دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢٨ - باباداغی
باباداغی
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باباداغی، یا باباطاغی، شهری در بخش شمالی منطقۀ دوبروجا در كشور رومانی. نام باباداغی از ساری صالتق بابا كه مقبرهاش در یكی از تپههای نزدیك آنجا قرار دارد، گرفته شده است (اولیا چلبی، ٣/ ٣٦٢؛ «دائرةالمعارف ... »، IV/ ٣٧١؛ IA, II/ ١٦٦). وی در ٦٦٢ ق/ ١٢٦٤ م حدود ١٠ تا ١٢ هزار نفر از تركمانان آناتولی را به محلی در دوبروجا كوچاند و خود نیز همراه آنان درآنجا اقامت گزید (EI١, VII/ ١٧١-١٧٢؛ EI٢, I/ ٨٤٢؛ ویتك، ٦٣٩-٦٥٠). ابن بطوطه كه در ٧٣٣ ق/ ١٣٣٣م از آن ناحیه گذشته، در رحلۀ خود به شهری به نام «بابا سلطوق» اشاره كرده، و آن را دورترین قلمرو تركها خوانده است و از مرد مقدسی نیز كه در آنجا مدفون شده، آگاهی مختصری داده است (١/ ٣٥١). اگرچه محل دقیق شهری را كه ابن بطوطه از آن نام میبرد، نمیتوان مشخص كرد، ولی ظاهراً همان محلی است كه بعدها باباداغی خوانده شده است (EI٢، همانجا).
باباداغی در جریان لشكركشیهای بایزید اول، سلطان عثمانی، به منطقۀ دانوب و روم ایلی، به تصرف وی درآمد (سعدالدین، ١/ ٢٨٤) و در ٨١٩ ق/ ١٤١٦ م رسماً ضمیمۀ قلمرو عثمانی گردید (نشری، ٢/ ٥٣٤، ٥٣٦؛ «دائرةالمعارف»، IV/ ٣٧١-٣٧٢؛ توران، ٢٠, ٥٦). بایزید دوم نخستین سلطان عثمانی است كه مقبرۀ صالتق بابا را تعمیر كرد و مسجدی در كنار آن ساخت («دائرةالمعارف»، همانجا) و این شهر را با اراضی وسیعی وقف ساری صالتق و پیروانش نمود (اولیا چلبی، همانجا). دو وقفنامۀ آن كه متعلق به سالهای ١٠٧٨ ق/ ١٦٦٧ م و ١١١١ ق/ ١٦٩٩ م است، در فهرست توپكاپیسرایی آمده است (EI٢، همانجا). در ٩٤٥ ق/ ١٥٣٨ م سلطان سلیمان قانونی هنگام لشكركشی به بُغدان (مولداوی)، چند روز در باباداغی ماند و مزار صالتق بابا را زیارت كرد (هامر پورگشتال، ٢/ ١١١٦؛ «دائرةالمعارف»، IV/ ٣٧٢).
از اواخر سدۀ ١٠ ق/ ١٦ م بارها حكمران افلاق، به باباداغی و اطراف آن تجاوز میكرد، تا اینكه مقرر شد (به فرمان مراد چهارم) برای محافظت از آنجا، قلعهای بنا كنند. هنگامی كه ساخت قلعه در شرف اتمام بود، كنعان پاشا (والی مأمور احداث قلعه) معزول شد و در دوران جانشینان وی نیز بنای قلعه به پایان نرسید و سرانجام به صورت مخروبهای درآمد (اولیا چلبی، ٣/ ٣٦٢-٣٦٣).
در ١٠٨٦ ق/ ١٦٧٥ م سردار جنگ لهستان به سبب فرارسیدن زمستان، اردو را برای قشلاق به باباداغی آورد (اوزون چارشیلی، III(١)/ ٤٢٢, ٤٢٧). در ١٠٨٩ق/ ١٦٧٨م پس از فتح قلعۀ چهرین از طرف قوای عثمانی در جنگ روس، قره محمد پاشا به عنوان سردار ایالت اوزی (سیلیستره در بلغارستان امروزی) تعیین، و در باباداغی مستقر شد تا برای لشكركشی جدید به روسیه آمادگیهای لازم را به دست آورد (همو، III(١)/ ٤٣٢-٤٣٣). باباداغی در ١١٤٨ق/ ١٧٣٦م مركز مذاكرات صلح برای جلوگیری از جنگ روس و عثمانی گردید (هامر پورگشتال، ٥/ ٣٢٤٢؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
این شهر در ١١٨٥ ق/ ١٧٧١ م مدت كوتاهی به دست روسها افتاد و بر اثر جنگهای شدید به آتش كشیده شد، اما طبق معاهدۀ قاینارجا به عثمانیها باز پس داده شد (هامر پورگشتال، ٥/ ٣٥٥٦-٣٥٦٠؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). در ١٢٢٤ ق/ ١٨٠٩ م درطول جنگهای روس و عثمانی بار دیگر باباداغی از طرف روسها تسخیر شد، اما عثمانیها ٣ سال بعد آن را پس گرفتند (همانجا؛ EI٢, I/ ٨٤٣). سرانجام براساس مادۀ ٤٦ از قرارداد برلین، در ١٢٩٥ ق/ ١٨٧٨ م باباداغی و بخشی از دوبروجا از قلمرو عثمانی جدا شد و به خاك رومانی پیوست (اعتمادالسلطنه، ٢/ ١٨٥٤؛ EI٢, III/ ٦١٣).
اولیا چلبی كه در اواسط سدۀ ١١ ق/ ١٧ م از این شهر دیدن كرده، مینویسد: باباداغی بندر شهری معتبر و معمور، با ٧ ناحیه و ١٠٠ قریه است (٣/ ٢٦٣-٣٦٤).
باباداغی دارای آب و هوایی لطیف، باغها و تفرجگاههای زیباست و زمستانهای سختی دارد. در این شهر چندین مسجد، زیارتگاه و تكیه، ٣ حمام، ٣ مدرسه، ٢٠ مكتبخانه و ٨ كاروانسرا وجود داشته است (همو، ٣/ ٣٦٤-٣٦٥). از بناهای مهم آنجا میتوان به اولوجامع (مسجد بزرگ)، مسجد علی پاشا و مسجد درویش پاشا اشاره كرد (همانجا). از مشاهیر این شهر، میتوان شیخ محمود باباطاغی از سلسلۀ بیرامیه و مولا خلیل، معروف به قره خلیل را نام برد (عطایی، ٦٠٦، ٧٣٢).
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، بیروت، ١٩٨٧ م؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان، به كوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
اولیا چلبی، محمد، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ ق؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تكملة الشقائق، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩ م؛
نشری، محمد، جهاننما، به كوشش فائق رشید اونات و محمد كویمن، آنكارا، ١٩٥٧م؛
هامر پورگشتال، یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ میرزا زكی علیآبادی، به كوشش جمشید كیانفر، تهران، ١٣٦٩ش؛
نیز:
EI١;
EI٢;
IA;
Turan, O., Tarihî takvimler, Ankara, ١٩٨٤;
Türkiye diyanet vakfι İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩١;
Uzunçarşılı , İ. H., Osmanlι tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
Wittek, P., «Yazijioghlu ʿAlī on the Christian Turks of Dobruja», Bulletin oƒ the School of Oriental and African Studies, London, ١٩٥٢, vol. XIV.
جلال خسروشاهی