دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٩ - ارتوین
ارتوین
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرْتْوین، استانی در شمال شرقی تركیه و جنوب شرقی دریای سیاه كه مركز آن نیز شهر ارتوین است. استان ارتوین در ٤٠ و ٣٥ تا ٤١ و ٣٢ عرض شمالی و ٤١ و ٧ تا ٤٢ و ٢٦ طول شرقی واقع شده است (YA, II/ ٨٨٥).
در روزگاران كهن، این منطقه كُلخیدا و به زبان یونانی كُلخیس نامیده میشده كه با نام قوم كلخ یا كولخ مرتبط بوده است («دائرۀالمعارف...»، III/ ٤٢٠؛ آروتونیان، I/ ١١٨). از شهری كهن با نام كالخ نیز در منطقۀ اورارتو یاد شده است (پیوتروفسكی، ٤٠). هرودت از این منطقه با نام كلخیس یاد كرده، و آن را حدود رود فازیس دانسته است (ص ١٩، ٦١). دیاكونوف با اتكا به نوشتۀ هرودت آن سرزمین را متعلق به اقوام ایبری ـ گرجی خوانده، و بر آن است كه مرز سرزمین ماد تا ناحیۀ كلخیدا و دشت فازیس (فاسیس) ادامه داشته است (ص ٣٣٩).
بخش كوهستانی استان ارتوین پربرف و سردسیر، ولی در منطقۀ ساحلی دریای سیاه، هوای آن معتدل است و در آن نواحی مركبات میروید (میدان لاروس، I/ ٧٠٢). استان ارتوین در جنوب، بخشی از صحرای چوروخ را شامل میشود و تا ارز روم ادامه مییابد. رود بِرتا در نزدیكی شهر ارتوین به نهر چوروخ میپیوندد و از اردهان تا جادۀ قارصارز روم كشیده میشود («دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٠-٤٢١). مساحت استان ٤٣٦‘٧كمـ٢ و جمعیت آن حدود ٩٩٧‘٢٢٨ نفر است YA)، همانجا). افزون بر مركز استان، ارتوین دارای ٧ شهرستان به نامهای اردانوچ، ارهاوی، بورچكا، گوكتاش (مرغول)، هوپا، شاوْشات و یوسف ایلی است («دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٢؛ میدان لاروس، I/ ٧٠٣). استان ارتوین دارای ٢١ بخش و ٣٠٣ روستاست. تراكم جمعیت استان حدود ٣٠ نفر در كمـ٢ تخمین زده شده است («دائرةالمعارف»، همانجا). مراكز بخش در استان ارتوین اینهاست: موراتلی (مرادلی)، چَمیلی، میدانچیك، ولیكوی، اورتاكوی، گوك تاش، زیتون لیك، توتون لو، اوگدم، ساری گول، دمیركند، كمال پاشا و قلیج قایا (میدان لاروس، همانجا).
شهر ارتوین از طریق جادهای با بورچكا و از آنجا با شهر هوپا در ساحل دریای سیاه ارتباط پیدا میكند («دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٠). شهر ساختاری پلهپله دارد كه نواحی میانی آن در ارتفاع ٣٠٠-٤٠٠ متری قرار گرفته است. این منطقه را «اورتامحله» (كوی میانی) مینامند. پایینترین بخش شهر محلۀ «چای آغزی» (دهانۀ رود) است. كوی «چارشی» شهر در ارتفاع ٥٥٠ متری است كه بازار و مراكز دولتی و كار در این كوی واقع شدهاند. مرتفعترین كوی شهر به نام «چاملیك» (سروستان) در ارتفاع ٨٠٠ -٩٠٠ متری است (همان، III/ ٤٢١). در دامنۀ كوهستان به نسبت افزایش ارتفاع، زیتون، انجیر، انار، سیب و گلابی به دست میآید. از نكات جالب آنكه هنگام باز شدن شكوفهها در باغهای كویهای پایین شهر، كویهای فوقانی هنوز پوشیده از برف است (همان، III/ ٤٢١-٤٢). جمعیت این شهر تا پیش از ١٩٧٠م از ١٠ هزار نفر تجاوز نمیكرده است؛ در این سال به ١٠٩‘١٣، در ١٩٨٥م به ٧٢٠‘١٨نفر رسیده است (همان، III/ ٤٢٢).
ارتوین منطقهای است باستانی و از حفاریهای اطراف شهر، آثاری به دست آمده كه قدمت آنها به هزارۀ دوم قم میرسد (همان، III/ ٤٢٠). در پایان هزارۀ دوم و آغاز هزارۀ نخست قم در نواحی جنوب غرب گرجستان، در منطقۀ محل اقامت كلخها، اتحادی از اقوام و قبایل، پدید آمد (VII/ ٣٦٤, BSE٣). از آثار مكشوفه چنین بر میآید كه كلخیدا در سدۀ ٩قم زیر سلطۀ اورارتو و آشور قرار داشته است. در كتیبۀ آشور نصیرپال سوم كه در موزۀ ارمیتاژ سن پترزبورگ محفوظ مانده، از ویرانی كلخ و بنای مجدد آن و كوچاندن اسیران بدین سرزمین سخن رفته است (پیوتروفسكی، ٤٠-٤١). در سدۀ ٨قم این منطقه مورد هجوم كیمریان و سكاها از شمال قرار گرفت كه در سقوط دولتهای اورارتو و آشور مؤثر افتاد. از سدۀ ٦قم در غرب گرجستان دولت كلخیدا پدید آمد كه قبایل كلخ در آن از موقعیتی ممتاز برخوردار بودند. ضرب سكه در همین زمان در كلخیدا معمول گردید و شهرها و مراكز مسكونی در دشتهای اطراف رودهای ریونی و فازیس و سواحل دریای سیاه پدیدار شد. در اواخر سدۀ ٦ و اوایل سدۀ ٥قم دولت كلخیدا تابع دولت هخامنشی ایران شد. در اواخر سدۀ ٥ و اوایل سدۀ ٤قم نفوذ دولت كلخیدا در میان اقوام همجوار كاستی پذیرفت و به دشتهای اطراف رودهای ریونی و فازیس محدود شد. اواخر سدۀ ٤قم فرنواز بر سرزمین كلخیدا فرمانروایی داشت (BSE٣, VII/ ٣٦٤, XII/ ٤٧٢) اواخر سدۀ ٢قم كلخیدا به تابعیت دولت پونتوس درآمد كه میتریدات (مهرداد) ششم اوپاتور (١٣٢-٦٣قم) بر آن فرمان میراند (همان، XII/ ٤٧٢, XVI/ ٣٣٨؛ پاسدرماجیان، ٥٠). میتریدات ٣ بار با رومیان به نبرد پرداخت. این پیكارها به شكست میتریدات منجر شد و سرانجام پمپئوس (پمپه) سردار رومی بر او پیروز شد و نیروهای خود را تا كلخیدا پیش راند (گریمبرگ، ٣/ ٦٠؛ پلوتارك، V/ ١٩١, ٢٠٣, ٢٠٧؛ پیرنیا، ٣/ ٢١٣٧-٢١٤٩؛ BSE٣, XVI/ ٣٣٨). در سدههای ١ و ٢ م در سرزمین كلخیدا، شمال مصب رود چوروخ، دولت لازیكا پدید آمد كه شمال كلخیدا را تابع خود كرد (همان، XII/ ٤٧٩).
پروكوپیوس مورخ سدۀ ٦م، هنگام بحث دربارۀ كلخیدا میگوید كه در زمان او این سرزمین «لازیكا» نام داشته كه به گفتۀ «سوخرا»، سردار ایرانی عصر قباد ساسانی، «از دیرباز در تصرف ایران بوده است و رومیها به زور آن را غصب كرده بودند» (ص ٥٥). چنین به نظر میرسد كه فرمانروایان محلی تابع دولتهای ایران و روم گاه بر این منطقه حكم میراندند. رومیان در این منطقه كه بعدها ارتوین نامیده شد، از نفوذی چندان برخوردار نبودند («دائرةالمعارف»، همانجا). در اوایل سدۀ ٥م امپراتوری روم شرقی منطقۀ ارتوین را در اختیار گرفت و این منطقه به صورت بخشی از خلدیه در آمد (همانجا). قدامۀ بن جعفر (ص ١٨٧، ١٩٢) از این منطقه با نام «خالدیه» یاد كرده، ولی ابنخردادبه (ص ١٠٨) آن را بهصورت «خلدیه» آورده است. پروكوپیوس مینویسد، تسخیر لازیكا، ایرانیان را از هجوم طوایف هون كه در مجاورت لازیكا میزیستند، مصون میداشت (ص ٢٠٩). مشخصاتی كه پروكوپیوس از لازیكا به دست میدهد با مشخصات منطقۀ ارتوین نزدیك مینماید.
در سدۀ ٤م، مسیحیت در منطقۀ ارتوین رواج یافت و كلیساهایی در آن سرزمین ساخته شد (YA, II/ ٩٠١). در زمان یزدگرد اول، منطقۀ ارتوین در اختیار دولت ایبری (گرجستان) بود (همانجا). در ٢٤م/ ٦٤٥ق حبیب بن مسلمۀ فهری و سلمان بن ربیعۀ باهلی از سوی عثمان مأمور فتح روم (بیزانس) و قفقاز شدند (بلاذری، ١٩٧-٢٠٣؛ طبری، ٤/ ٢٤٤-٢٤٧). ابن اثیر این واقعه را در ٢٥ق ذكر كرده است (٣/ ٨٣ -٨٦). ارتوین در همین سال فتح شد («دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٠). در ٣٢ق/ ٦٥٣م كنستانتین دوم، بار دیگر این نواحی را تصرف كرد. در سالهای ٧٥-٨٠ق/ ٦٩٥ -٧٠٠م عبدالله فرزند عبدالملك بن مروان خلیفۀ اموی قارص و اردهان را از لشكریان بیزانس بازپس گرفت، ولی به منطقۀ چوروخ كه ارتوین نیز بخشی از آن بود، دست نیافت، YA)، همانجا). از آن پس بارها منطقۀ ارتوین از سوی مسلمانان و لشكریان بیزانس دست به دست شد. در جریان این پیكارهای طولانی در ٣٢٧ق/ ٩٣٩م، دژ لیوانه كه اكنون نماد شهر ارتوین است، ساخته شد. هدف از بنای این دژ، دیدبانی و كسب اطلاع از پیشرویهای سپاه مسلمانان بود («دائرةالمعارف»، همانجا). از ٤٦٠ق/ ١٠٦٨م حاكمیت سلجوقیان بر ارتوین آغاز شد، ولی گاه منطقۀ مزبور در تصرف گرجیان قرار میگرفت (همانجا). بعدها علاءالدین كیقباد (حك ٦١٦-٦٣٤ق/ ١٢١٩-١٢٣٧م) شاوشات و یوسف ایلی را كه از نواحی ارتوین به شمار میرفتند، به قلمرو دولت سلجوقی ضمیمه كرد (YA, II/ ٩٠٣).
ارتوین در سدۀ ٧ق/ ١٣م زیر سلطۀ مغولان و ایلخانان درآمد. در سدۀ ٩ق/ ١٥م آق قویونلوها بر این منطقه فرمان راندند و اوزون حسن سراسر آنجا را مسخر كرد. تنها اتابكانی كه ادارۀ امور محلی را در اختیار داشتند، همچنان باقی ماندند. بعدها كه منطقه بار دیگر به تصرف گرجیان درآمد، بیگهای ارتوین در ٩٠٢ق/ ١٤٩٧م از سلطان سلیم مشهور به یاووز سلیم كه آن زمان فرمانروای طرابوزان بود، یاری طلبیدند و با كمك عثمانیها، گرجیان را از آن منطقه بیرون راندند. آن زمان ارتوین و مناطق اطراف آن تحت حمایت دولت عثمانی صورتی نیمه مستقل داشت (همان، II/ ٩٠٤؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). در زمان فرمانروایی سلطان سلیمان قانونی، محمدخان فرزند شاهرخ بیگ مشهور به ذوالقدری كه در خدمت دولت صفوی بود، از آنان روی برتافت و به خدمت دولت عثمانی درآمد و چندی بعد به مقام بیگلربیگی ارزروم دست یافت (اوزونچارشیلی، ٢/ ٤٠٣). وی در ٩٤٤ق/ ١٥٣٧م، در عملیات جنگی به سود دولت عثمانی، منطقۀ وسیعی را به تصرف درآورد كه ارتوین بخشی از آن بود. او ولایت لیوانه را بنا نهاد و آن منطقه را به بیگلربیگی ارزروم متصل كرد. ولی این امر دیری نپایید و منطقه از تصرف دولت عثمانی خارج شد («دائرةالمعارف»، همانجا). این حالت نیز چندان دوام نیافت. گرجیان كه میان دو دولت ایران و عثمانی قرار گرفته بودند، گاه به این و گاه به آن گرایش نشان میدادند. به دنبال فعالیتهای شاه طهماسب صفوی، سلطان سلیمان قانونی كه زمستان را در حلب به سر میبرد، به دیار بكر آمد و احمد پاشا وزیر ثانی را مأمور پیكار با گرجیان كرد. در نتیجه، منطقۀ ارتوین تابع دولت عثمانی شد و در ٩٨٦ق/ ١٥٧٨م با شروع مجدد جنگهای ایران و عثمانی، بار دیگر زیر سلطۀ دولت عثمانی قرار گرفت (همانجا؛ اوزون چارشیلی، ٢/ ٤١٢-٤١٣؛ YA، همانجا). در ٩٨٧ق/ ١٥٧٩م، پس از تأسیس استان چیلدیر شهر ارتوین كه متصل به چیلدیر بود، مركز ولایت لیوانه شد («دائرةالمعارف»، همانجا).
ارتوین در سدۀ ١٣ق/ ١٩م از سوی نیروهای روسیه تصرف شد. در پی آن در ١٢٤٥ق/ ١٨٢٩م پیمانی در ادرنه به امضا رسید كه طبق آن سازمان منطقه بر هم ریخت و ارتوین به صورت بخشی از ایالات طرابوزان و شهرستان باتوم درآمد. این حالت تا پس از جنگ روس و عثمانی در ١٨٧٧- ١٨٧٨ ادامه یافت (همانجا؛ YA, II/ ٩٠٦؛ شاو، ٢/ ٧٠-٧٢، ٣١٤- ٣١٨). در ٣ مارس ١٨٧٨ در سن استفانو (یشیل كوی كنونی) واقع در نزدیكی استانبول، پیمانی میان دو دولت روسیه و عثمانی به امضا رسید كه طبق آن باتوم، قارص، اردهان، دوغو بایزید و الشكرت كه ارتوین بخشی از آن بود، از تصرف دولت عثمانی خارج شد (همو،٢/ ٣٢٤- ٣٢٦؛ «دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٠؛ BSE٣, XXII/ ٥٧١) در ١٣ ژوئیۀ همان سال پیمانی با شركت چند دولت اروپایی در برلین به امضا رسید كه طبق آن ارتوین، قارص و اردهان كه به استانهای سه گانه شهرت داشتند، به روسیه واگذار شد YA)، همانجا؛ «دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٠-٤٢١؛ BSE٣, XXII/ ٢٤٦-٢٤٧؛ ساهاكیان، ١٠٣). در ٨ فوریۀ ١٨٧٩ طبق معاهدهای كه در استانبول به امضا رسید، به مردم منطقه مهلت داده شد كه اموال خود را طی ٣ سال بفروشند و مناطق مسكونی خود را به گونهای دلخواه ترك كنند. درنتیجه ارتوین تحت ادارۀ روسیه و به صورت بخشی از قارص درآمد و مردم آن به مناطق كمجمعیت قفقاز كوچ كردند («دائرةالمعارف»، نیز YA، همانجاها؛ شاو، ٢/ ٣٢٦). گرچه در ٢ نوامبر ١٩١٤ ارتوین ٤ ماه در تصرف نیروهای عثمانی بود، ولی به طور كلی حاكمیت روسیه بر این سرزمین تا پس از انقلاب ١٩١٧م همچنان ادامه داشت.
پس از سقوط دولت تزاری در ١٨ نوامبر ١٩١٧ پیمان متاركهای در ارزنجان به امضا رسید كه طبق آن ارتوین از سوی سپاهیان روسیه تخلیه شد. در ٣ مارس ١٩١٨ طبق پیمان صلح برست لیتوفسك، مرز میان شوروی و تركیه تغییر كرد و به مرز پیش از جنگ روس و عثمانی در سالهای ١٨٧٧- ١٨٧٨م بازگشت. اردهان، قارص و باتوم به دولت عثمانی واگذار شد («دائرةالمعارف»، همانجا؛ BSE٣, IV/ ٢٦؛ شاو، ٢/ ٥٤٨؛ پاسدرماجیان، ٤٩٢). اینبار نیز ارتوین مدتی دراز در اختیار تركان قرار نگرفت و طبق پیمان متاركۀ مودروس (مندروس) در ٣٠ اكتبر ١٩١٨ نیروهای عثمانی به مرزهای پیش از ١٩١٤م عقب رانده شدند (همو،٤٩٤؛«دائرةالمعارف»،همانجا؛شاو،٢/ ٥٥٢ -٥٥٣).
در ١٧ نوامبر ١٩١٨ ارتوین به اشغال نیروهای انگلیس درآمد كه این وضع تا آوریل ١٩٢٠ ادامه داشت. در پی خروج نیروهای انگلیس، منطقه در اختیار دولت گرجستان قرار گرفت (YA, II/ ٩٠٧؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). پس از تصرف قارص در ٣٠ اكتبر ١٩٢٠ از طرف نیروهای عثمانی، موضوع ارتوین از راههای دیپلماسی حل شد. دولت تركیه در ٢٢ فوریۀ ١٩٢١ اولتیماتومی دربارۀ ارتوین به گرجستان داد و نیروهای گرجی از ارتوین و اردهان خارج شدند. ٤ روز بعد ارتوین مجدداً بهصورت بخشی از تركیه درآمد. این اقدام طبق معاهدۀ ١٦ مارس ١٩٢١ در مسكو صورت قانونی به خود گرفت (همانجا؛ شاو، ٢/ ٥٩٨ - ٥٩٩). ارتوین ابتدا برای مدت ٤ ماه و نیم بخشی از اردهان شد، ولی در ٧ ژوئیۀ ١٩٢١ شهرستان ارتوین تأسیس، و شهر ارتوین مركز این شهرستان شد («دائرةالمعارف»، همانجا). در ١٩٢٤م با تغییراتی كه در قوانین اداری كشور تركیه پدید آمد، ارتوین به استان تبدیل شد. شهر ارتوین نیز با همین نام، مركز این استان نوبنیاد گردید. ارتوین در اول ژوئن ١٩٣٣ بار دیگر شهرستانی از استان چوروخ شد كه مركز آن ریزه بود. در ٤ ژانویۀ ١٩٣٦ منطقۀ قدیم چوروخ از صورت استان درآمد و استان دیگری با انضمام چند ناحیه، با همان نام چوروخ به مركزیت ارتوین تأسیس شد. سرانجام در ١٧ فوریۀ ١٩٥٦ استان چوروخ به استان ارتوین تبدیل، و نام آن با نام مركز استان (شهر ارتوین) یكسان شد (همانجا).
ارتوین فاقد مراكز مهم صنعتی است و تنها مؤسسۀ صنعتی آن كارخانۀ تهیۀ الیاف بوده است. در سالهای اخیر یكی از پاركهای شهر ارتوین به صورت منطقهای صنعتی درآمد. با این وصف، صنایع شهری پیشرفت چندانی نداشته، و به همین سبب كوچ از روستا به شهر نسبت به دیگر شهرهای تركیه اندك بوده است. ٤٠٪ مردم در بخش خدمات اداری و ٨٪ در بخش بازرگانی به كار مشغولند («دائرةالمعارف»، III/ ٤٢٢).
طبق آمار وزارت امور دینی تركیه در ١٩٩٠م، شمار مساجد استان ارتوین ٥٩٥ باب بوده كه از آن میان ٦٠ مسجد در مركز استان و مراكز شهرستانهاست. شهر ارتوین دارای ١٢ مسجد است. آثار تاریخی شهر شامل مسجد چارشی یا مسجد مركز در محلۀ چارشی است كه تاریخ بنای آن ١٢٧٨ق است. این مسجد در ١٩٥٣م بازسازی شد. اثر تاریخی دیگر شهر، «اورتا جامع» در كوی میانی است كه در جنگ جهانی اول ویران شد. مسجد دیری كه تاریخ بنای آن ١٢٠٧ق بوده، در محلۀ چای آغزی واقع است. مسجدی هم در لیوانه به نام «چای آغزی جامعی» وجود دارد. همچنین مسجدی قدیمی در «دره محله» وجود داشت كه به جای آن مسجد دیگری در ١٩٢١م با نام مسجد بالچی اوغلو ساخته شد. از بناهای دیگر شهر حمامِ چارشی است (همانجا).
یكی از مناطق سیاحتی شهر به نام كافكازور در ارتفاع ١٠٠‘١ متری است. این ناحیه در گذشته صورت ییلاق داشته، ولی اكنون با ایجاد تأسیسات توریستی به صورت منطقۀ مسكونی درآمده است. تفاوت بسیار در ارتفاع كویهای شهر، به آن از دیدگاه جهانگردی صورتی جاذب بخشیده است (همان، III/ ٤٢١). استان ارتوین با جمهوری گرجستان دارای مرز مشترك است.
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
اوزون چارشیلی، اسماعیل حقی، تاریخ عثمانی، ترجمۀ وهاب ولی، تهران، ١٣٧٠ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، لیدن، ١٨٦٥م؛
پاسدرماجیان، هراند، تاریخ ارمنستان، ترجمۀ محمد قاضی، تهران، ١٣٦٦ش؛
پروكوپیوس، جنگهای ایران و روم، ترجمۀ محمد سعیدی، تهران، ١٣٤٧ش؛
پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، ١٣١٣ش؛
پیوتروفسكی، ب. ب.، اورارتو، ترجمۀ عنایت الله رضا، تهران، ١٣٤٨ش؛
شاو، استانفوردجی و ازل كورال شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضان زاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
طبری، تاریخ؛
قدامة بن جعفر، الخراج و صناعة الكتابة، به كوشش محمد حسین زبیدی، بغداد، ١٩٧٩م؛
گریمبرگ، كارل، تاریخ بزرگ جهان، ترجمۀ ضیاءالدین دهشیری، تهران، ١٣٦٩ش؛
هرودت، تواریخ، ترجمه و حواشی از وحید مازندرانی، تهران، ١٣٦٨ش؛
نیز:
Arutyunyan, N. V., Toponimika Urartu, Erevan, ١٩٨٥;
BSE٣;
Dyakonov, I. M., Istoriya Midii, Moscow/ Leningrad, ١٩٥٦;
Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧;
Plutarch, Lives, tr. B. Perrin, London, ١٩٦٨;
Saakyan, R. G., «Raboty angliiskikh istorikov», Navaya istoriya Armenii v trudakh Sovremennikh zarubezhnikh avtorov, Erevan, ١٩٩٣;
Türkye diyanet vakfi İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩١;
YA.
عنایتالله رضا