دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٧ - بلمه
بلمه
نویسنده (ها) :
بخش جغرافیا
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِلْمه، شهری کوچک و واحهای به همین نام در صحرای بزرگ افریقا، واقع در شرق نیجر. این شهر در زبان محلی «توگی» یا «تزیگی» خوانده میشود و بلمه نامی است که عربها برآن نهادهاند. واحۀ بلمه که در عربی کوار و در زبان محلی اِنَّری توگه به معنای وادی صخرهها خوانده میشود، با ارتفاع متوسط ٣٣٠ متر از سطح دریا در ٤٨٠ کیلومتری شمال دریاچۀ چاد واقع است. ساکنان این واحه را مردمانی از قوم تیبّو و کانوری تشکیل میدهند (نک : ناختیگال، ٧٢، II / ٦٧؛ بریتانیکا، II / ٢١؛ EI٢؛ IA, II / ٦١٤). مرکز این واحه شهر بلمه است که در °١٨ و ´٤١ طول شرقی و °١٢ و ´٥٦ عرض شمالی واقع است («اطلس...»، ١٤٦، «کلید نمایه»، .(٢٠
این شهر از دیرباز به سبب داشتن معادن نمک از اهمیت خاصی برخوردار بود و آمد و شد کاروانهای خریدار نمک از دیگر نقاط افریقا، بدانجا آن را به صورت مرکزی برای تجارت نمک درآورده بود. صادرات نمک از بلمه، یکی از بزرگترین و معروفترین فعالیتهای بازرگانی افریقا در سدۀ ١٣ق / ١٩م بهشمار میرفته است. برخی از کاروانهای حمل نمک از چندین قطار شتر تشکیل مییافت. تا پیش از آغاز دورۀ استعمار در افریقا، سالانه تا ٥٠ هزار بار شتر نمک از بلمه صادر میشده است (بوویل، ٢٥١؛ دیویدسن، ٦٦؛ اسوالد، .(١٩ این نمکها از معادنی که در دو کیلومتری شمال غربی بلمه واقعند، استخراج میشود. اهالی در فصل گرما با حفر چاههایی به ژرفای دو متر، آبهای شور را به حوضچههایی منتقل میکنند و با تبخیر این آبها، نمک خالص فراوانی به دست میآورند (نک : .(EI٢
پیشینه: به روایتی، سپتیموس فلاکوس، سردار رومی در ٧٠م به هنگام تعقیب گارامانتها (چادرنشینان سیاهپوست) در صحرای بزرگ افریقا، تا بلمه پیشرفت (کرنوَن، .(I / ٧٢ نخستین تماس بلمه با اسلام مربوط به زمان حملۀ عقبة بن نافع به کوار در ٤٦ق / ٦٦٦م است. این تماس البته بسیار سطحی و زودگذر بود و نشانههایی از حضور مسلمانان در بلمه پس از این تاریخ دردست نیست (نک : ابن عبدالحکم، ١٩٤- ١٩٥؛ کوک، ٢٣٦). جغرافینویسان و مورخان مسلمان نیز در آثار خود دربارۀ این بخش از صحرای بزرگ افریقا، به اشاراتی بسیار کوتاه بسنده کردهاند، اما همین قدر میتوان گفت که ناحیۀ کوار در دورۀ ادریسیان به سبب معادن زاج سفید آن شهرتی داشته است (نک : ادریسی، ١ / ٢٩؛ کوک، همانجا).
در دورۀ توسعۀ ارضی امپراتوری عثمانی در افریقا، بلمه نیز در قلمرو آنان قرار گرفت و عثمانیها برای نظارت بر راههایی که از تریپولی در لیبی، به دشت بُرنو در نیجر میرفت، پادگانی
در بلمه احداث کردند (رایت، ١١٨؛ ناختیگال، .(II / ٦٧ در ١٣١٧ق / ١٨٩٩م به موجب توافقی که بر سر تقسیم اراضی افریقا، میان انگلستان و فرانسه صورت گرفت، بلمه در زمرۀ متصرفات فرانسه در افریقای غربی درآمد، اما دولت عثمانی با این تصمیم به مخالفت پرداخت و به دنبال آن در ١٩٠٢م، نظامیانی را در آنجا مستقر کرد. در واکنش به این عمل، فرانسه در ١٩٠٦م، نیروهایی به این سرزمین گسیل داشت و بلمه را بدون هیچ درگیری به تصرف درآورد و در ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م این منطقه و مناطق پیرامون آن را ضمیمۀ منطقۀ نظامی نیجر کرد (کوک، ٢٣٨).
مآخذ
ابن عبدالحکم، عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، قاهره، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
کوک، ژ.م.، مسلمانان افریقا، ترجمۀ اسدالله علوی، مشهد، ١٣٧٣ش؛
نیز:
Bovill, E. W., Caravans of the Old Sahara, London, ١٩٣٣;
Britannica, ١٩٧٨;
Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦;
Cornevin, R. and M. Cornevin, Histoire de l'Afrique, Paris, ١٩٦٤;
Davidson, B., Africa in Modern History, London, ١٩٧٨;
EI٢;
IA;
Nachtigal, G., Sahara and Sudan, tr. A. G. B. Fisher and H. J. Fisher, London, ١٩٨٠;
Osswald, R., Das Sokoto - Kalifat und seine ethnischen Grundlagen, Beirut, ١٩٨٦;
Wright, j., Libya, Chad and the Central Sahara, London, ١٩٨٩.
بخش جغرافیا