دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩ - اذرح
اذرح
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَذْرُح، ناحیهای در غرب اردن كه به سبب چند حادثۀ تاریخی در صدر اسلام، شهرت یافت. اذرح میان دو شهر معان و پترا (بطرا، البتراء) قرار داشت و از اردوگاههای مهم لشكریان روم بهشمار میرفت و احتمالاً یكی از منزلگاههای كاروانهای تجاری حجاز به سوی شام بود (نك : EI٢). در سال ٩ق كه پیامبر(ص) به همراه سپاهی از مسلمانان به سوی تبوك حركت كرد، با اهالی اذرح و جربا به شرط پرداخت جزیه، صلح كرد. متن صلحنامه كه در چند مأخذ كهن یاد شده (واقدی، ٣/ ١٠٣٢؛ ابنسعد، ١/ ٢٩٠؛ نیز نك : بلاذری، فتوح، ١/ ٨١)، ظاهراً تا مدتها بعد همچنان نزد اهالی موجود بوده است (طبری، ٣/ ١٠٨؛ مقدسی، ١٥٢)، اما با توجه به برخی قراین، اصالت متن كنونی، اندكی تردیدآمیز بهنظر میرسد (ابوصفیه، ١/ ٧٧-٧٩؛ قس: EI١). در یك حدیث نبوی نیز بهنام اذرح تصریح شده است (نك : احمد بن حنبل، ٢/ ٢١، ١٢٥؛ بخاری، ٧/ ٢٠٧).
حادثۀ دیگری كه موجب شهرت اذرح در تاریخ اسلام شده، به دوران خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) باز میگردد. در جنگ صفین كه لشكریان شام به نیرنگ عمرو بن عاص، قرآن بر سر نهادند و دو سپاه را به حكمیت فرا خواندند، پس از كشمكشهای فراوان، سرانجام میان دو طرف، معاهدهای امضا شد كه براساس آن، نمایندگان دو سپاه ــ ابوموسی اشعری از سوی عراقیان و عمرو بن عاص به نمایندگی شامیان ــ میبایست در نقطهای میان حجاز و عراق و شام، برای «حكمیت» گرد آیند (نك : نصر بن مزاحم، ٥٠٦؛ بلاذری، انساب، ٢/ ٣٣٥) و ظاهراً اذرح جای مناسبی برای این منظور بود. در برخی گزارشهای دیگر از این معاهده، به منطقۀ دومة الجندل و اذرح تصریح شده است (نك : ابن سعد، ٣/ ٣٢؛ طبری، ٥/ ٥٧؛ ابن اعثم، ٤/ ١٥). به هر روی، پس از جنگ صفین دو حكم با جمعی دیگر از بزرگان اصحاب در اذرح فراهم آمدند (نصر بن مزاحم، ٥٤٦؛ بلاذری، همان، ٢/ ٣٤٣-٣٥١). در شعری نیز كه ذو الرمه (ص ٢٧٣) در مدح ابوبردۀ بن ابیموسی اشعری سروده، اشاره به «ایام اذرح» كرده كه ناظر به همین ماجراست (نیز نك : یاقوت، ١/ ١٧٥).
بنابر برخی گزارشها (طبری، ٥/ ٣٢٤؛ ابوعبید، ١/ ١٣٠؛ ابنخلكان، ٢/ ٦٦؛ ذهبی، ٣/ ١٤٦)، امام حسن(ع) با معاویه در همین مكان صلح كرد؛ ولی با توجه به دیگر مآخذ معتبر ــ كه بنابر آنها مراحل صلح، در عراق و به گفتۀ برخی در كوفه انجام شده است ــ این نكته بعید بهنظر میرسد (برای نمونه، نك : دینوری، ٢١٨؛ بلاذری، همان، ٣/ ٤٢-٤٣؛ ابناعثم، ٤/ ١٦١).
اذرح، همچون مآب، معان، تبوك و مدین از سرزمین شراه بهشمار میآمد (نك : اصطخری، ٥٨؛ مقدسی، ١٣٦). اما از ویژگیهای جغرافیایی آن، مآخذ آگاهی چندانی بهدست نمیدهند. وجود چشمههای جوشان آب كه آثار باقیماندۀ آن را وصف كردهاند (برونو، I/ ٤٤٣)، نشان از سرسبزی و خرمی آن منطقه دارد و ظاهراً همین خصیصه، بجز اهمیتی كه اذرح به سبب واقع شدن میان حجاز و عراق و شام داشته، از وجوه امتیاز آن محسوب میشده است. با كماهمیت شدن این منطقه، در مآخذ، از سدۀ ٦ق به بعد، تنها به نام اذرح و برخی وقایع تاریخی مذكور اشاره شده است.
مآخذ
ابن اعثم كوفی، احمد، الفتوح، حیدرآباد دكن، ١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبرى، بیروت، دارصادر؛
ابوصفیه، جاسر، «المراسلات النبویة مع بعض القبائل العربیة فی جنوبی بلاد الشام»، بلاد الشام فی صدر الاسلام، بهكوشش محمد عدنان بخیت و احسان عباس، عمان، ١٩٨٧م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، معجم مااستعجم، بهكوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، بهكوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بخاری، محمد، الصحیح، قاهره، ١٣١٥ق؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، بهكوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٤-١٣٩٧ق/ ١٩٧٤-١٩٧٧م؛
همو، فتوح البلدان، بهكوشش صلاحالدین منجد، قاهره، ١٩٥٦م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، بهكوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛
ذوالرمه، غیلان، دیوان، بهكوشش هنری هیس مكارتنی، لندن، ١٣٣٧ق/ ١٩١٩م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، بهكوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
طبری، تاریخ؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٧م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛
واقدی، محمد، المغازی، بهكوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Brünnow, R.E. and A. Domaszewski, Die Provincia Arabia, Strass-burg, ١٩٠٤;
EI١;
EI٢.
علی بهرامیان