دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٤ - ارس
ارس
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرَس، رودی است كه از تركیه سرچشمه میگیرد و ضمن گذر از مناطق كوهستانی آرارات و مرز جمهوریهای ارمنستان و آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران، به دریای خزر میریزد.
در نوشتههای مربوط به یونان و رم باستان، نام ارس به صورت آراكسس (هرودت، ٧٥؛ ارسطو، ٩٥؛ استرابُن، V/ ٣٢١؛ دیودروس...، و درنوشتههای متأخر به صورت ارکس آمده است (WNGD, ٦٤؛ رینو، ٧٦؛ مایر، II/ ٤٨٤؛ لاروس بزرگ). نوشتۀ هرودت دربارۀ رود ارس تا اندازهای آشفته است. به نوشتۀ او ارس از سرزمین ماتیانیان سرچشمه میگیرد و در جهت مطلع خورشید به دریای خزر میریزد و دارای ٤٠ شاخه است. از نوشتۀ وی گاه چنین بر میآید كه آراكسس با آمودریا (جیحون) خلط شده است؛ ولی نكتهای كه به شناختن درست آن یاری میدهد، مطالب او دربارۀ گذر آن رود از سرزمین ماتیانی است، زیرا به احتمال قوی ماتیانیان در مغرب دریاچۀ ارومیه و درۀ ارس سكنى داشتهاند (دیاكونوف، ٣٣٩). استرابن با دقت بیشتری از ارس یاد كرده، و گذرگاه آن را در محدودۀ آلبانیای قفقاز و ارمنستان نوشته است (V/ ١٨٧, ٢٢٥, ٣٢٧, ٣٣٥ جم).
در مآخذ كهن ارمنی نام رود ارس با داستانی همراه شده، و یراسخ آمده است (خورنی، ٢٤؛ نیز نك : پاولی). در مآخذ متأخر ارمنی، ازجمله تاریخ آلوانك ( آغوانك)، نوشتۀ موسى كاغان كاتواتسی (ص ٩٤-٩٩) و کتاب «تاریخ ارمنستان»، نوشتۀ گاندزاكتسی (ص ٢٢٤) و نیز در كتاب مؤلفی ناشناخته با نام مستعار شاپوه (شاپور) باگراتونی (ص ٩٤) همه جا نام رود ارس، یراسخ آمده است. گرجیان آن را رخسی (پاولی) و طبق ضبط بازورث، رَخْشی میخواندند (نك : ایرانیكا). در مآخذ تركیه این رود، آراس (IA, III/ ٣٣٢) و در مآخذ جمهوریآذربایجان به صورت آراز آمده است («دائرةالمعارف...»). در یشتها (١/ ٥٩) از آب دائیتیا یاد شده است. دائیتیا رودی است در آریاویج كه برخی خاورشناسان آن را رود زرافشان و برخی رود ارس دانستهاند (پورداود، ١/ ٥٩، حاشیۀ ٥). در متون عربی نام ارس به صورت الرّس (رس) آمده است (بلاذری، ١/ ٢٠٦؛ یعقوبی، ١١٩؛ ابنفقیه، ٢٩٦؛ ابنخردادبه، ١٧٤؛ مسعودی، ٢/ ٧٥؛ ابودلف، ٤٧؛ یاقوت، ٢/ ٧٧٨- ٧٧٩).
نگارش عربی این رود به ویژه در ارتباط با آیات قرآنی، ظاهراً سبب شد كه در متون فارسی نیز گاه نام آن به صورت رَس نوشته شود (حدود العالم، ٤٦). نام رس در نگارش عربی با آیاتی از قرآن كریم مرتبط است: یكی آیۀ «وَ عاداً و ثَمودَ وَ اَصْحابَ الرَّسَّ وَ...» (فرقان/ ٢٥/ ٣٨) و دیگری آیۀ «كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ اَصْحابُ الرَّسَّ وَ ثَمودُ» (ق/ ٥٠/ ١٢). ابنحوقل مینویسد
كه این همان رس است كه خداوند عذاب خود را دربارۀ قوم آن بیان كرده است. وی در تأیید نظر خود متذكر شده است كه اگر كسی از دو سوی ارس از شهر ورثان درآید، آثار شهرهای ویرانی را میبیند كه به بدترین حالات در آمده و یادآور فرمودۀ خداوندند (٢/ ٣٤٥). یعقوبی شمار شهرهای ویران شدۀ اطراف رس را ٣٠٠ ذكر كرده است (همانجا).
طول رود ارس از سرچشمه تا محلی كه به دریای خزر میریزد ٠٧٢‘١ كمـ است (بدیعی، ١/ ١٤٨؛ هویدا، ٤؛ «دائرةالمعارف»). این رود از دو شاخۀ مجزا تشكیل شده است: یك شاخه از ارتفاعات بین گول داغ (هزار بركه) در جنوب ارزروم نزدیك سرچشمۀ فرات به ارتفاع ١٥٢‘٣ متر آغاز میشود و با گذر از منطقۀ كوهستانی پالان توكن به ارتفاع ١٣٥‘٣ متر در جنوب ارزروم و شرق حسن قلعه و جنوب ارتفاعات قارص و شمال كوههای آرارات بزرگ با شاخههای متعدد وارد جلگۀ ایروان در خاك جمهوری ارمنستان میشود؛ شاخۀ دیگر از ارتفاعات ارمنستان سرچشمه میگیرد و در محلی به نام زنگنه در منتهى الیه شمال غربی ایران و مرز مشترك ایران و ارمنستان و تركیه به شاخۀ نخست میپیوندد و در طول مرز ایران با جمهوریهای ارمنستان و آذربایجان جریان مییابد (هویدا، همانجا). این رود از پیوندگاه خود با رود آخورایان، واقع در نزدیكی بهرام تپه، گذر خود از اراضی جمهوریهای ارمنستان و آذربایجان را آغاز میكند و در نزدیكی شهر صابرآباد در منطقهای كه ١١ متر پایینتر از سطح دریاست، با رود كر پیوند مییابد. رود ارس مسافتی حدود ٦٠٠كمـ را در مرز دو جمهوری ارمنستان و آذربایجان با جمهوری تركیه و [جمهوری اسلامی] ایران طی میكند («دائرةالمعارف»). ارس در منطقۀ آرارات از جلگههای سَدهرَك، شرور، بویوك دوز و آنگاه از جنوب نخجوان میگذرد. در این منطقه سرعت آب تا اندازهای كاستی میپذیرد (همانجا). دربارۀ حوضۀ آبریز رود ارس اندك اختلافی وجود دارد. برخی وسعت آن را ١٠٠ هزار كمـ٢ (بدیعی، ١/ ١٥٠) و یا ٢٢٠‘١٠٠ كمـ٢ (هویدا، همانجا) و برخی ١٠٢ هزار كمـ٢ نوشتهاند («دائرةالمعارف»؛ ایرانیكا).
ارس بر پایۀ جریان آب به دو قسمت كوهستانی و جلگهای بخش میشود. آن بخش كه از تركیه میگذرد، كاملاً كوهستانی است («دائرةالمعارف»). در جلگۀ آرارات از سرعت آن كاسته میشود و در حدود جلفا تا اندازهای آرام است، ولی از جلفا تا حدود اصلاندوز از معبری كوهستانی میگذرد و دوباره سرعت میگیرد تا به دشت مغان برسد. در این منطقه باز از سرعت آب كاسته میشود (هویدا، ٥). عرض رود متغیر است. در بخش سفلی در محل پیوند با قرهسو یا دره رود، عرض آن گاه به ٢٠٠ متر و در نزدیكی پلدشت، به حدود ٩٠ تا ١٠٠ متر میرسد، ولی در مناطق كوهستانی تنگ میشود و در تنگترین مجرای خود در نزدیكی قریۀ گولان از محال دزمار ارسباران به ١٠ متر میرسد (همانجا). عمق متوسط ارس حدود ٥/ ٢ متر است، ولی در برخی جاها به ٤ متر هم میرسد و گاه از نیم متر هم تجاوز نمیكند (همو،٦).
عمدهترین شاخههایی كه از قفقاز به ارس میپیوندند، اینانند: رود كر و رودهای سوجور، رازدان، آزاد، وِدی، آرپاچای، زنگلان، موشولان، نخجوان، آگراچای (آقری) و چند رود دیگر («دائرةالمعارف»؛ هویدا، ١٢). این رودها نیز از جانب ایران به ارس میریزند: رود ماكو یا زنگمار، قرهسو یا دره رود، آقچای، دوزالچای، اشتبین و كلیبر. رودخانههای كوچك بسیاری نیز وجود دارند كه به این رودها میپیوندند و بدین ترتیب به رود ارس ملحق میشوند: ساری سو، آواجیق، چهل چشمه (قرخ بولاق)، قزل چای، قطور، جوشن، طرزم، گوره خیل، حاجیلار، كبودگنبد، مرزآباد، قره قیه، كلو، اندرگان، خروانق، مردانقم، كوانق، آلاجوجه، القنا، آكرا (آقرا)، قوروچای، بالقلی، اندرآب، آق چالی، آوارسی، مشكین چای و آلّی (همو، ٧-١٢).
٤٤٪ از آب ارس از طریق آبهای زیرزمینی، ٣٨٪ از برفهای آب شده و ١٨٪ از آب باران تأمین میشود («دائرةالمعارف»). تقریباً ٢٣٪ آب رود ارس از آبهای واقع در خاك تركیه، ٣٨٪ از قفقاز و ٣٩٪ از آبهای ایران تأمین میشود (جغرافیای كامل...، ٣٨؛ مبشری، ٢/ ٢٥). رودخانۀ ودی در نقطۀ شروع مرز ایران با كشورهای مستقل مشتركالمنافع به ارس میپیوندد. رودخانههای زونگا و گارنی نیز از ارمنستان وارد ارس میشوند (همانجا). میانگین حجم آب سالیانۀ ارس در محل سد مخزنی (طی سالهای ١٩١٣-١٩٦٥م) ٧٦٥‘٥ میلیون متر مكعب و وسعت حوضۀ آبریز آن تا محل سد مخزنی ٥٣٥‘٤٩ كمـ٢ است. در محل سد انحرافی میل و مغان وسعت حوضۀ آبریز ٨٤٠‘٧٣ كمـ٢ و میانگین آبدهی سالیانۀ آن (در سالهای ١٩١٣- ١٩٦٥م) ٣/ ٨٧٩‘٧ میلیون مترمكعب برآورد شده است (همو، ٢/ ٢٧، ٢٨، جدول). رود ارس هر چه به سوی مشرق پیش میرود، توزیع ماهیانۀ آبدهی شاخههای متصل به آن نامناسبتر میگردد كه البته این امر وابسته به عوامل مكانی و میزان بارندگی است (همو، ٢/ ٢٨-٢٩). حداقل دبی رود در محل سد ارس (منطقۀ قزلقشلاق) ٣٢ مترمكعب در ثانیه و در محل سد انحرافی میل و مغان ١٨٠ مترمكعب در ثانیه و دبی متوسط آن حدود ٢٥٠ مترمكعب در ثانیه در محل سد ارس (قزل قشلاق) و حدود ٤٠٠ مترمكعب در محل سد انحرافی میل و مغان است. دبی ثابت آن در تمام فصول آبیاری، پس از پایان ساختمان سد، ١٩٠ مترمكعب در ثانیه پیشبینی شده است (هویدا، ٦).
رود ارس پس از پیوستن به رود كر در محلی به نام سالیان واقع در جمهوری آذربایجان دو شعبه میشود كه یكی در قزل آغاج و دیگری در منطقۀ شمالی آن به دریای خزر میریزد (همو، ٢/ ٦-٧). حمدالله مستوفی منطقهای را كه آب ارس به دریای خزر میریزد، ولایت گشتاسفی نامیده است (ص ٢١٨؛ نیز نك : لسترنج، ١٩٢).
در رود ارس ٨٠٥ جزیرۀ بزرگ و كوچك وجود دارد كه ٤٢٧ جزیرۀ آن متعلق به ایران است. این جزیرهها اغلب به هنگام طغیان رود، به زیر آب میروند و پس از فروكشكردن آب دوباره ظاهر میشوند و مراتع مناسبی را برای دامها تشكیل میدهند (هویدا، ٧).
در روزگاران گذشته رود ارس دارای پلهای متعددی بوده كه ویران شدهاند. از پلهای قدیم جز پل مشهور خداآفرین برجای نمانده است. حمدالله مستوفی بنای این پل را به بكربن عبدالله نسبت داده، و تاریخ بنای آن را ١٥ق/ ٦٣٦م نوشته است (ص ٨٨). در عهد هشام بن عبدالملك، خلیفۀ اموی، پلی بر روی ارس وجود داشت و چون جراح ابن عبدالله در كنار ارس در جنگ با خزران كشته شد، رود ارس نهر جراح نام گرفت و پل نیز به نام او خوانده شد (بلاذری، ١/ ٢٠٦). به نوشتۀ منجمباشی (٢/ ٥٠٧-٥٠٨)، فضلون كه با ارمنیان و گرجیان جنگهای بسیار كرده بود، در ٤١٨ق/ ١٠٢٧م پل بزرگ و زیبایی بر روی ارس بست. از پلهای دیگر رود ارس، پل ضیاءالملك است كه خواندمیر (٣/ ٢٤٧) ضمن شرح درگیریهای احمد جلایر در ٦٨٧ق/ ١٢٨٨م بدان اشاره كرده است. اوزون حسن آققویونلو به هنگام جنگ با ابوسعید بهادرخان، فرخ یسار شروانشاه را به ویرانكردن پلهای ارس واداشت (هینتس، ٦٨-٦٩). پل دیگری بر روی ارس به نام جسر جواد وجود داشته كه شاه اسماعیل صفوی فرمان تكمیل آن را داده بود (روملو، ٥٧). جسر (پل و یا معبر) جواد در محل تلاقی رود كر با ارس واقع شده بود. تاجگذاری نادرشاه افشار در حوالی همین معبر انجام گرفت (دایرةالمعارف فارسی). شاردن جهانگرد فرانسوی مینویسد كه بر روی این رودخانه در جلفا و نقاط دیگر چندین پل بستهاند و بهرغم استحكام و عظمت آنها، چنانكه از طاقها و چشمههایشان نمودار است، در مقابل فشار آب دوام نیاورده، ویران شدهاند (٢/ ٣٩٥). پلهای دیگر این رود بعدها ساخته شدهاند كه دو پل آن در جلفاست، یكی پل آهنی معلق در مشرق جلفا كه خط آهن از روی آن میگذرد. طول این پل ١٠٧متر و عرض آن ٦ متر است. این پل قادر به تحمل دو لوكوموتیو و ٥٠ واگن است (هویدا، ١٤). پل دیگر در محل معروف به عربلر است كه امروزه پلدشت نامیده میشود و در برابر شهر نخجوان قرار گرفته است. این پل در ١٣٣١ش خراب شد، ولی بعدها مرمت گردید (همانجا).
ارس در روزگاران كهن گذرگاه اقوام و تیرههای بسیار بوده است. بیگمان گذر اقوام همواره با صلح و صفا همراه نبوده است. یكی از آگاهیهای ما دربارۀ عهد باستان، مربوط به لشكریان اورارتوست كه در پایان سدۀ ٩ق م از رود ارس گذشتند و به سرزمینهای شمالی راه گشودند (پیوتروفسكی، ٣٠).
بر رود ارس در مرز ایران و جمهوری آذربایجان نزدیك شهر نخجوان مجموعۀ برق آبی احداث شد و در ١٣٥٠ش مورد بهرهبرداری قرار گرفت. حجم مخزن آب سد ارس ٣٥/ ١ كمـ٣، ارتفاع آن ٣٥ متر و طول آن ٩٠٠ متر است. سد دیگری نیز مشتركاً از سوی دو دولت ایران و شوروی در منطقۀ میل و مغان احداث شده است كه بخشی از كانال آبیاری آن در اراضی جمهوری آذربایجان و بخشی دیگر در اراضی ایران كشیده شده است («دائرةالمعارف»، ٣٨٠).
در موافقتنامۀ مربوط به حل مسائل مرزی میان دو دولت ایران و اتحاد شوروی كه در ٣٠ اردیبهشت ١٣٣٤ش/ ٢٠ مۀ ١٩٥٥م در مسكو به امضا رسیده، خط مرزی میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی مربوط به رود ارس، همان است كه در سند مورخ رجب ١٢٤٤ق/ ١٨ ژانویۀ ١٨٢٩م قید شده است (نك : خاكپور، ٥١-٥٢). در ٢٠ مرداد ١٣٣٦ش/ ١١ اوت ١٩٥٧م موافقت نامهای میان دو دولت ایران و اتحاد شوروی دربارۀ تهیۀ طرحهای مقدماتی مربوط به استفادۀ برابر و مشترك از قسمتهای مرزی رودهای ارس و اترك برای آبیاری و تولید نیروی برق در تهران به امضا رسید ( مجموعۀ قراردادها، ٣٥٥- ٣٥٩) كه طبق مفاد آن مقرر گردید ٥٠٠‘٦٢ هكتار از اراضی جمهوری آذربایجان و معادل آن از اراضی ایران از آب ارس آبیاری گردد و تأسیسات هیدروتكنیك برای رفع نیازهای نواحی مجاور ایران و شوروی احداث شود ( دایرةالمعارف فارسی).
مآخذ
ابن حوقل، محمد، صورةالارض، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابنفقیه، احمد، مختصر كتاب البلدان، لیدن، ١٣٠٢ق؛
ابودلف، مسعر، سفرنامه، به كوشش و. مینورسكی، ترجمۀ ابوالفضل طباطبایی، تهران، ١٣٤٢ش؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٢ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
پورداود، ابراهیم، تفسیر یشتها (نك : هم)؛
پیوتروفسكی، ب. ب.، اورارتو، ترجمۀ عنایتالله رضا، تهران، ١٣٤٨ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛
خاكپور، هرمز، روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی ١٩٤١- ١٩٧٥م، تهران، ١٣٥٥ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
دایرةالمعارف فارسی؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به كوشش چارلز نارمن سدن، تهران، ١٣٤٧ش؛
شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٤٩ش؛
قرآن مجید؛
لسترنج، گ.، سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمۀ محمود عرفان، تهران، ١٣٣٧ش؛
مبشری، فریدون و دیگران، ارزیابی وضع موجود و امكانات توسعۀ منابع آب (منطقۀ آذربایجان)، تهران، ١٣٥١ش؛
مجموعۀ قراردادها، قراردادهای ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، وزارت امورخارجه، تهران، ١٣٣٨ش، شم ٢؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، پاریس، ١٩١٤م؛
منجمباشی، احمد، صحائف الاخبار، ترجمه به تركی از احمد ندیم، استانبول، ١٢٨٥ق؛
هویدا، رحیم، «رودخانۀ ارس و رویدادهای تاریخی اطراف آن»، مجلۀ بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥٠ش، س٦، شم ٢؛
هینتس، والتر، تشكیل دولت ملی در ایران، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٤٦ش؛
یاقوت، بلدان؛
یشتها، به كوشش ابراهیم پورداود، بمبئی، ١٩٢٨م؛
یعقوبی، احمد، البلدان، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
نیز:
Aristotle, Meteorologica, tr.H.D.P.Lee,London,١٩٥٢;
Azerbaydzhan Sovet ensiklopediyasi, Baku, ١٩٧٦;
Bagratuni, Sh., Istoriya Anonimnogo Povestvovatelya, Erevan, ١٩٧١;
Diodorus of Sicily, tr. C.H., Oldfather, London, ١٩٧٦, vol.II;
Dyakonov, I.M., Istoriya Midii, Moscow/ Leningrad, ١٩٥٦;
Gandzaketsi, K., Istoriya Armenii, tr. L. A. Khanlaryan, Moscow, ١٩٧٦;
Grand Larousse;
Herodotus, The History, tr. G. Rawlinson, New York,١٩٤٧;
IA;
Iranica;
Kalankatuatsi, M., Istoriya Strany Aluank, tr. Sh.V. Smbatyan, Erevan, ١٩٨٤;
Khorenatsi, Movses, Istoriya Armenii, tr. Gagik Sarkisyan, Erevan, ١٩٩٠;
Meyer;
Pauly;
Reinaud, Joseph-Toussaint, Géographie d'Aboulféda, Frankfurt, ١٩٨٥;
Strabo, The Geography, tr. H.L. Jones, London, ١٩٦١, vol.V;
WNGD.
عنایتالله رضا