دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٩٧ - اورالسک
اورالسک
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اورالْسْك، استانی در غرب جمهوری قزاقستان در حوضۀ میانی رود اورال و شمال استپ واقع در شمال دریای خزر.
رود اورال و مناطق اطراف آن نام دیگری داشت. بطلمیوس نام آن را به صورت دائیز و مناندروس دائیكس آوردهاند (بارتولد، II(١)/ ١٨٠, ٨١٤, III/ ٣٧, V/ ٤٥٦). شهر اورالسك مركز این استان كه زمانی قصبهای بیش نبود، تا ١١٨٩ ق/ ١٧٧٥ م از سوی تركان و قزاقان یائیك نامیده میشد. روسها آن را «یائیتسكی گورودوك» (شهرك یائیك) مینامیدند، ولی در همان سال به فرمان كاترین دوم ملكۀ روسیه نام شهرك یائیك كه در ساحل راست رود یائیك واقع شده بود، به اورالسك تغییر یافت و رود و منطقۀ مزبور نیز اورال نامیده شد («دایرةالمعارف ... »، XIV/ ٨٥٦).
مساحت این استان ٢٠٠‘١٥١ كم٢ است (BSE٣, XXVII/ ٦١). جمعیت استان را در ١٩٨٥ م/ ١٣٦٤ ش، ٦٠٩ هزار نفر نوشتهاند كه ٤٢٪ آنها در شهرها سکنى دارند. استان اورالسك شامل ٣ شهر، ١٥ بخش و ٤ شهرك است. شمار جمعیت شهر اورالسك در همان سال ١٩٢ هزار نفر بوده است (همانجا؛ «فرهنگ ... »، ١٣٨٩). اورالسك در زمستانها سرد و در تابستانها گرم است. میانگین دما در تابستانها °٢٤ تا °٢٦ و در زمستان °١١- تا °١٤- سانتیگراد است. میزان بارندگی سالانه در شمال استان ٣٠٠ میلیمتر و در جنوب آن ١٨٠ میلیمتر است. بادهای شدیدی در این منطقه جریان دارد كه در زمستانها به صورت بوران است. رودهای این استان به حوضۀ دریای خزر تعلق دارند كه بزرگترین آنها رودهای اورال (یائیك) و امبا هستند. شمال استان اورالسك منطقهای استپی و جنوب آن نیمه بیابانی است. در شمال استان منطقۀ چرنوزیوم (خاك سیاه) وجود دارد. سواحل رودها شامل چمن زارهای گونهگون و بیشههای متعدد است (BSE٣، همانجا). بیش از ٥٠٪ مردم این استان قزاق، ٣٨٪ روس، و بقیه تاتار، اوكرائینی و از دیگر اقوامند. تراكم جمعیت ٧/ ٣ نفر در هـر كمـ٢ است. اكثر اهالی در دشتهای اطراف رود اورال و دیگر رودخانههای استان سکنى دارند (همان، XXVII/ ٦٢).
تاریخ
در سدۀ ٢م هنگامی كه هونها به غرب روی آوردند، به ٤ شاخه بخش شدند كه شاخۀ سوم در سواحل رودهای یائیك و ولگا استقرار یافتند (گومیلف، «هزار سال ... »، ٧٩). قراچورین ترك به سال ٥٥٨م در لشكركشی ایستمی خان به مناطق اورال و ولگا شركت ورزید و سرزمین مذكور را به تصرف آورد. فرمانروایی این سرزمین در ٥٧٢م به برادر كوچكتر او توركسنف و پسر عمویش بوری خان واگذار شد (همو، «تركان ... »، ١٠٥). برخی مؤلفان اسلامی سدههای ٣ و ٤ ق چون ابن فضلان (ص ١٠٦)، گردیزی (ص ٢٧١) و ابن رسته (ص ١٣٩، ١٤٢، ١٤٣) از وجود غزان و پچناگها در این منطقه خبر دادهاند. در ٣١٠ق/ ٩٢٢م ابن فضلان در منطقۀ یائیك نزدیك رود اورال در ساحل دریاچۀ چِلكار با پچناگها مواجه شد (نک : آرتامونوف، ٣٥٠). وی در جریان سفر خود پیرامون گذر از نهر یغندی در سرزمین پچناگها یاد كرده است (ص ١٠٤-١٠٥). این رود اكنون زایندی نام دارد و شاخهای از رود امبا در منطقۀ اورالسك است (بارتولد، V/ ٩١).
بارتولد بر آن است كه پچناگها در منطقۀ اورالسك به ویژه در جنوب آن سکنى داشتند (II(١)/ ٨٢٠). طبق نوشتۀ ابن رسته، خزران هر سال برای وصول باج و خراج، جایگاه پچناگها را مورد تاخت و تاز قرار میدادند (ص ١٤٠). گردیزی حدّ سرزمین پچناگها را ولایت قپچاق، سرزمین خزر و منطقۀ اسلاو (صقلاب) دانسته است. او مینویسد: این اقوام همواره در پیكار با یكدیگرند و «بجناكیان را غزوه كنند و برده كنند و بفروشند» (ص ٢٧١). در اواسط سدۀ ٤ ق/ ١٠ م غزان پچناگها را تابع خود كردند (گومیلف، «هزار سال»، ٢١٤)، ولی بعدها پچناگها به سوی غرب و منطقۀ مجارها (مجغر) رانده شدند (بارتولد، V/ ٩١).
در سدۀ ٣ ق/ ٩م بازرگانان مسلمان، اسلام را به مردم مناطق اطراف ولگا معرفی كردند (بنیگسن، ١٤). در اوایل سدۀ ٤ق/ ١٠م خلافت بغداد نمایندگانی را برای اشاعۀ اسلام بدان منطقه گسیل داشت (ابنفضلان، ٦٧-٦٩). در سدههای ٥ و ٦ق/ ١١ و ١٢م اسلام به منطقۀ اورال نفوذ كرد. متعاقب آن اسلام از طریق بازرگانان مسلمان به قزاقستان و استپهای شمال سیر دریا (سیحون)، و پس از آن به قرقیزستان وایالت سین كیانگ چین راه یافت و در اواخر سدۀ ٦ ق/ ١٢ م در سراسر این مناطق گسترده شد (بینگسن، همانجا).
قزاقهای یائیك اغلب به سواحل دریای خزر حمله میبردند. در ٩٨٥ ق/ ١٥٧٧ م قزاقها به فرماندهی شخصی به نام حق نظر به نوغایها حمله بردند و منطقۀ میان رودهای ولگا و یائیك را مسخر كردند (تینیشپایف، ٤٨). قزاقها در ١٠٢٢ ق/ ١٦١٣ م یائیك را به صورت پایگاه نظامی درآوردند و دژی در آن بنا كردند (BSE٣, XXVII/ ٦٧). قزاقهایی كه در اطراف رود یائیك و شاخههای آن استقرار داشتند، در زمرۀ روستاییان فراری بودند كه خود را قزاقهای آزاد مینامیدند. اینان در نواحی دُنْ، كرانۀ ولگا و دنیپر نامی برگزیدند و خود را قزاقهای یائیك نامیدند (همان، (XI/ ١٧٥ و در سدههای ١٠ تا ١٢ ق/ ١٦ تا ١٨ م چند بار برضد حاكمیت روسها به شورش برخاستند كه برخی از این شورشها رنگ مذهبی و گاه اسلامی داشت (بنیگسن، ٢٠). استپان رازین یكی از رهبران شورش روستاییان قزاق در ١٠٧٨ ق/ ١٦٦٧ م ساحل خزر را تا رود اورال (یائیك) پیمود و شهر یائیتسك (اورالسك) را به تصرف آورد (كالیستوف، ١٨٢).
در سدههای ١١-١٢ ق/ ١٧- ١٨ م نفوذ روسیه بر سرزمینهای مسلماننشین منطقۀ میانی و سفلای ولگا و اورال فزونی گرفت (بنیگسن، ٣٧- ٣٨). از اواسط قرن ١٠ ق/ ١٦ م با نفوذ روسها، در مناطق میانۀ ولگا و اورال و مرغزارهای قزاق، شورش مسلحانه برضد آنان آغاز شد. پس از سركوب شورش استپان رازین، مقاومت مسلحانۀ مسلمانها در بخش جنوبی اورال ادامه یافت. در ١١٥٠ ق/ ١٧٣٧م طوایف مسلمان باشقیر و قزاقِ مناطق جنوبی اورال به رهبری بیگهای خود شورشهایی آغاز كردند كه آخرین آنها به رهبری سلطان بای بولات بود كه در پی دو سال جنگ و گریزهای سهمناك، سرانجام در ١١٥٥ ق/ ١٧٤٢م سركوب شد (همو، ١١٠-١١٢).
یائیك یكی از مراكز شورش روستاییان در سالهای ١١٨٧- ١١٨٩ ق/ ١٧٧٣-١٧٧٥ م به رهبری امیلیان پوگاچف بود. پس از سركوب شورش مزبور، اورالسك به صورت بخشی از استان آستاراخان (هشترخان = حاجی طرخان) درآمد. پس از این رویداد، قزاقهای منطقۀ اورالسك بقایای استقلال و خودمختاری را از دست دادند. از ١١٩٦ ق/ ١٧٨٢ م گاه حكام روسی آستاراخان و گاه حاكمان ارشد ناحیۀ اورِنبورگ بر اورالسك حكومت داشتند (BSE٣, XXVII/ ٦١, ٦٧-٦٨).
از ١٢٨٥ ق/ ١٨٦٨ م شهر اورالسك به یكی از مراكز بازرگانی بدل گشت. در ١٣١٣ ق/ ١٨٩٥ م راه آهن ریازان به این شهر متصل شد (همان، XXVII/ ٦١). تاتارهای اطراف ولگا در ١٩١٧ م كوشیدند تا فدراسیون مستقلی از استانهای ولگا ـ اورال تأسیس كنند. این فدراسیون نوبنیاد در ١٩١٨م توسط دولت شوروی سابق ساقط شد (آكینر، ٥٩). شهر اورالسك مركز قزاقستان غربی بود كه با تأسیس استان اورالسك، مركز آن شد. اورالسك اكنون یكی از مراكز عمدۀ اقتصادی قزاقستان و منطقهای غنی است و در ناحیۀ اطراف رود امبا حوزههای نفتی تازهای كشف شده است (فرامكین، ٢٢).
مآخذ
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١ م؛
ابن فضلان، احمد، رسالة، به كوشش سامی دهان، دمشق، ١٣٧٩ ق؛
بنیگسن، الكساندر و مری براكس آپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ كاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ ش؛
فرامكین، گ.، باستانشناسی در آسیای مركزی، ترجمۀ صادق ملك شهمیر زادی، تهران، ١٣٧٢ش؛
كالیستوف، و. پ و اسمیرنوف، تاریخ روسیۀ شوروی، ترجمۀ ح. كامرانی، تهران، ١٣٦١ش؛
گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ ش؛
نیز:
Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Union, London, ١٩٨٦;
Artamonov, M. I., Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢;
Barthold, W. W., Sochineniya, Moscow, ١٩٦٣-١٩٦٨;
Benigsen, A., Musulmane v SSSR, Paris, ١٩٨٣;
BSE٣;
Gumilev, L. N., Drevnie Tyurki, Moscow, ١٩٦٧;
id, Tysyacheletie Vokrug Kaspiya, Mocow;
Sovetskaya istoricheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٧٣;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar’, Moscow, ١٩٨٧;
Tinishpaev, M., Materialy k istorii Kirgiz -Kazakskogo naroda, Tashkent, ١٩٢٥.
عنایتالله رضا