دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٧٤ - اتل
اتل
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَتِل، نام دیگر رود ولگا و نیز نام شهری در كنار این رود كه زمانی تختگاه خزران بود.
رود اتل
نام باستانی این رود در جغرافیای رومی «را» آمده است (BSE٢, VIII / ٦٠٣؛ پاولی، ذیل را). موردواهای (موردوین) فنلاند اكنون نیز رود ولگا را «راو» یا «رائو» مینامند (ماركوارت، ٣٧٨، حاشیۀ ٤). در روم شرقی (بیزانس) رود ولگا را «روس» مینامیدند (پاولی، همانجا). ابن حوقل ٢ / ٣٨٨) این رود را نهرالروس واتل، و ادریسی (٢ / ٨٣١) نهرالروس معروف به اثل نوشته است. ریشۀ این كلمه از زبان فنلاندی است و اسكیثهای (سكاها) جنوب روسیه برای این رود نام خاص خود را داشتند. یونانیان اطراف دریای سیاه در سدۀ ٦ قم این نام را شنیده بودند و رود مزبور را «او آروس» مینامیدند. در اوستا رود مزبور «وئورو» آمده كه به معنای پهن و وسیع است. بعدها تركان آن را به «اتل» ترجمه كردند. واژۀ فنلاند «را» از واژۀ سكایی ـ ایرانی «راها» گرفته شده كه در اوستا «رانها» و در ریگ ودا «راسا» آمده است (پاولی، ماركوارت، همانجاها). این نام در متون عربی و فارسی بهصورت اتل و اتیل و در منابع عبری به چند شكل آمده است (نک : دنلوپ، ٩١، حاشیۀ ٨). كاشغری این رود را اَتِل نوشته و حتی در وصف آن اشعاری آورده است، ولی مطالب او دربارۀ اقوام ساكن اطراف این روند ناروشن است (١ / ٧٠). بلغارهای كرانۀ ولگا رود مزبور را اتیل، تاتارهای ولگا ادل و چوواشها ادل مینامند (دانشنامه). در سدههای میانه در نوشتههای مؤلفان ایرانی و غرب رود ولگا اتل نامیده میشد. امروز نیز تاتارها، باشقیرها، چوواشها و بعضی اقوام تركی زبان، رود ولگا را ایتیل مینامند. ابوالفدا همانند ادریسی رود مزبور را نهرالائل نوشته است (ص ٣٦). در مآخذ ارمنی سدۀ ٧ م اتل بهصورت آتل آمده است (آرتامونوف، ٢٣٤). مینورسكی به نقل از ماركوارت مینویسد كه مردم هنگری (مجارها). رودن دُن را اِتول مینامیدند (ص ١٦٢). مسعودی اتل را نهرالخزر نیز نامیده است ( التنبیه، ٦٢). ولی در اثر دیگر وی، مروج الذهب، به تبعیت از نسخههای خطی، نام مزبور به صورت آمل قید شده است (١ / ٢٠٠، ٢٠٦، ٢٠٨). گمان میرود نام آمل حاصل خطای كاتب یا كاتبان باشد، زیرا در چاپ مروج الذهب به تصحیح شارل پلا (بیروت، ١٩٦٥ م)، صورت صحیح آن آتل قید شده است (موحد، ٢٨٣).
اتل (ولگا) از رودهای بزرگ جهان و بزرگترین رود در قارۀ اروپاست. طول این رود ٦٩٠‘ ٣ كم بوده كه پس از احداث مخزن بزرگ آب درمسیر آن به ٥٣٠‘ ٣ كم تقلیل یافته است. حوضۀ این رود ٠٠٠‘٣٦٠‘١ كم٢ است. اتل از ارتفاعات والدای (٢٢٨ متر از سطح دریا) نزدیك روستای ولگوور خوویه (ولگای بالا) استان كالینین سرچمشه میگیرد و پس از طی راهی دراز در ناحیۀ آستاراخان (ه م) به دریای خزر میریزد (BSE٢;
BSE٣, V / ٢٩٣، همانجا).
اصطخری دربارۀ ورود آبهای اتل به دریای خزر مینویسد كه این رود چون به دریا میرسد، دو روز راه دریا طی میكند و بر آب دریا غلبه دارد، چنانكه به سبب شیرینی در میان دریا به زمستان یخ میبندد و رنگ آن از رنگ دریا متمایز است (ص ٢٢٢؛ نیز نك : ابنحوقل، ٢ / ٣٩٣). اتل حدود ٢٠٠ سرچمشه دارد. شمار سرچشمههای چپ آن بیشتر و پر آبتر از سرچشمههای راست آن است. ١٥١ هزار نهر و رودخانه به آن میپیوندند كه طول مجموع آن ٥٤٧ هزار كم است. حوضۀ این رود یك سوم دشت روسیه را فرا گرفته است(BSE٣، همانجا). عرض رود از ٢٦٠ تا ٨٥٠ متر و عمق آن از ٩ تا ١٢ متر و سرعت حركت آن ٤٠ تا ٧٠ متر در ثانیه است (BSE٢, VIII / ٦٠٣). دربارۀ سرچشمۀ رود اتل نوشتههای مؤلفان اسلامی خالی از تشویش نیست. به نوشتۀ اصطخری (همانجا) رود اتل از حد قرقیز خارج میشود و از آنجا به كیماك و سرزمین غز و سپس به بلغار میرود و در حدود برطاس (برتاس، برداس) به دریای خزر میریزد. از این مطالب به سهولت میتوان دریافت كه جغرافینگاران اسلامی در آن زمان آگاهی كافی از شمال روسیه و سرچشمۀ رود اتل نداشتند. برای آنان راه آبی اتل از حدود سرزمین بلغار و خزر تا مصب آن شناخته شده بوده است (BSE٢, VIII / ٦١١). آنان رود كاما را مجرای علیای اتل تصور میكردند (بارتولد، V / ٩٨) و از ارتفاعات والدای در شمال روسیه آگاهی نداشتند. مآخذ سریانی سدۀ ٦ م از وجود خزران و بلغارها در جنوب روسیه خبر دادهاند. چه بسا آن زمان دولت خزر هنوز در مسیر سفلای رود ولگا استقرار نیافته بود (همو، V / ٢٦٩). بلغارها كه منشأ آنان به نوشتۀ بارتولد روشن نیست، در اوایل سدههای میانه دو دولت تشكیل دادند: یكی در كرانۀ ولگا و دیگری در كرانۀ دانوب. نام بلغارها نخستین بار در سدۀ ٦ م در نوشتۀ منسوب به «زكریای سخنور» (ح ٥٥٥ م) آمده است (همو، V / ٥٠٩؛ كستلر، ٢٦). در حدود ٥٥٨ م توركوتها به حدود رود اتل رسیدند (آرتامونوف، ٦٥). در نیمۀ سدۀ ٦ م اوگورها به دشتهای اطراف اتل درآمدند و در ناحیهای سكنی گرفتند كه به نوشتۀ تئوفیلاكتوس سیموكاتس، رود تیل از آنجا میگذرد و تركان آن را «قارا» مینامیدند (همو، ٧٦). وضع جغرافیایی اتل سبب شد كه از سدۀ ٨ م به عنوان راه بازرگانی كسب اهمیت كند. همین امر موجب گردید كه جغرافینگاران به روسیه نیز بذل توجه كنند. اصطخری (ص ٢٢٠) و ابن حوقل (٢ / ٣٩٨) به گذر این رود از سرزمین روسیه اشاره دارند.
پچنگها (بجنك = پچناگ) ابتدا در نواحی شرقی رود اتل به سر میبردند، ولی چنانكه از مآخذ بیزانسی معلوم شده است، در اواخر سدۀ ٩ م به جنوب روسیه كوچ كردند. آن زمان مسیر وسطا و سفلای رود اتل درتصرف بلغارها و خزران بود. در سدههای ٩ و ١٠ م مراكزی چون شهرهای اتل، بلغار، نووگورود، روستوف ـ سوزدال و مورُم از دیدگاه بازرگانی نقش عمدهای داشتند. طبق نوشتههای روسی متعلق به سدۀ ١٠ م و آثار مؤلفان اسلامی سدههای ١٠ و ١١ م (٤ و ٥ ق) و نیز دیگر مآخذ، اسلاوها (در نوشتههای عربی = روسها) نه تنها از مسیر وسطا و سفلای اتل میگذشتند، بلكه به شهر اتل و از آنجا به دریای خزر میرفتند (BSE٢، همانجا). ابن فضلان كه در ٣١٠ ق / ٩٢٢ م برای آشنا كردن بلغارها به آیین اسلام به دیار آنان سفری داشته، از رود اتل یاد كرده و فاصلۀ تختگاه شاه بلغار را تا آن، یك روز راه نوشته است (ص ٩٣). این نكته مؤید وجود بلغارها در كرانۀ رود اتل بوده است. وی همچنین به رفتوآمد روسها در اتل اشاره دارد، ولی از شهر آنها نام نمیبرد. اومی افزاید كه روسها از شهر خودشان میآیند و كشتیهای آنان در اتل كه نهر بزرگی است، لنگر میاندازند (ص ١٠١-١٠٢). از این نوشته میتوان دریافت كه روسها نیز در كنار اتل شهری داشتند كه بیگمان در مناطق شمالیتر از منطقۀ بلغارها واقع شده بود. ابن فضلان همچنین از شهر بزرگی در كنار رود اتل یاد كرده كه جایگاه پادشاه خزز بود (ص ١١٥).
در سدۀ ١١ م از اهمیت بازرگانی رود اتل كاسته شد. حركت روسها به سوی مناطق وسطا و سفلای مسیر ولگا به كندی صورت گرفت. در سدۀ ١٣ م اندكی پیش از حملۀ مغول، روسها به منطقهای كه رود اوكا به اتل میپیوندد، رسیدند. در اینجا شهر نیژنی نووگورود (نووگورود زیرین) پی افكنده شد كه در دروان حكومت شوروی به شهر گوركی تغییر نام داد (بارتولد، V / ٦٧). در همین سده پس از هجوم مغولان و تاتاران، امپراتوری اردوی زرین (نک : ه د آلتین اردو) تأسیس یافت كه شهر سرای بزرگ یا سرای باتو در ١٢٥٤ م در كنار رود اتل بهعنوان پایتخت آنان بنا شد. بعدها از شهر دیگری به نام سرای بركای یاد شده كه آن را سرای جدید نامیدند. بنای این شهر را در حدود سال ١٢٦٠ م نوشتهاند (BSE٣, XXII / ٥٨٨).
هجوم مغول و تاتار رابطۀ اقتصادی اتل را با دیگر مناطق قطع كرد. تنها در مسیر شمالی و نواحی نووگورود، تور ولادیمیر ـ سوزدال بازرگانی هنوز رونقی داشت. از سدۀ ١٤ م بازرگانی رونق پیشین را بازیافت و نقش شهرهایی چون غازان، نیژنی نووگورود وآستاراخان فزونی گرفت (همان، V / ٢٩٤). آفاناسی نیكیتین بازرگان اهل تور در ١٤٦٦ م از راه اتل به دریای خزر رفت و اطلاعاتی از این رود به دست داد (ویتاشفسكایا، ٣٦-٤١). ایوان مخوف در اواسط سدۀ ١٦ م خاننشینهای غازان و آستاراخان را به تابعیت روسیه درآورد و این نیز سبب ایجاد وحدت در سرزمینهای مسیر اتل، زیر نظر روسیه شد. پس از تصرف آستاراخان از سوی سپاهیان روس در ١٥٦٦ م، شهرهای بزرگ جدیدی چون سامارا، ساراتف و تزاریتسین (ولگا گراد كنونی) پدید آمدند. آدام اولئاریوس در ١٦٣٦ م اطلاعاتی دربارۀ مسیر سفلای رود ولگا ارائه كرده است. رفته رفته با گسترش نفوذ روسیه، تاتارها و تركان، نواحی اطراف ولگا را ترك گفتند و جایگاههای خود را به روسها واگذاردند. شهرهای تازۀ اسلاوی ـ روسی در سواحل ولگا (اتل) پدید آمد كه از آن جملهاند شهرهای سامارا (كه از ١٩٣٥ م كویبیشف نام گرفت)، اوفا و سیمبیرسك كه زادگاه ولادیمیر اولیانوف (لنین) بود و پس از مرگ وی در ١٩٢٤ م به نام وی اولیا نوفسك نامیده شد (BSE٣، همانجا). بدین ترتیب اتل نه تنها راه ارتباط میان مركز و جنوب روسیه شد، بلكه زمینه را برای نفوذ روسها در دریای خزر نیز فراهم آورد. پس از انقلاب روسیه، كوشش مسلمانان ساكن میان اتل و اورال به منظور تأسیس كشور « ادل ـ اورال» در ١٩١٧- ١٩١٨ م بینتیجه ماند (دانشنامه).
شهر اتل
این شهر مركز سرزمین خزر بوده است (ابن حوقل، ٢ / ٣٨٩). دربارۀ تختگاه خزر نظریات محققان متفاوت است. بعضی بَلَنْجَر در دامنۀ شمالی قفقاز را نخستین پایتخت امپراتوری خزر نوشتهاند (كستلر، ٦٢). دراین محدوده میان سپاهیان اسلام به فرماندهی سلمان ابن ربیعۀ باهلی و خزران پیكار روی داد (بلاذری، ٢٩٢-٢٩٣)، مؤلفان مسلمان از سمندر نیز به عنوان تختگاه كهن خزر یاد كردهاند. این شهر ظاهراً در دامنۀ كوههای قفقاز نزدیك سریر قرار داشت، ولی محل دقیق آن تاكنون مشخص نشده است (آرتامونوف، ٢٣٤). مسعودی حدود تغییر تختگاه خزر از سمندر به اتل را پس از پیكار خزران با مسلمانان نوشته است (مروج، ١ / ٢٠٠). آرتامونوف مؤلف كتاب «تاریخ خزر» این نظر مسعودی را موثق نمیداند. وی معتقد است كه هنگام لشكركشی جراح بن عبدالله حَكَمی در ١٠٤ ق / ٧٢٢ م و فتح بلنجر و دیگر نواحی خزر، سمندر ظاهراً همچنان پایتخت خزر بود و احتملاً به سبب حملات پیدرپی مسلمانان، تختگاه خزران به شهر البیضاء در مسیر سفلای رود اتل انتقال یافت (همانجا؛ نیز نک : ابن اثیر، ٥ / ١١١-١١٣).
این شهر در ٧٣٧ م (١١٩ ق) مقر خاقان بود (آرتامونوف، همانجا). در داستان مربوط به حملۀ مروان بن محمد به خزر در ١١٩ ق ازشهر البیضاء به عنوان مقر خاقان یاد شده است (ابن اثیر، ٥ / ٢١٥). بارتولد مینویسد خزر در جنوب غرب در منطقۀ داغستان با سرزمین خلافت هم مرز بود و اغلب درگیریهایی میان خزران و مسلمانان روی میداد. به سبب همین برخوردها ملوك خزر ناگزیر از ترك تختگاه پیشین خود در داغستان شدند و شهر جدیدی را در دهانۀ رود ولگا بنا نهادند (V / ٦١). ابن خردادبه از ٣ شهر خزر به نامهای خَمْلیج، بلنجر و البیضاء یاد كرده است (ص ١٢٤). گروهی از محققان، خلمیج را یكی از نامهای اتل دانستهاند (آرتامونوف، ٢٧٢؛ جودایئكا، III / ٨٣٢-٨٢٤). به نوشتۀ ابن رسته (ص ١٣٩) دو بخش تختگاه خزر سارعَشِن و هَبْ نَلْع یا حسلع (بدون نقطه) بوده است. دخویه (ص ١٣٩) با احتمال آن را به خلمیج نزدیك دانسته است (نیز نک : آرتامونوف، ٣٩٤). گردیزی نیز از دو شهر بزرگ خزران به نامهای سارغش و ختلغ یاد كرده است (ص ٢٧٢ و حاشیههای ٨ و ٩). حسلع (بدون نقطۀ) كتاب ابنرسته بیشباهت به ختلع در كتاب گردیزی نیست. این بخشها در نوشتۀ بكری نیز تا اندازهای مشابه نوشتۀ گردیزی است (مینورسكی، ٣١٠؛ آتارمونوف، ٣٩٥). همۀ اینها از مأخذی متعلق به گذشتۀ دور منشأ گرفتهاند كه به عقیدۀ آ. یو. یاكویوفكسی، ساراشن (مینورسكی آن را با سَقْسین برابر دانسته) و خان بالغ بوده است (مینوركسی، ٣٠٧-٣١١؛ آرتامونوف، همانجا). هر گاه حسلع (بدون نقطه) در کتاب ابنرسته را به صورت خَنْبَلِغ نقطهگذاری کنیم که بیشباهت به نام هَبْ نَلَع در همان کتاب نیست (همانجا)، آنگاه میتوان گمان برد كه كه نام مزبور تصحیفی از خان بالغ بوده باشد. مینورسكی به نام خان بالغ اشاره كرده است. این اصلاح از سوی هارتمن صورت گرفته، ولی او نام مزبور را به صورت قبغ بالغ آورده است كه درست به نظر نمیرسد (مینوركسی، ٣١١).
نام تمامی تختگاه خزر از سوی هیچ یك ازمؤلفان اسلامی به روشنی نیامده است (آرتامونوف، همانجا). گروهی از مؤلفان اسلامی تختگاه خزر را اتل نامیدهاند. نوشتۀ اصطخری در این مورد روشن است. او مینویسد خزر نام قوم است و تختگاه آن اتل نامیده میشود كه از رودی به همین نام است (ص ١٠). ابن حوقل از تختگاه خزر با دو نام اتل و خزران یاد كرده است (٢ / ٣٨٩). ساراشن و خان بالغ در كدام ساحل رود اتل قرار داشتند و كدام یك از آنها به نوشتۀ ابن حوقل اتل و خزران بودهاند؟ آرتامونوف مینویسد با توجه به اهمیت نام خان بالغ یا «شهر خان» كه بخش غربی بدان نامیده شده است، میتوان چنین پنداشت كه «خزران» منطبق بر ساراشن (به معنای شهر زرد) بوده و این همان است كه در متون عربی به احتمال زیاد با نام البیضاء آمده كه به مفهوم [شهر] سپید است. متأسفانه دلیل مستقیمی كه نشان دهد بخش غربی، خان بالغ و بخش شرقی، ساراشن نامیده میشده است، وجود ندارد. احتمالاً نام عربی البیضاء با نام سارکل (ساری = زرد) میتواند هماهنگی داشته باشد (آرتامونوف، همانجا و حاشیۀ ٢٠). میتوان گفت كه نامهای خان بالغ و ساراشن قدیمتر از نامهای اتل و خزران بوده است، زیرا كه دو نام نخستین را در مآخذ سدۀ ٣ ق / ٩ مییابیم، حال آنكه نامهای اتل و خزران متعلق به سدۀ ٤ ق / ١٠ م است كه ضمناً تمامی تختگاه خزر با نام اتل مشخص میگردد كه در سدۀ ٢ ق / ٨ م البیضاء نامیده میشود.
این شهر در سدۀ ٣ ق / ٩ م از مراكز بازرگانی شد و در سدۀ ٤ ق / ١٠ م به اوج شكوفایی رسید (همو، ٣٩٦). دربارۀ بخشهای اتل میان مؤلفان تفاوت نظر وجود دارد. ابن فضلان شهر را شامل دو قسمت نوشته است (ص ١١٥). اصطخری (ص ٢٢٠) و ابن حوقل (همانجا) نیز مشابه نظر ابن فضلان را ابراز داشتهاند، ولی مسعودی شهر را شامل ٣ قسمت دانسته است. وی مینویسد كه اتل كه اكنون شاه خزر آنجا اقامت دارد، ٣ قسمت است ورودی بزرگ آنها را از هم جدا میكند. این شهر بر دو سوی رود است و میان رود جزیرهای است كه مركز مملكت آنجاست و قصر ملك میان این جزیره است (مروج، ١٠ / ٢٠٠-٢٠١). این نظر با نوشتۀ یوسف شاه خزران كه تاریخ نگارش آن را پس از ٩٥٤ م (٣٤٣ ق) و پیش از ٩٦١ م (٣٥٠ ق) دانستهاند، نزدیك است (كستلر، ٧٩). یوسف در نامهای به یكی از اشراف اسپانیا، تختگها خود رابا ذكر جزئیات و طول و عرض چنین تصویر كرده است: در این منطقۀ تحت فرمان من ٣ شهر وجود دارد ... در یكی از آنها شهبانو باخاصگان و خدمتكاران سكنى دارند. طول و عرض این شهر با حومه و روستاهای وابسته به آن ٥٠ در ٥٠ فرسنگ است. در این شهر یهودان، پیروان اسماعیل (مسلمانان) و مسیحیان مسكن گزیدهاند. كسانی دیگر از اقوام و قبایل نیز در این شهر زندگی میكنند. شهر دوم همراه با حومۀ آن دارای طول و عرضی به مقیاس ٨ در ٨ فرسنگ است. در شهر سوم من همراه با شاهزادگان و اشراف و برزگان و نزدیكان و خدمتكاران به سر میبرم. این شهر چندان بزرگ نیست. طول و عرض آن ٣ در ٣ فرسنگ است. من در جزیرۀ كوچكی سكنى دارم. مزرعه و تاكستان و همۀ آنچه مورد نیاز من است. در همین جزیرۀ كوچك نهاده است (آرتامونوف، ٣٩٣-٣٩٤). به نوشتۀ اصطخری (همانجا) و ابن حوقل (٢ / ٣٨٩-٣٩٠) هر یك از دو بخش اتل به طول یك فرسنگ بوده است. این رقم به مراتب كمتر از اندازهای است كه یوسف در نامۀخود بدان اشاره كرده است. گمان میرود
این رقم صرفاً شامل ابعاد شهر بدون در نظر گرفتن حومه و نواحی تابع آن باشد.
طبق نوشتۀ مؤلفان اسلامی اتل شهر بزرگی دارای بناهایی با فواصل بسیار به صورت خانههای چوبی، چادرهایی از پشم و نیز خانههای گلی اندكی بوده است. گمان میرود مشابهتهایی میان این بناها و خانههای كشف شده در ساركل وجود داشته است (آرتامونوف،٣٩٦). منطقهای كه این شهر در آن قرار داشته و از دیدگاه باستانشناسان از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است، به سبب ایجاد تأسیسات هیدروالكتریك زیر آب رفت (كسلتر، ٥٩). تنها قصر و قلعۀ شاه در محلی دورتر از ساحل رود در جزیره قرار داشت و گویا میان جزیره و ساحل از قایقها پلی ساخته بودند (مسعودی، آرتامونوف، همانجاها؛ BSE٣, XI / ٥٣). اصطخری مینویسدكه قصر شاه از آجر است و جز این كوشك در همۀ ولایت عمارتی از آجر پخته نیست و نگذارند كه دیگر كسان چنان بنایی از آجر بسازند (ص ٢٢٠). شهر درختان بسیاری داشت و دارای بازارها، گرمابهها، كنیسه، كلیسا وحدود ٣٠ مسجد و مدرسه برای آموختن قرآن بود. در شهر مسجد جامعی با منارههایی بلندتر از كاخ شاه وجود داشت. ارتباط میان بخشهای شهر در دو سوی رود با زورقها انجام میگرفت. سراسر شهر با دیوارها محصور بوده است. مقدسی دیوار اتل را با دیوار گرگانج (اورگنج) قیاس كرده و از آن بزرگتر دانسته است. شهر ٤ دروازه داشت كه یكی از آنها به رود اتل گشوده میشد (مقدسی، ٣٦٠-٣٦١؛ اصطخری، ابن حوقل، همانجاها؛ آرتامونوف، ٣٩٦-٣٩٧). ابن حوقل مقر شاه و سپاهیانش را در بخش غربی شهر میداند (٢ / ٣٨٩).در بخش شرقی شهر بازرگانان و پیشهوران و جز آنان میزیستند. بیشتر مردم این بخش شهر را مسلمانان تشكیل میدادند. شمار اینان، بجز كسانی كه در سپاه خدمت میكردند، بیش از ١٠ هزارنفر بود. شمار یهودیان، مسیحیان و بتپرستان نیز اندك نبود. اسلاوها و روسها از زمرۀ بتپرستان بودند. خزرها عمدتاً در بخش غربی شهر میزیستند و بسیاری از اینان پیرو آیین یهود بودند. مسعودی (مروج، ١ / ٢٠١) شاه، درباریان و خدمتكاران او را از زمرۀ یهودیان دانسته است. ظاهراً گارد شاهی خزر كه بخش بزرگی از آنان را مسلمانان تشكیل میدادند، در این بخش اقامت داشتند (همانجا؛ ابن حوقل، ٢ / ٣٩٠؛ آرتامونوف، ٣٩٧). در ٣١٠ ق / ٩٢٢ م شاه خزر خبر یافت كه در یكی از سرزمینهای اسلامی، مسلمانان كنیسهای را ویران كردهاند، از این رو فرمان داد منارۀ مسجدی را فرو ریزند و مؤذن آن را بكشند، ولی از بیم آنكه مبادا همۀ كنیسهها در بلاد اسلام ویران شوند، از ویران كردن مسجد خودداری كرد (یاقوت، ٢ / ٤٤٠؛ بارتولد، V / ٦٠٠).
محل شهر اتل تاكنون به صورتی كاملاً دقیق مشخص نشده است. اصطخری آن را كنار رودی به همین نام و فاصلۀ آن تا سمندر را ٨ روز راه و فاصلۀ سمندر تا دربند (باب الابواب) را ٤ روز راه نوشته است (ص ٢٢٧). مشابه این رقم را ابن حوقل نیز ذكر كرده است (٢ / ٣٩٨). آرتامونوف شهر اتل را در دو سوی مسیر سفلای ولگا دانسته و با استناد به محاسبۀ یوسف شاه خزران، آن را حدود ١٢٠ كم بالاتر از آستاراخان در ناحیۀ ینوتایفكا سلیتریانویه كه ویرانههای نخستین تختگاه تاتاران شهر سرای باتو در آن كشف شده، مینوشته است (ص ٣٩٠)، در جودائیكا محل شهر در ١٤٤ كیلومتری شمال آستاراخان آمده است (III / ٨٢٤). در ١٩٥٩ م در ساحل راست ولگا و ساحل چپ آختویا و ناحیۀ ینوتایفكا سلیتریانویه حفاریهای باستانشناسی انجام شد، ولی نشانههایی از اتل به دست نیامد (آرتامونوف، ٣٩٠-٣٩١).
از روایات روسی آگاهیهایی به دست میآید مبنی بر اینكه چند قوم اسلاو تا نیمۀ دوم سدۀ ٩ م خراجگذار ملوك خزر بودهاند. روسها در سدۀ ٩ م ضرباتی بر اقوام جنوبی وارد آوردند. برخورد میان این اقوم امری ناگزیر بود. آنان در آغاز با موافقت ملك خزر به اقوام جنوبی حمله بردند و وعده كردند بخشی از غنایم را به وی تسلیم كنند، ولی بعدها فرمانروای خزر به اتباع مسلمان خود اجازه داد كه هنگام بازگشت روسها به آنان حمله برند. در این حمله به تقریب همۀ روسها كشته شدند. در این ماجرا مسیحیان اتل نیز با مسلمانان همراه بودند (مسعودی، همان، ١ / ٢٠٥- ٢٠٨؛ بارتولد، V / ٦٢). در ٩٦٥ م (٣٥٤ ق) فرمانروای كیف به سرزمین خزر حمله برد و شهر اتل را ویران كرد (همو، V / ٦٣؛ BSE٣, XI / ٥٣). ابن حوقل تاریخ حملۀ روسها به خزر را ٣٥٨ ق نوشته است (٢ / ٣٩٣). گرچه روسها از اتل بیرون رفتند و ظاهراً سرزمین خزر مدتی به صورت متزلزل به حیات خود ادامه داد، ولی اتل هرگز صورت پیشین را بازنیافت و در نوشتهها نیز ذكری از آن به میان نیامد.
مآخذ
ان اثیر، الكامل؛
ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به كوشش دخویۀ، لیدن، ١٩٣٩ م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المساك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩ م؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٨١ م : ابن فضلان، احمد، سفرنامه، ترجمۀ ابوالفضل طباطبایی، تهران، ١٣٤٥ ش؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به كوشش دوسلان، پاریس، ١٨٤٠ م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧ م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، ترجمۀ محمد توكل، تهران، ١٣٦٧ ش؛
دانشنامه؛
دخویه، مقدمه و حاشیه بر الاعلاق النفیسة (نک : هم ، ابن رسته)؛
كاشغری، محمود، دیوان لغات الترك، استانبول، ١٣٣٣ ق؛
كستلر، آرتور، خزران، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، ١٣٦١ ش؛
گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
مسعودی، علی، التنبیه والاشراف، لیدن، ١٨٩٣ م؛
همو، مروج الذهب، به كوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٥ م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦ م؛
موحد، محمدعلی، ملحقات بر خزران (نک : هم ، كستلر)؛
مینورسكی، و.، حواشی و تعلیقات بر حدود العالم، ترجمۀ میرحسین شاه، كابل، ١٣٤٢ ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Artornonov, M. I., Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢;
Bartold, V. V., Sochineniya, Moscow, ١٩٦٨;
BSE٢;
BSE٣;
Dunlop, D. M., The History of the Jewish Khazar, New York, ١٩٦٧;
Judaica;
Marquart, J., Osteuropäische und ostasiatische Streifzüge, Darmstadt, ١٩٦١;
Pauly;
Vitashevskaya, M. N., Sranstviya Afanasiya Nikitina, Moscow, ١٩٧٢.
عنایتالله رضا