دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٧ - بمبئی
بمبئی
نویسنده (ها) :
مجید سمیعی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَمْبَئی، یا مومْبای، مركز ایالت ماهاراشترا و مهمترین مركز بازرگانی، مالی و صنعتی هندوستان واقع در ساحل غربی كشور هند.
وجه تسمیه: برخی نام بمبئی را برگرفته از واژه مومْبا، یكی از خدایان این ناحیه دانستهاند(«فرهنگ ...»، VIII / ٤٠٣؛ «تاریخ ...») و بعضی آن را مأخوذ از واژهای پرتغالی، به معنی بندرگاه خوب میدانند (دائرةالمعارف ...»، I / ٥٩٦). در منابع فارسی سدۀ ١٣ق / ١٩م نام آن را بمبئی و منبئی نیز آوردهاند (بهبهانی، ١ / ٣٥٢؛ خافی خان، ٢ / ٤٠١).
جغرافیا
بمبئی در °١٨ و ´٥٥ عرض شمالی و °٧٢ و ´٥٤ طول شرقی، نزدیك خط استوا و در مسیر دریایی افریقا، آسیای شرقی و اروپا قرار گرفته، و به همین سبب، به یكی از بزرگترین و مهمترین بندرهای تجاری در اقیانوس هند تبدیل شده است. بمبئی با وسعتی برابر ٤٣٦ كمـ ٢، و جمعیتی از ١٧ میلیون تن، بیشترین تراكم جمعیت را در دنیا دارد و آب و هوای آن گرم و مرطوب است.
شهر بمبئی از ١٣٣٩ش / ١٩٦٠م مركز ایالت ماهاراشترا گردید و مجلس ایالتی و دیگر نهادهای حكومت ایالت در آنجا قرار دارد. اكثریت ساكنان بمبئی هندو مذهبند، ولی اقلیتهای مسلمان، مسیحی، زرتشتی، سیك، یهودی، بودایی و مذاهب دیگر هم در آنجا زندگی میكنند. در این شهر صنایع مختلف ازجمله نساجی، مواد شیمیایی و دارویی، ماشینآلات مهندسی، كشتیسازی، مواد غذایی، اتومبیلسازی، رنگسازی، ماشینهای كشاورزی و ... فعالیت دارند. افزون بر این، چون بمبئی مركز بزرگترین بانکـهای هند نیز هست، قطب اقتصادی و مالی كشور به شمار میرود. بمبئی همچنین پر رفت و آمدترین شهر هند و از مراكز حمل و نقل جادهای، ریلی و هوایی است.
وجود جاذبههای مالی و شغلی باعث مهاجرت گستردهای از نقاط مختلف هند به بمبئی شده است. زبان اكثریت ساكنان آن گجراتی، مهاراتی، اردو و انگلیسی است. نام بمبئی در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠م به مومبای تغییر یافت، ولی در تداول عامه هنوز بمبئی رواج دارد. شهر بمبئی مركز صنعت سینمای هند به شمار میرود («فرهنگ»، VIII / ٣٩٨؛ «اطلس ...»، ١٥٢,٨٧-٨٦؛ گیل، ١٠٢ ,١٠٠؛ ١٥٩, WNGD-١٥٨؛ دامیشكی، ١١٧؛ بریتانیكا، III / ١٣-١٦؛ «جغرافیا...»؛ «معرفی ...»؛ «جمعیت»).
پیشینۀ تاریخی
بیشتر نوشتههای معاصران درباره تاریخ پیش از سدۀ ٨ق / ١٤م بمبئی براساس حدس و گمان است. بمبئی را جزو سرزمینهایی دانستهاند كه آریان و بطلمیوس آنرا هیپتانسیا
مینامیدند. احتمالاً منطقهای كه امروزه بمبئی در آن قرار دارد، در دوره حكومتهای باستانی بخشی از سرزمین فرمانروایان اپارانتا و مائوری و چالوكیا بود. قدیمیترین مردمی كه در بمبئی زندگی میكردند، كولی نامیده میشدند كه پیشه ماهیگیری داشتند. آثاری در نزدیكی بمبئی از سده ٢ تا ٩م به دست آمده است كه عبارتند از نقوش غارهای كانهری و معابد شیوا كه در جزایر الفانتا قرار دارد. منابع جدید از شاهزادهای هندی به نام بهیم دو یاد میكنند كه در سدۀ ٧ق / ١٣م پایتخت خود را ماهیم امروزه كه یكی از جزایر هفتگانه بمبئی بوده است، قرار داد. احتمالاً نخستین كشاورزان و تجار از این دوره در بمبئی ساكن شدند («تاریخ»؛ «فرهنگ»، ٤٠٣-VIII / ٤٠٢؛ بریتانیكا، III / ١٣).
در منابع اسلامی از بمبئی نامی در میان نیست، اما از كونکـان (كنکـم ـ كنکـن) یاد شده است كه بمبئی در ساحل آن قرار دارد و از آنجا چوب ساج به سرزمینهای دیگر صادر میشد. همچنین از جزایری نام برده شده است كه اكنون در كنار بمبئی قرار دارند (ابن خردادبه، ٦٧؛ مسعودی، ١ / ٣٨٣؛ بیرونی، ٩٩، ١٥٤؛ نیز نک : نائینار، ٤٣-٤٢؛ مینورسكی، ٢٣٨).
ناحیهای كه امروزه بمبئی جزو آن است، از گذشتههای دور مركز داد و ستد بازرگانان دریانوردِ مسلمان بود و گروهی از آنان در این منطقه ساكن شدند كه نائتیا نامیده میشدند. مقبول احمد با استنباط از نوشته مسعودی در سدۀ ٤ق / ١٠م، شمار مسلمانان این ناحیه را ١٠ هزار نفر برآورد كرده است كه به دو گروه مهاجران عرب از سیراف، عمان، بصره، بغداد، و ساكنان مسلمان متولد آنجا تقسیم میشدند (سلیمان تاجر، ٢٧-٢٩؛ مینورسكی، همانجا؛ مقبول احمد، ٥١١-٥١٠؛ ایرانیكا، I / ٣٤٠-٣٤٧).
در ٧٩٣ق / ١٣٩١م ماهیم به تصرف ظفرخان درآمد كه سپس با عنوان مظفرشاه (٧٩٣-٨١٤ق / ١٣٩١-١٤١١م) نخستین سلسلۀ حاكمان مسلمان گجرات را تشكیل داد و ماهیم دژ مهم بازرگانی و نظامی شاهان گجرات شد. مسجد ماهیم از آثار همین دوره است. با گسترش بازرگانی دریایی و راه یافتن دریانوردان اروپایی به اقیانوس هند و جستوجوی پناهگاههای امن دریایی، بر اهمیت این جزایر كه دارای لنگرگاههای طبیعی بود، افزوده شد. در ٩٢٤ق / ١٥١٨م پرتغالیان در تصرف ماهیم ناكام ماندند. بهادرشاه گجراتی (٩٣٢-٩٤٣ق) برای متحد كردن پرتغالیان با خود در برابر هجوم بابریان، در ٩٤١ق / ١٥٣٤م بمبئی را به پادشاه پرتغال واگذار كرد. بنابر نوشتۀ برخی منابع، نام بمبئی از این دوره بر این جزایر اطلاق گردید. پرتغالیان چند كلیسا در بمبئی بنا كردند و سیاست تبعیض نژادی در پیش گرفتند و ساكنان بومی را به پرداخت مالیات یا خدمت در ارتش پرتغال وادار ساختند. سرانجام جزیرۀ بمبئی بهعنوان كابین خواهر پادشاه پرتغال كه با چارلز دوم پادشاه انگلستان ازدواج كرد، در ١٠٧١ق / ١٦٦١م به انگلستان واگذار گردید و پادشاه انگلیس نیز در ١٦٦٨م آن را به «كمپانی هند شرقی بریتانیا» فروخت. جمعیت بمبئی در این هنگام ١٠ هزار نفر بود.
انگلستان با سود جستن از موقعیت استراتژیك و لنگرگاههای طبیعی، بمبئی را به مركز مهم بازرگانی و نظامی در اقیانوس هند تبدیل كرد و پایگاه اصلی خود را از سورت در گجرات به بمبئی انتقال داد. حكمرانان انگلیسی برای توسعۀ بندر بمبئی به تشویق مهاجرت صنعتگران و تجار جزایر اطراف به بمبئی پرداختند. گروههایی از اقلیتهای مذهبی از گجرات به بمبئی مهاجرت كردند كه بیشتر آنان پارسیان بهره و یهودیان بودند و اقتصاد بمبئی توسط آنان رونق یافت. در ١٠٨٦ق / ١٦٧٥م جمعیت بمبئی به ٦٠ هزار نفر افزایش یافت (لایل، ٣٠؛ دامیشكی، نیز بریتانیكا، همانجاها؛ «تاریخ»؛ «فرهنگ»، VIII / ٤٠٤).
اورنگ زیب امپراتور گوركانی كه از قدرت یافتن شركت هند شرقی در ساحل غربی هند نگران بود، در ١١٠٥ق / ١٦٩٤م به بهانۀ حمله انگلیسیان به یك كشتی حامل زنان حرم، بمبئی را تصرف كرد. كمپانی با فرستادن نمایندهای به دربار و پرداخت غرامت سنگین دوباره بر بمبئی دست یافت (خافی خان، ٢ / ٤٢١-٤٢٣؛ خان، ٢٥٦ ,٢٥٤-٢٥٣؛ سید، ٣٧١-٣٧٤). در ١٨١٧- ١٨١٨م انگلیسیان مهرتهها را كه در جنوب هند قدرت و نفوذی گسترده داشتند، درهم شكستند و دكن را گرفتند و آن گاه به گسترش بمبئی پرداختند و لنگرگاههای جدید در آنجا احداث كردند. از این پس بمبئی به سرعت مهمترین بندر صادرات و واردات كالا در هند گردید. در ١٨٥٠م راهآهن داخلی هند به بمبئی متصل گردید و نخستین كارخانه نخریسی در ١٨٥٧م در این شهر تأسیس شد. در خلال جنگ داخلی آمریكا (١٨٦١-١٨٦٥م) كه پنبۀ ایالات متحده به اروپا نمیرسید، صادرات این كالا از مستعمرات شرقی بریتانیا فزونی گرفت و صنایع نخریسی و نساجی در بمبئی به اوج شكوفایی رسید. در ١٢٨٦ق / ١٨٦٩م با تأسیس كانال سوئز و باز شدن راه دریایی جدید، بر اهمیت بمبئی بهعنوان پل ارتباط اقتصادی و تجاری در اقیانوس هند افزوده شد و جمعیت آن به ٨٠٠ هزار نفر افزایش یافت و از شهرهای بزرگ و پرجمعیت هند گردید (بریتانیكا، III / ١٣-١٥؛ «تاریخ»؛ «فرهنگ»، VIII / ٤٠٥, ٤٠٧). شهر بمبئی در دورۀ استعمار مركز حكومت منطقه بود و پس از آن مركز ایالت بمبئی گردید («تاریخ»).
مسلمانان
بمبئی از بزرگترین مراكز تجمع مسلمانان هند است. گروههای مختلف از فرق اسلامی در بمبئی زندگی میكنند كه برخی از آنان از اعتبار اقتصادی و مالی خوبی برخوردارند. این فرقهها عبارتند: ١. بهرهها كه از اسماعیلیان مستعلویند؛ ٢. شیخها كه خود را قریشی میدانند؛ ٣. سیدها به دو گروه سنی و شیعه تقسیم میشوند؛ ٤.مغولان كه اكثر آنان شیعه مذهبند؛ ٥. كونکـانیش كه از نسل تجار مسلمان دریانورد بودند؛ ٦. عربها كه از غرب و جنوب شبه جزیره عربستان به آنجا مهاجرت كردهاند؛ ٧. مؤمنان كه سنی حنفی مذهب هستند؛ ٨.خوجهها كه اسماعیلیان نزاریند؛ ٩. جولاهیها (جولاهه) از هندوان مسلمان شدهاند كه چون دارای حرفه بافندگی بودند، به این نام خوانده شدهاند.
بمبئی از مراكز جنبشهای سیاسی مسلمانان هند، مانند نهضت احیای خلافت بود. پس از استقلال هند و جداییبخشی از این سرزمین به نام پاكستان، گروههایی از مسلمانان بمبئی به این كشور مهاجرت كردند (دامیشكی، ١٢٤-١١٩؛ احمد، ٣٨-٣٩؛ مینائولت، ٧٤-٧٣؛ می، ٢٦٩-٢٧٠).
پارسیان
از قدیمترین اقلیتهای مذهبی در بمبئی پارسیان هستند كه از نفوذ و قدرت اقتصادی بسیاربرخوردارند.پارسیان بمبئی بزرگترین جامعه زرتشتیان جهان را تشكیل میدهند، زیرا بیش از ٧٠٪ زرتشتیان جهان در بمبئی زندگی میكنند. پیشینه حضور اینان در بمبئی به روزگار تسلط پرتغالیان باز میگردد كه گروهی از آنان در نقش كارگزاران پرتغالیان در بمبئی به فعالیت پرداختند. هنگامیكه انگلیسیان بمبئی را به دست آوردند، مهاجرت به این شهر را تشویق كردند و به خصوص با سیاست تساهل دینی آنان، موج مهاجرت پارسیانی كه تحت فشار سلاطین گجرات قرار داشتند و بیشتر صنعتگر و بازرگان بودند، شدت گرفت، چنانکـه حتی معبدی برای خود در بمبئی برپا كردند. در ١١٤٨ق / ١٧٣٥م لوجی نَصَّروان جی استاد كشتیساز ساكن سورت، به دعوت انگلیسیان به بمبئی آمد و نخستین بار یك كارخانۀ كشتیسازی به نام وادیا در بمبئی تأسیس كرد. پارسیان هند در گسترش صنایع نساجی نیز نقشی مهم داشتند و نخستین كارخانه نخریسی تجارتی در اواسط سدۀ ١٣ق / ١٩م توسط یكی از پارسیان در بمبئی تأسیس شد. امروزه بزرگترین مجموعه صنعتی هند به نام تاتا توسط یكی از پارسیان به نام جمشید جی تاتا در بمبئی فعالیت دارد. پارسیان در رشد و رونق اقتصادی بمبئی نیز سهم عمدهای داشتند، چنانکـه تجارت هند با غرب در دست انگلیسیان، و داد و ستد با شرق بهویژه چین و ایران در اختیار پارسیان بود. نخستین دستگاههای چاپ توسط پارسیان به بمبئی وارد گردید و قدیمترین روزنامه بمبئی توسط پارسیان انتشار یافت. اینان سازمانهای پژوهشی و آموزشی معتبری برای گردآوری نسخههای خطی پراكنده زرتشتیان در بمبئی تأسیس كردند. پارسیان مقیم بمبئی تحصیلكردهترین اقلیت دینی ساكن بمبئی به شمار میروند، اینان در زمینه سیاسی نیز فعال بودند و انجمنهای سیاسی در بمبئی بنیاد نهادند. پس از تأسیس كنگره ملی هند در بمبئی، پارسیان در جناح میانه حزب كنگرۀ فعالیت داشتند («فرهنگ سلطنتی»، VIII / ٤٠٥؛ كایوجی میرزا، ٢٦٩، ٢٦٣ -٢٦٢؛ كاراكا، I / ٥١-٥٢, ٩٢-٩٩, ٣٣١-٣٣٢, II / ٤٨-٥٠, ٦٠-٦٢).
فرهنگ
بمبئی یكی ازمراكزمهم فرهنگی وهنری هند است و نهادهای آموزشی، پژوهشی و كتابخانههای معتبری در این شهر قرار دارد.برخی از نهادهای پژوهشی بمبئی در زمینۀ اسلامشناسی نیز فعال است. ازجمله میتوان به «انجمن آسیایی بمبئی» با سابقهای طولانی در زمینه پژوهشهای اسلامشناسی و نشر آثار اسلامی، و همچنین به «مؤسسۀ خاورشناسی كاما» كه در زمینه ایرانشناسی نیز فعالیت میكند، اشاره كرد. دانشگاه بمبئی از بزرگترین مراكز آموزشی هند است. موزه ویكتوریا وآلبرت دیدنیترین موزههای هند است كه آثارارزشمندی از دورههای مختلف تاریخ و تمدن در آن نگهداری میشود («بررسی ...»، I / ٤١٦؛ بریتانیكا، III / ١٦؛ گیل، ١٠٢-١٠٣).
بمبئی دارای كتابخانههای بزرگ و معتبری است. در برخی از كتابخانهها نسخههای خطی نفیس در زمینۀ تاریخ و تمدن اسلامی به زبانهای عربی، فارسی و اردو نگهداری میشود و برخی ازمجموعههای شخصی خانوادههای قدیمی هم به این كتابخانهها اهدا گردیده است. ازجمله كتابخانههای مهم میتوان به كتابخانۀ انجمن آسیایی بمبئی، كتابخانۀ مؤسسۀ خاورشناسی كاما، كتابخانه مسجد ملافیروز، كتابخانۀ مسجد جامع بمبئی، كتابخانه دانشگاه بمبئی اشاره كرد («بررسی»، I / ٤١٦-٤١٩). آثار و بناهای زیبایی در حومۀ بمبئی قرار دارد كه شماری از آنها دارای سابقۀ كهن تاریخی است؛ اما بیشتر بناهای بمبئی كه تحت تأثیر سبكهای مختلف غربی ازجمله سبك ویكتوریایی قرار دارد، در دورۀ تسلط انگلیسیان در بمبئی ساخته شد (گیل، ١٠٢).
مآخذ
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
احمد، عزیز، تاریخ تفكر اسلامیدر هند، ترجمۀ نقی لطفی و محمد جعفر یاحقی، تهران، ١٣٦٧ش؛
بهبهانی، احمد، مرآت الاحوال جهاننما، به كوشش علی دوانی، تهران، ١٣٧٢ش؛
بیرونی، ابوریحان، تحقیق ماللهند، به كوشش ادوارد زاخاو، لندن، ١٨٨٧م؛
خافی خان نظامالملكی، محمدهاشم، منتخب اللباب، به كوشش كبیرالدین احمد، كلكته، ١٨٧٤م؛
سلیمان تاجر، اخبار رحلات العرب و الفرس الی الهند و الصین، پاریس، ١٨٤٥م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش باربیه دومنار و پاوه دوكورتی، پاریس، ١٨٧٧م؛
نیز:
An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠;
Britannica, macropaedia ١٩٧٨;
Damishky, P. J. E., «The Moslem Population of Bombay», The Moslem World, New York, ١٩٨٥, vol. I;
«The Geography of Mumbai», Department of Theoretical Physics, www. theory. tifr.res.in / bombay / physical / ;
Gill, K., A Passage Through India,
«History of Mumbai» , Department of Theoretical Physics, www. theory. tifr. res. in / bombay / history / ;
The Imperial Gazetteer of India,
«An Introduction», Mumbai on the Net, www. mumbainet. com / intro. htm;
Iranica;
Karaka, D.F., History of the Parsis, London, ١٨٨٤;
Kayoji Mirza, H.D., Outlines of Parsi History, Bombay,١٩٧٤;
Khan,Sh.Ahmad, «Bombay in the Reign of Aurangzeb», Islamic Culture, Hyderabad, ١٩٣١, vol. V;
Lyall, A., The Rise and Expansion of British Dominion in India, New Delhi, ١٩٧٤;
Maqbul Ahmad, S., «Travels of Abu'l Hasan q ali b. al Husayn al Mas؛
udi», Islamic Culture, Hyderabad, ١٩٥٤, vol. XXVIII;
May, L.S., The Evolution of Indo-Muslim Thought After ١٨٥٧, Lahore, ١٩٧٠;
Minault, G., The Khilafat Movement, Delhi, ١٩٨٢;
Minorsky, V., Commentary on Hududal- ‘Alam, Cambridge, ١٩٨٢;
Nainar, M.H., Arab Geographers' Knowledge of Southern India, Madras, ١٩٤٢;
The New Century Cyclopedia of Names, New York, ١٩٥٤;
«Popu‹ lation», Department of theoretical Physics, www. theory. tifr.res.in / bombay / stats / pop_stat / ;
Syed, Anees Jahan, Aurangzeb in Mun- takhab-al Lubab, Bombay, ١٩٧٧;
WNGD;
World Survey of Islamic Manuscripts, ed. G. Roper, London, ١٩٩٢.
مجید سمیعی