دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩ - بارابه
بارابه
نویسنده (ها) :
نادیژدا خارچینکو
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بارابه، نام قوم و نیز دشتی در ناحیۀ نووُ سیبیرسک در جمهوری فدرال روسیه بین ٥٢ و ٥٧ عرض شمالی که بلندیهای سواحل رودهای ایرتیش و اُب آن را از مشرق و مغرب دربر میگیرد (EI٢, I/ ١٠٢٨؛ بروکهاوس، III/ ٢٦؛ بارتولد، ٣٦).
مساحت این دشت ٠٠٠‘١١٧ ﻛﻤ٢، و شامل تپه ماهورهای بسیاری به ارتفاع ١٠٠-١٥٠متر است («دائرةالمعارف جغرافیایی...»، I/ ١٩٢). با آنکه دشت باتلاقی است، اما دارای زمینهای حاصلخیز بسیاری است و دامپروری در آنجا رواج دارد (EI٢، همانجا). دشت بارابه دارای دریاچههای فراوانی است که اغلب آنها شورند. بزرگترین آنها دریاچۀ چانی است که سرریز ندارد و تخلیه نمیشود و آبش در قسمت شرقی شیرین است (همانجا، بروکهاوس، III/ ٢٧). آب و هوای دشت بارابه بری و سرد است. حداقل دمای آن در زمستان°٢٠- وحداکثر آن در تابستان °١٨ سانتیگراد است. این دشت یکی از مهمترین مراکز دامپروری و کشت غلات و ذرت و کتان است (دائرةالمعارف جغرافیایی»، همانجا).
جمعیت دشت بارابه در ١٩٤٩م/ ١٣٢٨ش بالغ بر ٥٠٠هزار نفر و تراکم آن ٦ تا ٩ نفر درﻛﻤ ٢در بخشهای مرکزی وجنوبی، و ١ تا ٨/ ١ نفر درﻛﻤ٢ در شمال بوده است (EI٢، همانجا). بیشتر این جمعیت را روسها و اوکرائینیها تشکیل میدادند. اقلیتی از اقوام تاتار که روسها آنها را بارابینتسی مینامیدند، در این دشت سکنى داشتند (همان، نیز بارتولد، همانجاها؛ «دائرةالمعاف تاریخی ...»، XII/ ٨٢٨). این تاتارها با تاتارهای تومِن و توپولسک قرابت داشتند (EI٢، همانجا). به نظر میرسد که تاتارهای بارابه از اقوام گروی ـ فنلاندی (اوگروفین) باشند («دائرةالمعارف تاریخی»، همانجا) که بهسبب ارتباط با اقوام ترک، زبان ترکی را پذیرفتند (EI٢، همانجا). گرایش تاتارهای بارابه به زبان ترکی در قرون ١٦و ١٧م ادامه داشت و با مهاجرت تاتارهای ولگای وسطى به اینسو، در سدۀ ١٩م تکمیل شد (همانجا). گویش تاتارهای بارابه که هنوز دربارۀ آن تحقیقات درستی به عمل نیامده است، از نظر آواشناختی دارای ویژگیهایی بوده است. این گویش کمکم با زبان تاتارهای قازان ونیز زبان روسی آمیخته شد (همانجا؛ آکینر، ٧٦-٧٧).
دشت بارابه از زمان غلبۀ روسها بر خانات سبیریایی مغول در زمان ایوان چهارم (مخوف) و تا زمان پترکبیر، روسیه را از سرزمین فلموقها (کلموکها) جدا کرد. منطقۀ مرزی بین شهر تارا (واقع در ساحل رود ایریتش) و شهر تُمسک (درشرق رود اُب) به ولایت بارابه معروف بوده است (بارتولد، نیز EI٢، همانجاها). در سدۀ ١٨م شمار بسیاری از تبعیدشدگان قسمت اروپایی روسیه به این سرزمین آمدند و بارابهایها به سوی زمینهای لمیزرع رانده شدند و از آن پس جمعیت آنها کاستی پذیرفت. در حال حاضر آنان در دهکدههای واقع در نزدیکی دریاچههای سَبرالی، یورتوش، منگیش و در حوضۀ رودهای اُم وتارا و درکنار ریزابههای رود ایرتیش، بهویژه در منطقۀ کویبیشف در طول راهآهن سرتاسری سیبری سکنى دارند (EI٢، همانجا؛ گلیزواره، ٣٥٨).
در سدۀ ١٠ق/ ١٦م، اسلام توسط بازرگانان و مبلغان مسلمانی که از طریق رود ایرتیش به سیبری راه یافتند، وارد آسیای مرکزی (خوارزم و بخارا) شد و در میان مردم دشت بارابه رواج یافت؛ اما آرنولد عقیده دارد که روحانیون بخارایی و بازرگانان قازان بهطور مداوم فعالیتهای تبلیغاتی اسلامی خود را در سیبری دنبال کردند، بنابراین، در ١٧٤٥م اسلام راه خود را در میان قبایل تاتار منطقۀ بارابه باز نمود. هرچند تا اوایل سدۀ ١٣ق/ ١٩م اکثر آنان هنوز بتپرست مانده بودند (ص ١٨٣؛ EI٢، همانجا). احتمال دارد که مردم این منطقه پس از مهاجرت تاتارهای قازان در سدۀ ١٩م به اسلام روی آورده باشند. مردم بارابه حنفی مذهبند (EI٢، همانجا؛ آکینر، ١١٦-١١٧). گفته شده است: در آن منطقه سالخوردگانی دیده شدهاند که پدران خود را که همانند مردم آلتایی برای بتها قربانی میکردند، به یاد دارند (EI٢، بارتولد، همانجاها).
تاتارها و روسهای دشت بارابه معاش خود را از راه کشاورزی، دامپروری و ماهیگیری میگذرانند (همانجا). از ١٩٥٤م/ ١٣٣٣ش بسیاری از زمینهای بایر بارابه بهصورت مزروع درآمد (لاروس...، I/ ٨٩٧). در اواخر سدۀ ١٩م به هنگام ساختهشدن راهآهن سرتاسری سیبری، این دشت کمکم به دست روسها و اوکرائینیهای مهاجر آباد شد (EI٢، همانجا). یک شاخه خط آهن به طول ١٢ﻛﻤ باربینسک را به کوی بیشف متصل میکند («دایرةالمعارف جغرافیایی»، I/ ١٩٢).
مآخذ
آرنولد، توماس، تاریخ گسترش اسلام، ترجمۀ عزتیف تهران؛
١٣٥٨ش؛
آکینر، شیرین، اقوام مسلمان اتحاد شوروی، ترجمۀ محمدحسین آریا، تهران، ١٣٦٧ش؛
گلیزواره، غلامرضا، جغرافیای تاریخی وسیاسی آسیای مرکزی، قم، ١٣٧٣ش؛
نیز:
Brthold, W. W., «raboty po istoricheskoy geografii»،sochineniya, moscowm ١٩٦٥, vol. III;
brockaus, entsiklopedicheskil slovar’ , st. petersbourg, ١٨٩١;
EI٢;
grand larouse;
kratkaya ficheskaya entsklopediya, moscow, ١٩٦٢;
sovetskaya isorcheskaya entsiklopediya, moscowm ١٩٦٢.
نادیژدا خارچینکو