دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٦ - اخرید
اخرید
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُخْرید، شهر و دریاچهای در جمهوری مقدونیه، جنوب یوگسلاوی سابق و شرق جمهوری آلبانی. از اخرید در مآخذ سدۀ ٣قم با نام یونانی لوخنیدُس و لاتینی لیخنیدوس یاد شده است (پاولی، XXVI/ ٢١١١؛ BSE٢, XXXI/ ٤٨٠؛ خوری، ٣٦٠). پولیبیوس این نام را بهصورت لوخْنیدا (لیخنیدوس) (VI/ ٣٣٢-٣٣٣) و لیخنیس (V/ ١٩٣) و استرابو، لوخْنیدا نوشته است .(III/ ٢٩٢-٢٩٣) پروكوپیوس این نام را به صورت لیخنیدُن (لیخنیدوس) ذكر كرده است و در مآخذ دیگر به گونههای لیخنیتوس، لیگنیدو، لیسینیوم و جز آن نیز آمده است(پاولی، همانجا). بعدها اینشهر و دریاچه، اخرید نامیده شد (همان، XXVI/ ٢١١٥؛ BSE٢، همانجا) و در نوشتههای مؤلفان بیزانسی نیز به صورت اَخریدا (نك : «دائرةالمعارف ایتالیا»، ذیل اُخریدا) آمده است.اخرید در منابع بهصورتهای مختلف دیده میشود (نك : بروكهاوس، XIII/ ٦٥٨؛ استروگورسكی، ٢٧٩؛ دایرةالمعارف فارسی، ١/ ٣٠٥؛ اولیاچلبی، ٨/ ٧٣٥؛ EUE, XXXIX/ ٩٣٥؛ تورسون بیگ، ١٤٢؛ BSE٣, XIX/ ٤٤؛ مایر، .(XVII/ ٥٥٠ در مآخذ یوگسلاوی نام مزبور به صورت اهرید ذكر شده است («راهنمای...»، .(٢٤
دریاچۀ اخرید
در زبان اسلاویان دریاچۀ اخرید را اهریدسكو یزرو و در زبان مقدونیهایلیگنیای اوهریت مینامند (BSE٣, XIX/ ٤٤). این دریاچه در سرزمین یوگسلاوی سابق و آلبانیا (آلبانی) در وسط كوهستانهای تكتونیك و به ارتفاع ٦٩٥تا٦٩٨ متر از سطح دریا قرارگرفتهوحاصلآتشفشانیهاست (همانجا؛ BSE٢, XXXI/ ٤٨١؛ لاروس بزرگ، ذیل اُهرید). مساحت آن ٣٤٨ كمـ٢ و عمق آن حداكثر ٢٨٦ متر است (همان، نیز BSE٣، همانجاها). محیط دریاچه ١٠٠ كمـ ، طول آن از شمال به جنوب ٢٨ كمـ و عرض آن از شرق به غرب ١٢ كمـ است (سامی، ٢/ ١٠٦٦). كرانههای شمالی وجنوبی دریاچه به تقریب صاف و دارای شیبهای اندكی است. ولی كرانههای شرقی و غربی آن كوهستانی و دارای شیبهای تند است (همو، نیز BSE٣، همانجاها). آبهای چندین رودخانۀ كوهستانی به این دریاچه میریزند (همانجا). از این دریاچه رودی به نام چرنی درین (درین سیاه) جریان دارد كه به دریای آدریاتیك میریزد (همانجا؛ «فرهنگ...»، .(٩٥٣ آب این دریاچۀ كوهستانی در بهار و پاییز بالا میآید و بسیار شفاف است. درجۀ گرمای آن در تابستان ١٨ تا ٢٤ سانتیگراد است. این دریاچه قابل كشتیرانی و دارای انواع ماهیهاست كه از جملۀ آنها قزلآلا، كپور، مارماهی و غیره صید میشود (BSE٣، همانجا).
شهر اخرید
این شهر در مقدونیه و ساحل شمالی دریاچۀ اخرید واقع است. جمعیت آن در ١٩٧١م، ٢٦ هزار نفر (همانجا)، و در ١٩٨١م، ٣٩ هزار نفر («فرهنگ»، همانجا) بوده است. اولیا چلبی بنای این شهر را به رجعم بن سلیمان(ع) نسبت داده است. وی با تكیه به قول مؤلفان لاتین كه مأخذ آن مشخص نشده است، حكیمی به نام اخری را بنیانگذار قلعۀ اخری دانسته است (همانجا). تا سدۀ ٣قم اطلاعی از این شهر به دست نیامده است. از این شهر نخستین بار در جریان جنگ رومیان با مقدونیان یاد شده است. طی نخستینپیكارهای روم و مقدونیه شخصی به نام اِروپوس در قیام بر ضد فیلیپ در ٢٠٨قم این شهر را به تصرف آورد (پاولی، .(XXVI/ ٢١١٢ در ١٩٦قم پلوراتوس این شهر را تصرف كرد (همانجا؛ پولیبیوس، .(V/ ١٩٣ محتمل است در نیمۀ دوم سدۀ ٩م پس از تصرف شهر و منطقه از سوی بلغارها نام اخرید بر آن نهاده شده باشد (BSE٢, XXXI/ ٤٨٠).
وضع جغرافیایی قدیم این شهر را استرابو به تفصیل آورده است. وی مینویسد لوخنیدس (لیخنیدوس) شهری است در ناحیۀ پولونوس (پیلون) كه مرز میان ایلّیریا (ایلّوریدا) و مقدونیه است. این شهر بر سر راه كانداویا قرار دارد كه كوهی در ایلیریاست .(III/ ٢٩٢-٢٩٥) به هنگام سلطۀ رومیان بر شبه جزیرۀ بالكان، اخرید یكی از شهرهای عمده بر سر راه ساحلی دریای آدریاتیك به كنستانتینوپولیس (قسطنطنیه) بود. اخرید در اواخر سدۀ ٣م به یكی از مراكز مهم مسیحی و اسقف نشین بالكان بدل گردید. در سدۀ ٦ و اوایل سدۀ ٧م گروههایی از اسلاوها به منطقۀ اخرید كوچ كردند و در آنجا سكنى گزیدند. اخرید در نیمۀ دوم سدۀ ٩م تابع دولت بلغار شد. پس از سقوط دولت بلغارستان غربی در ١٠١٨م، به صورت بخشی از توابع دولت بیزانس درآمد و در سدههای ١٢ و ١٣م به یكی از مراكز بازرگانی عمده بدل گشت. در روزگار فرمانروایی ایوان آسِن (١٢١٨-١٢٤١م) مجدداً به صورت بخشی از توابع دولت احیا شدۀ بلغارستان درآمد (BSE٢، همانجا). در ١٣٣٣م استفان دوشن پادشاه صربستان (١٣٣١- ١٣٥٥م) مقدونیۀ غربی را به تصرف آورد (اوزون چارشیلی، .(I(٤)/ ١٩٥ با مرگ استفان حكومت وی متلاشی شد.
در ١٣٩٤م زمان سلطنت ایلدرم بایزید اول (٧٩١- ٨٠٥ق) تركان عثمانی اخرید را متصرف شدند. از این پس اخرید رونق پیشین را از دست داد (BSE٢، همانجا). پس از نخستین جنگ بالكان (١٩١٢- ١٩١٣م)، اخرید زیر سلطۀ صربها قرار گرفت و با تأسیس دولت یوگسلاوی، به صورت بخشی از آن كشور درآمد، ولی با فروپاشی دولت مذكور و تأسیس جمهوری مقدونیه، جزو این جمهوری گردید. شهر اخرید دارای بناهای زیبا و خوش منظرهای است كه از سدههای میانه برجا مانده است. بر فراز كوه اخرید قلعۀ ساموئیل (شموئیل) ، شاه بلغار، قرار دارد كه در ابتدا دژی بیزانسی بود. بنای این دژ را در سدۀ ٥م دانستهاند كه در اوایل سدۀ ١١م (٥ق) تجدید ساختمان شده است. صومعۀ پانتِلمون مقدس بر فراز كوه نیز از آثار قدیم اخرید است كه در سدۀ ٩م تجدید بنا شد و بعدها به مسجد بدل گشت. دیگر از آثار كهن اخرید كاخ صوفیای مقدس است كه در سالهای ١٠٣٧-١٠٥٠م تجدید بنا شد. نقش و نگارهای این بنا متعلق به سدههای ١١-١٤م است (BSE٣, XIX/ ٤٤). بعدها این بنا نیز تبدیل به مسجد شد. اولیاچلبی از این بنا با عنوان مسجد ایاصوفیه یاد كرده است (٨/ ٧٣٧). كلیسای صلیبی شكل كلمنتِ مقدس كه بنای آن متعلق به ١٢٩٥م بوده، در سدههای ١٤ و ١٩ م مرمت شده است. نقش و نگارهای دیوار این كلیسا متعلق به اواخر سدۀ ١٣م بوده، و توسط دو استاد به نامهای میخائیل و اوتیخیوس صورت پذیرفته است. دیگر از بناهای شهر، بیمارستان نیكلایمقدساست كهبنایآندر ١٣١٣م و نقش و نگارهای آن در سدۀ ١٤م (٨ق) انجام گرفته است. بنای بیمارستان دیگری به نام بوگوردیتسا متعلق به سدۀ ١٤م و نقش و نگار دیوارهای آن مربوط به سدههای ١٤-١٧م است. دیگر كلیسای كوچك كلمنت مقدس است كه تاریخ بنای آن در ١٣٧٨م و نقش و نگارهای آن متعلق به اواخر سدۀ ١٤م است (BSE٣، همانجا).
اولیا چلبی از بناهای مهم شهر چون پاشا سرایی (كاخ پاشا) و جامع اخری زاده یاد كرده كه در آن نماز جمعه برگذار میشده است (٨/ ٧٣٧، ٧٣٨). در مورد محلههای اخرید، وی از ١٧ محلۀ آباد و آراسته خبر داده كه از آن جمله بوده است: محلههای اخری زاده، تكیه، قول اوغلی، حیدرپاشا، مدرسۀ قوجه سیاوش پاشا، حاجی حمزه، مسجد اسكندربیگ، كوجی بیگ، امین محمود و قره خوجه (٨/ ٧٣٩). وی از وجود ١٧ مسجد شهر نیز خبر داده كه از آن جمله است: جامع حاجی قاسم با منارهای زیبا به شیوۀ قدیم و مساجد سلطان سلیمان خان، حاجی حمزه، ایاصوفیۀ بزرگ، اسكندربیگ، كوجی بیگ، چارشو، چنارلی و قره خوجه (همانجا). دو مدرسۀ عمدۀ شهر عبارت بودند از مدرسۀ سیاووش پاشاو مدرسۀ تكیۀ سلیمانخان. شمار مكتبهای اخرید ٧ ذكر شده كه از آن جمله است: مكتب اخریزاده و مكتب آغا (همو، ٨/ ٧٤٠). همچنین اولیاچلبی از گرمابههای شهر (همانجا) و نیز از وجود ٣ دارالضیافه (مهمانسرا) برای بینوایان (٨/ ٧٤١) و ١٢ تفرجگاه در چهارسوی شهر یاد كرده است (٨/ ٧٤٢).
پس از پایان جنگ جهانی دوم در ١٩٤٥م شهر اخرید به تقریب بازسازی شد و در آن استراحتگاهها، منازل و مهمانخانههای متعدد احداث گردید. شهر دارای ایستگاه راهآهن و فرودگاه است و یكی از مراكز مهم جهانگردی است. از جملۀ صنایع دستی محلی اخرید منبت است (BSE٣, XIX/ ٤٤). شهر مركز بازرگانی و دارای كارگاههای تولیدی، مؤسسات باغداری و تأسیسات صید ماهی پیشرفته است (BSE٢, XXXI/ ٤٨٠). اولیاچلبی در سیاحتنامۀ خود از صید انواع ماهی توسط زورقهای بادبانی و نیز وفور پرندگانی چون غاز و اردك یاد كرده است. همو دربارۀ زبان مردم اخرید مینویسد كه مردم به زبانهای بلغاری و رومی (یونانی) سخن میگویند (همانجا).
از مشاهیر مسلمانی كه در اخرید اقامت داشته، یا اهل آن ناحیه بودهاند، میتوان به مولی حسامالدین (عطایی، ٤٣٣-٤٣٤)، حسینپاشا (همو، ٦٥٨)، سیاوشپاشا، گورجی محمد پاشا (شیخی، ١/ ٦٠٠) و علی پاشا (همو، ٢/ ١٠١) اشاره كرد.
مآخذ
اولیاچلبی، محمد، سیاحتنامه، استانبول، ١٩٢٨م؛
خوری، سلیم جبرائیل و سلیم میخائیل شحاده، آثار الادهار، بیروت، ١٢٩١ق/ ١٨١٥م؛
دایرةالمعارف فارسی؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شیخی محمد افندی، وقایع الفضلاء (ذیل شقائق النعمانیة)، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تكملة الشقائق، استانبول، ١٩٨٩م؛
نیز:
Brockhaus;
BSE٢;
BSE٣;
Enciclopedia Italiana, Rome, ١٩٤٩;
EUE;
Grand Larousse;
Handbook on Yugoslavia, Belgrad;
Meyer;
Ostrogorsky, Georg, Bizans devleti tarihi, tr. Fikret Isıltan, Ankara, ١٩٨١;
Pauly;
Polybius, The Histories, tr. W. R. Paton, London, vol. V, ١٩٦٨, vol. VI, ١٩٧٥;
Procopius, tr. H. B. Dewing, London, ١٩٦٩;
Sovetskii entsiklopedicheskii slovar, Moscow, ١٩٨٧;
Strabo, The Geography, tr. Horace Leonard Jones, London, ١٩٦١;
Tursun Bey, Târîh-i Ebüʾl-Feth, Istanbul, ١٩٧٧;
Uzunçarsılı, I. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
عنایتالله رضا