دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٣٩ - ابوصخیر
ابوصخیر
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوصُخَیر، شهر و شهرستانی در استان دیوانیه، در جنوب عراق. این شهر در ١٨ كیلومتری نجف و در فاصلۀ ٥٣ كیلومتری مركز دیوانیه به طرف غرب و در حاشیۀ یكی از شاخههای فرعی رود فرات به نام بكریه (یا چحات) قرار گرفته و جمعیت آن در ١٩٤٧ م بالغ بر ٠٧٠‘٧٧ نفر بوده است (حسنی، العراق، ٩٢، ١٦١؛ بستانی، ٤ / ٣٩١).
وجه تسمیه
دربارۀ نام ابوصخیر نوشتهاند كه در هنگام حفر شهر نهر بكریه، در قعر آن صخرهای بزرگ پیدا شد كه حفاران را به زحمت افكند و از بیرون كشیدن آن عاجز ماندند و چون قریه را بر ساحل راست آن نهر بنا نمودند، كلمۀ صخره را تصغیر كرده، آن محل ار ابوصخیر نامیدند. این صخره در هنگام كم شدن آب نهر به خوبی دیده میشود (حسنی، بستانی، همانجاها).
سیمای طبیعی
رود فرات پس از عبور از سد هندیه در ٢ كیلومتری قریۀ كفل به ٢ شاخۀ بزرگ تقسیم میشود كه شاخۀ چپ آن را شط ابوكفوف و شاخۀ راست آن را شط كوفه مینامند. شط كوفه نیز پس از عبور از كوفه در اول قریۀ مشخاب به ٢ فرع تقسیم میگردد كه یكی از فرع مشخاب و دیگری را نهر بكریه یا چحات مینامند و شهر ابوصخیر بر كنارۀ سمت راست نهر بكریه قرار دارد. طول شط كوفه از ابتدا تا ابوصخیر ٤٣ كم است و در ابوصخیر به ٢ شاخه منشعب میگردد: شاخۀ مشخاب كه در جهت شرقی ادامه مییابد و شاخۀ چحات كه در جهت غربی جریان دارد (همانجا؛ سوسه، ١٢٢؛ حسنی، همان، ٦٩) و سرانجام به نهرهای چهارگانۀ بحر نجف میریزد (دلیل، ٧٨). به گفتۀ احمد سوسه، شط دیوانیه كه خود فرعی از شط حله است و در مجرای قدیم رود فرات جریان دارد، در نهایت به ٢ شاخه تقسیم میشود: یكی فرع كطعه و دیگری فرع ابوصخیر (ص ١٠٤).
ساختمانهای شهر ابوصخیر به صورت زیبایی در كنارۀ نهر بكریه بنا شدهاند و منظرهای دلپذیر به وجود آوردهاند. در دو طرف شهر باغهای نخل قرار دارند و پلی كه بر روی قایقهای آهنی بنا شده است، شهر را به ساحل چپ رودخانه مربوط میسازد. آب شهر شیرین و گوارا و هوای آن خوب و مناسب است (حسنی، همان، ١٦١، الثورة، ١٤٣).
نواحی تابعۀ آن را حیره، قادسیه و مشخاب (فیصلیۀ سابق) تشكیل میدهد و ١٠٥ قریه تابع آن است. به گفتهای شامیه هم تابع آن است و از این رو ابوصخیر را مركز شامیه گفتهاند (عزاوی، تاریخ، ٨ / ٢١٩؛ دلیل، ٩٧).
سابقۀ تاریخی
تاریخچۀ بنای شهر ابوصخیر به دهۀ هشتم سدۀ ١٣ ق بازمیگردد و نخستین ساختمانی كه در آن بنا گردید، به سید محمد بن سید حسن زوین تعلق داشت كه خاندان وی در این شهر و اطراف آن معروف هستند. در زمان سلطنت سلطان عبدالحمید عثمانی به دستور وی در این شهر مخزنی برای قرار دادن اجازۀ املاك و محصولات ساخته شد و از آن پس این شهر رو به توسعه گذاشت. سپس سرای حكومتی در آن ساخته شد كه در مجاورت آن در ١٣٠٠ ق / ١٨٨٣ م مسجدی بنا گردید كه از آن به عنوان مدرسهای برای تعلیم دانشآموزان استفاده میشد. نزدیك مسجد ساختمانهای ادارۀ برق و پست ساخته شد و در سالهای اخیر خیابانی بزرگ در آن كشیده شده است. با اینهمه به گفتۀ حسنی تا ١٣٦٧ ق / ١٩٤٧ م در ابوصخیر عمران و آبادی و بناهای قابل ذكری وجود نداشته و اهمیت آن به واسطۀ اقامت برخی قبایل معروف عراق در آن است كه عبارتند از آل فتله، غزالات، آل شبل، آل ابراهیم و شاخهای از قبیلۀ عبوده ( العراق، ١٥٣، ١٦١، الثورة، همانجا). به گفتۀ عزاوی عدهای از كردها نیز در آن سكنی داشتهاند (عشائر، ٢ / ١٨٧). برخی از ساختمانهای [مهم و دولتی] آن را با آجرهایی كه از خرابههای حیرۀ قدیم (واقع در ٢ كیلومتری آن) جمعآوری شده بود، ساختهاند (امین، ٣ / ٩٠).
بیشترین شهرت ابوصخیر مدیون مبارزات ضد استعماری و استقلال طلبانۀ عشایر ساكن آن است كه بر ضد دولتهای عثمانی و انگلیس انجام دادهاند. نخستین بار عشایر ابوصخیر و شامیه در ١٢٩٢ ق / ١٨٧٥ م با والیان و حاكمان عثمانی از جمله شبلی پاشا برای استقلال عراق به مبارزه برخاستند. آل فتله با عشایر مجاور خویش متحد شدند و جنگ شدیدی بین آنان و نیروهای عثمانی روی داد كه ١٤ ماه به درازا كشید. پس از اینكه عشایر آل فتله تنها ماندند، مدتها به جنگ خود به نیروهای عثمانی ادامه دادند و از این تاریخ فكر استقلال در ذهن عشایر فرات و ابوصخیر نقش بست. یكی از جنبشهای استقلالطلبانه در ١٣٢٨ ق / ١٩١٠ م روی داد كه عشایر ابوصخیر در آن نقش داشتند. در ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م بار دیگر عشایر آل فتله با نیروهای عثمانی وارد جنگ شدند كه ٤ ماه طول كشید، اما به گفتۀ آل فرعون برخی از قبایل ساكن ابوصخیر به آل فتله خیانت كردند و به ابوصخیر بازگشتند و با حامد سامرائی قائم مقام دولت عثمانی متحد شدند (١ / ٢٧-٣٥).
اما مهمترین جنگ عشایر ابوصخیر در هنگام اشغال عراق با دولت انگلیس صورت گرفت. نیروی انگلیس در ١٩١٤ م وارد عراق شد و در طول سالهای ١٩١٧- ١٩١٨ م به اشغال عراق و سركوب مجاهدان عراقی پرداخت و بغداد را تصرف كرد ( دلیل، ٢٤٧؛ آل فرعون، ١ / ٣٦). از این تاریخ به بعد مبارزات سرسختانۀ مردم عراق بر ضد انگلیسیها آغاز شد، تا اینكه در ٢٤ شوال ١٣٣٨ ق / ١١ ژوئیۀ ١٩٢٠ م، قبایل آل فتلۀ ساكن ابوصخیر وارد جنگ شدند و جبهۀ اول مبارزه را در ابوصخیر و شامیه همراه با مبارزان نجف و كربلا و طویریج بر ضد انگلیسیها باز كردند و شهر ابوصخیر را به محاصرۀ خود درآوردند. در این شهر یك افسر انگلیسی و حدود ٣٠٠ سرباز اقامت داشتند. انگلیسیها برای كمك به نیروهای خود در ابوصخیر یك كشتی جنگی به ابوصخیر فرستادند، ولی این تمهیدات جنگی انگلیسیها سودی نبخشید و كشتی جنگی آنان به وسیلۀ نیروهای انقلابی به آتش كشیده شد. سپس با توافقی كه بین انقلابیون و حاكم انگلیسی نجف در كوفه پیش آمد، قرار شد كه حاكم انگلیسی خواستههای انقلابیون را به فرماندار انگلیسی در بغداد اطلاع دهد و در مقابل، انقلابیون نیز افسر انگلیسی و ٣٠٠ سرباز را آزاد و تا كوفه بدرقه كنند (همو، ١ / ١٨٥، ٢٠٣، ٢١٤-٢١٦).
مبارزهای كه قبایل آل فتله و دیگر عشایر بر ضد استعمار انگلیس انجام دادند، متأثر از فتوای میرزا محمد تقی شیرازی بود كه به عراقیها دستور میداد كه باید با انگلیسیها وارد مبارزه شوند و حقوق و استقلال خود را مطالبه كنند و اگر انگلیسیها قبول نكردند، وارد جنگ شوند (كاظم، ٢٨٣، ٢٨٦-٢٨٧). گویا در همین دوره است كه شورای جنگی انقلابیون تصمیم گرفت ابوصخیر را به شهر نجف ملحق كند (آلفرعون، ١ / ٣٧٨). در این شهر یك كتابخانۀ عمومی ( دلیل، ٥٣٧)، ٣ مدرسۀ ابتدایی پسرانه و یك دخترانه، یك مدرسۀ راهنمایی پسرانه و یك دخترانه و یك دبیرستان پسرانه وجود دارد (بستانی، همانجا).
مآخذ
آل فرعون، فریق المزهر، الحقائق الناصعة، بغداد، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
امین، حسن، الموسوعة الاسلامیة، بیروت، ١٣٩٦ ق / ١٩٧٦ م؛
بستانی؛
حسنی، عبدالرزاق، الثورة العراقیة الكبری، صبدا، ١٣٨٥ ق / ١٩٧٦ م؛
همو، العراق قدیماً و حدیثاً، صیدا، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛
دلیل الجمهوریة العراقیة، به كوشش محمود فهمی درویش و دیگران، بغداد، ١٩٦٠ م؛
سوسه، احمد، تطوّر الری فی العراق، بغداد، ١٩٤٦ م؛
عزاوی، عباس، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد، ١٣٧٦ ق / ١٩٥٦ م؛
همو، عشائر العراق، بغداد، ١٣٦٦ ق / ١٩٤٧ م؛
كاظم، عباس محمد، ثورة الخامس عشر من شعبان، بغداد، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م.
علی رفیعی