دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٢ - بلغارستان
بلغارستان
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٧ مهر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُلْغارِسْتان، کشوری در جنوب شرقی اروپا، و در بخش شرقی شبه جزیرۀ بالکان. این کشور با مساحت ٩١٢‘١١٠کمـ٢، میان °٤١ و ´١٤ تا °٤٤ و ´١٢ عرض شمالی، و °٢٢ و ´٢١ تا °٢٨ و ´٣٦ طول شرقی قرار دارد («دائرةالمعارف اسلام...»، VI / ٣٩١؛ اطلاعاتی...، ١؛ نیز نک : «بلغارستان») و مرکز آن شهر صوفیه است. این کشور از شمال به رومانی، از غرب به صربستان و مونتنگرو و مقدونیه، از شرق به دریای سیاه، از جنوب به یونان و از جنوب شرقی به بخش اروپایی ترکیه محدود است (همانجا؛ شاملویی، ٦٩١؛ محجوب، ٨٥؛ لویس، ١١٠). مرز مشترک بلغارستان با یونان ٤٩٤ کمـ ، با مقدونیه ١٤٨ کمـ ، با رومانی ٦٠٨ کمـ ، با صربستان و مونتنگرو ٣١٨ کمـ ، و با ترکیه ٢٤٠کمـ است («بلغارستان»). جمعیت این کشور را در تیر ١٣٨١ / ژوئیۀ ٢٠٠٢،٣٣٧،٦٢١،٧ نفر نوشتهاند (همانجا).
در اواخر سدۀ ١٩م که جمعیت بلغارستان اندکی بیش از ٢ میلیون نفر بوده، شمار مسلمانان ٠٦٠‘٥٧٨ ذکر شده که اندکی بیش از یک چهارم کل جمعیت آن کشور را تشکیل میداده است (سامی، ٢ / ١٣٤٥؛ شاملویی، ٦٩٣)، ولی در ١٣٧٣ش / ١٩٩٤م نسبت شمار مسلمانان (با جمعیتی حدود ٠٠٠‘٢٠٠‘١ نفر) به کل جمعیت کشور به ١٥٪ رسیده (لویس، همانجا)، و در ١٣٧٧ش / ١٩٩٨م به ١ / ١٢٪ کاهش یافته است (نک : «بلغارستان»). اقوام مسلمان بلغارستان را گروهی از بلغارهای ساکن اراضی کوهستانی رُدُپاخ در جنوب غرب کشور تشکیل میدهند. اینان از اخلاف بلغارهایی هستند که در دوران حکومت عثمانی اسلام آوردند. این گروه به زبان بلغاری سخن میگویند (نک : ه د، بلغار). گروه دیگر ترکها، و گروه سوم کولیها هستند (BSE٣, III / ٤٧٧). افزون بر اینها، علویان در منطقۀ دُبروجا و دِلیاورْمان سکنى دارند که به «علیجانی» یا «قزلباش» معروفند و شمارشان بسیار اندک است (دانشنامه...، ٤ / ٦٣).
بلغارهای ساکن بلغارستان را شاخهای از بلغارهای ساکن اطراف رود ولگا دانستهاند که در سدۀ ١ق / ٧م به محدودۀ سواحل رود دانوب کوچ کردند و راه سرزمین بالکان را در پیش گرفتند (نک : ه د، بلغار). فرمانروای آنان شخصی به نام کووْرَت (کوبرت) بود که ظاهراً تا ٥٩ق / ٦٧٩م بر مسند قدرت تکیه داشت (گومیلف، و توانست ٣ گروه از بلغارها را متحد سازد و در رأس هر یک از این گروهها، یکی از فرزندان خود ــ با نامهای باتبای، کتراگ و اَسپروخ ــ را بگمارد (آرتامونف، ١٦٦؛ IA, II / ٧٩٦).
بنابر نوشتۀ تئوفانس، باتبای در محل بلغارهای اطراف رود ولگا باقی ماند و تابعیت خزران را گردن نهاد و در اواخر سدۀ ١ق خراجگزار آنان بود (نک : آرتامونف، همانجا). گروه تابع باتبای بلغارهای ناحیۀ کوبان را تشکیل دادند و به بلغارهای سیاه شهرت یافتند (همو، ١٧٢)؛ اما اسپروخ از چنگ خزران گریخت و روانۀ سواحل رود دانوب شد. دربارۀ زمان حرکت گروه تابع اسپروخ، اختلافنظر وجود دارد. بعضی زمان حرکت آنان را پس از مرگ کوورت در ٥٩ق نوشتهاند (گومیلف، (گومیلف، همانجا؛ IA, II / ٧٩٦-٧٩٧). بههرروی، آنان که شامل سواران زبدۀ بسیاری بودند، از رود دانوب گذشتند و در جزیرهای که میان ٦ شاخۀ رود پدید آمده بود، مستقر شدند؛ سپس از ساحل راست دانوب نیز عبور کرده، در نزدیکی کوسْتانْدین استقرار یافتند. خزران نیز که از تعقیب بلغارها عاجز مانده بودند، به سرزمین خود بازگشتند و اراضی بلغارهای فراری را به تصرف خود آوردند (آرتامونف، ١٧٢, ١٧٤-١٧٥, ٤٧٢).
کنستانتین چهارم، امپراتور بیزانس (حک ٤٨-٦٥ق / ٦٦٨-٦٨٥م) در آغاز به مقابلۀ بلغارهای تابع اسپروخ شتافت و عرصه را بر آنان تنگ کرد، ولی پس از مدتی بیمار شد و سپاهیان او بیسرپرست ماندند؛ در نتیجه، بلغارها در ٥٩ق به سپاهیان وی حملهور شدند و آنان را درهم شکستند و تا دبروجای کنونی پیش تاختند و سراسر اراضی میان رود دانوب و شبه جزیرۀ بالکان را به تصرف آوردند و اسلاوهای ساکن این سرزمین را تابع خود کردند (همو، .١٧٢-١٧٣)

اسپروخ با ٧ قبیله از قبایل اسلاو متحد شد و دیگر قبایل اسلاو را نیز تابع خود کرد. وی از ٦٠ق در رأس دولت اسلاو ـ بلغار قرار گرفت که سرزمین وی به بلغار یا (بلغارستان) شهرت یافت. این دولت از سوی امپراتوری بیزانس به رسمیت شناخته شد و مرز آن تا رود دانوب و سواحل دریای سیاه امتداد یافت و شهر پلیسکا بهصورت تختگاه آن درآمد (BSE٣، همانجا). هنگامی که یوستی نیانوس دوم، امپراتور بیزانس از سوی رقیبان خود زیر فشار قرار گرفت، از بلغارهای اطراف رود دانوب یاری خواست و با کمک آنان توانست بر قسطنطنیه مسلط شود و در ٨٦ق / ٧٠٥م به پادشاهی بازگردد (آرتامونف، .(١٩٦-١٩٧
از رویدادهای مهم سرزمین بلغارستان پس از اسپروخ، حاکمیت کروم خان (١٨٧- ١٩٨ق / ٨٠٣-٨١٤م) است. وی آوارها را درهم شکست و اراضی آنان را در تراکیه، و نیز شهرهای سِرْدیک (در شمال صوفیۀ کنونی) و آدریانوپولیس را به تصرف آورد. در ١٩٧ق بلغارها با تصرف مقدونیه، حدود ١٢ هزار نفر از اهالی آدریانوپولیس (ادرنۀ کنونی) را اسیر کردند و به نواحی شمالی رود دانوب فرستادند و تا قسطنطنیه پیش تاختند (BSE٣، همانجا؛ آرتامونف، .(٣٤١-٣٤٢ در عهد فرمانروایی بوریس اول (٢٣٨-٢٧٦ق / ٨٥٢-٨٨٩م) مسیحیت به میان بلغارها و اسلاوهای متحد آنان راه یافت و در ٢٥١ق / ٨٦٥م بهعنوان دین رسمی شناخته شد. در ٢٨١ق / ٨٩٤م دو برادر به نامهای سیریل و متودیوس خط و کتابت جدیدی را برای زبان اسلاوی ــ که رو به گسترش داشت ــ پدید آوردند و از آنپس، زبان اسلاوی به زبان کلیسایی و دولتی بلغارها بدل گشت (بریتانیکا، II / ٣٥٨؛ BSE٣، همانجا).
در اواخر سدۀ ٣ق / ٩م لئون ششم، امپراتور بیزانس برای مقابله با بلغارها از سران قوم مجار کمک خواست و شماری زورق برای آنان فرستاد. مجارها در مسیر رود دانوب دست به غارت و کشتار زدند. سیمون که از ٢٨٠ق شاه بلغارها شده بود، به مقابله شتافت، ولی مغلوب شد. مجارها تا تختگاه دولت بلغار پیش تاختند و غنایم و اسیران بسیار به چنگ آوردند. سپس به رومیان حملهور شدند. سیمون با تقاضای صلح مجارها را آرام کرد و در عین حال، از طریق آنان از رومیان انتقام گرفت (آرتامونف، .(٣٤٧-٣٤٨ آگاهیهایی دربارۀ بلغارها، مجارها و روسها در دست است که اغلب مورد هجوم پچناکها قرار میگرفتند. نخستین آگاهی در این باره مربوط به سال ٣٠٢ق / ٩١٥م، و خبر دیگر متعلق به ٣٠٨ق / ٩٢٠م است. دولت بیزانس در این زمان از وجود پچناکها برضد بلغارها و روسها بهره میجست (همو، ٣٥٢، نیز حاشیۀ .(٦٩ در ٣٣٢ق / ٩٤٤م گروهی از پچناکها بار دیگر به بلغارهای ساکن اطراف رود دانوب حمله کردند (همو، .(٣٨٠
نخستین دورۀ دولت بلغارستان که از ٦٠ق / ٦٨٠م آغاز شده بود، تا ٤٠٩ق / ١٠١٨م ادامه یافت (BSE٣، همانجا). در دورۀ دوم حکومت بلغارستان (اوایل سدۀ ٥ق / ١١م تا اواخر سدۀ ٦ق / ١٢م)، این کشور زیر سلطۀ امپراتوری بیزانس بود. در ٥٨٢ق / ١١٨٦م دو برادر به نامهای کلوپیر و آسِن دولت بلغاری اولاق را تأسیس کردند که مرکز آن شهر تیرنُوا بود. ١٠ سال بعد، پیر کشته شد و پس از آن، آسن به قتل رسید. دولت اولاق بلغار که تراکیه و مقدونیه را در تصرف داشت، در ٦٣٨ق / ١٢٤١م به سبب جنگهای داخلی رو به ضعف نهاد و ناگزیر مناطق یاد شده را به امپراتوری ازنیق روم واگذار کرد (اوزون چارشیلی، .(I / ١٨٨
در ٦٣٩ق باتو، فرزند جوجی با لشکریان مغول از رود دانوب گذشت و وارد بلغارستان شد (بروکلمان، .(٢٤٩ پس از آن تا سدۀ ٨ق / ١٤م گاه خیزشهایی در بلغارستان برضد سلطۀ بیزانس روی میداد (BSE٣, III / ٤٧٨). از اوایل سدۀ ٨ق رقابت میان بلغارها و صربها اوج گرفت، چنانکه در ٧٣٠ق / ١٣٣٠م به جنگ منجر گردید (اوزون چارشیلی، همانجا). در اواسط سدۀ ٨ق نواحی شمال شرقی بلغارستان از آن سرزمین جدا شد و به صورت شاهزادهنشین دبروجا درآمد (BSE٣، همانجا).
آغاز تاریخ اسلام در بلغارستان را سدۀ ٨ق دانستهاند (لویس، ١١٠). نخستین لشکرکشی عثمانیها به تراکیۀ شرقی و عبور از دریای مرمره در ٧٢١ق / ١٣٢١م روی داد که حدود ١٨ ماه به درازا کشید؛ سپس مهاجمان به آناتولی بازگشتند؛ متعاقب آن نیز ترکان چند بار به شبه جزیرۀ بالکان و اراضی بلغارستان حمله کردند (اوزون چارشیلی، .(I / ١٥٥
در ٧٦٢ق / ١٣٦١م سلطان مراد اول شهر بیزانسی آدریانوپولیس را تصرف کرد و جای پایی در رود ماریتْسا به دست آورد و راه فتح بلغارستان و سرزمینهای اطراف آن را هموار کرد. سپاهیان عثمانی در ٧٦٤ق شهر فیلیپوپولیس (شهر پُلْودیوِ کنونی) در بلغارستان را پس از محاصرۀ طولانی فتح کردند (لویس، ١١١). در ٧٦٦ق آن بخش از اراضی بلغارستان که در اختیار ایوان الکساندر، شاه آن سرزمین باقی مانده بود، با مرگ وی میان دو فرزندش، ایوان شیشْمان و ایوان اِستراتیسیمیر تقسیم شد و دو دولت پادشاهی در آن اراضی برقرار گردید (اوزون چارشیلی، I / ١٨٩-١٩٠؛ BSE٣، همانجا).
در ٧٨٨ق / ١٣٨٦م سپاهیان عثمانی شهر و ایالت صوفیه را فتح کردند (فریدون بک، ١ / ١٠٨-١٠٩). در سالهای ٧٩٠-٧٩١ق / ١٣٨٨- ١٣٨٩م لشکریان عثمانی چند شهر دیگر بلغارستان ازجمله پرُوادیا (پراوادی)، وِنْچَن، مادِرا، شومْنی (شومِن)، و متعاقب آن وارْنا را به تصرف درآوردند. در نتیجۀ این پیروزی، شیشمان وادار به اطاعت شد (EI٢, I / ١٣٠٣).
بایزید اول (ایلدرم بایزید) در ٧٩٥ق / ١٣٩٣م نیرویی را به فرماندهی فرزند ارشدش، سلیمان به بلغارستان فرستاد و در نتیجۀ پیکار او، وِلیکو تورنُوْ، تختگاه قدیم بلغارستان پس از محاصرهای طولانی سقوط کرد (لویس، همانجا؛ «دائرةالمعارف اسلام»، .(VI / ٣٩٧ ٣ سال پس از این پیروزی، جنگ دیگری در ٧٩٨ق درگرفت که در نتیجۀ آن ویدین سقوط کرد و بلغارستان ضمیمۀ دولت عثمانی شد (همان، نیز BSE٣، همانجاها؛ سامی، ٢ / ١٣٤٦؛ اوزون چارشیلی، .(I / ١٩٣-١٩٤
با سقوط دولت بلغارستان مهاجرت شهروندان مسلمان آناتولی به سرزمین بلغارستان شدت گرفت. گروه کثیری از این مسلمانان، از جمله کارمندان، سربازان، کشاورزان، دامپروران و عشایر ترکمان و تاتار به بلغارستان کوچ کردند و در شهرها و شهرکهایی چون کارنوبات، پازارجیک و نووی خان مستقر شدند. این مهاجرت وسیع نیازمند پیریزی زندگی به شیوۀ اسلامی بود. مسلمانان به احداث مساجد، کاروانسراها و دیگر بناها دست زدند که سبک بنای آنان متأثر از شیوۀ معماری اسلامی عهد سلجوقی بود. نخستین بناها، از جمله مسجد تکگنبدی «اسکی جامع» در اِستارا زاگورا متعلق به سال ٨١٢ق / ١٤٠٩م، مسجد جامع ٩ گنبدی در پلودیو، و مسجد شریف خلیل پاشا (تومبول جامع) در شومن که تا چندی پیش بزرگترین مسجد اروپا در ادرنه بود، نمودار گسترش اسلام در بلغارستان است (لویس، ١١١). به عنوان نمونه در ٨٥٩ق / ١٤٥٥م در فیلیپه در برابر ٦٠٠ خانوار مسلمان مقیم این شهر تنها ٥٠ خانوار غیر مسلمان وجود داشت (EI٢، همانجا).
از سدۀ ٩ق / ١٥م تا نیمۀ دوم سدۀ ١٢ق / ١٨م بلغارستان که ضمیمۀ دولت عثمانی شده بود، به صورت یکی از بیگلربیگیهای (استانهای) امپراتوری عثمانی درآمد. اراضی بلغارستان در تملک دولت عثمانی قرار گرفت و بخشی از اراضی آن به سپاهیان واگذار شد. در سدههای ٩-١٠ق، یکسوم اراضی بلغارستان با عنوان «خاص» در اختیار سلطان قرار گرفت. مالکان اراضیی که مسلمان شده بودند، همچنان زمینها را در تملک خود نگاه میداشتند. کشاورزان افزونبر بهرۀ مالکانه، یکدهم (عشر) محصول خود را به دولت میدادند. آن گروه از رعایا که مسلمان نبودند، جزیه میپرداختند. در نتیجه، گروه کثیری از مردم به اسلام روی آوردند. به ویژه در ردپاخ، مقدونیه و نواحی شمال شرقی بلغارستان، مردم به صورتی انبوه اسلام را پذیرا شدند (BSE٣, III / ٤٧٨).
با ضعف دولت عثمانی در نیمۀ دوم سدۀ ١٠ق / ١٦م که حاصل پیکارهای پیدرپی در اروپا و آسیا بود، در بلغارستان خیزشهایی برضد آن دولت روی داد که از آن جمله است: خیزش تیرنُف در ١٠٠٦ق / ١٥٩٨م و ١٠٩٧ق / ١٦٨٦م، خیزش چیپْرُف در ١٠٩٩ق و قیام کارْپوشُو در ١١٠٠ق (همان، .(III / ٤٧٩ پس از انقلاب سال ١٢٠٣ق / ١٧٨٩م روحیۀ انقلابی با سیاست اسلاوگرایی در آمیخت و موجب تشکیل کمیتههای «عصیان» شد («دائرةالمعارف اسلام»، همانجا). هدف این کمیتهها کسب استقلال بود که از جانب دولت روسیه حمایت میشد.
در ١٢٥٧ق / ١٨٤١م در شهر نیش مردم بهسبب سنگینی مالیاتها شوریدند. این شورش از سوی دولت سرکوب شد، ولی زمینه را برای شورش سال ١٢٦٥ق / ١٨٤٩م در شهر ودین فراهم آورد که آن نیز به سختی درهم شکست (همانجا). در ١٢٨٧ق / ١٨٧٠م حوزۀ کلیسایی بلغارستان پدید آمد که از پشتیبانی دولت روسیه برخوردار بود. در ١٢٩٣ق / ١٨٧٦م شورش بزرگی در بلغارستان روی داد که با فرستادن ١٨ هزار سپاهی به سختی سرکوب گردید (همان، IV / ٣٩٧-٣٩٨). همین حادثه مستمسکی برای جنگ سالهای ١٢٩٤-١٢٩٥ق میان روسیه و عثمانی شد.
به موجب پیمان سان استفانو در ١٨٧٨م، «بلغارستان بزرگ» امیرنشینی خودمختار و مشتمل بر قسمت بزرگی از مقدونیه شد. این پیمان بعدها در کنگرۀ برلین مورد تجدیدنظر قرار گرفت (BSE٣, III / ٤٨٠؛ دایرةالمعارف...، ١ / ٤٤١؛ «دائرةالمعارف جدید...»، .(II / ٤٥١ در حدود سال ١٢٩٣ق در شهرهای فیلیپه، ودین، شومن،
روسْجوق، رازگراد، وارنا، پلِوْنه، عثمانْ بازار، اسکی جمعه و ینی زاغرا مسلمانان اکثریت اهالی را تشکیل میدادند (EI٢, I / ١٣٠٤). کثرت مهاجرت ترکان به بلغارستان به اندازهای بود که در ١٢٩٤ق از مجموع اهالی این سرزمین ٥٥٪ ترک و ٤٥٪ بلغار بودند («دائرةالمعارف جدید»، همانجا). پس از پایان جنگهای روس و عثمانی، حدود یک میلیون ترک بلغارستان را ترک گفتند، ولی چند صد هزار نفر از سوی روسها و بلغارها به آن سرزمین فرستاده شدند (همانجا).
در ١٢٩٦ق بر اساس مفاد پیمان سان استفانو، شهر صوفیه به عنوان تختگاه شاهزادهنشین بلغارستان اعلام شد. شاهزادهنشین دیگری نیز به نام روم ایلی شرقی که شهر پلودیو مرکز آن بود، خودمختاری یافت، ولی همچنان تابع دولت عثمانی باقی ماند (BSE٣, III / ٤٨٠).
در ١٢٦٦ق / ١٨٥٠م یکسوم جمعیت سرزمین بلغارستان مسلمان بودند که حدود ٥٠٠ هزار نفر آنان را پوماکها (مسلمانان بلغاری زبان) تشکیل میدادند. حتى در ١٢٩٥ق در بسیاری از شهرهای مهم چون وارنا، پلودیو و پلونه، اکثریت با مسلمانان بود. در صوفیه نیز اقلیت بزرگی از مسلمانان سکنى داشتند. پس از جنگ کریمه دولت عثمانی گروه کثیری از مسلمانان را در این نواحی اسکان داد. جمعیت اینان به ٣٥٠ هزار تن میرسید که ١٠٠ هزار تن از آنان تاتار، و ٩٠ هزار تن چرکس بودند (کتانی، ٥٣).
در ١٣٠٢ق / ١٨٨٥م در پلودیو شورش بزرگی از سوی کمیتۀ مرکزی سری انقلابی بلغارستان روی داد که زمینه را برای وحدت روم ایلی شرقی با بلغارستان فراهم آورد (BSE٣, III / ٤٨١). پس از استقلال بلغارستان در ١٣٢٦ق / ١٩٠٨م موج جدیدی از مسلمانان کشور را به سوی آناتولی ترک گفتند. این امر سبب کاهش شمار مسلمانان از ٥٠٪ جمعیت در ١٣٠٣ق / ١٨٨٦م، به ١٣٪ در ١٣١٨ش / ١٩٣٩م (یعنی حدود ٨٥٨ هزار نفر) شد (کتانی، همانجا).
در ١٣٢٦ق با خیزش ترکان جوان، دولت بلغارستان اعلام کرد که به امپراتوری عثمانی وابسته نیست؛ سپس بعد از جنگهای بالکان در ١٣٣٠-١٣٣١ق / ١٩١٢-١٩١٣م، استقلال بلغارستان استوارتر شد (BSE٣، همانجا). در ذیقعدۀ ١٣٣٣ / اکتبر ١٩١٥ بلغارستان به طرفداری از آلمان به صف متحدین در جنگ جهانی اول برضد متفقین پیوست (همانجا؛ اطلاعاتی، ١٩)، ولی با شکست آلمان به موجب پیمان نویی٢ در ١٣٣٧ق / ١٩١٩م قسمت جنوبیِ دبروجا، و در نتیجه، دسترسی به دریای اژه را از دست داد (همان، ١٩-٢٠).
در ١٣١٥ق / ١٨٩٧م برای نخستینبار رابطۀ سیاسی و کنسولی میان بلغارستان و ایران برقرار گردید. پس از جنگ جهانی اول چون بلغارستان از متحدان محور آلمان ـ ایتالیا ـ ژاپن بود، روابط سیاسی دو کشور قطع شد، ولی بار دیگر در ١٣١٣ش / ١٩٣٤م برقرار گردید (همان، ٤٩-٥٠). در ١٣٢٣ش / ١٩٤٤م نظام حکومتی بلغارستان از پادشاهی بهجمهوری تغییر یافت و این کشور «جمهوری دموکراتیک خلق بلغارستان» نام گرفت (BSE٣, III / ٤٨٣). در ١٣٤٠ش / ١٩٦١م رابطۀ سیاسی ایران با دولت جدید برقرار شد ( اطلاعاتی، ٥٠).
اختلاف شدید بلغارها و ترکان، در روابطِ دولت آن کشور با ترکان و ترکی زبانانِ مسلمان، و نیز مسلمانان بلغار، بیتأثیر نبود. دشمنیهایی که طی چند قرن پدید آمده بود، موجب اعمال فشار بر مسلمانان، و بعضی محرومیتهای اینان شد (نک : کتانی، ٥٥) و برخی از مؤسسات اسلامی از صورت مذهبی خارج شدند؛ به عنوان نمونه، میتوان از مسجد جامع بزرگ صوفیه یاد کرد که به موزۀ باستانشناسی ملی بدل شد (لویس، ١١٢).
امروزه از دیدگاه سیاسی، مسلمانان وضع روشنی ندارند. دو حزب سوسیالیست (کمونیست سابق) و جناح راستگرای اتحاد نیروهای دموکراتیک اغلب علایق نژادی و مذهبی اقلیتها را نادیده میگیرند. در قانون اساسی جدید بلغارستان نیز برای احزاب سیاسیِ متکی بر نژاد و مذهب، جایی دیده نمیشود؛ اما «نهضت حقوق و آزادی» که سومین حزب بزرگ کشور به رهبری احمد دوغان است، از اقلیت ترک و مسلمان کشور حمایت میکند (همانجا، نیز ١١٣).
در شهریور ١٣٧٢ / سپتامبر ١٩٩٣ کتابخانۀ ملی بلغارستان نسخههایی از قرآن کریم را که برخی از آنها به خط بلغاری نوشته شده است، به نمایش گذاشت. گفتنی است که قدیمترین نسخۀ ارائه شده در این نمایشگاه متعلق به ٦٦٩ق / ١٢٧١م بود (همو، ١١٢).
از آثار معماری اسلامی بلغارستان میتوان به مسجد ٤٠٠ سالۀ بانیاباشی، مسجد جامع بزرگ صوفیه و جامع محمدپاشا یا مسجد سیاه اشاره کرد (همانجا).
مآخذ
اطلاعاتی دربارۀ کشور جمهوری مردم بلغارستان، وزارت امور خارجه، تهران، ١٣٥٢ش؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧٧ش؛
دایرةالمعارف فارسی؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شاملویی، حبیبالله، جغرافیای کامل جهان، تهران، ١٣٦٧ش؛
فریدون بک، منشآت السلاطین، استانبول، ١٢٧٤ق؛
کتانی، علی، اقلیتهای مسلمان در جهان امروز، ترجمۀ محمدحسین آریا، تهران، ١٣٦٨ش؛
لویس، استفن، «اسلام در بلغارستان»، ترجمۀ اعظم هدایتی، میراث جاویدان، تهران، ١٣٧٣ش، س ٢، شم ٢؛
محجوب، محمود و فرامرز یاوری، گیتاشناسی کشورها، تهران، ١٣٦٦ش؛
نیز:
Artamonov, M. I., Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢;
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
Brockelmann, C., History of the Islamic Peoples, London, ١٩٥٩;
BSE٣;
»Bulgaria«, The World Factbook, www. cia. gov / cia / publications / factbook / print / bu.html;
EI٢;
Gumilev, L. N., Drevnie Tyurki, Moscow, ١٩٦٧;
IA;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢;
UzunçarŞılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٧٢;
Yeni Türk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٥.
عنایتالله رضا