دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠٧ - اوستیا
اوستیا
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اوسِتیا، سرزمینی شامل دو بخش كه بخشی از آن با نام «جمهوری خودمختار اوستیای شمالی» تابع جمهوری فدراتیو روسیه، و بخش دیگر آن با نام «استان خودمختار اوستیای جنوبی» تابع جمهوری گرجستان است.
نامگذاری
مردم اوستیا خود را «ایرن» (BSE٣, XVIII/ ٥٥٦) و سرزمین خویش را «ایریستون» (همان، XVIII/ ٥٥٦, XXIII/ ١٥٠) مینامند. مردم اوستیا از بازماندگان قوم آلان (ه م) به شمار میآیند (كُوالفسكایا، ٦).
موقعیت جغرافیایی
مساحت اوستیای شمالی ٨ هزاركمـ ٢ و اوستیای جنوبی ٩٠٠‘٣ کمـ٢ است (BSE٣, XXIII/ ١٥٠, XXX/ ٣٣٦). اوستیا در دو سوی رشته كوههای قفقاز در منطقۀ میان °٤٢ و ´٥ تا °٤٣ و ´٢٠ عرض شمالی و °٦١ و ´١٠ تا °٦٢ و ´٢٠ طول شرقی واقع است («فرهنگ دایرةالمعارفی»، XXII/ ٢٦٣). سرزمین اوستیا پیش از تأسیس حكومت شوروی جزو امپراتوری روسیه بود. واقع بودن سرزمین اوستیا در دو سوی رشته كوههای قفقاز سبب شد كه از دیدگاه تقسیمات كشوری، در حاكمیت شوروی، به دو شاخه بخش گردد (رضا، ١٥١-١٥٢).
جمهوری خودمختار اوستیای شمالی در ١٩٢٤م/ ١٣٠٣ش استان خودمختار و در١٩٣٦ م/ ١٣١٥ ش جمهوری خود مختار شد.این جمهوری دارای ٨ بخش، ٦ شهر و٧ شهرك، و مركز آن شهر ولادی قفقاز است (BSE٣, XXIII/ ١٥٠-١٥١). جمعیت اوستیای شمالی در ١٩٨٥ م/ ١٣٦٤ ش، ٦١٢ هزار نفر بوده است كه ٧١٪ آنها در شهرها سکنى داشتند. جمعیت شهر ولادی قفقاز را در ١٩٧٩م/ ١٣٥٨ ش حدود ٢٩٩ هزار نفر («فرهنگ دایرة المعارفی شوروی»، ١١٨٥) و در ١٩٨٥ م، ٣٠٣ هزار نفر برآورد كردهاند (رضا، ١٥٩). آب و هوای اوستیا معتدل، و میزان بارندگی سالانۀ آن ٦٠٠ تا ٨٠٠ میلیمتر و میانگین دمای آن در تابستان °٢٠ و در زمستان °٤- سانتیگراد است. ٦١٪ زمینهای اوستیای شمالی، پوشیده از جنگل است (BSE٣, XXIII/ ١٥١). در جنوب اوستیای شمالی بلندترین قلۀ كوههای قفقاز اوایلپاتا به ارتفاع ٦٤٩‘٤ متر و تِپلی ٤٣١‘٤ متر است. در این جمهوری روسها، اینگوشها، ارمنیها، گرجیها، اوكرائینیها و قموقها نیز سکنى دارند (همانجا).
اوستیای جنوبی در ١٩٢٢م/ ١٣٠١ش به صورت استان خودمختار درآمد. این استان شامل ٤ بخش، یك شهر و ٤ شهرك، و مركز آن شهر تسخینوالی است. جمعیت اوستیای جنوبی در ١٩٧٨ م، ١٠٣ هزار نفر بوده (همان، XXX/ ٣٣٦) كه رو به كاستی داشته، و در ١٩٨٥ م، به ٩٩ هزار نفر رسیده است («فرهنگ دایرةالمعارفی شوروی»، ١٥٧١). بیش از ٩٠٪ زمینهای اوستیای جنوبی كه در منطقۀ مركزی كوههای قفقاز واقع شده، كوهستانی است. مرتفعترین قلۀ این استان خالاتس است كه ٩٣٨‘٣ متر ارتفاع دارد. حداكثر دما در تابستان (در منطقۀ تسخینوالی) به °٧/ ٢٠ و در مناطق كوهستانی به °٨/ ١٣ و حداقل آن در زمستان به °٦/ ٢- تا °٥/ ٦- سانتیگراد میرسد. میزان بارندگی سالانه از ٥٠٠ تا ١٠٠٠ میلیمتر است (BSE٣، همانجا). ٥/ ٦٦٪ جمعیت این استان اوستیایی، ٣/ ٢٨٪ گرجی و ٦/ ١٪ روس هستند. ٤٢٪ اهالی اوستیای جنوبی در شهرها سکنى دارند (همان، XXX/ ٣٣٦-٣٣٧).
تاریخ
در ٣٧٢م هونها به این سرزمین حمله بردند و دولت آلانها را منقرض كردند. گروهی از آلانها در لشكركشی به اروپا به هونها پیوستند و گروه دیگری از آنان كه برجای مانده بودند، به تابعیت خاقان خزر درآمدند (همان، I/ ٣٨١؛ آرتامونوف، ٣٦٠, ٣٦٣-٣٦٤). روسها این بخش از آلانها را كه تا آغاز حملۀ مغولان در جنوب روسیه باقی مانده بودند، اوستین نامیدهاند (بارتولد، VII/ ٢٣٤). در سدۀ ٥ و اوایل سدۀ ٦ م آلان متحد ایران، بر ضد امپراتوری روم شرقی (بیزانس) بود (پروكوپیوس، V/ ٧٥). در سدۀ ٦ م مسیحیت از طریق بیزانس میان آلانها راه یافت («اقوام قفقاز»، I/ ٣٣٢). تا سدۀ ١٣ م اتحاد قومی بالنسبه وسیعی وجود داشت كه در تاریخ با عنوان اتحاد آلان ـ اوستیا مشهور است، ولی این اتحاد با هجوم لشكریان تاتار و مغول فرو ریخت (BSE٣, XVIII/ ٥٥٦). پس از هجوم مغولان رفته رفته نام آلانها از منابع تاریخی محو شد و آلانهایی كه در محل كنونی اوستیای شمالی و جنوبی و سرزمینهای همجوار آن سکنى داشتند، به مرور نام اوست به خود گرفتند (آكینر، ٢٢٦). از اواخر سدۀ ١٥ م/ ٩ ق تشكل قومی جدید، نام اوستیا به خود گرفت (BSE٣، همانجا). در سدۀ ١٦ م/ ١٠ق كابارداها بر اوستها مسلط شدند (آكینر، همانجا). در ١٧٧٤ م/ ١١٨٨ ق اوستیای شمالی به تصرف روسیه درآمد و بخشی از مردم اوستیا، تابعیت روسیه را گردن نهادند. گروهی نیز از شمال به دشتهای جنوبی مهاجرت كردند كه سرزمین آنها در ١٨٠١ م/ ١٢١٦ق به عنوان اوستیای جنوبی شناخته شد (BSE٣, XXIII/ ١٥١, XXX/ ٣٣٧). دستهای از آنان به ناحیۀ ولادی قفقاز رفتند و در آنجا به كشاورزی پرداختند. در ١٨٦٠ م/ ١٢٧٦ق قلعۀ ولادی قفقاز كه در ١٧٨٤ م/ ١١٩٨ق بنا شده بود، به صورت شهر درآمد و از ١٨٦٣ م/ ١٢٨٠ق به مركز اوستیای شمالی بدل گشت (همانجا).
زبان و دین
زبان مردم اوستیا متعلق به گروه زبانهای ایرانی شمال خاوری و نمایانگر بسط زبان آلانی، یكی از زبانهای سكایی ـ سرمتی است (آكینر، ٢٣٢). در زبان اوستی دو گویش
عمدۀ ایرنی و دیگوری وجود دارد. دیگوری كه گویشی باستانی است، تنها در چند ناحیۀ شمالی و باختری رواج دارد. در گذشته از هر دو گویش در زبان ادبی استفاده میشد، ولی رفته رفته گویش دیگوری جای خود را به گویش ایرنی داد (همانجا).
مردم اوستیا مسیحی، و برخی مسلمان هستند. هنگامی كه در سدۀ ١٦ م/ ١٠ق كابارداها بر اوستیا مسلط شدند، دین اسلام نیز در میان مردم آنجا رو به گسترش نهاد (همو، ٢٢٦). در كتاب «اقوام قفقاز» آمده است كه دین اسلام از سوی كابارداها در سدههای ١١ و ١٢ ق/ ١٧ و ١٨ م به اوستیا راه یافت (I/ ٣٣٢). این نوشته را نمیتوان پذیرفت، زیرا ابن بطوطه كه در حدود نیمۀ سدۀ ٨ ق/ ١٤ م به شهر سرای نو، تختگاه سلطان محمد ازبك، سفر كرده، دربارۀ مردم آنجا چنین نوشته است: «سكنۀ اصلی از مغولانند كه حكومت در دست آنان است و برخی به دین اسلام درآمدهاند. طوایف دیگری كه در این شهر سکنى دارند، عبارتند از (آص) آسها كه مسلمانند ... » (١/ ٣٩٤).
در سدۀ ١٩م دولت روسیه سیاست همگونسازی را در مناطق غیرروسی شمال قفقاز در پیش گرفت و كوشید تا به تبلیغ مسیحیت در سرزمینهای مسلماننشین بپردازد. در اوستیا به استثنای منطقۀ كوهنشینان، تبلیغ آیین مسیح مجاز بود (بنیگسن، ٤٣، ٤٥). در دوران حكومت شوروی، شماری از مسلمانان اوستیا، ازجمله دیگورها از سرزمین خود رانده، و به دیگر مناطق كوچانده شدند (همو، ٦١-٦٢). از دوران امپراتوری روسیه فرقههای چهارگانۀ صوفیۀ قادری در اوستیای شمالی فعالیت داشتهاند (همو، ١٣٢).
مآخذ
آكینر، شیرین، اقوام مسلمان اتحاد شوروی، ترجمۀ محمدحسین آریا، تهران، ١٣٦٧ش؛
ابنبطوطه، رحلة، به كوشش علی منتصر كتانی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥ م؛
بینگسن، الكساندر و مری براكس آپ، مسلمانان شوروی، ترجمۀ كاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ش؛
رضا، عنایتالله، «اوستیا»، مجلۀ مطالعات آسیای مركزی و قفقاز، تهران، ١٣٧٢ ش، س ٢، شم ١؛
نیز:
Artamonov, M. I., Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢;
Barthold, W. W., Sochineniya, Moscow, ١٩٧١;
BSE٣;
Entsiklopedicheskiĭ slovar’, Saint Petersburg, ١٨٩٧;
Kovalevskaya, V. B., Kavkaz i Alani, Moscow, ١٩٨٤;
Narodi Kavkaza, Moscow, ١٩٦٠;
Procopius, tr. H. B. Dewing, London, ١٩٦٧;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar’, Moscow, ١٩٨٧.
عنایتالله رضا