دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٢ - بحرالمیت
بحرالمیت
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَحْرُالْمَیِّت، دریاچهای در فلسطین که به واسطۀ فقدان حیات جانوری، به ایننام (دریایمرده مشهور شده است؛ اما در منابع مختلف و در میان اقوام گوناگون اسامی و القاب دیگری هم یافته است، چنانکه در تورات نام آن دریای نمک (بحرالملح) و دریای عربه و دریای شرقی (سفرتثنیه، ١٧:٣؛ صحیفۀیوشع، ١٦:٣، نیز ٣:١٢؛ کتاب دوم پادشاهان، ٢٥:١٤؛ کتاب حزقیال نبی، ١٨:٤٧) آمده است، و رومیان و یونانیان آن را به سبب وجود قیر در جایجای دریاچه، دریای قیر (بحرالزفت) مینامیدند (اروین، ٤٣٠؛ «دائرةالمعارف...»، II/ ٥٤٧). جغرافیدانان مسلمان آن را بحیرةالمُنْتِنه (متعفن، بویناک) و بحیريالمقلوبة (یاقوت، ١/ ٥١٦؛ ابنخردادبه، ٧٩؛ مقدسی، ١٧٨، ١٨٣)، و به سبب آبادی زُغَر در نزدیکی آن (یاقوت، ٢/ ٩٣٤)، بحیرةزُغَر خوانده (ابوالفدا، ٣٩؛ دشمقی، ٢٦٨، ٢٧٩)، و با انتساب به سدوم، مسکن قوم لوط آن را بحیرۀ سدوم، و با انتساب به قوم لوط آن را دریاچه یا دریای لوط هم گفتهاند (قلقشندی، ٤/ ٨٦؛ ناصرخسرو، ٢٩-٣٠؛ برای برخی اطلاعات دیگر، ﻧﻜ : حدودالعالم، ٥٦؛ ابنعبدالمنعم، ٤٣١؛ یعقوبی، ٧٤؛ آغا، ١١٩؛ دباغ، ١(١)/ ٨٣).
این دریاچه مستطیلشکل (همانجا) بین °٣١و ´٥ تا °٣١ و´٤٥ عرض و °٣٥ و´٢١ تا °٣٥ و ´٣٥طول جغرافیایی قرار دارد (خمار، ٥١) و از لحاظ ساختار زمین متعلق به سیستم گستردهای است که از انتهای شمال غربی دریاچۀ سرخ تا خلیج عقبه، و در طول محور وادی عربه ـ بحرالمیت ـ درۀ اردن ـ درۀ بقاع (در لبنان) تا شمال غربی سوریه امتداد یافته است. این سیستم را گسل بحرالمیت نیز نامیدهاند (هلد، ٣٤؛ نیز ﻧﻜ : هریس، جرج، ٢١). بیابان یهودیه در شرق، و صحرای نقب در جنوب این دریاچه واقع است (رایش، ٧). بیابان یهودیه بیشتر حاوی تشکیلات سنونین است که از گچ و مارنهای سفیدرنگ همراه با رگههایی از سنگ آتشزنه تشکیل شده، و بیشتر پوشش تراسها را به خود اختصاص داده است. درمحل پیوستن این بیابان به بحرالمیت، رسوبات جدیدتر کاملاً از میان رفته، و بیرون زدگیهای آهکی و دولومیتی متعلق به سنومانین زیرین و بالایی قابل رؤیت است؛ به واسطۀ وجود چنین ساختاری، آببارانی که در آهکهای این بیابان نفوذ میکند، از زیر زمین به سمت بحرالمیت جریان مییابد (کارمُن، ٣٣٢).
بحرالمیت که پیدایش آن را در حدود ١٠٠ هزار قم تخمین میزنند، درگذشته وسعتی به مراتب بیشتر داشته است و در حدود ٢٠ هزار قم شروع به خشکشدن کرد، تا سرنجام در ١٠هزار قم شروع به خشک شدن کرد، تا سرانجام در ١٠ هزار قم به دو
دریاچۀ طبریه و بحرالمیت تقسیم شد. درحال حاضر، فاصلۀ این دو دریاچه حدود ١٠٤ کـﻤ است («راهنما...»، ١٠؛ خوری، ٤٩، ٢٣). از سمت ساحل شقی؛ زبانهای تا وسط بحرالمیت امتداد یافته که آن را در این قسمت به دو بخش تقسیم میکند (گلوک، ٢٠؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
بحرالمیت آبریز رود اردن به شمار میآبد (هریس، جرج، ١١؛ نیز ﻧﻜ : بونه، ٢٦٣، قلقشندی، ٤/ ٨٦-٨٧) که با گلولای فراوان (گلوک، ٢٦) به این دریاچه میریزد. علاوه بر این، اب بحرالمیت توسط ١٤ خشکه رود از جمله وادیالنار، وادیالتعامره و ودای حساسه ـ که بیشتر از کرانۀ غربی به سوی آن جریان دارند ـ تأمین میگردد («راهنما»، ٢٤، نقشه؛شراب، ١٤٤؛ خوری، ٢٤؛ دباغ، ٨(٢)/ ٣٢). از اینرو، سطح آب بحرالمیت به حجم آبهای ورودی به آن بستگی دارد و پیوسته در نوسان است (خوری، همانجا؛ هلد، ٢٣٨؛ «سطح آب»، ١٧٩).
مساحت این دریاچه حدود ٠٥٠‘١ کـﻤ٢ است (نحال، جغرافیة...، ٤٦). بیشترین طول آن از شمال به جنوب ٨٠ کـﻤ و عرض آ« از شرق به غرب ١٨ کـﻤ است (همان، ٣٣)؛ عمق آن بین ٣٨٣متر در شمال تا حدود یک متر در جنوب در نوسان است (خمار، همانجا). این دریاچه که در پستترین سطح خشکیهای جهان قرار گرفته (گوبزر، ٧)، در حدود ٣٩٧ متر پایینتر از سطح دریا واقع است («دائرةالمعارف»، همانجا) و باتوجه به نوسان سطح آب٦، تا ٤٣٢ متر زیر سطح دریا نیز میرسد (خوری، ٤٩). بحرالمیت هیچگونه خروجی ندارد (هلد، ٤١).
این دریاچه در ١٣٠١ش/ ١٩٢٢م (در دورۀ قیمومت انگلستان) به عنوان حد شرقی سرزمین فلسطین با کرانۀ شرقی (ترانس جُردن) در نظر گرفته شد. امروز این دریاچه از جنوب غربی با اسرائیل، از شمال عربی با کرانۀ باختری (جزئی از قلمرو دولت خودگران) و از شرق با کشور اردن همجوار است («دائرةالمعارف»، همانجا) و حدود دو سوم از آن به اردن تعلق دارد (هریس، جرج، ١٦١). به واسطۀ تبخیر شدید آب که تا ٧٤/ ٢ میلیون مترمکعب در روز برآورد میشود. آب این دریاچه که ابن فقیه (ص ١١٢) آن را از عجایب چهارگانۀ سرزمین شام برشمرده، شورترین آبهای جهان به حساب میآید (هلد، همانجا) و هیچ جانداری نمیتواند در آن زندگی کند (همانجا؛ یاقوت، ١/ ٥١٦؛ عبدالمؤمن، ١/ ١٦٩؛ قلقشندی، همانجا). درجۀ شوری بحرالمیت با نسبت ٣٥٪، ١٠برابر متوسط شوری آب دریاهاست (هلد، همانجا)؛ در هر لیتر از آب سطحی این دریاچه حدود ٢٢٧ تا ٢٧٥ گرم نمک غیرمحلول وجود دارد و در عمق ١١٠ متری آن، آب با ٣٢٧ گرم نمک در هر لیتر، ازلحاظ شیمیایی به حالت اشباع درمیآید (فیشر، ٤٣٥).
حجم آب این دریاچه رو به کاهش است (خوری، ٤١)، تا جایی که حوضۀ جنوبی آن به نیمی از وسعت پیشین خود رسیده است و تنهات حدود ک متر عمق دارد (هلد، همانجا). تبخیر شدید و جنگلزدایی در حوضۀ آبگیر آن از علل خشکیدن این دریاچه بهشمار رفته است، به نحوی که گفته میشود تا حدود هزار سال دیگر، بحرالمیت به کلی از میان برود (خوری، ٢٤). به منظور پیشگیری از فرو افتادن سطح این دریاچه، طرح پیشنهادی ایجاد آبراههای بین مدیترانه و بحرالمیت ــ که مطالعات اولیۀ آن به دهههای ١٩٥٠ و ١٩٦٠م بازمیگردد ــ مطرح شده که اجرای آن به علت موانع موجود، ازجمله کمبود منابع مالی، به آینده موکول شده است (گارفینکل، ٨٣-٨٠؛ آغا، ١٢١).
شواهدی ازجمله سنگهای آتشزنۀ متعلق به دورۀ میان یعصر دیرینه سنگی (ح ٠٠٠‘٢٠قم) در ساحل جنوبی، نشان میدهد که اطراف بحرالمیت از لحاظ زندگی و فعالیت انسانی دارای اهمیت و قدمت زیادی است (خوری، ٢٣). دشتهای کوچک و حاصلخیز موسوم به «غور» در اطراف این دریاچه یادآور آبادانی شهرهایی همچون سدوم و گومور است (اسپافُرد، ٣٨؛ پرلمن، ١٩٧)، همچنین نوشتهاند که تجارت املاح این دریاچه در دورۀ نوسنگی موجب شکوفایی شهر کهن اریحا شده است (مزار، ٤٥-٤٤). ناصرخسرو که این منطقه را دیده بوده، تصریح کرده که شهر لوط بر کنار بحرالمیت قرار داشته است (ص ٣٠)؛ نیزآوردهاند که در کرانۀ غربی بحرالمیت، در محلی به نام مزادا واقع در ارتفاع ٤٠٠متری، دژی مستحکم به همین نام قرار داشت (هریس، رابرت، ١٢٩) که یوسفوس آن را مأمن قوم سیکاری میداند و برپایی آن را به «پادشاهان کهن» نسبت میدهد (III/ ١١٧). همو گزارش میدهد که این قوم تمامی آبادیهای منطقه را مورد تعرض قرار میدادند (III/ ١١٩). هرود پس از فتح آن دژ به دست رومیان استحکامات آن را با ایجاد یک دیوار دفاعی مضاعف تقویت کرد (هریس، رابرت، همانجا؛ نیزﻧﻜ : یوسفوس، III/ ٥٩١؛ پرلمن، ١٩٨)؛ این دژ از شبکۀ آبرسانی قابل توجهی برخوردار بود (کارمن، ٤٦ ).
در ١٩٤٧م دستنوشتههای باستانی موسوم به «طومارهای بحرالمیت» در محلی به نام «خربةقمران»، واقع در حدود ٥/ ١ کیلومتری غرب این دریاچه و حدود ١٢ کیلومتری (جنوب) شهر اریجا، توسط چوپانان فلسطیمی یافت شد که به پیروان اولیۀ عیسى (ع) تعلق دارد (پرلمن، ٢٥٤-٢٥٣؛ کارمن، ٣٣٢؛ «باستانشناسی»، ١٦٩)؛ گرچه بعضی این طومارها را به فرقهای یهودی نسبت داده («دائرةالمعارف»، II/ ٥٤٨؛ راپس، ٣٩٨)، و گروهی حتى آنها را متعلق به جماعتی از «آتشپرستان» ایرانباستان بهشمار آوردهاند (هریس، رابرت، ١٢٤؛ قس: «باستانشناسی»، ١٦٣). در ٧٣م قیامی توسط این مردمان بر ضد رومیان برپا شد که محل آن را در کرانۀ غربی بحرالمیت و حدود ٣٢ کیلومتری شمال سدوم باستان دانستهاند (پرلمن، ١٩٨؛ نیز ﻧﻜ : هریس، رابرت، ١٢٥).
از همان آغاز اسلام، مسلمانان قصد بیرون راندن رومیان از فلسطین را داشتند (رانسیمان، I/ ١٥)؛ درواقع، هم مسلمانان صدر اسلام و هم ساکنان قدیمی فلسطین، پیروزی بر رومیان را نوعی بازپسگیری سرزمین خودی از بیگانگان به شمار میآوردند (حتی، ١٤٣). از اینرو، هرقل (هراکلیوس) در ٨ق/ ٦٢٩م بعد از غلبه بر سپاه کوچکی که به فرمان پیامبر(ص) گسیل شده بود، کمکهای خود به طوایق جنوب بحرالمیت و ساکنان درکنار مسیر مدینه- غزه را قطع نمود. این درگیری درموته، واقع در منتهىالیه جنوب شرقی بحرالمیت رخ داد و طی آن، زیدبن حارثه جان خود را از دست داد (همو، ١٤٧، ١٤٣؛ طبری، ٢/ ٣٦ﺑﺒ ؛ نیز ﻧﻜ : ابن اثیر، ٢/ ٢٣٤ﺑﺒ؛ بروکلمان، ٤٣).
کمی پس از آن، در ١٣ق/ ٦٣٤م و در زمان ابوبکر، مسلمانان با گذشتن از پترا در طول مسیر تجاری منتهی به ساحل جنوبی، سرگیوس، حکمران رومی فلسطین را در وادی عربه، واقع در جنوب بحرالمیت، شکست داده، سپاهیان رومی را ازمیان برداشتند (رانسیمان، همانجا؛ حتی، ١٤٨).
الحُمَیمه آبادی کوچکی در جنوب بحرالمیت، به واسطۀ قرار گرفتن بر سرراه قدیمی تجاری و نزدیکی به محل تلاقی مسیرهای حجاج، یکی از کانونهای اصلی تبلیغات بنیعباس بر ضد امویان به شمار میرفت (همو، ٢٨٣). در دورۀ جنگهای صلیبی، دیگر آبادیها پیرامونی بحرالمیت نیز بهسبب استقرار در مجاورت شبکۀ قدیمی راهها که شهرها و آبادیهای مختلف را از جهات گوناگون به یکدیگر متصل میساخت (رانسیمان، II/ ٥)، شاهد کشاکشهای فراوان بود؛ به همین سبب، بدوئن ــ شاه صلیبی ــ پس از سوزاندن و از میان برداشتن آبدیهای این ناحیه (همو، II/ ٧٢)، در ٥٠٩ق/ ١١١٥م دژی مستحکم در جنوب بحرالمیت برپا داشت، تا بر راههایی که دمشق را به حجاز و مصر متصل میساخت، تسط داشته باشد (حتی، ٦٤١؛ رانسیمان، ٢٣٠-٢٢٩، II/ ٩٨). این ناحیه و دژ مزبور در ٥٨٣ق/ ١١٨٧م توسط صلاحالدین به تصرف مسلمانان درآمد (بروکلمان، ٣٢١).
آب بحرالمیت حاوی کانیهایی ازجمله کلریدهای کلسیم، منیزیم، سدیم، پتاسیم و برومید منیزیم است (آغا، ١٢٠؛ نحال، جغرافیة، ٣٣-٣٤؛ کارمن، ١٣٠). قیر (زفت) این دریاچه از دوران کهن مورد بهرهبرداری بوده است (هلد، ١١١؛ بونه، ٢٦٥؛ نیزﻧﻜ : ابنخردادبه، ٧٩)؛ از این ماده درگذشته به عنوان دفع آفات در تاکستانها و نیز برای مقاصد درمانی استفاده میکردند (EI٢, I/ ٩٣٣). انگلستان در دورۀ قیمومت و در ژانویۀ ١٩٣٠م طی قراردادی ٧٥ ساله، استخراج ذخایر کانی این دریاچه را به شرکتی صهیونیستی به نام «شرکت پتاس فلسطین» واگذار کرد («کمیته...»، II/ ٩٧٤؛ نیز قهوجی، ١٦؛ یاغی، ٧٨؛ لوکاس، ١٢١). این شرکت در این ناحیه که بخش عمدۀ آن در اختیار اعراب قرار داشت (کوئن، ٣٤١)، نخست در قسمت شمالی بحرالمیت، و از ١٩٣٧م در منتهىالیه جنوبی آن به استخراجِ پتاس پرداخت («راهنما»، ٢٥٨؛ سلیم، ٤٢٦-٤٢٨). در همین دوره، کوششهایی برای اکتشاف نفت در پیرامون بحرالمیت به انجام رسید (شوادران، ٤٥٢).
در جریان شکلگیری دولت صهیونیستی و زمینهسازیهای انگلستان به منظور سیطره بر دو عامل مهم اقتصادی در فلسطین، یعنی آب و کانیها (نحال، سیاسة...، ٩٣-٩٤)، برنامههایی برای تصرف صحاری نقب و دستیابی به بحرالمیت آشکار در دستور کار قرار گرفت (شلائیم، ٣٧٦). به این ترتیب، در ١٣٣١ش/ ١٩٥٢م به منظور بهرهبرداری از پتاس این دریاچه، «کارخانههای بحرالمیت» به عنوان بزرگترین کارخانۀ صنعتی اسرائیل در شهر نوبنیاد سدوم، در مجاورت سدوم باستان، توسط این دولت راهاندازی شد (کارمن، ٢٨٢، ١٣٠؛ پرلمن، ١٩٧). علاوه بر پتاس، مقادیری فسفات، مس، رس («دائرةالعمارف»، II/ ٥٤٨-٥٤٩) برُم و منگنز (هلد، ٢٣٥، ١٣٢) از بحرالمیت استخراج میشود. پتاس استخراجی از این دریاپه یک سوم تولید جهانی را تشکیل میدهد (همو، ١٣٢). علاوه بر بهرهبرداریهای اسرائیل از این دریاچه، مهمترین صنایع اردن به استخراج پتاس و فسفات از بحرالمیت وابسته است (گارفینکل، ٨٢، ٧٩؛ گوبزر، ٦٨).
اطراف بحرالمیت از کانونهای گردشگری داخلی و خارجی محسوب میشود (کارمن، ٢٨٣) و هر ساله گردشگران بسیاری برای بهرهگیری از خواص درمانی آبهای آن به این ناحیه سفر میکنند (خضر، ٥٥). اهمیت اقصتادی این دریاچه و فعالیتهای وابسته به آن، موجب شکلگیری راههای ارتباطی و برپایی شهرکهایی در اطراف آن و قسمتهایی از نقب، و از این طریق غلبه بر بیابان شده است (کارمن، همانجا). بحرالمیت بجز اهمیت اقتصادی و گردشگری، دارای ارزش زیست محیطی فراوانی است (توما، ٥٨).
مآخذ
آغا، مدائن فلسطین، بیروت، ١٩٩٣م؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق؛
ابن عبدالنمعم حمیری، الروض المعطار، بیروت، ١٩٨٤م؛
ابن فقیه، احمد، مختصر کتاب البلدان، بیروت، ١٩٨٨م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو ودوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
بروکلمان، کارل، تاریخ ملل و دول اسلامی، ترجمۀ هادی جزایری، تهران، ١٣٤٦ش؛
حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
خضر، محمد، «قطاع السیاحة فی اسرائیل»، مجلةالارض، ١٩٥٥م؛
س ٢٢؛
ﺷﻤ٣؛
خمار، قسطنطین، موسوعة فلسطین الجغرافیة، بیروت، ١٩٦٩م؛
مصطفى مراد، بلادنا فلسطین، بیروات، ١٩٧٤م؛
دمشقی، محمد، نخبةالدهر، بیروت، ١٩٨٨م؛
سلیم، محمد عبدالرئوف، نشاط الوکالة الیهودیة لفلسطین، بیروت، ١٩٨٢م؛
شراب، محمدمحمد، معجمبلدان فلسطین، دمشق، ١٩٨٧م؛
طبری، تاریخ؛
عبدالمؤمن بن عبدالحق، مراصدالاطلاع، بیروت، ١٩٥٤م؛
عهد عتیق؛
قلقشندی، احمد، صبحالاعشى، به کوشش محمدحسین شمسالدین، قاهره، ١٩٦٣م، قهوجی، حبیب، استراتیجیة الصهیونیة و اسرائیل، دمشق، ١٩٨٢م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
ناصرخسرو، سفرنامه، به کوشش محمددبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٦ش؛
نحال، محمدسلامه، جغرافیة فلسطین، بیروت، ١٩٦٦م؛
همو، سیاسة الانتداب البریطانی، بیروت، ١٩٨١م؛
یاغی، اسماعیل احمد، الارهاب و العنف فی الفکر الصهیونی، بیروت، ١٩٨٦م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ١٩٨٨م؛
نیز:
«Anglo- American Committee of Inquiry», A Survey of Plestine, Washington, ١٩٩١;
Archaeology, Jerusalem, ١٩٧٤;
Bonné, A., «Natural Resources of Palestine», The Geographical Journal, London, ١٩٣٨;
vol. XCII, no. ٣;
Cohen, M. J., Palestine and the Great Powers, Princeton, ١٩٨٢;
«The Dead sea Levels», The Geographical Journal, London, ١٩٠٦;
vol. XXVIII, no. ٢;
EI٢;
Encyclopedia of the Modern Middle East, New York, ١٩٩٦;
Fisher, W. B., The Middle East, London, ١٩٧٨;
Garfinkle, A., Israel and Jordan in the shadow of war, New York, ١٩٩٢;
Glieck, N., The River Jordan, New York, ١٩٦٨;
Gubser, P., Jordan, London, ١٩٨٣;
Harris, George L., Jordan, New York, ١٩٥٨;
Harris, Roberta L., Exploring the World of the Bible Lands, London, ١٩٩٥;
Held, C. C., Middle East Patterns, London, ١٩٨٩;
Hitti, Ph. K., History of the Arabs, London, ١٩٣٧;
Irwin, W., «The Salts of the Dead Sea and River Jordan», The Geographical Journal, ١٩٢٣;
vol. XLI, no. ٦;
Josephus, the Jewish War, tr. J. Thacheray, London, ١٩٧٦;
Kamon, Y., Israel, a regional Geography, London, ١٩٧١;
Khouri, R. G., The Jordan Valley, London, ١٩٨١;
Lucas, N., The Modern History of israel, London. ١٩٧٤;
Mazar, A., Archaeology of the Lands of the Bible, New York;
The Middle Ease Intelligence HandsBooks, ١٩٤٣-١٩٤٦ (Palestine and Transjordan), London, ١٩٨٧;
Pearlman, M. and Y. Yanni, Historical Sites in Israel, Jerusalem, ١٩٧٧;
Rech, B. and G. R. Kieval. Israel, Oxford, ١٩٩٣;
Rops, D., Daily Life in Palestine, London. ١٩٦٥;
Runciman, S., A History of the Crusades, London, ١٩٧١;
Shlaim, A., Collusion Across the Jordan, New York, ١٩٨٨;
Shwadran, B., The Middle East, Oil and the Great Powers, New York, ١٩٧٣;
Spafford, J. E., «Around the Dead Sea By Motor Boat», The Geographical Journal, ١٩١٢;
vol. XXXIX, no. ١;
Tuma, E. H. and H. Darin - Drabkin, the Economic Case for Palestine, London, ١٩٧٨.
عباس سعیدی