دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٢٧ - آرال
آرال
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٠ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آرال، دریاچهای بزرگ در آسیای مرکزی و جنوب غربی بخش آسیایی اتحاد شوروی، میان °٤٣ و ´٣٠ و °٤٦ و ´٥٠ عرض شمالی، با آب شور که اطراف آن را اراضی جمهوری شوروی خودمختار قره قالپاق (بخشی از جمهوری ازبکستان شوروی) و جمهوری قزاقستان احاطه کردهاند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٢ / ٦٠٩). مساحت دریاچۀ آرال با جزایر آن ٤٥٠٠‘٦ کمـ٢ است.
حداکثر طول دریاچه ٤٢٨ کمـ و عرض آن ٢٣٥ کمـ است. حجم متوسط آب این دریاچه ٠٠٠‘١ کمـ٣ و عمق آن معمولاً ٢٠-٢٥ متر و در عمیقترین ناحیه ٦٧ متر است. این دریاچه بیش از ٣٠٠ جزیره دارد که مساحت کلی آنها حدود ٥ / ٣٪ مجموع مساحت دریاچه را تشکیل میدهد (همان، چ ٣، ٢ / ١٥٩). بزرگترین جزایر دریاچۀ آرال عبارتند از کوگ آرال به مساحت ٢٧٣ کمـ٢، وزروژدنیه ٢١٦ کمـ٢ و بارسا کلمز ١٣٣ کمـ٢ (همان، چ ٢، ٢ / ٦١٠). روبهروی مصب آمودریا جزایر متعددی وجود دارد که عمدهترین آنها طوطْمَقْ اَطه (توتماق آتا) است.
واژۀ آرال ترکی و احتمالاً به معنای جزایری است که در مصب رودها قرارگرفتهاند (بارتولد، III / ٣٣٢). چنین به نظر میرسد که دریاچۀ آرال در روزگاران کهن ناشناخته بوده است. مورخان و جغرافینگاران باستان مطالب گنگ و ناروشنی پیرامون این دریاچه ارائه کردهاند که گاه متناقض به نظر میرسد. بعضی دریای آرال را با دریای آزوف اشتباه کرده آن را مئوتیس نامیدهاند (همانجا). یونانیان و رومیان از سدۀ ٧قم تا سدۀ ٤م دریای آزوف را به نام قوم ساکن آن ناحیه که مئوت نام داشتند مئوتیس میخواندند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٢٧ / ١٦٢). نه تنها در مآخذ کهن، بلکه در منابع متأخر و نوشتههای معاصر نیز دریاچۀ آرال اغلب دریای آرال نامیده میشود. نوشتههای کنونی شوروی نیز این دریاچه را دریای آرال مینامند (همان، ٢ / ١٥٩). در مآخذ چینی متعلق به سدۀ ٢قم و پس از آن ضمن بحث از منطقۀ اطراف دریاچۀ آرال از آن با عنوان دریای شمالی و گاه دریای غربی یاد شده است. تا آنجا که میدانیم بزرگترین کاشف چینی نواحی غربی آسیای مرکزی شخصی به نام چژان ـ تسیان بود. وی در ١٣٨قم به منظور یافتن متحدانی بر ضدّ هونها از سوی امپراتور چین به سرزمینهای غربی اعزام شد، ولی هونها او را دستگیر کردند. وی فقط توانست در ١٢٨قم به محدودۀ ترکستان غربی راه یابد. چژان ـ تسیان مدتی در آن سرزمین اقامت گزید. آگاهیهای وی در «یادداشتهای تاریخی» سیم ـ تسیان آمده است. بنا به گفتۀ چژان ـ تسیان همۀ رودهایی که در غرب یوتیان (تلفظ چینیِ ختن) جریان دارند به دریای غربی میریزند (بارتولد، III / ٣٢، به نقل از بیچورین)، ولی بروسه آن را دریای شمالی ترجمه کرده و نوشته است: «آن در کنار دریاچۀ بزرگی قرار گرفته است که دارای سواحل کوهستانی نیست. این همان دریای شمالی است» (II / ٤٢٤).
مطالب ارائهشده از سوی چژان ـ تسیان و پیرامون او مؤید وجود دریاچهای بزرگ در شمال غرب است که بارتولد آن را دریای آرال میداند (III / ٣٢). آمیانوس مارسلینوس از باتلاق اُکْس یاد کرده است (همو، III / ٣٣١). شاید مقصود او مصب سیردریا (سیحون) به دریاچۀ آرال بوده است. زمارخس، سفیر امپراتور روم در دربار ترکان که در ٥٦٨ م هنگام پادشاهی خسرو اول انوشیروان نزد خان ترک رفته بود، ضمن بازگشت از اردوگاه ترکان به سرزمین خوارزم از «دریاچه یا مرداب وسیع» یاد کرده است که گمان میرود اشاره به دریاچۀ آرال باشد (بارتولد، III / ٣٧-٣٨). بارتولد، ضمن عطف توجه به نظر دانشمندانی چون هومبولت، کُلاپْروت و لرش، چنین اظهار عقیده کرده است که مقصود زمارخس از «دریاچه یا مرداب وسیع» باید همان دریای آرال باشد، زیرا توصیف زمارخس از کرانۀ شرقی دریاچه با مشخصات دریای آرال منطبق است (همانجا). جغرافینگاران مسلمان از سدۀ ٣ق / ٩م به بعد آگاهیهای بیشتری پیرامون دریاچۀ آرال ارائه کردهاند. ابنخردادبه، هنگام بحث پیرامون رود جیحون (آمودریا)، یکی از مصبهای آن را «بُحَیْرة کردن» (کُرْدَر، کَرْدَر) نوشته است که به احتمال زیاد باید همان دریاچۀ آرال باشد (صص ٣٨ و ١٧٣). ابن رسته در شرح مسیر رود جیحون، بیآنکه نامی از این دریاچه ببرد، به توصیف آن پرداخته و نوشته است: «رود به دریاچهای میریزد که محیط آن قریب ٨٠ فرسنگ است و سیاکوه در ساحل غربی آن قرار گرفته و ساحل شرقی آن پوشیده از بیشههای انبوه و متراکم است» (ص ٩١-٩٢). از نشانیهایی که ابن رسته به دست داده میتوان دریافت که دریاچۀ موردنظر او همان دریاچۀ آرال بوده است، زیرا در ساحل غربی دریاچه منطقۀ سیاکوه قرار گرفته است. بعدها ترکان این منطقه را اوست اورت یا اوست یورت نامیدند. اصطخری، که پس از ابن رسته در اواخر سدۀ ٣ق / ٩م میزیسته، از دریاچۀ آرال با عنوان دریای خوارزم نام برده است. وی محیط دریای خوارزم را ١٠٠ فرسنگ نوشته است (مسالکالممالک، ٣٠٤) که با نوشتۀ ابن رسته حدود ٢٠ فرسنگ اختلاف دارد. اصطخری از سرمای این منطقه یاد کرده است (مسالک و ممالک، ٢٣٨) که با نوشتههای کتب دینی زرتشتی پیرامون منطقۀ خوارزم و نوشتههای متأخر تا اندازۀ زیادی هماهنگ است. ابن خردادبه از دریاچۀ آرال با دو نام یاد کرده است. وی در جایی از بُحَیْرة کَرْدَر نام برده و آن را از بحر جرجان (دریای خزر) جدا دانسته است (ص ١٧٣). اصطخری دریاچۀ آرال را دریای خوارزم نامیده است. مشخصاتی که وی از سرزمین خوارزم و دریاچهای به همین نام ارائه کرده با مشخصات کنونی منطقه مطابق و نشانۀ جدایی آن از دریای خزر است. وی مینویسد: «یخ بستن از خوارزم آغاز کند تا آنجا که غایت سردسیر است و بر جیحون هیچ جایگه سردتر از خوارزم نیست و بر کنارۀ دریای خوارزم کوهی هست آن را جغراغز (جغراغر) خوانند. به زمستان یخ بندد تا آخر تابستان، آنگه بگشاید و گرد بر گرد این دریا ١٠٠ فرسنگ است و آب دریا شور است» (مسالک و ممالک، ٢٣٨). همو در جای دیگر خوارزم را اقلیمی جدا از خراسان و ماوراءالنهر دانسته که بیابانهای وسیع از هر سو آن را فرا گرفته و از شمال و مغرب با سرزمین غزان هممرز است و مینویسد: «انتهای رود جیحون در آنجاست. از اینجا به بعد در کنار نهر آبادی نیست تا آنکه به دریاچۀ خوارزم میریزد» (مسالکالممالک، ٢٩٩). یاقوت همانند اصطخری محیط دریاچه را ١٠٠ فرسنگ نوشته است (ص ٣٨). این اظهارنظرها با شرحی که جغرافینگاران سدههای متأخر پیرامون خوارزم و دریاچۀ آرال نوشتهاند، تا اندازۀ زیادی هماهنگ است. گردیزی هنگام بحث پیرامون راه خزر، از دریاچۀ آرال با نام بحیرة خوارزم یاد کرده است (ص ٢٧١). ابن حوقل نکتۀ تازهای بر نوشتههای اصطخری نیفزوده، و همانند او، دریاچۀ آرال را بحیرة خوارزم نامیده است (٢ / ٤٥٩). مقدسی هنگام بحث پیرامون جیحون و کرانههایش نوشته که «این رود خوارزم را میشکافد و به دریاچۀ خوارزم میریزد» (ص ٢٨٤). مسعودی، ضمن توصیف رود جیحون از پیوستن آن به دریاچۀ آرال سخن گفته، ولی آن را دریاچۀ جرجانیه نامیده و از دریای خزر جدا دانسته است (التنبیه والاشراف، ٦٢) وی بر آن است که آب رودهای جیحون و شاش (چاچ) و چند رود دیگر به این دریاچه میریزد (همان، ١٦٣؛ مروج الذهب، ١ / ٩٦). همو ضمن بحث از این دریاچه مینویسد: آب این دریاچه شیرین است (التنبیه والاشراف، ١٦٣). نوشتۀ مسعودی با نوشتۀ اصطخری که آب دریاچۀ آرال را شور دانسته متناقض است، ولی در نوشتۀ این هر دو دانشمند حقیقتی نهفته است. آب دریاچه شور است، ولی قشر نازکی از سطح آب دریاچه شیرینتر از اعماق آن است (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٢ / ٦١٠). در سدههای بعد جغرافینگاران بیشتر از نوشتههای دانشمندان سدههای ٣ و ٤ق / ٩ و ١٠م بهره جسته و کمتر نکتهای بر آنها افزودهاند. محمد بن نجیب بکران در جهاننامه که آن را در ٦٠٥ ق / ١٢٠٨م تألیف کرده، دریاچۀ آرال را با دو نام بحیرۀ جَنْد و بحیرۀ خوارزم و گاه با هر دو نام، بحیرۀ جند و خوارزم، خوانده است (صص ٣٤، ٤٨). حافظ ابرو که نگارش جغرافیای خود را در ٨١٧ ق / ١٤١٤م، آغاز کرده و تا ٨٢٣ ق / ١٤٢٠م ادامه داده، از این دریاچه با دو نام بحیرۀ خوارزم و بحیرۀ جیحون یاد کرده و آن را از دریای خزر جدا دانسته است. او همچنین مینویسد که جیحون در این تاریخ (٨٢٠ ق / ١٤١٧م) تغییر مسیر داده به بحر خزر میریزد و بحیرۀ جیحون یا خوارزم دیگر باقی نمانده است (ص ٦١)، ولی نکتۀ اخیر قابل تأمل بهنظر میرسد. بعید نیست که در زمان او آب دریاچۀ آرال کاستی پذیرفته باشد، زیرا هرگاه سخن حافظ ابرو مبنی بر «راه کردن» جیحون به بحر خزر درست باشد، معلوم میشود که دریاچۀ آرال بزرگترین منابع خود را برای مدتی از دست داده بوده است.
از بعضی مآخذ نیز برمیآید که گویا آب سیردریا (سیحون) برای مدتی به دریاچۀ خوارزم (آرال) نمیریخته است. بجز مطالبی که بدرالدین رومی بازرگان و ابن فضلالله عُمَری آوردهاند، مؤلف کتاب بابُرنامه نیز به این نکته اشارهای دارد. وی مدعی است که آب سیردریا در شنزارهای غربی فرو میرود. بنابراین چنین به نظر میرسد که سیردریا زمانی تغییر مسیر داده بود، ولی از ٩٨٠ق / ١٥٧٢م بار دیگر به دریاچۀ آرال راه گشوده است (بارتولد، III / ٣٣٢). ابوالغازی بهادرخان که در اوایل سدۀ ١١ق / ١٧م میزیست و در ١٠٥٣ق / ١٦٤٣م سمت خانی ناحیۀ آرال را داشته، این دریاچه را سیرتنگیزی (سیردنیزی) نامیده است و بنابر نوشتۀ بارتولد «گمان میرود ابوالغازی از این نکته آگاهی نداشته که روزگاری آب سیردریا (سیحون) به دریاچۀ آرال نمیریخته است» (همانجا). نام آرال نخستینبار در سدۀ ١١ق / ١٧م پدیدار شد. ابوالغازی بهادرخان بر آن بود که آرال «ناحیهای است که آب رود به دریا میریزد» (بارتولد، III / ٨٦ به نقل از شجرةالاتراک)، بعدها قرقیزان، و به اعتباری دیگر قزاقها، آن را دریای آرال (آرال تنگیزی) نامیدند، آشنایی روسها با دریاچۀ آرال به سدۀ ١١ق / ١٧م میرسد. این دریاچه در مآخذ روسی اولینبار در «نقشۀ بزرگ» اوایل سدۀ ١١ق / ١٧م با نام دریای آبی آمده است و در آن به خطا این دریاچه به دریای خزر متصل گشته است. نام دریای آرال نخستینبار در ١١٠٨ق / ١٦٩٧م در مآخذ مکتوب روسی درج گردیده و متعاقب آن پس از ١١٣٥ق / ١٧٢٣م به مآخذ اروپایی رسیده است (همو، III / ٣٣٣). از ١٢٣٥ق / ١٨١٩م سفر هیأتهای کاشفان به نواحی پیرامون دریاچۀ آرال افزایش یافت. از این زمان به بعد اطلاعات مربوط به دریاچۀ آرال به صورتی کاملتر در گزارش هیأتها آمده است. در گزارش هیأت بوناکوف و پاسپلوف که طی سالهای ١٢٦٣ و ١٢٦٤ق / ١٨٤٧ و ١٨٤٨م صورت گرفت. مطالبی علمی پیرامون دریاچۀ آرال نگاشته شد (همانجا). در سالهای ١٣١٧-١٣٢٠ق / ١٨٩٩-١٩٠٢م هیأتی به سرپرستی ل س برگ دریاچۀ آرال را مورد پژوهش علمی مجدد قرار داد (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ٢ / ٦١٠). در فاصلۀ سالهای ١٢٦٩-١٣٠٠ق / ١٨٥٣-١٨٨٣م دولت امپراتوری روسیه ناوگان کوچکی برای حرکت در دریاچۀ آرال فراهم آورد. نخستین پایگاه ناوگان مزبور بندر آرالسک بود، ولی بعدها به کازالینسک منتقل گردید. زمانی که خوانین ترکستان تابع امپراتوری روسیه نبودند، دریاچۀ آرال دریای داخلی روسیه بهشمار نمیرفت، ولی پس از تصرف خاننشین خیوه توسط ارتش تزاری دریاچۀ آرال به صورت دریای داخلی روسیه درآمد (دانشنامۀ ایران و اسلام).
طی سدههای ١٣ و ١٤ق / ١٩ و ٢٠م آب دریاچۀ آرال گاه بالا میآمد و گاه فرو مینشست. از اینرو محققان دربارۀ عمق دریاچه و میزان آب آن مطالب متفاوتی ارائه کردهاند. از اواخر دهۀ ١٩٥٠-١٩٦٠م سطح آب دریاچه رو به کاستی نهاد. در فصول مختلف میزان آب دریاچه متغیر است. البته از زمانی که آبهای دو رود آمودریا (جیحون) و سیردریا (سیحون) به مصرف آبیاری میرسد، از میزان آب دریاچه کاسته شده است. حرارت سطح آب دریاچه در تابستان حدود °٢٦ تا °٣٠ سانتیگراد و در زمستان حدود صفر است. آب اعماق دریاچه حتى در فصل تابستان سرد است و به °١ تا °٣ میرسد. در زمستان آب اکثر نواحی بهویژه بخش شمالی دریاچه یخ میبندد. آب و هوای منطقۀ دریاچۀ آرال معتدل است. درجۀ متوسط حرارت در تابستان °٢٤ تا °٢٦ سانتیگراد و در زمستان °٧ تا °٥ / ١٣ سانتیگراد است (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٢ / ١٥٩). میزان بارندگی سالانه ١٠٠ میلیمتر است. تبخیر سالانۀ آب نیز حدود ٠٠٠‘١ میلیمتر است. ارتفاع سطح آب دریاچه بسیار متغیر بوده است. طی ١٢٧٧-١٢٩٧ق / ١٨٦٠-١٨٨٠م سطح آب دریاچۀ آرال سخت تنزل داشت، ولی از ١٢٩٧-١٣٤٠ق / ١٨٨٠-١٩٢١م، ٢ متر بالا آمد (همان، چ ٢، ٢ / ٦١٠). میزان نمک آب دریاچه در خارج از مصب رودها حدود ١٠٪ تا ١١٪ است که در مناطق جنوب شرقی گاه به ١٤٪ میرسد. تا عمق ٢٥ متر، آب دریاچه شفاف است (همان، چ ٣، ٢ / ١٥٩). اعماق دریاچۀ آرال از نظر حیات حیوانی و گیاهی چندان غنی نیست. در این دریاچه حدود ٥٠ نوع جانور زندگی میکند که ٢٠ نوع آن بسیار کمیاب است، مانند ماهی آزادِ ویژۀ دریاچۀ آرال. دیگر ماهیهای دریاچه عبارتند از کپور، سیم، سوف و یک نوع ماهی استورژن (سگماهی). صید ماهی از رودخانهها ١٠٪ و از سواحل دریاچه ٩٠٪ مجموع صید را تشکیل میدهد (همان، (دوم، چ ٢)، ٢ / ٦١٠). مراکز عمدۀ ماهیگیری اغلب مصب رودهایی است که به این دریاچه میریزند.
ساحل شمالی دریاچۀ آرال در بعضی نقاط مرتفع است و ارتفاع بعضی از آنها به ١٥٠ متر بالاتر از سطح دریا میرسد. در بعضی نواحی بریدگیهایی به شکل خلیج وجود دارد. سواحل شرقی دریاچۀ آرال شنی و دارای خلیجها و جزایر متعدد است. مصب رود جیحون در ساحل جنوبی دریاچه واقع است. در سواحل غربی بریدگیها زیاد نیست. منطقۀ اوست اورت (یورت) در ساحل غربی دریاچه قرار گرفته است. در این منطقه که روزگاری سیاهکوه نامیده میشد، صخرههایی وجود دارد که ارتفاع بزرگترین آنها ٢٥٠ متر است (همان، چ ٣، ٢ / ١٥٩). بزرگترین خلیجهای دریاچۀ آرال عبارتند از خلیج پاسکویچ، چرنیشف، کن ـ کامیش، چالیتر ـ باس و ساری چاگاناک، صحرای بزرگ قزل قوم (ریگ سرخ) در شرق دریاچۀ آرال نهاده شده است.
اهالی بومی حوالی دریاچۀ آرال ازبک، قزاق و قرهقالپاق هستند که همگی مسلمانند. تراکم جمعیت در سواحل دریاچۀ آرال اندک است. اهالی عمدتاً به ماهیگیری اشتغال دارند. گروه اندکی نیز به دامپروری، شبانی و جالیزکاری مشغولند. مراکز اصلی اقتصادی این ناحیه عبارتند از شهرهای بندر آرالْسک در شمال و مویناک در جنوب دریاچه. پس از این دو میتوان از بنادر شفچنکو، ژوآن بالیغ، اویالی، تایلاک جگن، آققلعه و کولاندی نام برد. خط آهن تاشکند ـ ساکسائول ـ اورنبورگ از شهر بندری آرالسک میگذرد. کشتیرانی در دریاچۀ آرال حداکثر ٧ ماه در سال جریان دارد، زیرا محیط دریاچه برای کشتیرانی به مقیاس وسیع چندان مساعد نیست (همان، چ ٣، ٢ / ١٥٩).
مآخذ
ابنحوقل، ابوالقاسم محمد، صورةالارض، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابنخردادبه ابوالقاسم، المسالک والممالک، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابن رسته، احمدبن عمر، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١م؛
اصطخری، ابواسحاق ابراهیم، مسالکالممالک، لیدن، ١٩٢٧م؛
همو مسالک و ممالک، به کوشش ایرج افشار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٤٧ش؛
بکران، محمد بن نجیب، جهاننامه، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ابنسینا، ١٣٤٢ش؛
بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیة، ترجمۀ اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر، ١٣٦٣ش؛
حافظ ابرو، جغرافیا، فهرست میکروفیلمها، شمـ ١٤٧١؛
دانشنامۀ ایران و اسلام؛
دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ذیل Meotida, meoti؛
چ ٣، ذیل Aralskoe more؛
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، زینالاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٧ش؛
مسعودی، علی بن حسین، التنبیه والاشراف، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٤٩ش؛
همو، مروجالذهب، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ١٣٥٦ش؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت حموی، ابوعبدالله، المشترک، به کوشش ف ووستنفلد، گوتینگن، ١٨٤٦م؛
نیز:
Bartold V. V., Sochineniia, Moskva izdatelstvo Nauka, ١٩٦٥;
Brosset M., »Relation du pays ta auan«, traduite du chinois, JA, ١٨٢٨.
عنایتالله رضا