ابوعبید، ٣ / ٧١٧- ٧١٨؛ دباغ، ١(٢) / ٣٨١). در زمان امویان بئرالسبع یكی از شهرهای مهم فلسطین به شمار میآمد (یاقوت، ٣ / ٣٤). در جنگهای صلیبی این شهر به سبب دوری راه، از یورشها مصون ماند و زمانی كه آنان بر بیت جبرین دست یافتند، به اشتباه آن را بئر السبع به شمار آوردند (اسمیث، ١٦٤). از قرن ٩ ق / ١٥ م اكثر ساكنان بئر السبع مهاجرت كردند و به همین سبب، در منابع آن دوره نامی از این شهر دیده نمیشود (دباغ، ١(٢) / ٣٤٦)، تا آنجا كه در اوایل سدۀ حاضر این محل به روستایی كوچك تبدیل شد (پرلمن، ١٩٠).
حكومت عثمانی در ١٩٠٠م شهر جدید بئر السبع را در جنوب غربی شهر كهن بنا نهاد (دباغ، همانجا؛ فلاح، ٩٢). در این دوره دو مجلس، یكی برای ادارۀ شهرستان (قضا) بئر السبع، مركب از ٥ تن از شیوخ قبایل ساكن منطقه، و دیگری مجلس شهرداری با شركت ٥ نفر از بزرگان تأسیس گردید (همو، ٩٢، ٩٤؛ ابوسمور، ٤٣). در جنگ جهانی اول (١٩١٤- ١٩١٨م) بئر السبع به صورت پایگاه اصلی ارتش ترك و آلمان درآمد ( جودائیكا، IV / ٣٨٤). در ١٩١٧م به رغم مقاومت نیروهای عثمانی، این شهر به دست متفقین افتاد («راهنما»، ١١٩؛ كارمن، همانجا). از این زمان تا ١٩٤٨م حكومت انگلیسی فلسطین بر این شهر نیز تسلط داشت (فلاح، ٩٩؛ ابوسمور، ١٧).
در ١٩٤٨م پس از پایان دولت قیمومت، مبارزان فلسطینی از بئرالسبع، كاروانهای نظامی صهیونیستها و برخی از آبادیهای آنان را مورد حمله قرار دادند (همانجا)، ولی در همان سال نیروهای صهیونیستی، بئرالسبع را نیز تصرف كردند (همو، ١٨؛ دباغ، ١(٢) / ٣٦١). در همین سال، صهیونیستها ساكنان بومی را راندند و یهودیان را اسكان دادند (ابوسمور، ٤٠؛ بریتانیكا، I / ٩٣٠؛ جودائیكا، IV / ٣٨٥)، تا جاییكه بخشبزرگی از جمعیت امروز این شهر را مهاجرانی یهودی از شمال افریقا، عراق، هند، رومانی، لهستان، مجارستان و آمریكای جنوبی تشكیل میدهند (همانجا).
توسعۀ راههای ارتباطی میان بئرالسبع با شهرهای بزرگ، از ابتدای شكلگیری این شهر ــ خاصه پس از ١٩٤٨م ــ سبب توسعه و شكوفایی تجاری و اقتصادی آنجا گردید. در زمان سلطۀ انگلیس خط آهن بئر السبع ـ رفح افتتاح شد و چون این خط در جنگ ویران شد، خط آهن دیگری كه بئر السبع را به وادی صرار مرتبط میساخت، احداث كردند (ابوسمور، ٤٥). در ١٣٣٧ ش / ١٩٥٨ م با تأسیس بزرگراه بئر السبع ـ ایلات، این دو محل از طریق صحرای نقب به همدیگر متصل گردید (كوك، ٧٠)؛ و در ١٣٤٤ش / ١٩٦٥م خط آهن میان بئر السبع ـ دیمونا به اتمام رسید (دباغ، ١(٢) / ٣٦٢). توسعۀ راهها و موقعیت خاص این شهر موجب شد كه بئرالسبع از نظر بازرگانی اهمیت خاص بیابد («دائرةالمعارف جدید خاورمیانه»، I / ٣٣٩). با آنكه مردم در اطراف این شهر به طور محدود به كشاورزی میپردازند، ولی كمبود محصولات كشاورزی همواره یكی از مهمترین مشكلات ساكنان این شهر به شمار میآمده است (ابوسمور، ٤٦)؛ از اینرو، سازمان تحقیقات صحرایی دیمونا به منظور بهبود اوضاع كشاورزی، اقداماتی از جمله استفاده از نیروی خورشیدی به عمل آورده است (كارمن، ٢٧٥).
فعالیتهای صنعتی بئر السبع تا قبل از ١٩٤٨ م شامل برخی صنایع كوچك مثل روغنكشی و تولید برخی از اسباب و لوازم سادۀ منزل بود (ابوسمور، ٤٧)، ولی پس از آن، صنایع بزرگی مثل تولید مواد ساختمانی، استخراج معدن، همچنین تولید وسایل بهداشتی، پزشكی، شیمیایی، سرامیكسازی و از همه مهمتر صنعت نساجی در این شهر شكل گرفت (كارمن، ٢٧٤؛ جودائیكا، نیز «دائرةالمعارف جدید خاورمیانه»، همانجاها) كه بیشتر این واحدها مواد اولیۀ خود را از نقب تأمین میكنند (پرلمن، همانجا).
آموزش تا قبل از ١٩٤٨ م تا حدود متوسطه و منحصراً در مدارس دولتی انجام میگرفت (دباغ، ١(٢) / ٣٥٧- ٣٥٨؛ ابوسمور، ٤٨-٤٩). امروزه مركز تحقیقات بیولوژیكی و دانشگاه بن گورین از مهمترین مراكز تحقیقاتی ـ آموزشی این شهر به شمار میآید (گارودی، ٥٦١؛ فلسطینیات، ١٣؛ بریتانیكا، همانجا). مراكز بهداشتی ـ درمانی این شهر نیز قابل توجه است («راهنما»، I / ٢٣٥؛ پرلمن، همانجا).
براساس حفاریهای باستانشناسان فرانسوی (از ١٩٥١ تا ١٩٦٠م) قدیمیترین لایهها در این محل، به دوران آهن باز میگردد («دائرةالمعارف جدید باستانشناسی»، I / ١٦٧). یافتههایی نیز از دوران آهك به دست آمده است (همان، I / ١٦١). در حفاریهای سال ١٩٦٩م، ابزار فلزی، برخی لوازم تزیینی منزل و بقایایی از سفالهـای متعلـق بـه دورۀ آهـن و رومیـان (اوی ـ یوناح، ٤٢) و همچنین آثاری متعلق به سدههای ١٢ و ١١قم به دست آمده است («دائرةالمعارف جدید باستانشناسی»، I / ١٦٨). حفاریهای باستانشناسان نقشهای از شهر با دیوارها و دروازههای آن نشان میدهد كه در میان آنها بقایایی از بناهای دورۀ ایرانیان و دورۀ هلنی با سنگفرشها و كتیبههای یونانی به چشم میخـورد (اوی ـ یوناح، همانجا).
از ویژگیهای باستانی این شهر، وجود جادهای در اطراف شهر به موازات دیوارها بود. علاوه بر این، شهر شبكۀ نهر بندی مجهزی نیز داشت (پرلمن، ١٩٥). بقایایی از یك كتیبۀ متعلق به سدههای ٤ و ٣قم (همو، ١٩٤)، و آثار دژهایی كه توسط ایرانیان و یونانیان ساخته شده، هم به دست آمده است (همو، ١٩٥). علاوه بر اینها، خرابههای باستانی بیرصفد، بیرمطر و خربۀ بیطار با آثاری از دورانهای كهن، در نزدیكی بئر السبع قرار دارند (ابراهیم، ٥٣؛ «دائرةالمعارف جدید باستانشناسی»، I / ١٦١).
مآخذ
ابراهیم، معاویه، «فلسطین من اقدم العصور الی القرن الرابع قبل المیلاد»، موسوعۀ خاص، ج ٢؛
ابوسمور، حسن، قصة مدینة بئر السبع، تونس، المنظمة العربیة للتربیة و الثقافة؛
ابوعبید بكری، عبدالله، معجم مااستعجم، به كوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
دباغ، مصطفى مراد، بلادنا فلسطین، الخلیل، ١٩٨٥م؛
شراب، محمدمحمد، معجم بلدان فلسطین، دمشق، ١٩٨٧م؛
طبری، تاریخ؛
عهد عتیق؛
فلاح، غازی، الفلسطینیون المنسیون، قدس، ١٩٨٩م؛
فلسطینیات، به كوشش انیس صایغ، منظمة التحریر الفلسطینیة، مركز الابحاث؛
قطب، اسحاق یعقوب، «التركیب الاجتماعی للشعب الفلسطینی»، موسوعۀ خاص، ج ١؛
گارودی، روژه، فلسطین ارض الرسالات الالهیة، ترجمۀ عبدالصبور شاهین، قاهره، ١٩٨٦م؛
موسوعۀ عام؛
نحال، محمد سلامة، جغرافیة فلسطین، بیروت، ١٩٦٦م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Avi-Yonah, M., «Beersheba», Archaeology, Jerusalem, ١٩٧٤;
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
Cooke, H.V., Israel, London, ١٩٦٠;
Elston, R., Palestine and Syria, Edinburgh, ١٩٢٩;
Encyclopedia of the Modern Middle East, New York, ١٩٩٦;
Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠;
Judaica;
Karmon, Y., Israel a Regional Geography, London, ١٩٧١;
The Middle East Intelligence Handbooks, ١٩٤٣-١٩٤٦ (Palestine and Transjordan), London, ١٩٨٧;
Nakhleh, I., Encyclopedia of Palestine Problem, New York, ١٩٩١;
The New Encyclopedia of Archaeological Excavations in the Holy Land, New York, ١٩٩٢;
Pearlman, M. and Y. Yannai, Historical Sites in Israel, Jerusalem, ١٩٧٧;
Smith, G.A., The Historical Geography of the Holy Land, London, ١٩٧٤.
لیلا رضایی