دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٦ - بورکینافاسو
بورکینافاسو
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٧ مهر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بورْكینافاسو (ولتای علیای پیشین)، كشوری در غرب افریقا. این كشور با ٢٠٠‘٢٧٤كمـ ٢ مساحت، میان °٩ و ´٢٠تا °١٥ و ´١٠ عرض شمالی و °٥ و ´٣٠ طول غربی تا °٢ و ´٢٠ طول شرقی واقع است. بوركینافاسو در خشكی محصور است و به آبهای آزاد راه ندارد و از شمال و غرب به مالی، از شرق به نیجر، از جنوب به ساحل عاج، غنا و توگو، و از جنوب شرقی به بنین محدود است ( اطلس ...،نقشه).
این كشور سرزمینی نسبتاً كم ارتفاع است و ٥٨٪ اراضی آن را دشتهای هموار تشكیل میدهد؛ بلندترین نقطۀ آن، قلۀ تناكورو با ٧٤٧ متر ارتفاع در جنوب غربی كشور واقع است (جعفری، ١٧٢؛ رضایی، ٢). مهمترین رودهای بوركینافاسو ولتای سیاه یا موهون، ولتای سرخ یا نازینُن و ولتای سفید یا ناكانبه است؛ این رودخانهها همگی از شمال به جنوب جریان دارند و هیچ یك قابل كشتیرانی نیستند و پس از عبور از كشور غنا به اقیانوس اطلس میریزند ( انکـارتا؛ رضایی، همانجا).
بیشتر اراضی بوركینافاسو پوشیده از علفزار و درختچههای پراكنده (ساوان) است و فقط در بخشهای جنوبی آن جنگلهای مناطق گرمسیری دیده میشود كه رو به شمال از تراكم آن كاسته میشود (همانجاها).
این كشور دارای دو نوع آب هوای گرم و خشك در شمال، و گرم و مرطوب در جنوب است (جعفری، همانجا). در ١٣٨٣ش / ٢٠٠٤م جمعیت بوركینافاسو ٤٠٠‘١١٤‘١٢ تن برآورده شده است («فرهنگ ...») كه با توجه به وسعت كم آن، یكی از پرتراكمترین كشورهای افریقایی به شمار میرود. تراكم جمعیت در این كشور بستگی به آب و هوا و صنعتی بودن هر منطقه دارد. در شمال تراكم جمعیت كمتر است و هرچه به سوی جنوب نزدیكتر شویم، به سبب حاصلخیز بودن مناطق و زمینهای كشاورزی افزایش مییابد. ٨٠٪ جمعیت بوركینافاسو را روستانشینان تشكیل میدهند (رضایی، ٧).
شهر اصلی و پایتخت آن كه مركز تجارتی ـ صنعتی كشور نیز به شمار میرود، او آگادوگو است. این شهربا ٥٠٠‘٩٩٦تن جمعیت (١٣٨٣ش / ٢٠٠٤م) بزرگترین و پرجمعیتترین شهر بوركینافاسو است. شهر بوبو ـ دیولاسو با ٧٠٠‘٣٢٠تن جمعیت (در ٢٠٠٤م) دومین شهر بزرگ و مركز كشاورزی كشور است (مراد، ٥٩٠-٥٩١؛ «فرهنگ»).
اقتصاد بوركینافاسو بر پایۀ كشاورزی و دامداری استوار است و با توجه به آنکـه، فقط یك سوم اراضی این كشور قابل كشاورزی است، اما این بخش بیش از ٤٠٪ تولید ناخالص داخلی و بیش از ٥٠٪ درآمدهای ارزی كشور را به خود اختصاص داده است. ٩٠٪ جمعیت بوركینافاسو از طریق كشاورزی امرار معاش میكنند و ٦٠٪ اشتغال مربوط به این بخش است. پنبه و بادام زمینی مهمترین محصولات كشاورزی را تشكیل میدهند و در تولید پنبه در میان كشورهای غرب افریقا پس از ساحل عاج و مالی در ردۀ سوم قرار دارد (رضایی، ٥٥-٥٦؛هاجكینسن، ٢١٤).
دامداری پس از كشاورزی اصلیترین فعالیت اقتصادی مردم بوركینافاسو به شمار میآید و با وجود مشكلات عدیده از قبیل كمبود آب و چراگاه، عدم سازماندهی، كمبود دارو و عدم رعایت بهداشت، سهمی ٢٤ درصدی در درآمدهای ارزی این كشور دارد (رضایی، ٥٧). از دیگر منابع اقتصادی بوركینافاسو، بخش معدن است كه ٥٪ از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص داده است، اما با توجه به معادن غنی این كشور، به سبب ضعف اقتصادی و نداشتن كادر تخصصی و كمبود راههای ارتباطی و كمبود انرژی، بهرهبرداری از آن با مشكلاتی روبهروست (همو، ٥٨-٥٩). نقره، نیكل، طلا، فسفات و سنگ آهك مهمترین منابع معدنی بوركینافاسو هستند (همانجاها).
جمعیت این كشور متشكل از گروههای قومی متعددی است و بر پایۀ آمارهای موجود، بیش از ٦٠ گروه در بوركینافاسو در كنار یكدیگر با آرامش زندگی میكنند (رضایی، ٩). قوم غالب از لحاظ شمار كه قدرت سیاسی را نیز در دست دارد، قوم موسی است كه ٤٠٪ جمعیت را شامل میشود و در بخشهای غربی كشور به سر میبرند. گورماها و گورنسیها از گروههای وابسته به قوم موسی هستند كه به ترتیب در شرق و در جنوب غربی كشور زندگی میكنند. اقوام «مانده» كه شامل تیرههای قومی ساراكوله، ماركا، سنوفو، دیولا و ساموست، در نواحی غربی بوركینافاسو ساكنند. در بخشهای غربی ولتای سیاه اقوام سیاه پوست بوبوها و لوبیها - كه فاقد سازمان دهی سیاسیاند - زندگی میكنند. در نواحی جنوبی بوسانسهها و یا بیساها به سر میبرند. سونگایی، طوارق، بلاّ و پلها از دیگر اقوام ساكن در بوركینافاسو هستند (كوك، ٢٤٧؛ انکـارتا). گروه بیابان گرد فولانی نیز در محدودۀ مرزهای شمالی زندگی میكنند (چرچ، ٩٤٠).

زبان رسمی در این كشور، فرانسه است، اما ٩٠٪ اهالی به زبانهای محلی افریقایی كه متعلق به شاخۀ زبانهای سودانی است، گفتوگو میكنند ( انکـارتا).٥٠٪ جمعیت بوركینافاسو را مسلمانان تشكیل میدهند كه بیشتر سنی مالكی مذهبند و ٤٠٪ پیرو مذاهب بومی هستند. مسیحیان كه غالباً پیرو كلیسای كاتولیك رومی هستند، ١٠٪ جمعیت را شامل میشوند (همانجا؛ «اسلام ..»، ٤١). شمار مسلمانان در همۀ مناطق كشور یكسان نیست و در نواحی شمالی، بخش بزرگ جمعیت را تشكیل میدهند و در جنوب به صورت اقلیتهای كوچك هستند. بیشترین شمار مسلمانان در شهرهای جیبو و دوری (بیش از ٨٠٪)، بوبودیولاسو (٦٠-٨٠٪) و اواهیگویا (٤٠-٦٠٪) زندگی میكنند. در دیگر مناطق این میزان ٢٠ تا ٤٠٪ است و در شهرهای گا اوآ، دیه بوگو، لئو و پو به كمتر از ١٠٪ میرسد. شمار مسلمانان كه در ١٩٢٦م فقط ١٧٪ جمعیت را شامل میشد، در ١٣٤٩ش / ١٩٧٠م به ٢٥٪ و در اواخر سدۀ ٢٠م به ٥٠٪ افزایش یافته است (همانجا؛ كوك، ٢٥٠-٢٥١).
پیشینۀ تاریخی
سرزمینی كه امروزه بوركینافاسو خوانده میشود، از سدۀ ٣ تا ١٣م بخشی از امپراتوری غنا ــ نخستین و بزرگترین امپراتوری غرب افریقا ــ به شمار میرفت. با تهاجم مرابطون در اواسط سدۀ ٥ق / ١١م به پایتخت امپراتوری غنا اقوام موسی، بوبو، گورنسی و لوبی از بخشهای شمالی غنای امروزی به بوركینافاسو وارد شدند. اقوام موسی ٤ پادشاهی به نامهای اوگادوگو، یاتِنگا، تنکـودوگو و فادانگورما را در سرزمین بوركینافاسو بنیاد نهادند (بریتانیكا، XXIX / ٨٤٤؛ انکـارتا؛ امجد علی، ٥٧٣-٥٧٤). این پادشاهیها به یك قلمرو فرهنگی و زبانی وابسته بودند و با پادشاهیهای مام پروسی و داگومبا در شمال غنا قرابت داشتند و حتى پادشاه مام پروسی را به عنوان پدر خود میدانستند (كوك، ٢٤٨).
اقوام موسی كه در زیر لوای اشرافیت قدرتمندی متحد شده بودند، در سدۀ ٩ق / ١٥م از بخشهای شرقی رود ولتا گذشتند و بر نواحی غربی این رودخانه استیلا یافتند. احتمالاً این گسترش قلمرو پادشاهیهای موسی با انحطاط قدرت نظامی سونگایی مربوط بوده است (نکـ: فیج،٩٧؛ گراو، ١٢٤).
در نیمۀ دوم سدۀ ١٥م قوم موسی به تمبوكتو حمله كردند و بارو به ضعف نهادن دولت مالی در ٨٨٥ق / ١٤٨٠م به والاتا هجوم بردند، اما در ١٤٨٣م به قلمروهای خود پس رانده شدند. در ١٤٩٧- ١٤٩٨م اسكیا محمد جنگی مقدس برای جذب قوم موسی به اسلام آغاز كرد، اما موفقیتی به دست نیاورد. سپس اسكیا داوود در دهههای ١٥٤٠، ١٥٦٠ و ١٥٧٠م به قلمرو قوم موسی حمله كرد، ولی پادشاهیهای قوم موسی در بوركینافاسو تا زمان نفوذ فرانسویان به این منطقه پا بر جا ماندند (كوك، همانجا؛ كُرنون،.(II / ٢٢٩
آشنایی پادشاهیهای موسی در شمال بوركینافاسو با اسلام از نیمۀ دوم سدۀ ١٥م از طریق سونگاییها، و در جنوب از طریق گونجاها از اوایل سدۀ ١٦م آغاز شد (كوك، ٢٥٢). همچنین بازرگانان مانده نژاد در گسترش اسلام در میان جوامع موسی نقشی مؤثر داشتند. اینان به عنوان رابط میان اقوام مسلمان مانده و قوم موسی عمل میكردند، هر چند مقاومت پادشاهیهای موسی در برابر اسلام در آغاز شدید بود، اما هنگامیكه حكومتهای متحد جنوبی آنها، یعنی داگومبا و گامباگا اسلام آوردند، قوم موسی نیز پذیرای اسلام شدند (همو، ٢٥٣).
پیش از سدۀ ١٩م قدرت پادشاهیهای موسی رو به ضعف نهاد. در ١٣١٤ق / ١٨٩٦م فرانسویها با تحتالحمایه قرار دادن اواگادوگو در این منطقه نفوذ كردند ( انکـارتا).در ١٣٣٧ق / ١٩١٩م این منطقه در مستعمرۀ افریقای غربی فرانسه ادغام شد (همانجا)؛ سپس در ١٩٣٢م میان فرانسه، سودان و ساحل عاج تقسیم شد و در ١٣٢٦ش / ١٩٤٧م بهعنوان یك واحد سیاسی مجزا به نام «ولتای علیا» شكل گرفت. در ١٩٥٨م این كشور دولتی خودمختار در چهارچوب جامعۀ فرانسه شد و به سازمان هم بستگی ساحل عاج و نیجر و داهومیپیوست و در ١٥ مرداد ١٣٣٩ش / ٥ اوت ١٩٦٠م به استقلال دست یافت (همانجا؛ پیك،٢٦٤؛ انگلبرت،٢٠٩؛ كوك، ٢٤٩).
اولین رئیس جمهور این كشور پس از استقلال، موریس یامه ئوگو بود كه در ٣ ژانویۀ ١٩٦٦ به وسیلۀ كودتایی بر كنار شد. سانگوله لامیزانا رئیس دولت كودتا سعی در بهبود اوضاع اقتصادی كرد. دولت وی در ١٩٧٠م اقدام به انتخابات و تشكیل دولت قانونی كرد (نک : انگلبرت، همانجا). قانون اساسی كه در همان سال با ٨٠٪ رأی موافق به تصویب رسید، موجبات فعالیت احزاب سیاسی را در این كشور فراهم كرد و به دنبال آن ٣ حزب «اتحاد دموكراتیك صحرا»، «نهضت آزادی ملی» و حزب «اتحاد افریقا» فعالیت خود را آغاز كردند (اُبراین، .(٩٤١ این كشور در ١٣٥٣ش / ١٩٧٤م اولین بار در كنفرانس سران اسلامی شركت كرد (كوك، ٢٦٢؛ انگلبرت، همانجا؛ دافیلد،.(١١٩
بوركینافاسو در دهۀ ١٩٧٠م از خشكسالی دراز مدت زیان بسیار دید (ابراین، همانجا)، به گونهای كه در ١٩٨٠م پس از یك دوره ناآرامی، لامیزانا با كودتایی به رهبری سایه زربو از كار بر كنار گردید. دولت جدید قانون اساسی را ملغا كرد و یك كمیته نظامی ترقی ملی تشكیل داد. اتحادیههای كارگری در آغاز،رژیم جدید را تأیید كردند، اما پس از تصمیم دولت كودتا به اولویت دادن به مناطق روستایی با آن به مخالفت برخاستند (انگلبرت، همانجا). در ١٩٨٢م كودتای جدیدی به رهبری ژان باتیست اوئه درائوگو نخست وزیر سابق انجام شد كه سیاست طرفداری از اتحادیههای كارگری را پیش گرفت و قول داد در ١٩٨٤م حكومت را به غیر نظامیها واگذارد؛ اما در ١٩٨٣م با كودتایی دولت وی ساقط شد و دولت جدید مبادرت به تشكیل شورای ملی انقلاب كرد. در ١٣٦٣ش / ١٩٨٤م در سالروز كودتا نام رسمی كشور از «ولتای علیا» به بوركینافاسو به معنی «سرزمین درستكاران» تغییر یافت. رهبر كودتا در ١٩٨٧م در پی بروز اختلاف در میان اعضای شورای انقلاب، كشته شد و یك جبهه مردمی اعلام وجود كرد و بلیز كومپائوره، رئیس آن جبهه سیاست اصلاح انقلاب را اعلام كرد. این حكومت به تدریج شیوههای انقلابی را اعتدال بخشید و در رفراندوم ١٣٧٠ش / ١٩٩١م قانون اساسی جدیدی را به آراء عمومی گذاشت. كومپائوره در انتخابات ١٩٩٨م به مدت ٥ سال دیگر به ریاست جمهوری برگزیده شد (همو،٢١٠؛ انکـارتا).
مآخذ
اطلس راهنمای كشورهای جهان، قارۀ افریقا، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٢ش؛
جعفری، عباس، گیتاشناسی نوین كشورها، تهران، ١٣٨٢ش؛
رضایی، علی اكبر، بوركینافاسو، تهران، ١٣٧٩ش؛
كوك، ژ. م .، مسلمانان افریقا، ترجمۀ اسدالله علوی، مشهد، ١٣٧٣ش؛
مراد، محمدعدنان، المجتمعات الافریقیة، دمشق، ١٩٩٥م؛
نیز:
Amjad Ali, S., The Muslim World Today, Islamabad, ١٩٨٥;
Britannica, macropaedia, ١٩٨٩;
Church, R. J. H., « The Upper Volta Physical and Social Geography» , Africa South of the Sahara ١٩٧٥, London, ١٩٧٥;
Cornevin, R. and M., Cornevin, Histoire de l'Afrique, Paris, ١٩٧٠;
Duffield, I., « Pan - Africanism Since ١٩٤٠» , The Cambridge History of Africa, vol. VIII, ed. M. Crowder, London, ١٩٧٥;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٣;
Englebert, P., « Burkina Faso Recent History» , Africa South of the Sahara ١٩٩٨, London, ١٩٩٨;
Fage, J. D., A History of Africa, London, ١٩٩٧;
Grove, A. T., Africa South of the Sahara, London, ١٩٧١;
Hodgkinson, E., « Burkina Faso Economy» , Africa South of the Sahara ١٩٩٨, London, ١٩٩٨;
Islam and Islamic Groups, ed. F. Shaikh, London, ١٩٩٢;
O'Brien, D. B. C., « The Upper Volta Recent History» , Africa South of the Sahara ١٩٧٥, London, ١٩٧٥;
Pick, H., « Upper Volta» , Africa, a Handbook, ed. C. Legum, London, ١٩٧١;
The World Gazetteer, www. world- gazetteer. com / home. htm.
پرویز امین