دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٤ - بهبهان
بهبهان
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِهْبَهان، شهر و شهرستانی در استان خوزستان.
نامگذاری
دربارۀ نام بهبهان نظرها گوناگون است. برخی در اینباره میگویند: گروهی از مردم در زمستان و بهار به آنجا میآمدند و چادرهایی برپا میكردند و به هنگام گرم شدن هوا به جای دیگر میرفتند. طایفهای را زیستن در آن سرزمین خوش آمد و سراهایی ساختند. در وقت معین كه مردمان به آنجا آمدند و آن خانهها را دیدند، گفتند: «بهبهان»، بدین معنا كه آن خانهها از چادر بهترند، زیرا به زبان ایشان «بهان»، چادر را گویند و این نام به همین صورت باقی ماند (مستوفی، ٣٣٢). برخی دیگر نوشتهاند كه پس از خرابی شهر ارّجان (ه م) مردم آن در چادرهای ایلاتی منزل كردند (اهالی كهگیلویه چادر سیاه را «بهان» میگویند). آنان چون از باران زمستان و گرمای تابستان در رنج بودند، چند خانه از خشت و گل ساختند و آسوده شدند. گروهی كه هنوز در چادرها بودند، از خانههای خشتی جویا شدند و پاسخ شنیدند كه به از بهان است. پس آنجا به بهبهان معروف شد (فسایی، ٢ /١٤٧٤). در برخی از مآخذ كلمۀ بهبهان را برگرفته از واژۀ «بهو» به معنی كوشك دانسته، و نوشتهاند كه پس از خرابی ارجان، مردم آن كه به دشت آمده بودند، خانههایی مانند خانههای ارجان ساختند كه بهتر از «بهو» بود. از اینرو، آن را «بهبهو» گفتهاند كه به تدریج به بهبهان تبدیل شده است؛ چنان كه به گویش محلی، امروزه نیز بهبهان را «بهبهو» مینامند (جغرافیا...، ١ /٦٧٣؛ افشار، ٢ /٨٥٦-٨٥٧).
شهرستان بهبهان
این شهرستان با مساحت ٥١٦‘ ٣ كمـ ٢ در جنوب شرقی استان خوزستان قرار گرفته، و مركز آن شهر بهبهان است. شهرستان بهبهان دارای ٣ بخش به نامهای آغاجاری، زیدون و مركزی است كه شامل ٣ شهر، ٥ دهستان و ٢٢٠ آبادی دارای سكنه است ( آمارنامه ...، ١٣؛ سرشماری ...، پانزده؛ نشریه ...، ٢٤-٢٥). این شهرستان از شمال باختری به شهرستان رامهرمز، از شمال خاوری به شهرستان كهگیلویه، از خاور به شهرستان گچساران، از جنوب به بندر دیلم، و از باختر به هندیجان (از بخشهای بندر ماهشهر) محدود است ( فرهنگ...، ٥٠).
ویژگیهای طبیعی
شهرستان بهبهان دارای موقعیت كوهستانی و جلگهای است ( آمارنامه، همانجا). اراضی این شهرستان را كوههای نه چندان بلندی كه ارتفاع آنها از ٣٠٠‘٢ متر تجاوز نمیكند، پوشانیده، و دشت كمارتفاع بهبهان را در میان خود جای داده است (جعفری، ٢١٨). عمدهترین ارتفاعات آن عبارتند از كوههای پسشانه، سردوك و سفید؛ و مهمترین رودهای آن مارون و خیرآبادند (اقتداری، «بهبهان»، ٢٧٦). این شهرستان در منطقهای گرمسیر واقع است و آب و هوای نیمهبیابانی دارد، چنانكه تابستان آن گرم و سوزان است و دورۀ گرما ٥ تا ٧ ماه به طول میانجامد و زمستانها معتدل است. مدت بارندگی در بهبهان حداكثر ٣٠ روز است كه بیشتر آن در زمستان روی میدهد. پوشش گیاهی كوههای شمالی و شمال شرقی از گونۀ استپ كوهی و كوهپایهای است و درختانی مانند بلوط، بَن، انجیر، بادام كوهی و كُنار (سدر)، و بوتههایی از نوع گَوَن دارد و در جنوب و جنوب غربی آن نوعِ پوشش گیاهی از گونۀ استپ كوهپایهای است كه بوتههایی به صورت پراكنده در آن دیده میشود (جغرافیا، همانجا).
ویژگیهای اجتماعی ـ اقتصادی
در ١٣٧٥ش جمعیت شهرستان بهبهان ٠٧٤‘١٦٤ نفر بوده است (سرشماری، شانزده). این شهرستان یكی از مناطق مهم نفت و گاز استان خوزستان، و دارای منابع مهم نفت، تلمبهخانهها و تأسیسات بهرهبرداری از نفت و گاز است. پالایشگاه مهم گاز بید بلند در ٣٢ كیلومتری شمال باختری شهر بهبهان قرار دارد. افزون بر منابع نفت و گاز، از معادن سنگ گچ و خاك رُس در شمال خاوری بهبهان نیز میتوان نام برد كه از آنها بهرهبرداری میشود. مهمترین فرآوردههای كشاورزی این شهرستان عبارت است از گندم، جو، برنج، خرما و مركبات. صنایع دستی كه بیشتر در روستاهای آن رواج دارد، شامل پشمریسی، قالیبافی، سفالسازی، و بهویژه عبابافی است كه جنبۀ صادراتی دارد ( فرهنگ، ٥١-٥٢).
شهر بهبهان
این شهر در ٥٠ و ١٥ طول شرقی و ٣٠ و ٣٦ عرض شمالی، در ارتفاع ٣٢٠ متری قرار گرفته است و با اهواز (مركز استان) ٢١٢ كمـ فاصله دارد. بهبهان در جلگهای واقع شده است كه كوههای پراكندهای در ١٥ كیلومتری آن قرار دارد؛ آب و هوای آن گرم و خشك است و تابستانها گرمای آن به ٥٠+ میرسد (همان، ٥٣). شهر بهبهان در ١٣٧٥ش دارای ٦٤٢‘ ٨٧ نفر جمعیت بوده است (سرشماری، چهل و دو).
پیشینۀ تاریخی
بهبهان در گذشته دهی در یك فرسنگی شهر ارجان كهن بوده كه پس از خرابی آن شهر، رو به آبادی گذاشته است (اقتداری، خوزستان ...، ٢٢٤). شهرستان بهبهان كنونی تقریباً منطبق با استان ارجان تاریخی است (گاوبه، ١).
نام این شهر نخستینبار در تاریخ آل مظفر دیده میشود، به هنگامی كه در ٧٥٧ق /١٣٥٦م امیر مبارزالدین از فرمانروایان آن سلسله برای سركوب اتابك نورالورد، حاكم لرستان آهنگ تسخیر آن سرزمین كرده بود، از راه بهبهان به لرستان رفت (كتبی، ٧٢-٧٣). در ٧٨٦ق /١٣٨٤م پس از درگذشت شاه شجاع (حك ٧٥٩-٧٨٦ق)، شاه منصور والی شوشتر از اختلافاتی كه میان سلطان زینالعابدین و شاه یحیى فرزند و برادرزادۀ شاه شجاع بر سر جانشینی او درگرفته بود، استفاده كرد و به قصد تسخیر فارس بر سر راه خود، بهبهان و شولستان تا حدود كازرون را دستخوش ویرانی كرد (فسایی، ١ /٣١٨-٣١٩). در ٧٩٥ق /١٣٩٣م امیر تیمور گوركانی در هنگام یورش به شیراز، بهبهان را لشكرگاه خویش ساخت (شرفالدین، ١ /٤٢٧- ٤٢٨). در ٩٥٥ق / ١٥٤٨م القاس میرزا ــ برادر شاه طهماسب یكم كه از او رویگردان شده بود ــ بهبهان را به آتش كشید (قاضی احمد، ١ /٣٣٤-٣٣٥؛ حسینی، ٧٤)، زیرا مردم هنگام ورود او شهر را تخلیه كرده، به كوهستان رفته بودند (فسایی، ١ /٣٩٩-٤٠١).
محمود افغان در ١١٣٦ق /١٧٢٤م با ٣٠ هزار سپاهی بهبهان را در محاصره گرفت، اما پایداری مردم به سرپرستی میرزا قوامالدین طباطبایی كلانتر شهر و نیز هوای گرم منطقه، او را نومید، و مجبور به بازگشت به اصفهان كرد (امام، ٣٧١، ٣٨٤-٣٨٥). در ١١٤٢ق /١٧٢٩م نادر كه در آن هنگام سپهسالار شاه طهماسب دوم صفوی بود، به بهبهان رفت و خوانین كهگیلویه و نیز میرزا قوامالدین طباطبایی كلانتر بهبهان را به سبب پایداری در برابر افغانها مورد عنایت قرار داد (فسایی، ١ /٥١٥-٥١٦). نادر بار دیگر در ١١٤٦ق /١٧٣٣م برای سركوب فتنهای كه محمدخان بلوچ در منطقه پدید آورده بود. به بهبهان رفت و محمدخان ناگزیر به شیراز گریخت (همو، ١ /٥٢٧).
در بهار ١١٧٠ق /١٧٥٧م كه كریمخان زند آهنگ سركوب طایفۀ بنیكعب را داشت، جبهۀ دومی نیز به سوی بهبهان گشود، زیرا پس از مرگ نادرشاه كوهنشینان آن دیار حكومتها را به مبارزه طلبیده بودند. كریمخان دژ شهر را محاصره كرد و در پایان كار مخالفان حاكم شورشی شهر درهای دژ را به روی سپاهیان كریمخان گشودند و شهر به تصرف او درآمد (رستمالحكما، ٣٣٦-٣٣٧؛ نیز نک : پری، ١١٣-١١٤).
در ١٢٥٨ق /١٨٤٢م (هنگام سلطنت محمدشاه قاجار) بهبهان و كهگیلویه یك ایالت را تشكیل میدادند. در آن سال شكرالله خان نوری (امیرالامرا) فرمانروای این ایالت گردید و چندی نیز، فرزند او مهرعلی خان شجاعالملك والی این سرزمین شد (فسایی، ٢ /٩٧٦-٩٧٧). در ١٢٨٢ق /١٨٦٥م (زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار) شاهزاده حسامالسلطنه (فرمانروای فارس) احتشامالدوله، برادرزاده و داماد خویش را بر ایالت بهبهان و كهگیلویه گمارد. از كارهای مهم او در بهبهان احداث قناتی (به نام قنات ناصری) بود كه آب رود كردستان را از دو فرسنگی به بهبهان میآورد (همو، ١ /٨٢٧ - ٨٢٨).
در ١٢٩١ق /١٨٧٤م حكومت بهبهان و كهگیلویه به محمدتقی خان از خویشان شاهزاده حسامالسلطنه واگذار گردید، ولی به سبب روی دادن آشوبهایی كه وی نتوانست آنها را آرام سازد، بار دیگر احتشامالدوله بر این ایالت گمارده شد و او توانست نظم را برقرار سازد (همو، ١ /٨٤٥-٨٤٦).
در ١٣٠٣ش /١٩٢٥م كه رضاخان مقام رئیسالوزرایی و فرماندهی كل قوا را داشت و برای سركوب شیخ خزعل به خوزستان میرفت، بهبهان چندی پایگاه نیروهای وی بود (رضاشاه، ١١٧- ١١٨).
آثار تاریخی
در دشت بهبهان و نیز در درههای كوهستانی آن، آثار شهرهای فراوانی دیده میشود كه بازگوكنندۀ پیشینۀ بسیار شكوفای این سرزمین است (دوبُد، ١٨٨) كه در گذشته، به نام «كورۀ قباد»، یكی از ٥ ناحیۀ پارس باستان بوده است (همو، ١٨٥). برخی از این آثار تاریخی اینهاست: بازماندههای شهر باستانی «به از آمِدِ كواد» و ارجان در شمال شهر بهبهان؛ آثاری در تنگ تكاو، در ٩ كیلومتری شمال بهبهان؛ آثار یك پل باستانی و یك آتشكده در روستای خیرآباد؛ بازماندۀ دژی به نام «قلعۀ دختر» در كنارۀ رود شیرین؛ ویرانههایی در زیدون و سردشت؛ دژهای كلات و گُلاب ( ایرانیكا، IV /٩٥)؛ قلعۀ ده مرده در راه بهبهان ـ سردشت، و قلعههای بهرام، بهمن و گُل در سردشتِ زیدون كه از روزگار پیش از اسلام بازماندهاند (مخلصی، ٢ /١٥٢).
از دورۀ اسلامی بهبهان نیز آثاری بر جای مانده كه از جملۀ آنهاست: مسجدسلطان محراب، بقعۀ سبزپوش، شاهزاده فضل، مسجد امامزاده حیدر، بقعۀ امامزاده شاه میرعلی حسین، امامزاده شاه محمد، شاه احمد و شاه حمزه (اقتداری، خوزستان، ٣١٢).
از جاهای دیدنی بهبهان پارك جنگلی آن است كه بهویژه از نظر پرورش گل نرگس یكی از پاركهای كمنظیر ایران به شمار میرود ( فرهنگ،٥٤). این نرگسزار طبیعی از دیرباز معروف بوده، چنانكه زینالعابدین شیروانی (د ١٢٥٣ق /١٨٣٧م) آن را ستوده است (ص ١٦٨). برخی از اروپاییان نیز در سفرنامههای خود از زیبایی آنجا سخن گفتهاند (لایارد، ١٥٥؛ دوبد، ١٨٧).
از بهبهان دانشمندان و بزرگان بسیاری برخاستهاند (دربارۀ دانشمندان این شهر، نک : ركنزادۀ آدمیت، ١ /٤٧- ٤٨، ٢٦٦-٢٦٧، ٤٢٤- ٤٢٥، ٤٧٧-٤٨٤) كه نامیترین آنها سیدعبدالله بهبهانی (١٢٥٦- ١٣٢٨ق /١٨٤٠-١٩١٠م) است. او فقیه، مجتهد و یكی از پیشوایان بزرگ آزادیخواه ایران در دورۀ انقلاب مشروطیت بود (همو، ١ /٤٧٧-٤٨١).
مآخذ
آمارنامۀ استان خوزستان (١٣٧٥ش)، سازمان برنامه و بودجه، تهران، ١٣٧٥ش؛
افشار سیستانی، ایرج، خوزستان و تمدن دیرینۀ آن، تهران، ١٣٧٣ش؛
اقتداری، احمد، «بهبهان»، شهرهای ایران، به كوشش محمدیوسف كیانی، تهران، ١٣٦٦ش؛
همو، خوزستان و كهگیلویه و ممسنی، تهران، ١٣٥٩ش؛
امام، محمدعلی، تاریخ خوزستان، تهران، ١٣٧٩ش؛
جعفری، عباس، دائرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
حسینی استرابادی، حسن، از شیخ صفی تا شاه صفی ( تاریخ سلطانی)،به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٤ش؛
دوبُد، س.، سفرنامۀ لرستان و خوزستان، ترجمۀ محمدحسین آریا، تهران، ١٣٧١ش؛
رستمالحكما، محمدهاشم، رستمالتواریخ، به كوشش محمد مشیری، تهران، ١٣٤٨ش؛
رضاشاه، یادداشتها، تهران، ١٣٣٥ش؛
ركنزادۀ آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخنسرایان فارس، تهران، ١٣٣٧ش؛
زینالعابدین شیروانی، بستانالسیاحۀ، تهران، ١٣١٥ق /١٨٩٧م؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان بهبهان، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٦ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (بهبهان)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٠ش، ج ٩١؛
فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
قاضی احمد قمی، خلاصۀالتواریخ، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٩ش؛
كتبی، محمود، تاریخ آل مظفر، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ش؛
گاوبه، ه.، ارجان و كهگیلویه، ترجمۀ سعید فرهودی، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٥٩ش؛
لایارد، ا. ه.، سفرنامه، ترجمۀ مهراب امیری، تهران، ١٣٦٧ش؛
مخلصی، محمدعلی و دیگران، معماری ایران، به كوشش محمد یوسف كیانی، تهران، ١٣٦٨ش؛
مستوفی یزدی، محمد مفید، مختصر مفید، ویسبادن، ١٩٨٩م؛
نشریۀ دفتر تقسیمات كشوری، معاونت سیاسی اجتماعی وزارت كشور، تهران، ١٣٧٩ش، شم ٢؛
نیز:
Iranica;
Perry, J. R., Karim Khan Zand, Chicago /London, ١٩٧٩.
محسن احمدی