دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠١ - اورنبورگ
اورنبورگ
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اورِنْبورگ، مركز استانی به همین نام در جمهوری فدراتیو روسیه. در ١١٤٨ ق/ ١٧٣٥م قلعهای در محل كنونی شهر اورْسْك احداث شد و اورنبورگ نام گرفت. «بورگ» واژهای گرفته شده از آلمانی به معنای شهر است، بنابراین، اورنبورگ به معنای «شهر كنار رود اور» است (BSE٣, XVIII/ ٥٠٢). این شهر و استان در فاصلۀ سالهای ١٩٣٨-١٩٥٧ م، چاكالوف نام گرفتند، ولی در ١٩٥٧ م نام پیشین آنها بازگردانده شد (همان، XVIII/ ٥٠٣).
با گذشت اندك زمانی، شهر اورنبورگ كه در محل دژ قرار داشت، به مكان دیگری انتقال یافت و در جایی كه دژ نظامی در كنار رود اور احداث شده بود، شهر دیگری با نام اورسك پدید آمد. در ١١٥٣ ق/ ١٧٤٠م بنای شهر اورنبورگ در نزدیكی مصب رودخانۀ ساكمارا به رود اورال آغاز گردید و مردم آنجا در ١١٥٦ ق/ ١٧٤٣ م به محل جدید نقل مكان كردند (همان، XVIII/ ٥٠٢). مساحت استان اورنبورگ ١٢٤ هزار كمـ٢ و شمار اهالی این استان در ١٩٨٥ م، ٠٠٠‘١٤١‘٢ و شمار جمعیت شهر اورنبورگ ٥١٩ هزار نفر بوده است («فرهنگ ... »، ٩٣٧). این استان شامل ١٢ شهر، ٢٥ شهرك و ٣٤ بخش است (همانجا؛ BSE٣, XVIII/ ٥٠٣). استان اورنبورگ در دامنۀ جنوبی رشته كوههای اورال واقع شده، و میانگین دمای آن در ژانویه °١٤- تا °١٨- و در ژوئیه °١٩ تا °٢٢ سانتیگراد است («فرهنگ»، همانجا). اورال بزرگترین رود استان است. دیگر رودهای این منطقه ساكمارا، اور، كوماك، ایلك، سامارا و كاما هستند. در دشتهای اطراف رودخانهها، مناطقی جنگلی وجود دارند كه ذخایر چوب آنها را حدود ٣٠ میلیون مـ٣ تخمین زدهاند. در شمال غرب استان میزان بارندگی سالانه ٤٥٠ و در جنوب ٣٠٠ میلیمتر است. در جنوب شرق استان، میزان بارندگی از این نیز كمتر است (BSE٣، همانجا). زمینهای قابل كشت اورنبورگ با محاسبۀ چراگاهها، ١٠ میلیون و ٦٠٠ هزار هكتار تخمین زده میشود (همان، XVIII/ ٥٠٤).
دین اسلام در فاصلۀ سدههای ١-٣ ق/ ٧- ٩ م به میان اقوام یكجانشین قزاق راه یافت. در طول سدۀ ١٠ ق/ ١٦ م بزرگان و رؤسای قبایل قزاق، تحت تأثیر نوگایها كه در آن زمان متحد آنان بودند، اسلام آوردند. با این وصف، هنوز كوچندگان صحرا گرد مسلمان نشده بودند. بعدها به سبب فشار حكومت روسیه و تبلیغ مذهبی پیگیر تاتارها بود كه سرانجام قزاقها به اسلام گرویدند. انگیزۀ روسها آن بود كه احساس میكردند اسلام به عنوان عامل تمدنساز و متحد كننده، قبایل جدا از یكدیگر را گرد میآورد و در نتیجه آنها به آسانی قادر به كنترل قزاقها خواهند شد (آكینر، ٢٨٩). از بنای مساجد حمایت شد و برای هر قبیله امام ویژهای تعیین گردید. فعالیت تاتارها قوت گرفت و زبان تاتارها زبان رسمی ارتباط میان روسها و مردم بومی شد (همانجا). در ١٢٠٢ق/ ١٧٨٨م كاترین دوم امپراتریس روسیه یك مركز افتای مذهبی به نام «مجمع روحانی محمدی» در اورنبورگ ایجاد كرد (همو، ٩). در همین سال با اجازۀ او مجمع روحانی محمدی اورنبورگ در شهر اوفا تأسیس شد. این مجمع به ریاست یك مفتی، در امور شرعی و برخی امور مدنی صلاحیت قضایی داشت. مساجد و حوزههای علمیه بازسازی شدند و بسیاری از موانع و محدودیتهای بازرگانی از میان رفت (همو، ٥٨, ٧٨).
در اواسط سدۀ ١٣ ق/ ١٩ م سیاست روسیه مبنی بر تقویت اسلام در میان قزاقها تغییر یافت، چنانکه بنای مساجد منوط به اجازۀ رسمی از سوی دولت گردید، از شمار امامان مساجد تا اندازۀ بسیاری كاسته شد و فعالیت هیأتهای مبلغ مسیحی افزایش چشمگیری یافت. اما اسلام تا آن زمان در میان قزاقها پا گرفته بود و هرگونه اقدامی برای تغییر باورهای دینی با مقاومت آنان رو به رو میشد (همو، ٢٨٩). در ١١٤٧ق/ ١٧٣٤م در محل قدیمی شهر اورنبورگ (اورسك كنونی)، هیأت ویژۀ تحقیقات اورنبورگ تأسیس شد كه هدفِ آن سازمان دادن روابط بازرگانی با خانات آسیای مركزی بود. از ١٨ رجب ١١٨٧ تا ٩ محرم ١١٨٨ق/ ٥ اكتبر ١٧٧٣ تا ٢٣ مارس ١٧٧٤م قزاقهای شورشی به رهبری پوگاچف شهر جدید اورنبورگ را مدتی در محاصره گرفتند (BSE٣, XVIII/ ٥٠٢). اورنبورگ در عهد تزارهای روسیه یكی از تبعیدگاههای آن كشور به شمار میرفت (همانجا).
در آغاز سدۀ ١٩ م بخشی از اردوی كوچك قزاق از بدنۀ اصلی آن منشعب شد و اردوی جدیدی به نام اردوی «بوكی» یا اردوی درونی را تشكیل داد. خان اردوی كوچك، شخصی به نام نورعلی خان بود. بوكی پسر جوانتر خان در ١٢١٤ق/ ١٧٩٩ م از مقامات دولت روسیه تقاضا كرد كه با قوم خود در اراضی میان رودهای اورال و ولگا كه پس از فرار اویراتها به چین خالی از سكنه بود، مستقر شود. در ١٢١٦ ق/ ١٨٠١ م دولت روسیه اجازه داد كه وی با اردوی خود به منطقۀ سابق اویراتها نقل مكان كند. بوكی با خود گروهی بیش از ٢٢ هزار نفر با ٥ هزار چادر به همراه آورد. سپس افرادی با ٦٢٥‘١ چادر دیگر به او ملحق شدند. بوكی در ١٢٢٧ ق/ ١٨١٢ م به عنوان خان اردوی جدید رسمیت یافت. افراد او نخست در ایالت اورنبورگ مستقر شدند، ولی سپس گروهی از آنها به آستراخان نقل مكان كردند (آكینر، همانجا).
در زمان پاوِل اول امپراتور روسیه (١٧٩٦-١٨٠١ م/ ١٢١١-١٢١٦ ق) حدود ٥٠٠‘٢٢ نفر از قزاقهای دن به فرماندهی ژنرال واسیلی اُرلوف به اورنبورگ فرستاده شدند (ریوكین، ١٤). وی قصد داشت به بخارا و خیوه و از آنجا به هندوستان نفوذ كند (همانجا). در واقع اورنبورگ بعدها به پایگاهی برای نفوذ روسیه در آسیای مركزی تبدیل شد. در ١٢٤٩ ق/ ١٨٣٣ م ژنرال واسیلی الكساندرویچ پِرُوسكی به اورنبورگ رفت و از آنجا سیاست فعالی را به منظور نفوذ در آسیای مركزی پیش گرفت و تا ١٢٥٨ ق/ ١٨٤٢ م در سمت خود باقی بود (همو، ١٨؛ باخروشین، II/ ٤٧٨). وی چند بار كوشید به خان نشین خیوه نفوذ كند. در رمضان ١٢٥٥/ نوامبر ١٨٣٩، او به خیوه لشكر كشید، ولی پس از دو ماه و نیم تلاش و از دست دادن یك پنجم نیروهای خود، به اورنبورگ بازگشت (همو، II/ ٢٢٥-٢٢٦).
در ١٢٥٨ق/ ١٨٤٢م ژنرال ولادیمیر اُبروچف كه به فرمانداری نظامی اورنبورگ منصوب شده بود، در ساحل شمالی رود سیحون (سیر دریا) استحكامات و دژهایی بنا كرد. وی تا ١٢٦٧ق/ ١٨٥١م در این سمت باقی ماند (ریوكین، ١٩؛ باخروشین، II/ ٤٧٧). در این سال بار دیگر ژنرال پروسكی به فرمانداری نظامی كه مقر او در سامارا بود، منصوب شد. وی كه تا ١٢٧٣ ق/ ١٨٥٧ م این سمت را داشت، اقدامات ژنرال اُبروچف را به منظور ادامۀ نفوذ در روسیه با شدت بیشتری دنبال كرد (همو، II/ ٢٢٦, ٤٧٨؛ ریوكین، همانجا). اقدامات نفوذی روسیه در آسیای مركزی، اللهقلی خان فرمانروای خیوه را به هراس افكند. وی به ناچار به انعقاد پیمان بازرگانی با روسیه تن داد و تعهد كرد كه امنیت كاروانهایی را كه میان اورنبورگ و خیوه رفت و آمد میكردند، حفظ كند (باخروشین، II/ ٢٢٤). در ١٢٨٢ق/ ١٨٦٥م استان تركستان زیر نظر فرمانداری نظامی اورنبورگ قرار گرفت (ریوكین، ٢٢). روابط بازرگانی بخارا و خیوه با روسیه از طریق كاروان و با طی مسافتی حدود ١٣٨٠ كمـ تا شهر اورنبورگ صورت میگرفت. این مسافت را كاروانیان ٤٠ تا ٥٥ روزه طی میكردند (باخروشین، II/ ١٤٩).
اورنبورگ با گسترش نفوذ دولت روسیه در آسیای مركزی، هرچند اهمیت پیشین را به عنوان یك مركز نظامی عمده از دست داد، ولی موقعیت اقتصادی و منابع كانی متعدد آن قابل توجه است. در اورنبورگ كارخانههای چندی وجود دارند، از جمله: كارخانۀ مختلط تولید فلز، كارخانههای ماشینسازی، پالایشگاه ماوراء اورال در اورسك، تأسیسات الكترو موتور اورال و جز آن. طـول راه آهن استـان اورنبـورگ بیش از ٦٠٠‘١ كمـ است (BSE٣, XVIII/ ٥٠٤).
مآخذ
ریوكین، مایكل، حكومت مسكو و مسألۀ مسلمانان آسیای مركزی شوروی، ترجمۀ محمود رمضانزاده، تهران، ١٣٦٦ ش؛
نیز:
Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Unoin, London ١٩٨٦;
Bakhrushin, S. V., Istoriya narodov Uzbekistana, Tashkent, ١٩٤٧;
BSE٣;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar’, Moscow, ١٩٨٧.
عنایتالله رضا