دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٥ - ببن
ببن
نویسنده (ها) :
علی کرم همدانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَبَن، یا بَوَنف ببنه، شهری کهن که میان بادغیس و هرات واثع بوده، و یکی از شهرهای سهگانۀ ناحیۀ گنج رستاق و مرکز آن به شمار میرفته است. اگرچه منابع موجود دربارۀ تاریخ ببن در دورۀ پیش از اسلام خاموشند، لیکن به طور قطع و یقین این شهر در تقسیمات کشوری دورۀ ساسانیان یکی از شهرهای کورۀ هرات از «کوست» خراسان بهشمار میرفته است (ﻧﻜ : مارکوارت ٧٧-٧٦).
این شهر در ٣١ق/ ٦٥٢م در زمان خلافت عثمان، به دست یزید بن سالم که از اجانب عبدالله بن کریز به ببن و کیف گسیل شده بود، گشوده شد (ﻧﻜ : بلاذری، ٤٠٥). ببن در سدۀ ٤ق/ ١٠م یکی از شهرهای گنج رستاق، از نواحی هرات، به شمار میرفته، (ﻧﻜ : ایرانیکا)، وبزرگترین شهر، مرکز و حاکمنشین آنجا بوده است. بنابر نوشتۀ جغرافیانویسان سدۀ٤ق، ببن شهری آباد و دارای باغها و کشتزارهای سرسبز بوده است و آب آن از رودخانههای پرآب تأمین میشده، و خانههای این شهر از خشت و گل بوده است (ابنرسته، ١٧٣؛ اصطخری، ٢٦٩؛ ابن حوقل، ٤٤١؛ مقدسی، ٣٠٨). از محصولات عمدۀ این شهر، انگور بوده است که از آن دوشاب تهیه میکردهاند (ﻧﻜ : حدودالعالم، ٣٨٨).
ببن در شرق ناحیۀ بادغیس و یا به عبارتی دیگر در شمال غرب ناحیۀ هرات، بر سر شاهراهی که از شمال هرات به مرو میرفته، واقع بوده، و با شهر هرات دو مرحله، با کیف یک مرحله و تا مرورود ٢٢ فرسنگ فاصله داشته است (ﻧﻜ : اصطخری، ٢٦٩، ٢٨٥؛ حمدالله، ١٧٩). در سدۀ ٦ق/ ١٢م بَوَن از شهرهای ناحیۀ بادغیس به شمار میرفته، و از شهرهای دیگری در نزدیکی آن به نام بامئین به عنوان مرکز ناحیۀ بادغیس یاد شده است (سمعانی، ٢/ ٧٤)، لیکن در اوایل سدۀ ٧ق یاقوت که از ناحیۀ بادغیس دیدن کرده، از دو شهر بون و بامئین (بامنج) که نزدیک یکدیگر واقع بودند، به عنوان مرکز بادغیس یاد کرده است (١/ ٤٦١، ٤٨١-٤٨٢، ٧٦٤) که نشان از آبادی و عمران این شهر در آن زمان دارد. پس از حملۀ مغول، ظارهراً این شهر رو به ویرانی نهاده است؛ زیرا پس از این تاریخ نامی از ببن در منابع تاریخی دیده نمیشود و تنها حمدالله مستوفی در سدۀ٨ق/ ١٤م در بیان مسافات میان هرات تا مرو رود، به ببن نیز اشارهای دارد (همانجا).
امروزه شهرهای ناحیۀ گنج رستاق همه از نقشهها ناپدید شده است و تعیین محل و یا تطبیق آن اسامی با خرابههای که اکنون دیده میشود، مشکل است؛ لیکن خرابههای بسیاری که اکنون در این سرزمین دیده میشود، از فراوانی آب و رونق آبادیهای آنجا حکایت میکند، ولی اسامی جدید آنها غیر از آن است که جغرافینویسان اسلامی در پیش از حملۀ مغول ذکر کردهاند (لسترنج، ٤١٤-٤١٣).
در کتابهای انساب از منسوبان به این شهر با لقب بونی یا ببنی یاد شده است که میتوان به ابوعبدالله محمد بن بشر بونی و ابوجعفر محمد ابن علی هروی ببنی اشاره کرد (ﻧﻜ : ابن اثیر، ١/ ١٨٨؛ سمعانی، همانجا؛ یاقوت، ١/ ٧٦٤).
مآخذ
ابناثیر، علی، اللباب، بیروت، دارالصادر؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٦م؛
حدودالعالم، با حواشی و تعلیقات مینورسکی، ترجمۀ میرحسین شاه، کابل، ١٣٤٢ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج،لیدن، ١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمان بن یحیێ معلمی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛
مقدسی، محمد احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٩م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Iranica;
le strange, G., the lands of the estern caliphate, london, ١٩٦٦;
marquart, J., Ērānšahr, berlin, ١٩٠١.
علی کرمهمدانی