دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٤ - جعبر، قلعه
جعبر، قلعه
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَعْبَر، قَلْعه، قلعهای تاریخی در استان رقه در کشور سوریه. در منابع متقدم دورۀ اسلامی از این قلعه با نام دَوْسَر یاد شده است (ابنخردادبه، ٧٢؛ طبری، ١٠ / ٨١). دوسر برگرفته از نامی است که این منطقه در پیش از اسلام و آغاز دورۀ اسلامی بدان خوانده میشد (پاولی، IV / ٢٢٣٤)؛ اما نام کنونی آن منتسب به جعبر بن سابق قشیری است که در میانههای سدۀ ٥ ق / ١١م این قلعه را در تصرف داشت و به راهزنی میپرداخت (زکار، ١٦٨، حاشیه).
قلعۀ جعبر در کرانۀ چپ رود فرات در شمال شرقی دریاچۀ اسد بین شهرهای رقه و مسکنه تقریباً رو به روی صفین واقع است ( المعجم ... ، ٢ / ٦٧٦؛ EI٢, II / ٣٥٤). شهدای جنگ صفین در دو سوی فرات نزدیک قلعۀ جعبر مدفوناند (حمدالله، ٣ / ١٠٤). این قلعه به شکل بیضی بر پایهای صخرهای و مرتفع بنا گردیده، و شامل یک محوطۀ اصلی بزرگ است که گرداگرد آن را استحکامات دفاعی شامل دو دیوار و برجهایی بر فراز آن و خندق فرا گرفته است. بخشهای فوقانی بنا، به طور کامل از آجر ساخته شده است. در محوطۀ اصلی قلعه، به جز منارۀ آجری استوانهای که نسبتاً سالم مانده است، اثر قابل توجه دیگری وجود ندارد. این مناره تنها بخش بر جا مانده از مسجدی است که هیچ اثر دیگری از آن باز نمانده است. به جز این مناره تقریباً همۀ بناهای درون قلعه کاملاً ویران شدهاند، اما آثاری از یک کاخ و چند حمام در گوشۀ محوطۀ داخلی قلعه قابل شناسایی است. در بخش پیرامونی قلعه، دروازۀ ورودی، بخشی از استحکاماتِ راهرو ورودی که پشت دروازه قرار دارد و بخشهایی از برج و باروهای آجری قلعه بر جا مانده است. راه ورود به قلعه از تونلی حفرشده در میان صخرهها میگذرد. پس از بنای سد فرات این قلعه به شبه جزیره تبدیل شده، و دسترسی به آن امروزه فقط از سمت شمال میسر است ( المعجم ... ، همانجا؛ برنز، ١٧٥-١٧٦).
دو روستا به نامهای جعبر شرقی و جعبر غربی که نام خود را از قلعه گرفتهاند، در فاصلۀ اندکی از آن قرار دارند. آثاری از ویرانههای یک کاخ کهن نیز در نزدیکی جعبر غربی هنوز پابرجا ست ( المعجم، ٢ / ٦٧٧). این قلعه تا شهر بالس (در غرب) ٥ فرسنگ، و تا شهر رقه ٧ فرسنگ فاصله داشت (ابوالفدا، ٢٦٩).
پیشینۀ تاریخی
چنان که گذشت، این قلعه به روزگار سلجوقیان در تصرف جعبر بن سابق قشیری بود تا آنکه سلطان ملکشاه سلجوقی در ٤٩٩ق / ١١٠٦م آن را به تصرف آورد و به سالم بن مالک بن بدران بن مقلد عقیلی در برابر خدمتی که در فتح حلب به او کرده بود، واگذارد (یاقوت، ٢ / ٨٥؛ ابن اثیر، ١٠ / ١٤٨-١٤٩). چندی بعد فرنگیهای ادسا در جنگهای اول صلیبی آن را تصرف کردند (لسترنج، ١٠٢)؛ اما چیرگی صلیبیان بر جعبر دیری نپایید و قلعۀ جعبر حدود یک سده در دست اعقاب سالم بن مالک باقی ماند (EI٢ ، همانجا).
در ٥٤١ ق / ١١٤٦م عمـادالـدیـن زنگی ــ اتـابک قـدرتمنـد مـوصل ــ بـه هنگام محـاصرۀ این قلعه، در همـانجا کشتـه شـد (ابنعدیم، ٢ / ٢٨١) و در ٥٦٤ ق نورالدین محمود زنگی قلعه را تصرف کرد و به حکومت بنیمالک پایان داد (ابناثیر، ١١ / ٣٣٤-٣٣٥؛ ابن خلدون، ٥ / ٢٩١).
بنا بر روایتی، سلیمان شاه جدسلاطینعثمانی در٦٢١ق / ١٢٢٤م در نزدیکی قلعۀ جعبر در فرات غرق شد (هامرپورگشتال، I / ٤٢) و در کنار قلعۀ جعبر دفن گردید و به یاد او مرقدی ساختند که به ترک مزاری (مزار ترک) معروف است. این موضوع شاید معلول اشتباه دربارۀ سلیمان شاه جد فرضی عثمان اول (سل ٦٩٩-٧٢٧ق) با سلیمان قُتُلمش شاهزادۀ سلجوقی (د ٤٧٩ق) باشد. به احتمال بسیار، مرقد متعلق به هیچ یک از آن دو نیست (EI٢ ، همانجا).
خوارزمشاهیان در ٦٣٨ ق / ١٢٤٠م قلعه را گشودند و هلاگو در ٦٥٨ ق / ١٢٦٠م آن را خراب کرد تا آنکه سلطان قلاوون الفی آن را از نو ساخت (ابنعدیم، ٣ / ٩٩٤؛ المعجم، ٢ / ٦٧٦). قلعۀ جعبر از اواخر سدۀ ٨ ق / ١٤م تابع امیر ککبغابیغاوی، و از اوایل سدۀ ٩ق / ١٥م تابع امیر دمشق بود (ابنایاس، ١(٢) / ١٣٠، ٥٤١).
دانشمندانی چند به قلعۀ جعبر منسوباند، از آن جمله است: برهان الدین ابراهیم بن معضاد، دانشمند و شاعر (٥٩٩-٦٨٧ ق)؛ خطیب محمد بن ابی الفضل بن سلطان جعبری (٦٢٤-٧١٣ ق)؛ برهان الدین ابراهیم بن عمر جعبری مقری (٦٤٠-٧٣٢ ق)، نویسندۀ بیش از ١٠٠ اثر؛ و ناصر الدین محمد بن ابراهیم بن معضاد (٦٥٠-٧٣٧ق) (مقریزی، ١ / ٢٤٢-٢٤٣، ٣٢٠-٣٢١، ٥ / ٥٥، ٦ / ٥٢١؛ ابنایاس، ١(١) / ٢٦٧). منارهای کهن بر جا مانده از قلعه را بسیار پراهمیت خواندهاند (نک : زاره، I / ١٣٥).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابنایاس، محمد، بدائع الزهور، قاهره، ١٤٠٢-١٤٠٣ق / ١٩٨٢- ١٩٨٣م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
ابن عدیم، عمر، زبدة الحلب من تاریخ حلب، به کوشش سامی دهان، دمشق، ١٩٦٨م؛
ابو الفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٩١٥م؛
زکار، سهیل، حاشیه بر تاریخ دمشق ابن قلانسی، دمشق، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
طبری، تاریخ؛
المعجم الجغرافی للقطر العربی السوری، به کوشش مصطفیٰ طلاس، دمشق، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
مقریزی، احمد، المقفی الکبیر، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Burns, R., Monuments of Syria: An Historical Guide, London, ١٩٩٥;
EI٢;
Hammer - Purgstall, J., Geschichte des osmanishen Reiches, Graz, ١٩٦٣ ;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Pauly ;
Sarre, F. and E. Herzfeld, Archäologische Reise im Euphrat - und Tigris - Gebiet, Berlin, ١٩١١.
پرویز امین