دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٤ - بادس
بادس
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بادِس، شهرو بندری باستانی در ساحل مدیترانهای کشور مغرب، نام این شهر در منابع به صورت بادیس نیز ضبط شده است (ﻧﻜ : ابنسعید، ٧٤، ابنخلدون، ١/ (١)/ ١١٠) و برای تشخیص آن از بادس زاب در الجزایر (نک : ابوعبید، ٢/ ٧٤٣؛ ادریسی، ١/ ٢٦٤)، بادس فاس یا بادس غُماره نیز خوانده میشود (یاقوت، ١/ ٤٥٩-٤٦٠، ٢/ ٩٠٤؛ ابنعربی، ٧٤). برخی بادس را همان «پایِتینا»ی مذکور در سفرنامۀ آنتونینوس دانستهاند، اما این نام برخلیج کوچک محصورتر یلّیش (آیریس در نقشههای غربی) در ٧ کیلومتر جنوب غربی آن قابل تطبیق است (EI٢).
بادس از مشهورترین بندرگاههای غماره (ﻫ م) بود (ابنسعید، همانجا) و جزو قلمروهای ونُکور (ﻫ م) بهشمارمیآمد (ابوعبید، ٢/ ٧٦٣). ساخت این بندرگاه را به افریقیان یا گوتها نسبت میدهند (وزان، ١/ ٣٢٥). بادس در منتهىالیه سرزمین کوهستانی غماره، در سدۀ ٦ق/ ١٢م شهری آباد بود و بازارها و صنایعی چند داشت که مایحتاج بلادغماره را نیز تأمین میکرد (ادریسی، ٢/ ٥٢٧، ٥٣٢-٥٣٣؛ نیز ابوالفدا، ٦٥-٦٦، ١٢٤-١٢٥).
این شهر نخست جزو امیرنشین ادریسی بنی عمر بود، اما بعدها به استیلای مرابطون درآمد (EI٢). در ٥٥٧ق-١١٦٢م بادس در زمزۀ پایگاههای دریایی به شمار میرفت که عبدالمؤمن موحدی در حمله به اندلس از آن بهره جست ( ابن ابی زرع، الانیس...، ٢٠٠-٢٠١). در ٦٠١ق/ ١٢٠٥م یعیش، عامل محمدالناصر موحدی (ﺣﻜ ٥٩٥-٦١١ق)، از بیم حملۀ دشمنان مسیحی، بر گرد شهرهای ریف (ﻫ م) از جمله بادس بارو کشید (همو، الذخیرة...، ٣٩؛ الانیس، ٢٧١). در ٦٠٤ق/ ١٢٠٧م قصبۀ بادس ساخته شد (همان، ٢٣٣؛ ابنقاضی، ٢٠٦). پس از نیز مَرینیان در بادکس استحکاماتی ایجاد کردند. در زمان حکومت ابوسعید مرینی (٧٠٩-٧٣١ق/ ١٣١٠-١٣٣١م) بادس مانند مَلیله و عرائش هزار دینار مالیات میپرداخت (EI٢). در اوایل سدۀ٨ق مردی عباس نام به داعیۀ مهدویت در ناحیۀ غماره ظهور کرد و افرادی را پیرامون خود گردآورد و بر بادس استیلا یافت، ولی به زودی کشته شد (ابنخلدون، ١(٢)/ ٢٨٧-٢٨٨). در همین سده بقایایی از تیرۀ زُهیَله از قبیلۀ نفزاوه در نواحی بادس زندگی میکردند (همو، ٦(١)٢٣٣-٢٣٤).
به نوشتۀ وزان فاسی: در سدۀ١٠ق بادس شهری با حدود٦٠٠ خانوار بود. داخل شهر بازار و دکانها و مسجد جامع متوسطی قرار داشت. نزدیک شهر درهای بود که به هنگام بارندگی در آن جریان مییافت؛ اما درون شهر آب آشامیدنی نبود. قصبۀ زیبا، اما نه جندان استوار شهر مقر امیر بود. وی درخارج قصبه نیز قصر و باغی زیبا داشت. در بیرون قصبه نزدیک دریا کارگاه کشتیسازی کوچکی بود که در آنجا از چوبی که ازکوههای مجاور میآوردند، قایق و زورقهای بادبانی جنگی میساختند. اهالی بادس به صیدماهی اشتغال داشتند. درآنجا گندم اندک بهدست میآمد و غذای مردم نان جوین ماهی، بهخصوص ساردین بود که به فراوانی صید میشد. این شهر از موقعیت سوقالجیشی و بازرگانی خوبی برخوردار بود و ازاینرو، سخت از آن محافطت میشد. کشتیهای تجاری ونیزی هرساله یک یا دو بار برای فروش ومبادلۀ کالا به بادس میآمدند و در بازگشت، کالاها و مسافران مسلمان را از آنجا به تونس، و حتى به اسکندریه و بیروت منتقل میکردند (١/ ٣٢٥-٣٣٠،٣٢٧). مقر حاکم ردیف در بادس، و قلمرو او در شهرهای ساحلی از یلیش تا المَزَمّه (امروزه: حسیمه) و نیز در زمینهای برخی قبایل داخلی مانند، بقّوبه، بنی خالد، بنی منصور و بنی یَدَّر گسترده، بود (همو، ١/ ٣٢٧-٣٣٥،٣٣٠؛ EI٢).
در فاصلۀ کمتراز١٠٠متر از بادس دو جزیزۀ سنگی کوچک وجود دارد. جزیرۀ بزرگتر را «حجر بادس» و به اسپانیایی پنیون دِ وِلِث میخوانند (همانجا). در ٩١٤ق/ ١٥٠٨م پادشاه اسپانیا برای ختم غائلۀ حملات دریایی، ناوگانی را بدانجا گسیل داشت و این جزیره را تصرف کرد. فرمانده ناوگان در انجا قلعهای ساخت و آن را با سربازان و جنگافزارها مجهز نمود، به گونهای که شهر در تیررس دشمن قرار گرفت. حاکم مرینی فاس به درخواست امیربادس سربازانی برای حمله به این جزیره فرستاد، اما کاری از پیش نبرد. وی بار دیگر در ٩٢٦ق/ ١٥٢٠م جزیره را مورد حمله قرار داد که درپی آن بهدست مسلمانان سقوط کرد (وزان، ١/ ٣٢٦-٣٢٧؛ وفرانی، ٣٦). در ٩٣٢ق/ ١٥٢٦م ریف به اقطاع ابوجسّون و طّاسی ــ که پسر برادرش احمد بن محمد او را از سلطنت فاس خلع کرده بود ــ درآمد او بادس را مقز خود قرار داد (همو، ٣٠-٣١؛ (EI٢ ابوحسون در ٩٦١ق/ ١٥٥٤م شهر و جزیزۀ حجربادس را به متحدان ترک الجزیرهای خود واگذار کرد و آنان را به تقویت استحکامات دفاعی آنجا پرداختند (EI٢، التر، ١٩١؛ نیز ﻧﻜ : وفرانی، ٥٠). این امر سلطان عبدالله الغاب بالله ــ از سلسلۀ سعدیان ــ را نگران ساخت که مبادا ترکان حجربادس را پایگاهی برای فتح مغرب قرار دهند. گفته میشود ازاینرو این جزیره را به اسپانیاییها واگذار کرد و آنان مسلمان را از جزیره بیرون راندند. با اینحال، وفرانی این روایت را ساخته و پرداختۀ دشمنان دولت سعدیان میداند (ص ٤٩؛ نیز EI٢).
امروزه از شهر کهن بادس جز ویرانهای برجای نمانده است. این محل در ١١٠ کیلومتری جنوب شرقی تطوان، بین ناحیۀ غماره و ریف در سرزمین بنویَطّوفَت نزدیک مصّب سیلان تالان بادس قرار دارد. پس از سرزمین جنگ ریف ( ١٣٤٦ق/ ١٩٢٧م) اسپانیاییها کوشیدند تا مهاجرنشین کوچکی به نام ویلاخوردانا در نزدیکی بادس ایجاد کنند، ولی چندان موفق نشدند. جزیره، حجربادس هنوز به اسپانیا تعلق دارد و ناحیۀ مستقلی به نام پنیون دولث دلاگومرا را تشکیل میدهد (EI٢).
بادس در دورۀ اسلامی شهری با رونق بود و در نهضت علمی و ادبی با سبته رقابت میکرد. در آنجا مدرسهای بود که آثار آن تا به امروز وجود دارد. مسجدجامع بادس نیز مرکزی فرهنگی بود که علوم دینی در آنجا تدریس میشد و شماری از علمای ریف در آنجا تربیت یافتند (ابنعربی، همانجا؛ برای آگاهی از شرح حال بزرگانی که از بادس برخاستهاند، ﻧﻜ : ﻫ د، بادسی).
مآخذ
ابن ابی زرع،علی، الانیس المرطوب، رباط، ١٩٧٢م؛
همو، الذخیرة السنیة، رباط، ١٩٧٢م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن سعیدمغربی، علی، بسط الارض، به کوشش خوان ورنت خینس، تطوان، ١٩٥٨م؛
ابن قاضی منکاسی، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٣م؛
ابوعبیدبکری، عبدالله، السمالک و الممالک، به کوشش وان لون، و ا.فره، تونس، ١٩٩٢م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش م. رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
التر، عزیزسامح، الاتراک العثمانیون فی افریقیا الشمالیة، ترجمۀ محمودعلی عامر، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
ابنعربی، صدیق، المغرب، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
وزان، حسن، وصف افریقیا، ترجمۀ محمدحجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛
وافرنی، محمدصغیر، نزهة الحادی، رباط، مکتبة الطالب؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢.
محمدرضا ناجی