دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥١ - ابوعلی فارمدی
ابوعلی فارمدی
نویسنده (ها) :
ناصر گذشته
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَلیِ فارْمَدی، فضل بن محمد بن علی (٤٠٧-٤٧٧ ق / ١٠١٦-١٠٨٤ م)، از عارفان و واعظان نامبردار طوس. چون زادگاه او فارمد از روستاهای طوس بود، نسبت فارمدی یافت (سمعانی، ١٠ / ١٢٤؛ یاقوت، ٣ / ٨٣٩).
ابوعلی از کودکی در طوس به فراگیری دانش پرداخت (صریفینی، ٦٢٨) و در آغاز جوانی به نیشابور رفت و در مدرسۀ سرّاجان به تحصیل ادامه داد. در همین ایام ابوسعید ابوالخیر به نیشابور آمد. ابوعلی با او آشنا شد و از اقوال و احوال وی بهرهها برد (محمد بن منور، ١٢٨- ١٢٩؛ سدیدالدین محمد، ٢٣١). سپس به مدرسۀ قشیریه رفت و زیرنظر ابوالقاسم قشیری رهرو راه تصوف گردید و مورد عنایت خاص قشیری واقع شد (صریفینی، همانجا) و در همان حال به توصیۀ قشیری در نیشابور به تحصیل علوم رسمی رایج پرداخت (محمد بن منور، ١٢٩). او در این دوران در مجالس درس استادان حدیث و کلام همچون عبدالقاهر بغدادی، ابوحسان مزکی، ابوحامد غزالی، ابوبکر مفید، ابوعثمان صابونی، ابوعبدالله ابن باکویه، ابن مسرور و دیگران حاضر میشد (صریفینی، ٦٢٩؛ سمعانی، ١٠ / ١٢٥؛ سبکی؛ ٤ / ٨٩، ٥ / ٣٠٤-٣٠٥).
فارمدی پس از چند سال به طوس بازگشت و نزد ابوالقاسم کرکانی که از پیشوایان و راهبران طریقت بود، به تکمیل مراحل سلوک پرداخت و گاهی نیز به اشارۀ استاد به میهنه نزد ابوسعید ابوالخیر میرفت. در همین احوال، کرکانی دختر خود را به ازدواج ابوعلی درآورد و به او اجازۀ مجلسگویی و ارشاد داد (هجویری، ٢١١؛ صریفینی، ٦٢٨- ٦٢٩؛ محمد بن منور، ١٣٠-١٣١، ١٩٦). ابوعلی سپس به نیشابور بازگشت و مدتی در آنجا و چندی نیز در طوس، مرو و دیگر شهرها به مجلسگویی پرداخت (صریفینی، ٦٢٩). زبان فصیح و شیرین و نکتهگوییهای بدیع و دلنشین ابوعلی، مجلسهای او را رونقی خاص بخشیده بود و صوفیان دیگر و مشتاقان اینگونه مجالس از دور و نزدیک به دیدار وی میشتافتند (صریفینی، سمعانی، همانجاها). حضور کسانی چون امام الحرمین در این مجالس (عطار، ٢٨٩)، خود گویای اهمیت گفتارهای فارمدی. حتی برای خواص بود و بزرگانی چون محمد غزالی و ابویعقوب همدانی (ﻫ م) از حضور در همین مجلسها به سوی تصوف گرایش یافتند (غزالی، احیاء، ٤ / ١٧٨، کیمیا، ٢ / ٣٤-٣٥، ١٥٦؛ ابن جوزی، ٩ / ١٦٩). کمکم آوازۀ ابوعلی چنان بلند شد که به «لسان الوقت»، «زبان خراسان» و «شیخ خراسان» شهرت یافت (هجویری، همانجا؛ سمعانی، ١٠ / ١٢٤- ١٢٥).
ابوعلی که بر مذهب شافعی بود، از مشایخ حدیث نیز بهشمار میرفت و راویانی چون عبدالغافر فارسی، عبدالله بن علی خرگوشی، ابوالخیر جامع السقا و عبدالله بن محمد علوی از او حدیث روایت کردهاند (ذهبی، ١٨ / ٥٦٥؛ سبکی، ٥ / ٣٠٥). اوضاع تاریخی روزگار فارمدی نیز در بالا گرفتن کار، بلندی مقام و گسترش آوازۀ او بیتأثیر نبود، زیرا در آن دوران نفوذ متصوفه در جامعه روزافزون بود و خواجه نظامالملک که در آن زمان همۀ امور مملکت به تدبیر او میگشت، به این گروه عنایت خاص داشت و گویند که هرگاه ابوعلی بر نظامالملک وارد میشد، او را بر جای خود مینشاند، در حالی که چون قشیری و جوینی نزد او میرفتند، چنین نمیکرد. وقتی سبب را از نظامالملک پرسیدند، گفت: آنان وقتی نزد من میآیند، مرا میستایند، ولی فارمدی عیبها و خطاهای مرا بازگو میکند و مرا متنبه میسازد (صریفینی، همانجا؛ ابن جوزی، ٩ / ٦٥؛ ابن اثیر، الکامل، ١٠ / ٢٠٩).
پارهای از گفتارهای فارمدی در منابعی چون احیاءالعلوم غزالی (همانجا)، لوایح عین القضاة همدانی (ص ٧٣)، تذکرة الاولیاء عطار (ص ٧٢، ٢٨٩) و عوارف عمر سهروردی (ص ١٠٧) نقل شده و مورد استناد قرار گرفته است. انگیزۀ سهروردی ــ چنانکه خود گفته ــ در نوشتن رسالۀ آواز پرجبرئیل، یکی از سخنان ابوعلی بوده است، زیرا یکی از مخالفان صوفیه سخن فارمدی را دربارۀ آواز پرجبرئیل مورد طعن قرار داده بود و سهروردی برای توضیح گفتۀ فارمدی، این رساله را تصنیف کرد (نک : سهروردی، یحیی، ٢٠٨- ٢٠٩).
منابع متأخر صوفیه به دیدار ابوعلی فارمدی با ابوالحسن خرقانی (د ٤٢٥ ق) و استفادۀ او از محضر خرقانی، اشاره دارند، ولی قبول این سخن از لحاظ تاریخ زندگانی این دو تا اندازهای مشکل و محل تأمل است و منابع اولیه نیز در اینباره چیزی نگفتهاند (جامی، ٣٦٨؛ سرور، ١ / ٥٢٧).
ابوعلی ٣ پسر داشت که هر ٣ از دانشمندان و پارسایان روزگار خود بودند (سمعانی، ١٠ / ١٢٥-١٢٦؛ یاقوت، ٣ / ٨٤٠؛ ابن اثیر، اللباب، ٢ / ٤٠٥).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
همو، اللباب، بیروت، دارصادر؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٩ ق؛
جامی، عبدالرحمن، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ ش؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و محمدنعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٥ ق؛
سدیدالدین محمد غزنوی، مقامات ژنده پیل، به کوشش حشمت مؤید، تهران، ١٣٤٠ ش؛
سرور لاهوری، غلام سرور، خزینة الاصفیاء، لکهنو، ١٢٩٠ ق / ١٨٧٣ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
سهروردی، عمر، عوارف المعارف، ترجمۀ ابومنصور عبدالمؤمن اصفهانی، به کوشش قاسم انصاری، تهران، ١٣٦٤ ش؛
سهروردی، یحیی، «آواز پرجبرئیل»، مجموعۀ آثار فارسی شیخ اشراق، به کوشش حسین نصر، تهران، ١٣٤٨ ش؛
صریفینی، ابراهیم، تاریخ نیشابور (منتخب السیاق عبدالغافر فارسی)، به کوشش محمدکاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ ق؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٠ ش؛
عین القضاة همدانی، عبدالله، لوایح، به کوشش رحیم فرمنش، تهران، ١٣٣٧ ش؛
غزالی، محمد، احیاء علومالدین، بیروت، دارالندوة الجدیدة؛
همو، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیو جم، تهران، ١٣٦١ ش؛
محمد بن منور، اسرار التوحید، به کوشش ذبیحالله صفا، تهران، ١٣٦١ ش؛
هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش و. آ. ژوکوفسکی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
یاقوت، بلدان.
ناصر گذشته