دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٩٩ - اورنگ آباد
اورنگ آباد
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اورَنْگْآباد، شهر و شهرستانی به همین نام در ایالت مهارشترا در فلات دكن در غرب هند. این شهر كه در اوایل سدۀ ١٧ م توسط اورنگزیب امپراتور مسلمان هند بنا و به نام وی نامگذاری شده است، در شمال شرقی بمبئی در °١٩ و ´٥٤ عرض شمالی و °٧٥ و ´٣٣ طول شرقی در دامنۀ كوههای آجانتا در شمال و بلاغت در جنوب، كنار رودخانۀ قوم (شعبۀ كوچكی از رود گداوری) واقع است و ٣٥٣‘١٦ كمـ٢ وسعت دارد. اورنگآباد در منطقهای قرار گرفته است كه باران در آنجا بیشتر در فصل تابستان میبارد. میزان باران سالانۀ آن بین ٢٥٠ تا ٧٥٠ میلیمتر متغیر است ( آمریكانا، II/ ٥٥٣؛ بریتانیكا، میكرو، I/ ٦٥٤؛ كلیر ... ، III/ ٢٣٠؛ EI٢, I/ ٧٦٨؛ ملكم، II/ ٤٧٩). منطقهای كه اورنگآباد در آن قرار دارد، در اساطیر هند «جنستهانا» نامیده شده است (دی، ٨٠).
گفتنی است كه تاریخ بنای این شهر به سدۀ ١١ ق/ ١٧ م بازمیگردد: پس از حملۀ مغول به هند، ملك عنبر، وزیر دولت نظامشاهی كه دوبار در ١٠١٠ و ١٠١٢ ق/ ١٦٠١ و ١٦٠٣ م نیروی مغول را شكست داده بود (EI٢, III/ ١٥)، در ١٠١٩ ق/ ١٦١٠م شهر «كهركی» را ساخت و در ١٠٢١ ق/ ١٦١٢ م پایتخت را به آنجا منتقل كرد (برجس، ٦٨؛ «تاریخ ... »، I/ ٢٦٥). ملك عنبر ٢٥ سال در مقابل نیروی مغول ایستادگی كرد و در ١٠٢٤ ق كه سرانجام از لشگر مغول شكست خورد، شهر كهركی پس از مقاومتی دلیرانه، به دست مغولان به كلی ویران شد ( توزك ... ، ١٧٨؛ كامگار، ٣٣١-٣٣٢؛ لاهوری، ١/ ٤٩٧- ٤٩٨؛ نیز نک : EI٢, I/ ٧٦٨).
اورنگ زیب در زمان نیابت سلطنت خود در دكن، این منطقه را پسندید، شهر را از نو ساخت و اورنگآباد نامید (ملكم، همانجا). این شهر در دوران حكومت وی رونق بسیار یافت، تا حدی كه جمعیت آن از ٢٠٠ هزار نفر تجاوز كرد و به یك مركز مهم فرهنگی ـ تجاری بدل گشت. به دستور اورنگزیب، دیوارهای بلند و مستحكم دور شهر بنا گردید (كلیر، همانجا) و شبكۀ منزلگاههای كنار جادهها، به ویژه جادۀ اورنگآباد به آگره، با ساختن سراهایی كه كنار آنها بازار، مسجد، حمام و چاه آب وجود داشت، توسعه یافت (كخ، ١٣١). در همین دوران، اورنگآباد از نظر معارف و پژوهشهای فرهنگ اسلامی مقامی برجسته احراز كرد ( دهلی ... ، ٢٠٩-٢١٠). پیشرفت اورنگآباد به اندازهای بود كه آنجا را دهلی جنوب نامیدند (براون، ١١١).
پس از سقوط حكومت مغول در نیمۀ اول سدۀ ١٨ م، اورنگ آباد جزو نظامهای مستقل، و چندی پایتخت آنجا شد، تا حیدرآباد این مقام را گرفت و اورنگآباد اهمیت خود را از دست داد. خاندان نظام آصف جاه كه در ١١٣٦ ق/ ١٧٢٤ م بر دكن مسلط شده بود، تا ١٩٤٨ م بر این منطقه حكومت كرد. در این سال، ایالت حیدرآباد كه اورنگآباد جزو آن بود، به «ایالت اتحاد هند» ملحق گردید، تا آنکه در ١٩٥٦ م این ایالت بر حسب وابستگیهای زبانی میان ایالتهای مختلف تقسیم گردید و بخشی از آن، ازجمله اورنگآباد، جزو ایالت مهارشترا شد (EI٢, I/ ٧٦٨, II/ ٩٩؛ بریتانیكا، ماكرو، II/ ٣٤٥).
جمعیت این شهر كه در ١٩٠١م، ٨٣٧‘٣٦ نفر بود (I/ ٥١٨، EI١)، در ١٩٨١ م به حدود ٣٠٠ هزار نفر بالغ گردید ( كلیر، همانجا). شهرستان اورنگآباد در ١٩٥١ م حدود ٠٠٠‘١٨٠‘١ نفر جمعیت داشت (EI٢, I/ ٧٦٨) كه در ١٩٧١ م/ ١٣٥٠ ش به مرز ٢ میلیون نفر رسید ( بریتانیكا، میكرو، I/ ٦٥٤).
ساكنان ایالت مهارشترا كه اورنگآباد جزو آن است، از اختلاط نژادهای بومی و مهاجران تشكیل شده، و زبان آنها شاخهای از زبان هند و اروپایی موسوم به «مراتی» است كه ٩٠٪ مردم غرب و مركز هند به آن تكلم میكنند. این زبان از زبان فارسی تأثیر بسیار پذیرفته است و با خط دوناگری نوشته میشود. سایر زبانهای رایج در این منطقه، گجراتی، هندی، سندی، اردو و جز آنهاست. مسلمانان بیشتر اردو زبان هستند و به خط فارسی و عربی مینویسند (همان، ماكرو، II/ ٣٤٥؛ «امپراتوری ... »، ٦٢٩).
زمینهای اورنگآباد، به رغم كمی باران، برای كاشت پنبه، ارزن، بزرك، گندم و نیشكر مناسب است. تولید ابریشم و محصولات ابریشمی، به ویژه شال، زری، تور و دیبا در این شهر رونق دارد. تولیدات صنعتی به محصولات نخی و روغنهای نباتی محدود است، اما صنایعدستی و ساخت نقره و طلاجات رواج دارد ( آمریكانا، II/ ٥٥٣؛ كلیر، III/ ٢٣٠؛ دیماند، ٢٥٥).
این شهر از مراكز مهم جهانگردی هند است. وجود معابد و آثار باستانی، هر ساله جمعیت كثیری را برای دیدن و اجرای مراسم مذهبی، به این شهر جذب میكند. مزار همسر اورنگزیب كه به تقلید از تاج محل از مرمر سفید در اواخر سدۀ ١٧م ساخته شده، از بهترین آثار هنری دورۀ مغول در این شهر به شمار میرود. خرابۀ قصر اورنگزیب و مزار وی در مقبرۀ شیخ برهانالدین، و مزار ملك عنبر و آصف جاه، مؤسس دولت حیدرآباد، و مسجد بنا شده توسط ملك عنبر، از آثار اسلامی باقی مانده در اورنگآباد است (شراتو، ١٥٠؛ فرگسن، I/ ٢٠٥؛ «امپراتوری»، ٨٠١؛ «شاهكارها ... »، ٦٨).
دانشمندان و فضلای بسیاری از اورنگآباد برخاستند، یا در آنجا به كسب علم و دانش پرداختند (نک : آفتاب اصغر، ٤٠٢ بب ؛ مارشال، ٨, ٢٠١؛ قریشی، ٣٣٠). اورنگآباد هم اكنون یكی از مراكز مهم ادبیات دكنی به شمار میرود، چنانکه انجمن مولوی عبدالحق به مدت ٢٥ سال در اورنگآباد فعالیت داشته، و علاوه بر انتشار یكی از مهمترین نشریات ادبی هند، كار مهم تهیۀ فرهنگ لغات علمی زبان اردو را از ١٩١٧ تا ١٩٢٥ م به انجام رسانده است (احمد، ٢٥٣-٢٥٤).
در اورنگآباد دانشگاهی به نام مراتهه وادا شامل ٦ دانشكده وجود دارد ( بریتانیكا، میكرو، همانجا).
مآخذ
آفتاب اصغر، تاریخنویسی فارسی در هند و پاكستان، لاهور، ١٣٦٤ ش؛
توزك جهانگیری، به كوشش محمدهاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛
دیماند، س. م.، راهنمای صنایع اسلامی، ترجمۀ عبدالله فریار، تهران، ١٣٦٥ ش؛
كامگار حسینی، مآثر جهانگیری، به كوشش عذرا علوی، علیگره، ١٩٧٨ م؛
كُخ، ابا، معماری در دورۀ گوركانیان، ترجمۀ حسین سلطانزاده، تهران، ١٣٧٣ ش؛
لاهوری، عبدالحمید، باد شاهنامه، كلكته، ١٨٦٧ م؛
نیز:
Ahmad, J., Hundred Great Muslims, Lahore, ١٩٨٤;
Americana;
Britannica, ١٩٧٨;
Brown, P., Indian Architecture, Islamic Period, Bombay, ١٩٨١;
Burgess, J., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥;
Collier’s Encyclopedia;
Delhi Through the Ages, ed. R. E. Frykenberg, Delhi, ١٩٨٦;
Dey, N. L., The Geographical Dictionary of Ancient and Mediaeval India, New Delhi, ١٩٨٤;
EI١;
EI٢;
Fergusson, J., History of Indian and Eastern Architecture, London, ١٩١٠;
History of Medieval Deccan (١٢٩٥-١٧٢٤), ed. H. K. Sherwani, Andhra Pradesh, ١٩٧٣;
Malcolm, J., A Memoir of Central India, New Delhi, ١٩٧٠;
Marshal, D. N., Mughals in India, London, ١٩٨٥;
Master-pieces of Indo-Islamic Architecture, ed. R. J. Mehta, Bombay;
The Mughul Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٨٤;
Qureshi, I. H., Ulema in Politics, Karachi, ١٩٧٤;
Scerrato, U., Monuments of Civilization Islam, London, ١٩٧٦.
پرویز امین