دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٣٤ - ابوالخصیب
ابوالخصیب
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْخَصیب، نام نهری قدیمی و شهری در جنوب بصره در كشور عراق:
١. نهر: از دیرباز و به ویژه پس از برپایی شهر بصره در دورۀ اسلامی، به منظور آبیاری و آبرسانی، نهرهای زیادی از دجله جدا ساخته بودند كه بلاذری شرح نسبتاً مفصلی دربارۀ آنها به دست داده است (٣ / ٣٦١-٣٦٣). نهرهای جانب شرقی دجله اهمیت چندانی نداشتند، حال آنكه نهرهای جانب غربی، هم از نظر شمار و هم از لحاظ اهمیت در ایجاد شهرها و روستاها نقشی ارزنده داشتند. ابوالفدا شمار نهرهای جانب غربی را بیش از ٠٠٠‘١٠٠ دانسته است (ص ٥٦). هرچند اشتراك (I / ٤٢) این شمار را اغراقآمیز میداند، اما اصطخری كه خود از قسمتی از این نهرها دیدن كرده، شمار آنها را ٠٠٠‘١٢٠ ذكر میكند كه هر كدام به نام كسی كه آن را برپا داشته، خوانده میشده است (ص ٨٠). مهمترین این نهرها ٩ نهر بوده است كه ابوالخصیب یكی از آنهاست (ابوالفدا، ٥٦-٥٧؛ اشتراك، همانجا؛ سهراب، ١٣٥-١٣٦). نهر ابوالخصیب در حد واسط نهرهای یهودی و امیر و به فاصلۀ یك فرسنگی از هر كدام قرار داشته (ابوالفدا، ٥٧) و مهمترین نهرها از نهرهای نُهگانۀ مهم به شمار میآمده است (لسترنج، ٤٨؛ EI٢). ایجاد این نهر به یكی از غلامان آزاد شده و حاجب منصور خلیفۀ عباسی، یعنی ابوالخصیب مرزوق منسوب است (بلاذری، ٢ / ٣٦٢؛ یاقوت، ٤ / ٨٣١؛ مسعودی، ٣٤٢) و ظاهراً در سدۀ ٢ ق / ٨ م احداث شده است (لسترنج، همانجا؛ EI٢).
از آغاز سدۀ ٧ ق / ١٤ م بسیاری از این نهرها و نواحی دو سوی آنها رو به خرابی نهاد (ابوالفدا، همانجا) و در همین زمان بخشی از نهر ابوالخصیب نیز خراب شد و تنها قسمتی از آن باقی ماند (همانجا). در دورههای بعدی این نهر رو به ویرانی كامل نهاد، تا جایی كه امروزه ــ بنا بر قول اشتراك ــ تنها بستر آن بر جای مانده است (EI٢).
٢. شهر: در دورۀ اسلامی در كنار نهرهای دجله، شهرها و آبادیهایی برپا شده بود (نك : ابوالفدا، ٥٦؛ اصطخری، ٨٠-٨١) كه شهر ابوالخصیب نیز در كنارۀ نهر ابوالخصیب به عنوان یكی از اینگونه شهرها به شمار میآید. این شهر ظاهراً در زمان جنبش زنگیان، توسط آنان ساخته شده بود و المختاره نامیده می شد (لسترنج، همانجا؛ EI٢). در آن زمان این شهر یكی از قلاع مهم زنگیان به شمار میآمد (لاریمر، II / ١٠٣٢) كه به سبب استحكام دیوارهای آن توانست مدتی در برابر لشكریان خلیفه الموفق پایداری كند (لسترنج، همانجا). اكنون ابوالخصیب در ٢٠ كیلومتری جنوب بصره واقع است (حسینی، ١٨٦) و از شهرهای مهم ناحیۀ بصره به شمار میرود (مقدسی، ١١٤؛ حسینی، ٩٢). به گفتۀ لاریمر، این شهر در دو مایلی بالا دست «خور»ی واقع است كه ملتقای آن با رودخانه (اروندرود) در یك مایلی پایین دست «لبانی» قرار دارد و قسمت خشكی را به خور ابومغیره متصل میسازد (II / ١٠٣١-١٠٣٢). در واقع، ابوالخصیب در بخش جنوبی شط العرب، میان بصره و خرمشهر و نزدیكتر به خرمشهر قرار دارد (همو، II / ١٠٣١).
ابوالخصیب از دیرباز به دو محلۀ اصلی تقسیم میشده است كه هر كدام در یك سوی خور واقع بودهاند: محلۀ شرقی را باب سلطان و محلۀ غربی را باب سلیمان مینامیدهاند (همو، II / ١٠٣٢). هر كدام از این دو محله دارای بازار مستقلی بوده كه در آغاز سدۀ ٢٠ م كالاهای اروپایی نیز در آنجا عرضه میشده است (همانجا). به هنگام نبردهای خلیفه الموفق و زنگیان در ٢٦٧ ق نیز از بازارهای شهر و قسمتهای دوگانۀ شرقی و غربی آن یاد شده است (ابن اثیر، ٧ / ٣٨٣-٣٩٣).
جمعیت ابوالخصیب در آغاز سدۀ ٢٠ م حدود ٠٠٠‘١٢ نفر برآورد شده است که از طوایف مختلف ازجمله بنیمالک تشکیل میشده است (لاریمر، همانجا). در همین دوره این شهر دارای ٠٠٠‘٤٠٠ نخل، ٠٠٠‘١ رأس گاو، ٠٠٠‘ ٣ رأس گوسفند و بز، ٨٠٠ رأس اسب و الاغ و ٥٠ شتر بوده است (همانجا). از روزگاران گذشته خرما یكی از اقلام مهمّ تولیدی و صادراتی ابوالخصیب به شمار میرفته است (حسینی، ١٨٦؛ لاریمر، همانجا).
ابوالخصیب از لحاظ اداری مركز شهرستانی به همین نام است كه بجز این شهر، نواحی و شهرهای سیبه و فاو را نیز دربر دارد و دارای ٢٦٩٠ كمـ ٢ وسعت میباشد (حسینی، ٩٢، ١٨٦- ١٨٧) و از مدتها پیش، به سبب برخورداری از گمرکخانه، پاسگاه انتظامی و نیز محلی به عنوان مقر رئیس بندرگاه (لاریمر، همانجا) كه وظیفۀ جمعآوری عوارض بار و نیز نگهداری از راههای آبی را برعهده داشته (همو، II / ٨٧٨)، از نواحی مهم بصره به شمار میرفته است. جمعیت این شهر مطابق سرشماری ١٩٥٧ م، ٢٤٥‘١١ نفر بوده است (بستانی).
مأخذ
ابن اثیر، الكامل؛ ابوالفداء، تقویم البلدان، به كوشش رینو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠ م؛ اصطخری، ابراهیم بن محمد، مسالك الممالك، لیدن، ١٩٢٧ م؛ بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥ م؛ بستانی؛ حسینی عبدالرزاق، العراق قدیماً وحدیثاً، صیدا، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛ سهراب، عجائب الاقالیم السبعة الی نهایة العمارة، به كوشش هانس فن مژیك، لایپزیك، ١٩٣٠ م؛ مسعودی، التنبیه والاشراف، لیدن، ١٨٩٣ م؛ مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، لیدن، ١٩٠٦ م؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
EI٢;
Le Strange, G., The Lands of Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Lorimer, J. G., Gazetteer of the Persian Gulf, ’Omā n and Central Arabia, Calcutta, ١٩٠٨;
Stteck, M., Die alte Landschaft Babylonien, Leiden, ١٩٠٠.
عباس سعیدی