دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢١ - اسماعیل
اسماعیل
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْماعيل، شهري در استان (اُبلاست) ادسا در جمهوري اوكرائين. نام اين شهر در زبان روسی ايزمائيل و در زبان مولداويايی سمريل، سميل و نيز سيميل بوده كه از واژۀ اسلاوي زمی به معناي مار و يا اژدها مشتق شده است. اين واژه همچنين عنوانی براي برخی اميران و اشراف مولداوي بوده است (EI٢, BSE٣, X/ ٧٢؛ سامی، ١/ ٩٤٤؛ بستانی، ١١/ ٨٩ -٩٠)، ولی مؤلفان ترك برآنند كه اين شهر بهنام يكی از سرداران دولت عثمانی ناميده شده است. اوليا چلبی در شرح اين مطلب مینويسد كه چون در ٨٨٩ق/ ١٤٨٤م و در عهد بايزيد دوم سرداري به نام قپودان اسماعيل (قپودان = فرمانده، شكل تركی كاپيتان) اين شهر را فتح كرد، لذا «شهر اسماعيل» نام گرفت (٥/ ١٠٦؛ بستانی، ١٣/ ٢٨٩).
اسماعيل كه در جنوب غربی بسارابی واقع شده است، زمانی تابع دولت كيِف روس بود، سپس در اختيار اشراف مولداوي قرار گرفت و از سدۀ ١٠ تا ١٣ق/ ١٦ تا ١٩م حدود ٣٠٠ سال در تصرف دولت عثمانی بود. مدتی نيز به تابعيت دولت رومانی درآمد. در ٢٨ ژوئن ١٩٤٠ ظاهراً با حل اختلاف ميان اتحاد شوروي و رومانی دربارۀ بسارابی و بخش شمالی بوكووينا در ٧ اوت همان سال، اسماعيل به تابعيت جمهوري اوكرائين درآمد. مساحتآنجا ٤٠٠ ،١٢كم ٢ و داراي ١٣بخش و ٦ شهر بود كهشهراسماعيلمركز آن بهشمار میآمد (BSE٢, XVII/ ٤٠١, ٤٠٢). اسماعيل تا ١٩٥٤م استانی مستقل بود و از اين سال شهري تابع استان ادسا در جمهوري اوكرائين شد ( BSE٣، همانجا). اين شهر كه در ساحل چپ يكی از شاخههاي رود دانوب واقع شده، در شمال و شمال غرب با جمهوري مولداوي هممرز است. از شمال شرقی آن رود دنيستر میگذرد و جنوب شرقی اسماعيل به سواحل درياي سياه محدود است. اين شهر در منطقهاي هموار قرار گرفته، و بلندترين نقطۀ آن در شمال شرق ٢٣٣ متر بالاتر از سطح درياست. در نواحی جنوب و جنوب شرق از ارتفاع آن كاسته میشود و در برخی نواحی به ٩٠ تا ٥٠ متر و در نزديكی درياي سياه به ٣٠ تا ١٦ متر تنزل میيابد (همانجا؛ رفعت، ١/ ١٧٥). ميانگين دما در تابستان منطقۀ اسماعيل حدود ٥/ ١٠+ و ميانگين دما در زمستان آن ٢- تا ٣- سانتیگراد است و در تابستان دما، به ٢٢+ تا ٢٣+ و در زمستان دما به ٢٠- تا ٢٥- سانتیگراد میرسد. ميزان بارندگی سالانۀ آن ٢٥٠ تا ٣٠٠ ميلیمتر در جنوب و ٤٠٠ تا ٤٥٠ ميلیمتر در نواحی شمالی است. بيشترين بارندگی در تابستان و حداقل آن در فاصلۀ ماههاي اكتبر - فوريه است (BSE٢, XVII/ ٤٠١).
شهر اسماعيل در منطقهاي خوشمنظره واقع شده، و غرق در باغها و چمنزارهاست ( BSE٣، همانجا). اين شهر در ساحل چپ شاخۀ كيلی رود دانوب، در فاصلۀ ٨٠ كيلومتري از ساحل درياي سياه قرار گرفته، و بندري به روي ناوگان دريايی گشوده است. همچنين ايستگاه راهآهن نيز دارد ( BSE٣, BSE٢، همانجاها؛ شمعدانی زاده، III/ ٩٥).
اوليا چلبی در شرح مربوط به ساكنان شهر اسماعيل آورده است كه در شهر ٣ كوي مسلماننشين وجود دارد. ديگر اهالی شهر رومی، ارمنی و يهودي هستند (٥/ ١٠٦). بعدها به سبب جنگها و مرور زمان، وضع تغيير يافت. اكنون بيشتر اهالی شهر اوكرائينی هستند. بجز اوكرائينيها، روسها، مولداوياييها، آلبانياييها و تاتارها نيز سكنی دارند كه دو گروه اخير مسلمانند (BSE٢, XVII/ ٤٠٢). در ١٩٧١م شمار اهالی شهر ٧٠ هزار نفر (BSE٣, X/ ٢٧). و در ١٩٨٥م، ٨٩ هزار نفر بوده است («فرهنگ...»، ٤٧٩).
تاريخ بناي شهر مشخص نيست. در سدۀ ٦ق/ ١٢م در محل شهر اسماعيل دژي متعلق به جنواييها وجود داشت كه بعدها در اختيار اشراف حاكم مولداوي قرار گرفت. در سدۀ ١٠ق/ ١٦م از آن دژ به عنوان يكی از استحكامات متعلق به سپاه عثمانی ياد شده است (BSE٣، همانجا؛ EI٢). در ٨٨٩ق/ ١٤٨٤م بايزيد دوم نيروهاي خود را متوجه مولداوي كرد. در پيكارهايی كه روي داد كيليه و آق كرمان كه در ولايت اسماعيل و نزديك اين شهر قرار داشتند، به تصرف سپاهيان عثمانی درآمدند (IA, V (٢)/ ١١٠٨؛ قرهچلبی، ٣٩٠؛ اوزون چارشيلی، ٢/ ٢٠١- ٢٠٢؛ نيز نك : ه د، آق كرمان). خانهاي كريمه از نسل جوجی پسر چنگيز و از سلسلهاي با عنوانگراي كه به مفهوم نيرومند بوده است، با دولت عثمانی رابطهاي نزديك برقرار كردند. پيش از آن نيز ميان آلتين اردو (اردوي زرين) و دولت عثمانی روابط دوستانهاي وجود داشت. در حملۀ سپاه بايزيد دوم به مولداوي منگلیگراي كه با مقامخانی در ٨٨٣ق/ ١٤٧٨م به شبه جزيرۀ كريمه فرستاده شده بود، با نيرويی مركب از ٥٠ هزار نفر به سپاه عثمانی پيوست و در پيكار شركت كرد (اوزون چارشيلی، ٢/ ٤٩٥-٤٩٦، ٤٩٧). اميران منطقه كه از سپاهيان عثمانی شكست خورده بودند، نخست در سالهاي ٨٩٠ -٨٩١ق/ ١٤٨٥-١٤٨٦م به پيكارهايی دست زدند و از كازيمير چهارم شاه لهستان ياري خواستند، ولی طرفی نبستند و دولت عثمانی همچنان منطقه را در دست داشت (همو، ٢/ ٢٠٣، ٢٠٤).
اسماعيل در عهد سليمان قانونی و پس از آن گسترش يافت و در سدۀ ١٠ق يكی از شهرهاي مهم تابع دولت عثمانی شد، چنانكه در ١٠٠٣ق/ ١٥٩٥م يكی از مراكز نظامی مهم سپاه
عثمانی بود ، IA) همانجا). در ٩٧٦ق/ ١٥٦٩م سلطان سليم دوم گروهی از نوغايها را در اين ناحيه سكنی داد (BSE٣، همانجا؛ اوليا چلبی، ٧/ ٤٩٦). در سدۀ ١١ق/ ١٧م با هجوم قزاقها شهر اسماعيل و دژ آن دستخوش ويرانی شد. در ١٠١٠ق/ ١٦٠٢م قزاقها به سوي رود دانوب هجوم بردند و در نواحی مجاور اسماعيل دست به نهب و غارت زدند. هجوم قزاقها به اين ناحيه در ١٠٣٣ق/ ١٦٢٤م تكرار شد. در سدۀ ١١ق با مهاجرت عناصري از تركان كه از شرق آمده بودند، موقعيت نيروهاي عثمانی تا اندازهاي استحكام پذيرفت (IA، همانجا). اوليا چلبی شهر اسماعيل را از موقوفات وابسته به مكه و مدينه در آن زمان نوشته است (٥/ ١٦٠).
در سدۀ ١٢ق/ ١٨م در جريان جنگهايی كه طی سالهاي ١١٨٢- ١١٨٨ق/ ١٧٦٨-١٧٧٤م ميان دو دولت روسيه و عثمانی روي داد، سپاهيان روسی در ٢٦ ژوئيۀ ١٧٧٠ شهر و استحكامات اسماعيل را تصرف كردند. در ١١٨٥ق/ ١٧٧١م اسماعيل پايگاه نيروي دريايی روسيه در منطقۀ دانوب شد (IA, V(٢)/ ١١٠٩;
BSE٢, XVII/ ٤٠٠). اين جنگ ٦ ساله سرانجام به پيمان كوچوك قينارجه منتهی شد. طبق مادۀ ١٦ اين پيمان، آق كرمان، كيليه و اسماعيل از سوي دولت روسيه به دولت عثمانی بازگردانده میشد (راسم، ١/ ٩٦٨، ٩٨٤-٩٨٧؛ لاموش، ١٤٩، ١٥٤؛ سامی، ٥/ ٣٩١٤). اندكی پيش از آغاز جنگ روس و عثمانی(١٢٠١- ١٢٠٥ق/ ١٧٨٧-١٧٩١م)،مقامات عثمانی با سرپرستی مهندسان آلمانی و فرانسوي شهر اسماعيل را به صورت دژي استوار با ديوارهاي محكم و محوطۀ ويژه سپاهيان و سلاحهاي سنگين در آوردند كه خندقی بزرگ گرد آن حفر شده بود. در ١١ نقطۀ اين دژ ٢٦٠ سلاح سنگين كار گذارده بودند ( BSE٢، همانجا). در آن هنگام سپاه مدافعان اسماعيل مركب از ٤٥ هزار نفر بود. در ١٢٠٤ق/ ١٧٩٠م سپاه روسيه مأمور تصرف دژ اسماعيل شد، ولی اقدام آنان با توفيق همراه نشد. در ١٧٩١م به فرمانده سپاهيان روس كه اسماعيل را در محاصره داشتند، فرمان تسخير شهر داده شد (همانجا؛ راسم، ٣/ ١١٩٥-١١٩٧؛ اوزون چارشيلی، IV(١)/ ٥٧٤). سپاه روس از ٣١ هزار نفر و ٥٠٠ سلاح سنگين و نيز ناوگان دريايی تشكيل شده بود (BSE٣, X/ ٧٣). اسماعيل بجز راه خشكی از راه رود دانوب نيز در محاصره گرفته شد. حمله به دژ اسماعيل ٦ روز ادامه يافت. در ٧ دسامبر ١٧٩٠ به فرمانده سپاه عثمانی در اسماعيل ٢٤ ساعت مهلت داده شد تا دژ را تسليم كند، ولی فرمانده سپاه عثمانی آن را نپذيرفت. در روزهاي ٩ و ١٠ دسامبر همان سال دژ زير آتش شديد ٦٠٠ عراده توپ قرار گرفت. سپاه روس از شرق و غرب و جنوب دژ اسماعيل را مورد حمله قرار داد. سرانجام، استحكامات سپاه عثمانی در هم شكست (BSE٢، همانجا) و شهر به تصرف سپاهيان روس درآمد.
در نبرد اسماعيل سپاهيان عثمانی ٢٦ هزار كشته برجاي گذاردند. ٩ هزار نفر از مدافعان شهر به اسارت روسها درآمدند. همچنين در اين پيكار ٢٤٥ سلاح سنگين و ٣٠ كشتی به تصرف روسها درآمد (همانجا). مآخذ روسی شمار تلفات ارتش روسيه را ٠٣٧ ،٢كشته و ٩٣٣ ،٢ مجروح نوشتهاند (همانجا)، ولی مؤلفان عثمانی تلفات سپاه روس را ١٥ هزار كشته ذكر كردهاند (جودت، ٥/ ٩٤، ٩٦).
آيدوسلی محمدپاشا به شرط مصون ماندن جان و مال اهل اسلام تن به اسارت داد، ولی روسها به عهد خود وفا نكردند و بسياري از جمله خود آيدوسلی محمدپاشا را كشتند (همو، ٥/ ٩٥؛ اوزون چارشيلی، IV(١)/ ٥٧٧). جنگ سالهاي ١٧٨٧-١٧٩١م با پيمان صلح ياسی (به تركی: ياش) در ١٤ جمادي الاول ١٢٠٦ق/ ٩ ژانويۀ ١٧٩٢م پايان پذيرفت. طبق اين پيمان كه مشتمل بر ١٣ ماده بود، شبه جزيرۀ كريمه و جزيرۀ تامان به روسيه واگذار شد. در مقابل، روسيه بسارابی، آق كرمان، كيليه و اسماعيل را به دولت عثمانی بازگرداند و رود دنيستر مرز روسيه شناخته شد. گرجستان نيز بهصورتی كامل در اختيار روسيه قرار گرفت (لاموش، ١٥٤؛ راسم، ٣/ ١٢١١، ١٢١٢؛ IA, V(٢)/ ١١٠٩؛ اوزون چارشيلی، IV(١)/ ٥٩١, ٥٩٢). پس از انعقاد صلح ياسی، دولت عثمانی در سالهاي ١٢٠٨-١٢٠٩ق/ ١٧٩٤- ١٧٩٥م طبق فرمان سلطان سليم سوم دژ اسماعيل را مرمت كرد. فرمان سلطان اكنون در موزۀ ادسا موجود است (EI٢).
در ١٢٢٤ق/ ١٨٠٩م، در جنگ روس و عثمانی، بار سوم اسماعيل به تصرف نيروهاي روسيه درآمد. اين جنگ نيز با پيمان صلح بخارست در ١٦ جمادي الاول ١٢٢٧ق/ ٢٨ مۀ ١٨١٢م پايان گرفت (BSE٢, XVII/ ٤٠٠;
BSE٣, X/ ٧٣). طبق مادۀ ٤ اين پيمان مرز روسيه كه رود دنيستر بود، به حدود رودخانۀ پروت انتقال يافت و بسارابی و نيز اسماعيل در تصرف روسيه باقی ماند (BSE٣, IV/ ١٦٤؛ BSE٢، همانجا؛ فريد، ٤٠١، ٤٠٢؛ جودت، ١٠/ ٢٣، ٢٤). پس از جنگهاي كريمه ميان دو دولت روسيه و عثمانی در سالهاي ١٢٦٩-١٢٧٢ق/ ١٨٥٣- ١٨٥٦م، چهارمين بار اسماعيل از سوي نيروهاي روسيه مسخر، و طبق پيمان صلح سن استفانو به صورتی قطعی بهروسيه واگذار شد.
پس از انقلاب ١٩١٧م روسيه، و خروج اين كشور از صحنۀ جنگ جهانی اول، در ربيعالاول ١٣٣٦/ ژانويۀ ١٩١٨ شهر و منطقۀ اسماعيل در اختيار دولت رومانی قرار گرفت. در ١٩٤٠م در نتيجۀ توافق با دولت آلمان، اسماعيل به دولت اتحاد شوروي بازگردانده شد. در جنگ جهانی دوم در ژوئيۀ ١٩٤١ بار ديگر اسماعيل به تصرف ارتش رومانی درآمد. در ٢٦ اوت ١٩٤٤ ارتش شوروي اسماعيل را از تصرف رومانی خارج كرد (BSE٣, X/ ٧٣). پس از فروپاشی اتحاد شوروي و استقلال جمهوري اوكرائين، اسماعيل در اختيار اين جمهوري قرار گرفت.
اوليا چلبی كه خود از اسماعيل ديدن كرده بود، مینويسد كه بناي شهر از گل آميخته به ريگ است. شهر تنها داراي يك گرمابه است. اين گرمابه چندان كثيف و آلوده است كه استحمامكنندگان از آمدن خود به آنجا پشيمان میشوند. وي شمار خانههاي شهر را دو هزار و دكانها را حدود ٨٠٠ باب نوشته است كه اغلب با تخته پوشيده شدهاند (٥/ ١٠٦). به نوشتۀ او عسل، پنير، كره و خاويار از محصولات اسماعيل است. گندم و جو اين ناحيه به غايت لطيف و سفيد است. شهر آق كرمان در شمال اسماعيل واقع است و سالانه از اين ناحيه دو هزار ارابه ماهی به مسكو فرستاده میشود. در ١٠٤٦ق/ ١٦٣٦م كنعان پاشا قلعۀ آن را از نو بنا كرد كه ٤ سوي آن به طول ٢٠ هزار قدم است (همو، ٥/ ١٠٧). درون قلعه مسجد، انبار غله و خانه براي استفادۀ ١٥٠ نفر وجود دارد (همو، ٥/ ١٠٧- ١٠٨). وي همچنين نوشته است كه ٤٠٠ نفر در خدمت حاكم هستند. شهر داراي امين گمرك، قاضی، فرمانده سپاه، سردارينیچري، ميراب و محتسب است (٥/ ١٠٦).
تا پيش از انقلاب روسيه، اسماعيل به عنوان شهري بندري مهم براي حمل غلّه بود. اين شهر در جنگ جهانی دوم ويران شد، ولی پس از آن در سالهاي اجراي برنامۀ ٥ سالۀ ١٩٤٦-١٩٥٠م، اين شهر به ويژه بخش بندري آن بازسازي شد. اسماعيل كه بندري بازرگانی ميان اتحاد شوروي و كشورهاي اروپاي شرقی بود، رفتهرفته به صورت بندري مكانيزه و يكی از مراكز كشتيرانی رود دانوب درآمد. در شهر تأسيسات صنعتی همچون نيروگاه برق بخاري بزرگ، كارخانههاي تعمير كشتی، توليد مصالح ساختمانی، تعمير موتور، كاغذ سازي و شيلات احداث شد (BSE٣, XVII/ ٤٠١;
BSE٣, X/ ٧٣).
در منطقۀ قلعه كه ديوارهاي آن فرو ريخته، مسجدي از سدۀ ٩ق/ ١٥م برجا مانده است. از آثار معماري سدۀ ١٩م میتوان به مجموعۀ كليسايی پاكروفسكی (١٨٣١م) و نيز كليساهاي راژدستونسكی (١٨٢٣م) و نيكلايف (١٨٣٣م) اشاره كرد. در شهر موزهاي به نام آ. و. سووروف داير است (همانجا).
مآخذ
اوزون چارشيلی، اسماعيل حقی، تاريخ عثمانی، ترجمۀ وهاب ولی، تهران، ١٣٧٠ش؛
اوليا چلبی، محمد، سياحتنامه، استانبول، ج ٥، ١٣١٥ق، ج ٧، ١٩٢٨م؛
بستانی؛
جودت، احمد، تاريخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛
راسم، احمد، عثمانلی تاريخی، استانبول، ١٣٢٦-١٣٢٩ق؛
رفعت افندي، احمد، لغات تاريخيه و جغرافيه، استانبول، ١٢٩٩ق؛
سامی، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦-١٣١٤ق؛
فريد، محمد، تاريخ الدولۀ العليۀ العثمانيۀ، بيروت، دارالنفائس؛
قرهچلبی، عبدالعزيز، روضۀ الابرار المبين بحقايق الاخبار، قاهره، ١٢٤٨ق؛
لاموش، تاريخ تركيه، ترجمۀ سعيد نفيسی، تهران، ١٣١٦ش؛
نيز:
BSE ٢ ;
BSE ٣ ;
EI ٢ ;
IA;
Şem'dâni-Zâde, S., Mür'i 't-tevârih, Istanbul, ١٩٨١;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar', Moscow, ١٩٨٧;
Uzunçarsılı, I.H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
عنايتالله رضا