دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٧ - چابهار
چابهار
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چابَهار، شهرستان و شهر بندری مهم در جنوب استان سیستان و بلوچستان.
سبب نامگذاری
نام چابهار را برگرفته از «چهار بهار» دانستهاند، بدین معنی که این سرزمین در ٤ فصل سال دارای آب و هوای بهاری است (غراب، ٩٨). تغییرات دما در فصلهای چهارگانۀ این شهر بسیار کم است و فرا رسیدن پاییز و زمستان در آن محسوس نیست. برگریزانِ پاییزی کمتر به چشم میخورد و درختان، سرسبزی خود را نسبتاً نگه میدارند. این سرسبزی همیشگی موجب تشبیه فصلهای آن به چهاربهار گردیده، و چهاربهار بهتدریج به صورت چابهار درآمده است ( جغرافیا ... ، ٣٩).
شهرستان چابهار
این شهرستان از شمال به شهرستان راسک، از شمال باختری به شهرستان نیک شهر، از باختر به شهرستان کنارک، از خاور به مرز ایران و پاکستان، و از جنوب به دریای عمان محدود است (نقشه ...). برپایۀ قانون تقسیمات کشوری در ١٣٨٧ش شهرستان چابهار شامل ٣ بخش به نامهای مرکزی، دشتیاری و پلان، ٧ دهستان، و دو شهر به نامهای چابهار و نگور بـوده است ( نشریه ... ، بش ) و در سرشماری ١٣٨٥ش، ٠١٧‘٢١٤ تن جمعیت داشته است («درگاه ... »، بش ).
دشت پهناور دشتیاری در نواحی خاوری شهرستان چابهار قرارگرفته است و آن را رود باهوکلات که بزرگترین رود این شهرستان به شمار میرود، آبیاری میکند. نواحی دیگر را ارتفاعات نهچندان بلندی مانند کوههای کروچ، گوزر و دیوانی فرا گرفته است که در میان آنها درهها و دشتهای گستردهای به چشم میخورد (جعفری، ٣٥٦).
آب و هوای شهرستان چابهار تحت تأثیر بادهای موسمی شبهقارۀ هند و در نتیجه بارانهای موسمی اقیانوس هند و جبهههای استوایی و جبهههای غربی با منشأ مدیترانهای قرار دارد. این شهرستان دارای تابستانهای گرم و طولانی و زمستانهای کوتاه و معتدل، و حداقل دما، بالای صفر است. به همین سبب رویش گیاهی تقریباً در تمام طول سال ادامه دارد. تغییرات آب و هوایی نیز در مقایسه با کرانههای غربی دریای عمان و کرانههای خلیج فارس بسیار اندک، و میانگین دمای سالانه ˚٢٦ تا ˚٤ / ٢٧ سانتیگراد است (افشار، ٩٥-٩٦). پوشش گیاهی در شهرستان چابهار شامل رستنیهایی مانند گز، چش (کرت)، بادام کوهی، بنه، کهور و جز آنها ست و شرایط آب و هوای گرم و مرطوب پرورش میوههای گرمسیری مانند موز، انبه، نارگیل و خربزۀ درختی را فراهم ساخته است (راهنمای ... ، ٧).
مردم بومی چابهار از ٤ طایفۀ چاکری، مید، شیری و لوری تشکیل شدهاند و به زبانهای بلوچی و فارسی سخن میگویند. آنها بیشتر به ماهیگیری، کشاورزی و باغداری میپردازند و صنایع دستی نیز مانند سوزندوزی، پولکدوزی، آیینهدوزی، قالیبافی، حصیربافی و لنجسازی در میانشان رواج دارد (همان، ٨). شهرستان چابهار دارای موقعیتی حساس و مهم است. این شهرستان در حدود ٣٠٠ کمـ مرز آبی دارد و خلیج چابهار آن را از موقعیتی استثنایی، در بیرون تنگۀ هرمز ودهانۀ اقیانوس هند برخوردار کرده است. همچنین از دیدگاه منطقهای نیز چابهار در ابتدای راههای زمینی ایران قرار دارد، و همواره دارای اهمیت سیاسی، نظامی و اقتصادی بوده است (افشار، ٦٩-٧١).
شهر بندری چابهار
این شهر در˚٦٠ و´٣٧ طول شرقی و ˚٢٥ و ´١٧ عرض شمالی و با ارتفاع ١٠ متر از سطح دریا در کنار خلیج چابهار و کرانۀ دریای عمان جای دارد (جعفری، همانجا) و در سرشماری ١٣٨٥ش دارای ٠٩٥‘ ٧٣ تن جمعیت بوده است («درگاه»، بش ). خلیج چابهار در مدخل غربی این شهـر، بـه شکل نیمدایرهای با عرض حدود ١٦ کمـ ، و در حدود ١٧ کمـ در خشکی پیش رفته، و امکان احداث بهترین بندرگاه را در اینجا فراهم کرده است. چابهار از خوش آب و هواترین بندرهای جنوبی ایران، گرمترین نقطۀ کشور در زمستان و نیز خنکترین بندر جنوبی در تابستان به شمار میرود (راهنمای، ٦-٧؛ چگینی، ٩١). در برخی از مآخذ تاریخی از چابهار به عنوان یک «بهشت» در سرزمینی خشک نام برده شده است (سفرنامه ... ، ٨٩؛ غراب، ٩٨).
بندر چابهار در برابر رأس کوه لعب عمان قرار دارد. وجود این برجستگی مانع وزش بادهای تند به خلیج چابهار شده است و آن را از دیدگاه کشتیرانی دارای موقعیتی ممتاز مینماید. ژرفای آب نیز به اندازهای است که کشتیهای نسبتاً بزرگ میتوانند به آن نزدیک شوند؛ در آنجا که ژرفا به ٥٠ متر میرسد، ناگهان با شیب تند ٥٠٠-٦٠٠ متر پایین میرود و بدینجهت کشتیها بدون بیم از توفانهای سخت و به گِل نشستن، تا نزدیک ساحل پیش میآیند. شهر چابهار در دشت نسبتاً همواری قرار گرفته است که شیب ملایمی به سوی دریا دارد و ساختمانهای اصلی و معتبر آن بر دامنۀ تپهای بلند ساخته شدهاند (یغمایی، ٩٨، ١٠٠). چابهار از طریق شبکۀ راههای زمینی از مسیرهای آسفالته به تهران، ایرانشهر، پاکستان، افغانستان، آسیای میانه، بندرعباس و کرمان میپیوندد و از نظر راههای هوایی، فرودگاه کنارک در ٤٥ کیلومتری آن قرار دارد (چگینی، ٩٢). امروزه (١٣٨٨ ش) ساخت فرودگاهی برای رونق بیشتر منطقۀ آزاد تجاری چابهار در دست اقدام است.
در ١٣٧٠ش در چابهار منطقۀ آزاد تجاری ـ صنعتی تأسیس گردید و بدینترتیب، چابهار به همراه کیش و قشم یکی از مناطق آزاد تجارتی کرانههای جنوبی کشور به شمار میرود. این منطقه که در شرق خلیج چابهار و در ٧ کیلومتری شهر قرار دارد، به فعالیتهای صنعتی، تجارتی، خدمات و ترانزیت میپردازد و با ارائۀ تسهیلات، جایگاهی برای سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی پدید آورده است. بندر چابهار از اهمیت ترانزیتی فراوانی برخوردار است. براساس برنامۀ تنظیمی، این بندر آمادۀ پهلوگیری کشتیهای ٠٠٠‘١٠٠ تنی میگردد و سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد، سازمان جهانی غذا و برخی دیگر از نهادها، آن را بهترین ناحیه برای دسترسی به بازار آسیای میانه و افغانستان اعلام کردهاند ( راهنمای، ١٦-١٧).
پیشینۀ تاریخی
چابهار پیشینۀ کهنی ندارد. این بندر تنها پس از ویرانی بندر باستانی تیس (ه م) یا تیز در ٩ کیلومتری شمال چابهار، نام و اعتبار یافته است (اقتداری، ٦٧٦؛ راهنمای، ٨). در حدود سال ١٢٠٧ق / ١٧٩٣م سیدسلطان، از منسوبان خاندان امامهای عمان، بر مسقط و دیگر بندرهای آن نواحی دست یافت و نخستین کاری که پس از تکمیل اقتدار خود انجام داد، این بود که گوادر، در کرانۀ دریای مکران را به تصرف درآورد و از آنجا به چابهار رفت و این بندر را نیز به متصرفات خود افزود (ویلسن، ١٨٨). در ١٢٨٩ق / ١٨٧٢م (در زمان سلطنت ناصرالدین شاه) چابهار توسط نیروهای مرکزی ایران بازپس گرفته شد؛ این مهم در زمان حکومت وکیلالملک دوم (مرتضى قلیخان)، والی کرمان به دست آمد (قائنی، ١٩٢-١٩٣؛ افضلالملک، ١٠٦). وزیری ضمن آنکه به تسخیر چابهار به دست این والی کرمان اشاره کرده، این بندر را از بزرگترین بندرها دانسته و افزوده است که پس از سلاطین آل قاورد (ه م)، هرگز ضمیمۀ حکومت کرمان نبوده است (ص٤١-٤٣).
پیش از فتح چابهار، سالها بود که شاهان قاجار این بندر را به امام مسقط اجاره داده بودند. در این روزگار انگلیسیها از دیدگاه استراتژیک و بازرگانی، چابهار را بسیار مهم میدانستند و اساساً مناطق جنوبی بلوچستان و کرانههای مکران را یکی از حساسترین حلقههای زنجیر دفاعی هندوستان تلقی میکردند و راضی نبودند که چابهار به دست ایرانیها باشد (سالار بهزادی، ١٣٧). عامل اصلی تسخیر چابهار یکی از افراد با کفایت ایرانی به نام ابراهیمخان بود که از سوی دولت ایران به حکومت بم، نرماشیر و بمپور گمارده شده بود. در این هنگام چابهار همچنان در دست عربهای مسقط و زیر نفوذ کامل انگلیس بود (همو، ١٢٢). ابراهیمخان با تصرف چابهار و بیرون راندن عربهای مستأجر از آنجا، انگلیسیها را در برابر عملی انجامگرفته قرار داد. این اقدامات توسط تهران تأیید شد و شاه ایران که از این اقدام ابراهیمخان خرسند بود، به او لقب سعدالدوله داد و تقدیرنامهای برایش فرستاد؛ اگرچه در نوشتههای ایرانی، برابر رویهای رایج، فتح چابهار به مقام برترِ ابراهیمخان یعنی وکیلالملک دوم (حاکم کرمان) نسبت داده شده است (همو، ١٣٨-١٤٠). به نوشتۀ میرزا مهدیخان قائنی در ١٢٩٢ق / ١٨٧٥م (یعنی ٣ سال پس از تسخیر چابهار)، این بندر ١٠٠ خانوار داشته، در حالی که پیش از این رویداد ٠٠٠‘١ خانوار در آنجا میزیستهاند. هنگامیکه سپاهیان ایران مأمور بازپسگیری چابهار شدند، ساکنان آنجا نخست از ترس درگیریها پراکنده گردیدند، اما سپس بهتدریج به شهر بازگشتند. وی افزوده است که اکنون بندر را به دین محمدخان سپرده اند و او متعهد شده است که آنجا را آباد کند (همانجا).
در ١٣٠١ق / ١٨٨٤م جمعیت چابهار به دو هزار خانوار و ٦ هزار تن رسید و دین محمدخـان ــ حـاکم آنجـا ــ ١٠٠ تن تفنگچی داشت ( تحولات ... ، ١٤٥). در سفرنامۀ بلوچستان (تألیف: ح ١٣٠٣ق) از دو قلعۀ چابهار سخن گفته شده است: نخست قلعهای به مساحت ١٠٠×١٠٠ ذرع که از سنگ و گِل بر فراز تپهای به بلندی ٢٠ ذرع برپا شده بوده، و در میان آن مسجدی کوچک با دو اتاق تودرتو وجود داشته که در آن زمان ویران بوده است؛ دوم قلعۀ دیگری درجانب شرقی قلعۀ نخست به مساحت ٥٠ ×٥٠ ذرع. خانوارهای ساکن چابهار پیرامون این قلعه تا سطح زمین و لب دریا زندگی میکردهاند. بیشتر غذای مردم از گوشت ماهی فراهم میشده، و داد و ستدشان کالاهایی بوده است که به مسقط و بنادر دیگر میبردند (ص ٨٩-٩٠). سایکس که در ١٣١٠ق / ١٨٩٢م به ایران سفر کرده، تنها از چند خانۀ محقر و شماری اندک از درختان و نیز از موقعیت طبیعی مناسب بندر چابهار سخن گفته است (ص٩٠).
چابهار به سبب دارا بودن موقعیت ویژه، افزون بر دولت انگلیس، مورد توجه روسیۀ تزاری نیز بوده است و هدف عمدۀ آنها این بود که بتوانند پایگاههای دریایی در خلیج فارس برپا نمایند و با تأسیس یک خط آهن سرتاسری در موقع لزوم نیروهای خود را به این منطقه برسانند (جناب، ١٢٠). روسها در ١٣١٨ق گروهی از متخصصان راهآهن خود را به ایران فرستادند. آنها از راه کرمان به چابهار رفتند و هدف نهاییشان آن بود که خط آهن سرتاسری قفقاز را به خلیج فارس بپیوندند. رئیس این گروه پیشنهاد کرده بود که راه آهن سرتاسری ایران از رشت آغاز شود و در چابهار پایان یابد (همو، ١٢٦- ١٢٨).
در ١٢٨٥ش چابهار ٢٨٠ خانه و ٢٠٠‘١ نفر جمعیت داشته، و تجارت عمدۀ مردم آن صادرات ماهی بوده است. در آن زمان بر گرد شهر دیواری برپا بوده که هنوز آثار ٣ قلعۀ کهن در آن دیده میشده است (سدیدالسلطنه، ٣٠١-٣٠٢). در ١٣١٢ش چابهار مانند دیگر بندرهای خلیج فارس، به علت عبور خط تلگراف هند و اروپا در اختیار انگلیسیها بود. آنها در بیشتر این نقاط دارای پایگاههای نظامی بودند و حتى کشتیهای ایرانی باید با پرچم انگلیس وارد آنجا میشدند. پس از تشکیل نیروی دریایی ایران در ١٣١١ش، نخستینبار ناو جنگی ایرانی به نام پلنگ با پرچم ایران وارد چابهار شد (رائین، ٢ / ٨٤٩).
در ١٣٤٣ش بندر چابهار تنها دارای یک اسکله بوده است که قایقهای محلی میتوانستند در بارگیری و باراندازی از آن بهره ببرند (حامی، ١٤٩١). امروزه با ساخت اسکلههای جدید مانند اسکلۀ شهید بهشتی، موجشکن و اسکلۀ شهید کلانتری و اسکلۀ شهدای ٧ تیر، بندر چابهار آمادۀ پهلوگیری کشتیهای بزرگ گردیده، و به عنوان گلوگاه آبی کشور، در بیرون از تنگۀ هرمز، موقعیت ویژهای به دست آورده است (افشار، ٣٧٠-٣٧٣).
مآخذ
افشار سیستانی، ایرج، چابهار و دریای پارس، زاهدان، ١٣٧٢ش؛
افضلالملک کرمانی، محمود، «بلوچستان»، یادگار، تهران، ١٣٢٨ش، س٥، شم ٨ و ٩؛
اقتداری، احمد، آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، تهران، ١٣٤٨ش؛
تحولات سیاسی صفحات جنوبی ایران، به کوشش محمدباقر وثوقی، تهران، ١٣٨١ش؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیای استان سیستان و بلوچستان، وزارت آموزش و پرورش تهران، ١٣٦٤ش؛
جناب، محمدعلی، خلیج فارس، تهران، ١٣٥٦ش؛
چگینی، احمد، مناطق آزاد (کتاب اول)، تهران، ١٣٧٨ش؛
حامی، احمد، «راههای ایران»، ایرانشهر، نشریۀ شم ٢٢ یونسکو، تهران، ١٣٤٣ش / ١٩٦٤م، ج ٢؛
«درگاه ملی آمار» (نک : مل ، SCI)؛
راهنمای منطقۀ آزاد چابهار، تهران، ١٣٨٢ش؛
رائین، اسماعیل، دریانوردی ایرانیان، تهران، ١٣٥٠ش؛
سالار بهزادی، عبدالرضا، بلوچستان در سالهای ١٣٠٧ تا ١٣١٧قمری، تهران، ١٣٧٢ش؛
سدیدالسلطنه، محمد علی، سرزمینهای شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان در صد سال پیش، به کوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧١ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان چابهار، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
سفرنامۀ بلوچستان (از ماهان تا چابهار)، به کوشش محمد رسول دریاگشت، کرمان، ١٣٧٠ش؛
غراب، کمالالدین، بلوچستان یادگار مطرود قرون، تهران، ١٣٦٤ش؛
قائنی، مهدی، «کتابچۀ سیاحتنامۀ بلوچستان»، فرهنگ ایران زمین، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٨ش؛
نشریۀ عناصر تقسیماتی به همراه مراکز، معاونت سیاسی وزارت کشور، تهران، ١٣٨١ش؛
نقشۀ سیاسی ایران (براساس تقسیمات شهرستانها)، گیتاشناسی، تهران، ١٣٨٦ش، شم ٤٤٧؛
وزیری، احمد علی، جغرافیای کرمان، به کوشش محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، ١٣٥٣ش؛
یغمایی، اقبال، بلوچستان و سیستان، تهران، ١٣٥٥ش؛
نیز:
SCI, www.sci.org.ir / portal / faces / public / census٨٥;
Sykes, P. M., Ten Thousand Miles in Persia, New York, ١٩٠٢;
Wilson, A. T., The Persian Gulf, London, ١٩٥٤.
محسن احمدی