دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩٦ - خمیر
خمیر
نویسنده (ها) :
محمد حسن نیا
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَمیر، شهرستان و شهری بندری در کرانۀ شمالی خلیج فارس، در استان هرمزگان.
شهرستان خمیر
این شهرستان با حدود ٠٠٠‘ ٥٣ تن جمعیت (در ١٣٩٠ ش / ٢٠١١ م)، و با وسعت ٦٦٤‘ ٣ کم ٢، براساس قانون تقسیمات کشوری سال ١٣٩٢ ش / ٢٠١٣ م، متشکل از دو بخش به نامهای مرکزی و رویدر، دو شهر به نامهای خمیر و رویدر، و ٦٤ پارچه آبادی دارای سکنه بوده است. این شهرستان تا ١٣٨٣ ش / ٢٠٠٤ م، یکی از بخشهای شهرستان بندرعباس به شمار میرفت، اما در آن سال به سبب موقعیت منطقهای شهرستان شد («نتایج ... »، بش ؛ «تقسیمات ... »، بش ؛ «بندر ... »، بش ).
شهرستان خمیر از شرق و شمال شرقی به شهرستان بندرعباس، از غرب به شهرستان بندر لنگه، از شمال غربی به شهرستان لارستان در استان فارس، و از جنوب به کرانههای خلیج فارس محدود است (نک : اطلس ... ، ١٣٦).
ناهمواریهای شهرستان بندر خمیر از دو بخش پست ساحلی در جنوب، و نیمهکوهستانی در شمال تشکیل شدهاست. کوه شب یکی از بلندترین کوههای جنوب ایران با ٦١٨‘٢ متر و کوه گیشو با ٦٨٧‘١ متر بلندی، به ترتیب در شمال غربی و شمال شهرستان جای دارند. رودخانههای رُسُلی، مرّا و مهران از مهمترین رودخانههای شهرستان بندر خمیرند. این شهرستان دارای آبوهوای گرم و خشک ساحلی، و متأثر از آبوهوای نیمهبیابانی است. مردم شهرستان خمیر به زبان فارسی با گویش بندری گفتوگو میکنند و از لحاظ دینی، مسلمان و بیشتر آنها سنی شافعیمذهباند و شیعیان آن را، بهجز مردم روستای لشتغان، برخی از مهاجران تشکیل میدهند ( فرهنگ ... ، ١٣٠ / ١١-١٢؛ شهرها ... ، ٢ / ٢٦٧).
شهر خمیر
بندر خمیر در °٥٥ و ´٣٥ طول غربی و °٢٦ و ´٥٧ عرض شمالی، در ارتفاع ١٥ متری از سطح دریا، در دشتی ساحلی جای دارد و در ١٣٩٠ ش، دارای ٦١٧‘١٤ تن جمعیت بوده است. در دشت خمیر هر اندازه که به سمت شمال پیش رویم، بهتدریج بر بلندی زمینها افزوده میشود و سرانجام، به کوه خمیر با بلندی ٤٠٠‘١ متر از سطح دریا میرسد.
سواحل بندر خمیر پوشیده از جنگلهای حرّا ست و در واقع متراکمترین جنگلهای حرا در کرانههای خلیج فارس را در سواحل بندر خمیر میتوان یافت. بندر خمیر همچنین به سبب گوگردی بودن و فسفری بودن زمینهایش، دارای چشمههای آب گرم گوگردی و فسفری است و همهساله بسیاری از افراد برای درمان بیماریهای مَفْصلی و پوستی خود از آنها استفاده میکنند (همان، ٢ / ٢٦٦).
با توجه به موقعیت بندریِ این شهر و وجود معادن گوناگون در آنجا، شغل مردم از دیرباز بیشتر صیادی و کار در معدن بودهاست. در دورۀ قاجار بیشتر مردم خمیر کارگر معدن گوگرد بودند و هفتهای دو روز مرخصی داشتند (کازرونی، ١٢١-١٢٣)؛ اما در دورههای مختلف، از شغل زراعت نیز در این شهر یاد شده (فرهنگ، ٨ / ١٤١)، و هیزمکشی نیز ازجملۀ شغلهای مردم آنجا بودهاست (لاریمر، II / ١٠١٦). مردم بندر خمیر به چارواداری نیز میپرداختهاند، اما در حال حاضر، شغل بیشتر مردم پیلهوری، ملوانی و صیادی و کار در معادن سیمان و گچ است.
کشاورزی
خمیر به رغم کمبود آب، تقریباً در کمربند نیمهسبزِ استان هرمزگان واقع شده که دارای نخلستانهای متعدد و نیز درختان حرا و گونههای گیاهان گرمسیری و شورپسند است. در گذشته، خرما، جو، گندم و ارزن از مهمترین تولیدات کشاورزی خمیر بوده است. پرورش نخل هنوز هم در این منطقه رواج دارد و تولید محصولات دیگر همچون تنباکو، پیاز، توت، ترنج و انجیر نیز به صورت محدود، اما بیشتر از حد کفاف ساکنان منطقه رایج است. در گذشته زراعت خردل نیز در این منطقه معمول بوده است (سدیدالسلطنه، ٧).
صنایع
صنایع سفالگری و شراع(بادبان)سازی در گذشته در این شهر وجود داشته است. وجود هنر سفالگری در خمیر، مرهون تلاش مهاجران گراش لار به خمیر بوده است که در لشتغان ساکناند و ترکیب اجتماعی ـ فرهنگی جدیدی در منطقه پدید آوردهاند (نک : همو، ٥). گِل مخصوص سفالسازی که رنگ سبز و سرخ داشته، از کوهی در نزدیکی لشتغان تهیه میشدهاست.
در گذشته کارگاههای متعدد پارچهبافی، عبادوزی و بادبانسازی در خمیر رونق داشت. شراع یا بادبان کشتی را با ریسمانهایی که از هندوستان وارد قشم میشد، میبافتند و در اوایل قرن ١٤ ق، هر یک من را به ١٤ قران میفروختند. از دیگر صنایع این بندر عبابافی بود که از پشم شتر و بز میبافتند و در زمان یادشده، هر یک دست عبا یک تومان به فروش میرفت.
ساروجسازی نیز از جملۀ کارهایی بود که مردم خمیر بدان اشتغال داشتند. از ساروج برای احداث بناها و بهویژه در پی و قسمتهایی از آنها که در تماس با آب بود و نیز ساخت آبانبار و پل استفاده میشد و بخشی از آن نیز صادر میگردید.
مردم خمیر در تهیۀ آنغوزه (صمغِ گیاه انگران) و هیمه نیز چیرهدست بودهاند. هیمه از قطع درختی موسوم به سرم به دست میآمد. از صمغِ این درخت نوعی مرکب سیاه برای نوشتن تهیه میشد. آنغوزه نیز از کوهی نزدیک خمیر تهیه میگردید که ٣ فرسنگ از دریا فاصله دارد (همو، ٨ -١٠).
صنایع کنونی بندر خمیر بیشتر صنایع دستی، چون سبدبافی، حصیربافی، بافندگی، کوزهگری، گلابتوندوزی، خوسبافی (نوعی زریبافی) و تشکدوزی است. صنایع کارخانهای آن شامل کارخانۀ سیمان و گچ، و کارگاههای لنجسازی، یخسازی و تولید مصالح ساختمانی است.
پیشینۀ تاریخی
تاریخ بندر خمیر با تاریخ خلیج فارس، بندرعباس و تحولات سیاسی و اقتصادی مناطق جنوبی ایران پیوسته بوده، و در طول تاریخ خود فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته است که نشان از اهمیت سیاسی و اقتصادی آن دارد. انتقال مرکز تجارت قشم از لافت به درگهان (درکوان یا ابرکاوان عصر ساسانی) و نیز تفوق هرمز و سپس بندرعباس در عرصۀ مناسبات بازرگانی، و نزدیکی به این مراکز تجاری، در تقویت موقعیت خمیر و اهمیت یافتن آن نقش مهمی داشتهاست. البته بخش دیگری از شکوفایی خمیر در نتیجۀ موقعیت طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این شهر است.
آبه کاره، جهانگرد فرانسوی، که در سالهای ١٠٨٣-١٠٨٥ ق / ١٦٧٢-١٦٧٤ م، در ایران به سر میبرده، و به کرانههای ایرانی خلیج فارس سفر کردهاست، در سفرنامۀ خود خمیر را روستایی بزرگ با نخلستانهای زیبا واقع در دشتی نزدیک به دریا وصف نموده است. به نوشتۀ او، در کنار روستا به فاصلهای اندک از آن، کاروانسرایی قرار داشت که مسافران در آن اتراق میکردند. آبه کاره برای رسیدن به خمیر مجبور بوده است که از یک تنگۀ باریک عبور نماید. این تنگه را از یک سو دریا و از سوی دیگر کوه خمیر احاطه کرده است. معمولاً در اینجا راهزنان به کمین مینشستند و مسافران را غارت میکردند (I / ٢٨١).
در اواخر دورۀ صفویه نیز بندر خمیر با توجه به موقعیت جغرافیایی و وجود معادن گوگرد اهمیت فراوان داشت و بر سر تصرف این معادن میان حکام محلی درگیریهایی رخ میداد. در اسناد هلندی مربوط به دورۀ حاکمیت افغانها بارها از بندر خمیر یاد شده است؛ ازجمله زمانی که در ١١٤٢ ق / ١٧٣٠ م شیخ جباره، رئیس اعراب هولۀ بندر طاهری، از میر مهرعلی، نایب حاکم بندرعباس شکست خورد و با نیروهای خود که شماری افغانی هم در میان آنها دیدهمیشد، به خمیر عقبنشینی کرد.
در دورۀ قاجار خمیر از مضافات بندرعباس به شمار میرفت و به همراه بندرعباس، میناب و قشم به مبلغ ٦٠٠ تومان در اجارۀ امامان مسقط بود که تا اواسط دورۀ ناصری این وضعیت ادامه داشت (نک : کازرونی، ١٣١-١٣٣؛ فسایی، ٨٠٦). خمیر برای امامان مسقط بیشتر به سبب وجود معادن گوگرد که از آنجا به نقاط گوناگون صادر میشد و نیز مالیاتی که از مردم اخذ میکردند، دارای اهمیت بود (کازرونی، ١٢٢، ١٢٣).
در اواخر دورۀ قاجار پس از اخراج نیروهای امام مسقط (در ١٢٨٥ ق / ١٨٦٨ م)، خمیر به افراد مختلفی از ایرانیان به عنوان اجاره یا تیول واگذار میشد. در این دوره بندر خمیر در تیول خازنالدوله، پسر امینالسلطنه قرار داشت. او این بندر را به همراه جزیرۀ قشم به اجارۀ معینالتجار داد و معینالتجار بابت این دو جا، سالانه ٠٠٠‘٢ تومان پرداخت میکرد. خانهای بنیعباسی نیز در بندر خمیر نفوذ داشتند و صولتالملک، ضابط بستک مانع از این بود که معدن گوگرد بندر خمیر به دست معینالتجار بیفتد؛ اما این اختلاف با میانجیگری معتمدان محلی برطرف شد (سدیدالسلطنه، ٦). با استقرار حکومت پهلوی رسم اجاره دادن از میان رفت و بندر خمیر نیز دارای مراکز دولتی گردید.
مآخذ
اطلس شهری استانی ایران، گیتاشناسی، تهران، ١٣٩٣ ش؛ «بندر خمیر»، هرمزگان (مل )؛ «تقسیمات کشوری سال ١٣٩٢ استان هرمزگان»، آمار ١ (مل )؛ سدیدالسلطنۀ کبابی، محمدعلی، بندرعباس و خلیج فارس، به کوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٤٢ ش؛ شهرهای ایرانشهر، بنیاد ایرانشناسی، به کوشش محمدرضا نصیری و حسن حبیبی، تهران، ١٣٩٠ ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٥ ش؛ فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٨٨ ش؛ کازرونی، محمدابراهیم، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٧ ش؛ «نتایج سرشماری ١٣٩٠»، آمار ٢ (مل )؛ نیز:
Amar ١, www.amar.org.ir / default.aspx? Tabid=٦٦٦;
Amar ٢, www. amar.org.ir / default.aspx? tabid= ١٦٠٣;
Carré, A., The Travels in India and the Near East, ١٦٧٢-١٦٧٤, tr. Lady Fawcett, ed. Ch. Fawcett, New Delhi, ١٩٩٠;
Hormozgan, http: / / hormozgan.ir / Bandar ... ;
Lorimer, J. G., Gazetteer of the Persian Gulf, ’Omān, and Central Arabia, Culcutta, ١٩٠٨..
محمد حسننیا