دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨٢ - ارسوف
ارسوف
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرْسوف، یا اُرسوف، ارصوف (برای شكلهای مختلف، نك : دیب، ٦١)، شهری كهن در ساحل دریای مدیترانه، در نزدیكی روستای الحرم كنونی و در ١٥ كیلومتری شمال یافا. این شهر توسط كنعانیان ساخته شد و ظاهراً آنان با الهام از نام یكی از خدایان سامی «رسف» آن را ارسوف نامیدند. ارسوف در روزگار سلوكیان به آپولونیا (منسوب به آپولو ربالنوع یونانی) شهرت داشته (EI٢)، و به گفتهای به دست سلوكوس چهارم (سل ١٨٦-١٧٤قم) بنا شده است (جودائیكا، III/ ١٨٧). موقعیت استراتژیك ارسوف از دیر باز سبب گردیده است كه این شهر همچون دیگر شهرهای ساحلی پیوسته مورد تاخت و تاز اقوامی قرار گیرد كه قصد ورود به داخل خاك فلسطین را داشتهاند؛ ازهمینرو ارسوف شاهد جنگهای متعدد و حاكمیت اقوام مختلف بوده است. از اواخر سدۀ ١٣قم ساكنان جزایر دریای اژه به فلسطین حمله بردند و توانستند بر ارسوف تسلط یابند. در كتیبههای آشوری به اسم ارسوف و جنگهای ملكتیگلت اشاره شده است (موسوعه...، ١/ ١٦٨).
ارسوف در زمان حكمرانی یونان بر فلسطین توسعه یافت و با الهام از نام آپولو خدای یونان، یكی از تندیسهای بزرگ آن را در شهر قرار دادند (زیاده، ١٥٥).
در زمان تسلط ایرانیها بر فلسطین در حدود ٣٥٠قم، ارسوف جزو اراضی صور بود (همو، ١٤٨)، ولی در روزگار امپراتوری روم شرقی (بیزانس) موقعیت ویژهای نداشت. در سدۀ ١ق/ ٧م مسلمانان، ارسوف را نیز همچون دیگر شهرهای فلسطین آزاد كردند و در آن مستقر شدند و از آن پس این شهر موردتوجه بسیار قرار گرفت و در زمرۀ اردوگاههای مهم نظامی مسلمانان درآمد (موسوعه، ١/ ١٦٨-١٦٩).
جغرافینگاران مسلمان ارسوف را در اقلیم سوم و با طول°٥٦ و ´٥٠ و عرض °٣٢ و سهچهارم ذكر كرده، و آن را همچون قیساریه، یافا، عسقلان و غزهدارای استحكامات و عمارات فراوان و درختان زیتون و انگور دانستهاند (نك : ابنرسته، ٩٧؛ مقدسی، ١٧٤؛ ادریسی، ١/ ٣٤٧-٣٦٤؛ قدامه، ٧٤؛ یاقوت، ١/ ٢٠٧). با روی كارآمدن عباسیان، یكی از قتلعامهای فجیع امویان در كنارۀ رود العوجا در نزدیكی این شهر روی داد (نك : ه د، ابوفطرس). ارسوف در دورۀ عباسیان از جملۀ مراكز تجاری منطقه محسوب میشد (نك : اطلس...، ١٤٤). رومیان به منظور پیشگیری از خطر حمله در آنجا قلعهای مستحكم بنا كردند و اطراف شهر را حصار كشیدند. در ارسوف همچون دیگر شهرهای ساحلی مجاور، منارهای بود كه به هنگام حملۀ دشمن، بر بالای آن میرفتند و با نواختن طبل و یا افروختن آتش و بهپاكردن دود، مردم را از حملۀ دشمن آگاه میساختند، و نیز ارسوف یكی از پایگاههایی بود كه در آن اسیران مسلمان خریداری و آزاد میشدند (نك : مقدسی، ١٧٧).
هنگام شروع جنگهای صلیبی در شرق جهان اسلام، ارسوف در دست خلفای فاطمی بود. صلیبیان پس از پیروزیهایی كه با فرماندهی بودوئن اول به دست آوردند، به سمت سواحل فلسطین پیش رفتند و ابتدا رمله و سپس قدس را در ٤٩٢ق تصرف كردند، اما نتوانستند بر ارسوف دست یابند. پس از سقوط قدس، صلیبیان مملكت قدس لاتینی را كه شامل ناحیهای از یافا تا رمله و بیتالمقدس بود، تشكیل دادند؛ اما مسلمانان از طریق شهرهای ساحلی چون ارسوف كه در پناه حصارها و قلعهها ایمن مانده بود، دائماً به آنها حمله میكردند. ازاینرو حفظ امنیت منطقه برای صلیبیان بسیار مشكل شده بود.
پس از بودوئن، برادرش گودفروا به فرماندهی سربازان صلیبی گمارده شد. وی پس از قتلعام مردم عسقلان، درصدد تصرف ارسوف برآمد و شهر را به محاصره گرفت (نك : رشاد، ١/ ١٤٢، ١٤٣؛ مقبل، ٨٣؛ رانسیمان، ١/ ٣٨٩، ٣٩٠). مردم شهر به قصد مصالحه با گودفروا، افرادی را به عنوان گروگان نزد وی فرستادند و درمقابل شوالیه ژرار داون را به عنوان گروگان در شهر نگاه داشتند، اما این كار سودی نبخشید و صلیبیان به ارسوف حمله كردند و چون مقاومت اهالی شهر بهطول انجامید، گودفروا دست از محاصره برداشت و سرزمینها و شهرهای اطراف ارسوف را مورد تاخت و تاز قرار داد و با كمك ناوگان جنوا راه رسیدن آزوقه به این شهرها را قطع كرد. اهالی ارسوف ناگزیر از مصر یاری طلبیدند و ٣٠٠ تن از سربازان مصری در اوایل جمادیالاول ٤٩٣/ نیمۀ مارس ١١٠٠ از راه دریا خود را به ارسوف رساندند. مردم ارسوف با پشتیبانی آنان به صلیبیان حمله كردند، اما در دام دشمن افتادند وعدۀ بسیاری از آنان بهقتل رسیدند. پس از این واقعه ارسوف تسلیم شد و به پرداخت خراجی معادل ٥ هزار دینار در ماه تن داد (دباغ، ٧(٢)/ ١٩٨؛ مقبل، ٨٢؛ رانسیمان، ١/ ٤٠٣- ٤٠٥؛ موسوعه، همانجا). گرچه حكمرانان ارسوف تسلیم صلیبیان شده بودند، با این وصف ارتباط ارسوف با مصر بهطور كامل قطع نشد و از راه دریا دائماً با مصر در ارتباط بود. بودوئن جهت پایان دادن به حملات مسلمانان، تصمیم گرفت ارسوف را بهطور كامل تصرف كند. وی در ٤٩٥ق با پشتیبانی ناوگان جنواییها، به ارسوف حمله كرد. اهالی ارسوف كه مقاومت را بیفایده دیدند، به ناچار شهر را ترك كردند و به عسقلان رفتند و صلیبیان و جنواییها به غارت شهر پرداختند. از آن پس شهر بهصورت یك پایگاه نظامی درآمد و ازوتوس نام گرفت (نك : موسوعه، نیز مقبل، همانجاها؛ رانسیمان، ٢/ ٨٢ -٨٣؛ EI٢)
طی مدت اشغال ارسوف، مصریان چندینبار به قصد پس گرفتن شهر دست به حمله زدند، اما نتیجهای نگرفتند (نك : رانسیمان، ٢/ ١٠٤)، تا اینكه در ٥٨٣ ق صلاحالدین ایوبی این شهر را به همراه سایر شهرها و قلعههای فلسطین آزاد ساخت. در حملۀ سوم صلیبیها (٥٨٥ - ٥٨٨ق/ ١١٨٩-١١٩٢م) و پس از سقوط عكا، صلاحالدین حصار شهرهای طبریه، یافا، ارسوف و چند شهر دیگر را ویران، و ساكنان آن را به بیروت منتقل كرد. از سوی دیگر صلیبیان به قصد تصرف عسقلان به ارسوف حمله كردند (نك : ابنخلكان، ٧/ ١٩٧؛ مقریزی، ١(١)/ ١٠٤). صلاحالدین به محض آگاهی از حركت آنان در شعبان ٥٨٧ خود را قبل از صلیبیان به منطقه رساند و دشت وسیعی را كه در مقابل جنگلهای انبوه منطقه در نزدیكی ارسوف قرار داشت، بهعنوان میدان نبرد برگزید و همانجا كمین كرد. صلیبیان به فرماندهی ریچارد شیردل زمانی از موضوع آگاه شدند كه در محاصرۀ مسلمانان قرار گرفته بودند و هنگامی كه به منطقه رسیدند، مسلمانان با حملۀ سختی آنان را به سمت دریا راندند. صلیبیان ارسوف را اشغال كردند و صلاحالدین در كنار رود العوجا خیمه زد. فردای آن روز صلیبیان به مسلمانان حمله كردند. در این حمله شماری از مسلمانان كشته شدند. گروهی نیز به سمت قلب سپاه كه مقر صلاح الدین بود، گریختند. صلاحالدین با رشادت و كوشش بسیار توانست آنان را دوباره سازماندهی كند. دو سپاه به شدت با یكدیگر به نبرد پرداختند، سرانجام مسلمانان به جنگلی كه در آن نزدیكی بود، پناه بردند و صلیبیان به گمان اینكه آنان قصد حملۀ تازهای دارند، مراجعت كردند. ملك عادل برادر صلاحالدین آنان را دنبال كرد و كنت بزرگ آنان، سر ژاك، را به قتل رساند. در ١٩ شعبان همین سال صلیبیان به یافا، و مسلمانان به رمله رفتند (ابناثیر، ١٢/ ٧٠؛ عمادالدین، ٥٤٣-٥٤٥، ٥٤٧ - ٥٤٨؛ ابوشامه، ١/ ١٩١؛ ابنفرات، ٤(٢)/ ٣٣-٣٤؛ رانسیمان، ٣/ ٧٠-٧٣).
یك سال بعد معاهدۀ صلحی میان صلاحالدین و صلیبیان به امضا رسید كه بر طبق آن یافا، قیساریه و ارسوف (منطقۀ ساحلی) به فرنگیها واگذار شد و سایر مناطق در دست مسلمانان قرار گرفت (برجاوی، ٤٣٧؛ عاشور، ٥٩). صلیبیان از ارسوف پایگاهی مستحكم ساختند و به بازسازی آن همت گماشتند و بندر شهر را توسعه دادند. در ٦٤٠ق یوحنای ارسوفی از خاندان ایبلن حكومت شهر را در دست گرفت و دوباره دور شهر حصار كشید (نك : بستانی).
ارسوف همچنان در دست این خاندان بود تا اینكه ظاهر بیبرس به قصد آزادسازی سرزمینهای اسلامی حملاتی را تدارك دید. وی نخست قیساریه و حیفا را تصرف كرد و سپس در رجب ٦٦٣ ارسوف را محاصره كرد و پس از حملههای پی در پی توانست شهر را تصرف كند (یونینی، ٢/ ٣١٨-٣٢٠؛ ابن شاكر، ١٦٠). بیبرس برای جلوگیری از تسلط مجدد فرنگیها بر شهر ساحلی ارسوف و ایجاد یك پایگاه نظامی استراتژیك، شهر را ویران ساخت (نك : نویری، ٣٠/ ٢٦٨-٢٧٢) و زمینهای آن را به امیران سپاه بخشید (مقریزی، ١(٢)/ ٥٣٠ به بعد؛ حماده، ٥٠، ٢٩٦ به بعد؛ دباغ، ٣/ ٣٦٢، ٧/ ٦٤١). از آن پس در منابع از ارسوف به عنوان شهری ویران یاد شده است، چنانكه ابوالفدا (ص ٢٣٩) در سدۀ ٨ق آن را ویرانهای خالی از سكنه وصف كرده است. البته وجود جنگلها و دشتهای حاصلخیز و چراگاههای فراوان سبب گردید، تا به مرور زمان مردم بار دیگر در حوالی آن سكنی گزینند (موسوعه، ١/ ١٧٠)، اما خود شهر پس از ویران شدن، دیگر روی آبادانی ندید. امروزه بر خرابههای ارسوف شهرك یهودینشین رشف بنا شده است (دیب، ٦١).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، بهكوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابن شاكر، محمد، عیون التواریخ، حوادث ٦٥٠ - ٦٩٩ق، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ابنفرات، محمد، تاریخ، بصره، ١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛
ابوشامه، عبدالرحمان، كتاب الروضتین، قاهره، ١٢٨٧ق؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، بهكوشش دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
اطلس تاریخ الاسلام، به كوشش حسین مونس، قاهره، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
برجاوی، سعید احمد، الحروب الصلیبیة فی المشرق، بیروت، دارالآفاق الجدیده؛
بستانی؛
حماده، محمدطاهر، الوثائق السیاسیة و الاداریة للعصر المملوكی، بیروت، ١٩٨٣م؛
دباغ، مصطفی مراد، بلادنا فلسطین، الخلیل، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛
دیب، فرجالله صالح، معجم معانی و اصول و اسماء المدن و القری الفلسطینیة، بیروت، ١٩٩١م؛
رانسیمان، استیون، تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمۀ منوچهر كاشف، تهران، ١٣٦٠ش؛
رشاد، محمد، جنگهای صلیبی، تهران، ١٣٥١ش؛
زیاده، نقولا، «فلسطین: من الاسكندر الی الفتح العربی الاسلامی»، موسوعة خاص، ج ٢؛
عاشور، سعید عبدالفتاح، مصر والشام فی عصر الایوبیین، بیروت، ١٩٧٢م؛
عمادالدین كاتب، محمد، الفتح القسی، بهكوشش محمد محمود صبح، قاهره، الدار القومیة للطباعة و النشر؛
قدامة ابن جعفر، الخراج، بهكوشش محمد مخزوم، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
مقبل، فهمیتوفیق، الفاطمیون و الصلیبیون، بیروت، الدارالجامعیه؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، بهكوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
مقریزی، احمد، السلوك، بهكوشش محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٩٥٦م؛
موسوعة عام؛
نویری، احمد، نهایة الارب، بهكوشش محمد عبدالهادی شعیره، قاهره، ١٤١٠ق/ ١٩٩٠م؛
یاقوت، بلدان؛
یونینی، موسی، ذیل مرآةالزمان، حیدرآباد دكن، ١٣٧٥ق/ ١٩٥٥م؛
نیز:
EI٢;
Judaica.
مریم صادقی