دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٣ - بسفر
بسفر
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُسْفُر، تنگهای در تركیه كه دریای سیاه را به دریای مرمره و سپس از طریق تنگه داردانل (چناق قلعه) به دریای اژه مربوط میكند. این تنگه یكی از مهمترین راههای بازرگانی و استراتژیكی جهان است و قارههای آسیا و اروپا را از هم جدا میكند. شهر استانبول، بزرگترین شهر تركیه در دو سوی تنگۀ بسفر واقع است.
موقعیت جغرافیایی و نامهای آن
تنگۀ بسفر در جهت شمال شرقی ــ جنوب غربی، از دریای سیاه (پونتوس) تا دریای مرمره كشیده شده است. طول آن از دهانۀ شمالی در دریای سیاه ــ در محل فانوسهای دریایی روم ایلی و آناتولی - تا پیوستن به دریای مرمره در محل سرای بورنو (دماغۀ كاخ) و در امتداد خط القعر ٩ / ٢٩ كمـ است. اگر انتهای مدخل آن در مرمره در جنوب فانوس دریایی در محل آخورقاپی (دروازۀ آخور) در نظر گرفته شود، ٢ / ٣٢ كمـ و با محاسبه فرورفتگیها و برآمدگیهای مسیر ساحل اروپایی (روم ایلی) ٤٦ كم و در سمت آسیایی (آناتولی) ٣٤ كمـ است.(IA, II / ٦٦٧) آنچه مسلم است، درازای آن از شمال به جنوب در ٣٠ كم تثبیت شده است I / ١٢٥١) , ²EI)پهنای آن در پهنترین محل در مدخل دریای سیاه ٥٥٠‘٣ تا ٦٠٠‘٣ متر و در محل پیوستن به مرمره ٢٤٠‘٢ متر است، اما این فاصله در امتداد ساحل در محلهای مختلف كم و زیاد میشود و در كوتاهترین فاصله میان روم ایلی حصار و آناتولی حصار حدود ٦٩٨ تا ٧٠٠ متر است (همانجاها؛ پاول،(V / ٧٤٢-٧٤٣ و عمق آن از ٣٦ تا ١٣٩ متر (١٢٠- ٤٠٨ فوت) تغییر میكند ( بریتانیكا، .(II / ١٧٨ جریانی دریایی از دریای سیاه به سوی مرمره، یعنی در جهت شمال - جنوب با سرعت ٥ / ٣ كم در ساعت روان است؛ عكس آن نیز از جنوب به شمال در امتداد ساحل جریان دارد. گذشته از این جریانهای دریایی، جریانی دیگر در اعماق تنگۀ بسفر از جنوب به شمال جاری است ( پاولی، همانجا؛.(IA, II / ٦٦٨-٦٦٩
برای این تنگه نامهای گوناگون ذكر شده است: بُسپُرین، بُسفُروس (رومی)، بُسفُر (فرانسوی)، و بُسفُرو (ایتالیایی) ( پاولی، .(V / ٧٤٢ با توجه به اینكه آبراهی كه دریای آزف را به دریای سیاه مربوط میكند، بُسپُرُس كیمریوس (تنگۀ كِرچ) نام دارد، برای تمایز از آن، تنگه بسفر را بسفُرُس تراكیوس مینامند (همان،V / ٧٤١-٧٤٢)؛ در مآخذ تركی به صورتهای خلیج بحر روم، خلیج بحر سیاه، خلیج قسطنطنیه، بُغاز قسطنطنیه، بغاز اسكندر، مرج البحرین، مجمع البحرین، بغاز ایچی، بغاز استانبول (استانبول بغازی)، بغاز دریای سیاه (قره دنیز بغازی) و بغاز اسكودار (اعتمادالسلطنه، ١ / ٢٩٦؛ كاتبی، ١٩٢؛ II / ٦٦٦ (IAاز آن یاد شده است. این تنگه امروزه در تركیه فقط بغاز و بغاز ایچی نامیده میشود كه همان بسفر است.
واژۀ بسفر از كلمۀ تراكیایی «بُس» به معنی گذرگاه، و یونانی «پُرُس» به معنی گاو تركیب یافته كه در مجموع به معنی «گذرگاه گاو» است. در سبب نامگذاری آن گویند یو الهه یونانی كه به صورت گاوی درآمده بود، از آن عبور كرد و از اینرو، یونانیان آنجا را بسپرس نامیدند (مانبوری، ١٠-١١؛IA،نیز بریتانیكا، همانجاها).
در چگونگی پیدایش تنگۀ بسفر نظرات گوناگونی اظهار شده است: كسانی آن را به فعالیت و انفجارهای آتشفشانی كه در ١٧٥٩قم روی داده است، مربوط میدانند. همچنین برخی از جغرافیانگاران و مورخان سدههای كهن از جمله استرابن و دیودُروس سیسیلی شكلگیری بسفر را بر اثر سرریز شدن آب دریای سیاه ــ كه دریایی بسته بوده است ــ در فرورفتگی بسفر، قلمداد كردهاند (مانبوری،١٠). گروهی نیز پیدایش آن را به تغییرات زمین در دوران چهارم زمینشناسی مربوط میدانند. در پژوهشهای اخیر دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند كه در تغییرات دوران سوم زمینشناسی گودال بسفر ایجاد شده، و بر اثر بالا آمدن سطح آب دریای سیاه و سرازیر شدن آن، این گودال پر شده، و به دریای مرمره متصل گردیده است.(IA, II / ٦٧١)
پیشینۀ تاریخی
تاریخ این آبراه و مناطق اطراف آن در شرق و غرب با تاریخ شهر استانبول كه در دو سوی آن بنا شده، در هم آمیخته است. یافتههای باستانشناختی نشان میدهد كه اطراف بغاز بسفر، یا شهر استانبول از دوران كهن مسكون بوده است. مهاجرت یونانیان به این ناحیه از سدۀ ١٢قم آغاز شد و آنان به تدریج در اطراف تنگه بسفر سكنی گزیدند (ه د، ٨ / ١٥١). اطراف تنگه كه یونانیان بهسبب وجود سنگهای بازالت در منتهیالیه شمالی در مدخل دریای سیاه آنجا را سومپلِگادس (صخرههای ستیزنده با یكدیگر) مینامیدند («دائرةالمعارف اسلام...»، VI / ٢٥١)، محل زندگی كیمریان بوده، چنانكه آثاری از زندگی آنها در این نواحی به دست آمده است (گروسه، .(٢٢,٧٨ بنابر اساطیر یونانی هراكلِس (هركول) و سپس آرگونوتها به ریاست یاسون در جستوجوی پشم زرین، نخستین كسانی بودند كه از این آبراه گذشتند IA)، همانجا). داریوش اول در ٥١٣ قم برای تصرف تراكیه و سركوبی سكاها به سرزمین آنان لشكر كشید (هرودت، ٢٦٩؛ پیرنیا، ١ / ٥٩٣). وی كه از شوش حركت كرده بود، از روی پلی كه از به هم پیوستن قایقها بر روی بسفر ساخته شد، گذشت (اُمستد،١٤٧؛ هرودت، ٢٦٩-٢٧٠). به فرمان داریوش بر كرانه بسفر دو ستون سنگی برپا ساختند؛ بر روی یكی با خط و زبان یونانی و بر دیگری با خط آرامی نام اقوام گوناگونی كه همراه داریوش در این لشكركشی شركت داشتند، نوشته شده بود (همو، ٢٧٠).
در سرتاسر دوران حاكمیت روم و بیزانس این آبراه از اهمیت
ویژهای برخوردار بود؛ چنانكه دولت بیزانس از دریافت عوارض گمركی از كشتیهایی كه از آنجا عبور میكردند، ثروت سرشاری به دست میآورد (دورانت، ٢ / ١٧٩). بر اثر همین اهمیت، دولت بیزانس در باریكترین منطقه آن استحكاماتی برپا داشت. جنواییها نیز كه در سدۀ ٨ ق / ١٤م در این منطقه نفوذ داشتند، در سواحل آن دژهایی ساختند؛ با تسلط تركها در سدههای ٨ -٩ق / ١٤- ١٥م، روز به روز به مسائل دفاعی آن توجه شد. بایزید اول آناتولی حصار را در سمت آسیایی در باریكترین منطقه میان دو ساحل ساخت (گیبنز،٢٣٤؛ «دائرةالمعارف اسلام»،.(VI / ٢٦٠ در آستانه آخرین محاصره قسطنطنیه از جانب محمد دوم (فاتح)، در تهیه مقدمات آن روم ایلی حصار كه بغاز كسن نامیده میشود، در سمت اروپایی ساخته شد (سعدالدین، ١ / ١٤٨؛ برای تفصیلات حصار، نكـ: اوزون چارشیلی، ١ / ٥١٨ -٥٢٠؛ اولیا چلبی، ١ / ٤٥٣- ٤٥٥). پس از فتح استانبول و تسلط كامل عثمانیها بر منطقه، دریای سیاه و تنگه بسفر، دریایی داخلی محسوب گردید و به مسائل دفاعی آن اهمیت چندانی داده نشد. با آغاز ضعف دولت عثمانی در سدۀ ١١ق / ١٧م، تهدیدات و مداخلات خارجی آغاز شد؛ چنانكه قزاقها با سودجویی از این امر وارد بغاز بسفر شدند و محلههای اطراف آن را غارت كردند («دائرهالمعارف اسلام»، .(VI / ٢٦٠-٢٦١تكرار این رویدادها و مداخلات روسیه در دریای سیاه موجب شد كه برای دفاع از تنگه اقدامات جدیدی صورت گیرد. بازسازی استحكامات قدیم و برپایی دژهایی جدید كه شمار آنها به ٧ قلعه (قلاع سبعه) میرسید (همان، VI / ٢٦١ )، از آن جمله است.
در دورۀ سلیم سوم در آغاز سدۀ ١٣ق / ١٩م با نظارت مستشاران فرانسوی قلاع تدافعی بازسازی، و بر آن مأموری با عنوان« ناظر بغاز» گمارده شد (همانجا). به سبب زیباییهای طبیعی در سرتاسر دو سوی ساحل بسفر ــ بغاز ایچی ــ در دوران امپراتوری عثمانی محلات جدیدی ساخته شد كه محل زندگی خاندان سلطنتی و دولتمردان امپراتوری عثمانی گردید. این محلات هر یك تاریخ ویژهای داشته است و نام برخی از آنها در بخش اروپایی از جنوب به شمال اینهاست: توپخانه، فندیقلی، كاپاتاش، دولمه باغچه، بشیكتاش، اورتاكوی، گورو چشمه، آرناوُت كوی، بَه بَك، روم ایلی حصار و بالتالیمانی (نك : همان، VI / ٢٥١-٢٥٧) صارییار، ینی كوی، بیوك دره و استینه (اولیا چلبی، ١ / ٤٥٧-٤٦٠)؛ در بخش آسیایی نیز محلههایی همچون: پاشا باغچه، قانلیجا، قندیللی، بیگلربیگی و ... قابل ذكرند («دائرةالمعارف اسلام»، VI / ٢٥٨-٢٦٠؛ نیز نك :.(IA, II / ٦٧٣-٦٨٨ تكایا و خانقاههایی نیز در محلات آن وجود دارد كه تكیه طورمش دَده از آن جمله است (عطایی، ٢٠١).
تركها هیچگاه این تنگه را بسفر ننامیدهاند و آنجا را چنانكه گذشت، قره دنیز بغازی، و سرانجام بغاز ایچی نامیدهاند. تنگه بسفر در ادبیات و هنر تركها جایگاه خاصی داشته، و الهام بخش شاعران و هنرمندان بوده است (پاولی، .(V / ٧٥٥-٧٥٦كتاب «مهتابهای بغاز» ( بغاز ایچی مهتابلاری ) اثر عبدالحق شناسی حصار یكی از آن آثار ادبی است («دائرةالمعارف اسلام»، .(VI / ٢٦٢
با توجه به اینكه آبراه بسفر یكی از معابر مهم اقتصادی - نظامی جهان است، بهرهگیری از آن به ویژه در سدههای اخیر با فراز و فرودهایی تؤم بوده، و در زمانهای مختلف تابع برخی از قراردادها شده است. مثلاً از آنجا كه دریاهای سیاه و مرمره و تنگههای بسفر و داردانل در قلمرو دولت عثمانی قرار داشت، كشتیهای دول بیگانه فقط با اجازه سلطان میتوانستند از آن تنگهها عبور كرده، وارد دریا شوند («دائرةالمعارف خاورمیانه...»، IV / ١٦٨٨؛ اعتمادالسلطنه، ٢ / ١٦٤٨). در سدۀ ١٢ق / ١٨م كشتیهای بازرگانی اجازه داشتند تا استانبول بیایند. پس از آن، حمل و نقل كالا به بنادر دریای سیاه بر عهده ناوگان عثمانی بود («دائرةالمعارف خاورمیانه»، همانجا). با شورش محمدعلی پاشا در مصر (نك : شاو، ٢ / ٧٢-٧٦)، دولت عثمانی به منظور جلب حمایت دولت روسیه، معاهده خونكیار اسكلهسی را در ١٩ صفر ١٢٤٩ق / ٨ ژوئیۀ ١٨٣٣م با آن دولت امضا كرد. دولت عثمانی موافقت كرد كه تنگهها را به روی دشمنان دولت روسیه بسته نگاه دارد (پامر،١٠٣-١٠٢ ؛ شاو، ٢ / ٧٦-٧٧؛ ووسینیچ، ٣٤).
پیمان لندن كه در جمادی الاول ١٢٥٧ / ژوئیۀ ١٨٤١ منعقد شد، به دولت عثمانی اجازه داد كه در مواقع جنگ، تنگهها را مسدود كند (پامر،١٠٩؛ ووسینیچ، ٩٦). پس از آن، عهدنامه پاریس مورخ ١٢٧٣ق / ١٨٥٦م، بسته بودن آبراههای بسفر و داردانل را در موقع جنگ تایید كرد و فقط دولت عثمانی به روسیه اجازه داد كه كشتیهای كوچك جنگی روسیه برای دفاع از سواحل خود در آنجا رفتوآمد نمایند (شاو، ٢ / ٢٤٦). در ١٢٨٨ق / ١٨٧١م، كنفرانس لندن كه به كوشش بیسمارك صدراعظم آلمان ــ به منظور منزوی كردن فرانسه و حمایت از روسها در دریای سیاه ــ برگذار شده بود، مقرر داشت كه دولت روسیه ناوگانی در دریای سیاه داشته باشد و به باب عالی نیز اجازه داده شد كه تنگهها را در زمان صلح بر روی رزمناوهای دول دوست باز نگاه دارد (همو، ٢ / ٢٦٦).
با پایان یافتن جنگ جهانی اول در ١٣٣٧ق / ١٩١٨م كه به شكست دولت عثمانی انجامید، قرارداد مُندرس منعقد، و بر طبق این قرارداد تنگهها باز شد (همو، ٢ / ٥٥٣). به موجب معاهدۀ سِوْر در ١٣٣٨ق / ١٩٢٠م تنگهها تحت نظارت بینالمللی قرار گرفت (همو، ٢ / ٥٩٤؛ «دائرةالمعارف اسلام»، .(VI / ٢٦٨ پس از پایان جنگهای
استقلال تركیه و امضای عهدنامۀ لوزان در ١٣٠٢ش / ١٩٢٣م (شاو، ٢ / ٦١١، ٦١٣) كه در آن استقلال تركیه تضمین شد، موضوع استفاده از تنگهها نیز مورد بحث قرار گرفت و مقرر شد كه این راهها برای عبور تمام كشتیها در زمان صلح و جنگ باز، و ادارۀ آنها برعهدۀ كمیسیون بینالمللی باشد. اگرچه برخی از مواد این قرارداد حاكمیت تركیه را بر تنگهها محدود میكرد، سرانجام با قرارداد مونترو در سویس (١٣١٥ش / ١٩٣٦م)، كمیسیون بینالمللی بغازها منحل شد و اداره و نظارت بر منطقه تنگهها را به دولت تركیه واگذار كردند. دولت تركیه اجازه یافت در مواقع تهدید و یا جنگ، بغازها را بر كشتیهای جنگی ببندد، اما عبور كشتیهای بازرگانی آزاد باشد («دائرةالمعارف اسلام»، VI / ٢٦٨؛ دایرةالمعارف ...، ٢(٢) / ٢٩٢٣). هم اكنون پلی به طول ٤٠٠‘١ متر كه از ١٩٧٣م مورد بهرهبرداری قرار گرفته است، ارتباط ساحل اروپایی و آسیایی استانبول را تأمین میكند (هـ د، ٨ / ١٥٦). اخیراً پلی دیگر در قسمت شمالی تنگۀ بسفر احداث شده است كه به پل فاتح معروف است.
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به كوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمه ایرج نوبخت، تهران، ١٣٦٨ش؛
اولیاچلبی، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق / ١٨٩٦م؛
پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، ١٣٦٢ش؛
دایرةالمعارف فارسی؛
دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمۀ امیرحسین آریانپور و دیگران، تهران، ١٣٦٥ش؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
شاو، ا. ج. و ا. ك. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیه جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تكملة الشقائق، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
كاتبی، علی، مرآت الممالك، ترجمه محمود تفضلی و علی گنجهلی، تهران، ١٣٥٥ش؛
مانبوری، ارنست، استانبول، استانبول، ١٩٢٥م؛
ووسینیچ، وین، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ سهیل آذری، تهران، ١٣٤٤ش؛
هرودت، تواریخ، ترجمۀ وحید مازندرانی، تهران، ١٣٦٨ش؛
نیز:
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
EI² ;
Encyclopedia of the Modern Middle East, New York, ١٩٩٦;
Gibbons, H. A., The Foundation of the Ottoman Empire, London, ١٩٦٨;
Grousset, R., L'Empire des steppes, Paris, ١٩٤٨;
IA;
Olmstead, A.T., History of the Persian Empire, Chicago, Phoenix Books;
Palmer, A., The Decline and Fall of the Ottoman Empire, London, ١٩٩٣;
Pauly;
Turkiye diyanet vakf o Islam ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢.
علیاكبر دیانت