دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٠ - ازمیت
ازمیت
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِزْمیت، شهری باستانی در انتهای ساحل خلیجی به همین نام، از متفرعات دریای مرمره و مرکز استان قوجه ایلی (کوجا ایلی) بر سر راه استانبول به آناتولی در کشور ترکیه.
موقع و چهرۀ طبیعی
ازمیت در ساحل شمالی خلیج ازمیت در °٤٠ و ´٤٢ عرض شمالی و °٢٩ و ´٥٣ طول شرقی در ٨٨ کیلومتری استانبول قرار دارد (بستانی، ١١/ ٩٢). کوه چَنه به ارتفاع ٦٤٥ متر در بخش شمال شرقی ازمیت واقع است و شهر را در برابر وزش بادهای سرد شمال محافظت میکند (IA, V(٢)/ ١٢٥٣-١٢٥٤).
جمعیت ازمیت ٣٧٧‘٣٧٧ نفر (سرشماری، ١٩٩٠م) است که ٣/ ٢٤٪ نسبت به سرشماری سال ١٩٨٥م افزایش نشان میدهد. از این عده، ٨٨٢‘٢٥٦ نفر در شهر ازمیت و ٤٩٥‘١٢٠ نفر در روستاها و شهرکهای تابع آن زندگی میکنند («آمار...»، ٣١). ازمیت از نظر جمعیت شانزدهمین شهر جمهوری ترکیه است (همان، ٧).
نامگذاری
نام کهن آن استاکوس بود (سامی، ٢/ ٨٤٨) و گفتهاند که شهری بوده است در کنار خلیج آستاسنه (استرابن، V/ ٤٥٥) که احتمالاً از سوی مِگارها بنا شده است. برخی نیز معتقدند که آسْتها آن را ساختند و مگارها آن را استاکوس ــ روستای آستها ــ نامیدند. در روایات عامیانه نیز سبب نامگذاری آن را به فراوانی استاکوس ــ نوعی خرچنگ ــ در آبهای این منطقه، مربوط میدانند و نیز گفتهاند که استاکوس نام یکی از سرداران اسکندر بوده است (YA, VII/ ٤٩٩٢)، اما بیشتر مآخذ کهن نام آن را نیکومدیا (پاولی، XXXIII/ ٤٦٨)، نقمودیه (ابن خردادبه، ١٠٦)، نقموذیه (ادریسی، ٢/ ٨٠٢) و نیقوموذیه (سهراب، ٣٩) آورده، و گفتهاند که از سوی نیکومدس فرمانروای بیتینیا ساخته شده، و وی نام خود را به این شهر داده است (استرابن، نیز YA، همانجاها). نام این شهر در مآخذ عثمانی به صورت ایزنیکمید (عاشق پاشازاده، ٣٨) و ارتکمید (سعدالدین، ١/ ٣٤؛ پچوی، ١/ ٣٧٥؛ کمال پاشازاده، ٢/ ٣٢) آمده است. عثمانیها، نیکومدیا را با لفظ «ایس» که در یونانی از ادات ظرف است، ترکیب کرده، و ایسنیکومدیا نامیدهاند که محرف آن به صورت ازنکمید درآمده که آن هم به سبب کثرت استعمال به صورت ازمیت و ازمید تلفظ میشود (سامی، همانجا). تاورنیه آن را ایس نیش نوشته است (ص ٢٢).
پیشینۀ تاریخی
دوران ماقبل تاریخ در منطقۀ ازمیت به طور دقیق روشن نیست. از یافتههای باستانشناسی چنین بر میآید که در دورۀ مس این نقطه مسکون بوده است (YA، همانجا). دوران تاریخ در ازمیت از حدود ١٢٠٠قم آغاز میشود. نخستین دولت را اقوام اژهای شامل مگارها و بِبْریکها تشکیل دادند که تا سدۀ ٨قم در این ناحیه فرمان راندند (IA, V(٢)/ ١٢٥١؛ YA، همانجا). از سدۀ ٨قم به بعد نخست فریگیها و سپس لیدیاییها حکومت کردند. آنان با حاکمیت در خلیج ازمیت با دولت ماد نیز طرح دوستی ریختند و با تأسیس امیرنشینهای کوچک، تجارت دریایی را به کنترل خود درآوردند و استاکوس را مرکز بزرگ بازرگانی کردند (همانجا). دولت لیدیا در ٥٤٦قم مغلوب پارسها (دولت هخامنشیان) شد و استاکوس یکی از پایگاههای مهم داریوش گردید، اما پس از هخامنشیان، به تصرف کالاس، ازسرداران اسکندر، درآمد (همان، VII/ ٤٩٩٣). لوسیماخوس، سردار اسکندر، آنجا را ویران ساخت (IA، همانجا). نیکومدس اول پادشاه بیتینیا در ٢٦٤قم شهر را مرمت کرد و آنجا را پایتخت خود قرار داد (اوماز، II/ ١٥٧). نیکومدس دوم در توسعۀ شهر همت گمارد (همو، II/ ١٥٩). در ١٣٠قم رومیها آنجا را ضمیمۀ قلمرو خود ساختند (YA, VII/ ٤٩٩٤) و به عمران و آبادی آنجا پرداختند.
زمینلرزههای شدید در سدۀ ٢م موجب ویرانی آن گردید. در ٢٥٨م گوتها آسیب فراوانی به شهر رساندند (IA, V(٢)/ ١٢٥٢). کاراکالا امپراتور روم در سالهای ٢١٤-٢١٥م در لشکرکشی بر ضد پارتها در اینجا به آمادگی رزمی پرداخت (YA، همانجا؛ اومار، II/ ٢٤٢). دیوکلتیانوس نیز نیکومدیا را اقامتگاه دائمی خود ساخت و آنجا را پایتخت بخش شرقی امپراتوری قرار داد (رمزی، ٧٤؛ وریونیس، ٢٦؛ رانسیمان، «تمدن...»، ١٣). در روزگار وی مبارزۀ شدیدی بر ضد مسیحیت آغاز شد و کلیسای ازمیت که محل اقامت سراسقف بود، همراه دیگر کلیساها ویران گردید و کتابهای مذهبی سوزانده، و اموال مسیحیان مصادره شد (اومار، II/ ٢٩٧-٢٩٨)، اما به هنگام تجزیۀ روم در ٣٩٥م، کنستانتینوپولیس (قسطنطنیه) مرکز امپراتوری بخش شرقی شد (YA، همانجا).
در ٥٤ق/ ٦٧٤م در دورۀ معاویه، مسلمانان به قسطنطنیه لشکرکشی کردند که در آن هنگام ازمیت پایگاه نظامی بود. در ٩٦ق/ ٧١٥م سلیمان ابن عبدالملک، سپاهی به فرماندهی مسلمةبن عبدالملک به قسطنطنیه فرستاد؛ در این میان لئون وارث تاج و تخت بیزانس ــ در جریان اختلافات درونی دولت بیزانس ــ با مسلمه طرح دوستی ریخت و با توسل به این حیله مسلمانان را در نزدیکی ازمیت تشکیل داد (YA, VII/ ٤٩٩٥) و خود در ٩٩ق/ ٧١٧م در ایاصوفیه تاجگذاری کرد (استروگورسکی، ١٤٥). سرانجام در زمان خلافت مهدی، پسرش هارونالرشید ازمیت را تصرف کرد (YA، همانجا). پس از جنگ ملازگرد (٤٦٣ق) و شکست دولت بیزانس و پیروزی الپ ارسلان، آناتولی به تصرف سلجوقیان درآمد (آقسرایی، ١٦-١٨). آنان با عبور از رود ساکاریا در ٤٧١ق/ ١٠٧٨م به ازمیت درآمدند (YA, VII/ ٤٩٩٣، جدول). با درگذشت سلیمانشاه سلجوقی، فاتح انطاکیه (آقسرایی، ٢٠-٢١)، ازمیت که در قلمرو وی قرار داشت، بار دیگر به تصرف بیزانسیها درآمد (YA, VII/ ٤٩٩٣, ٤٩٩٦). در جنگهای صلیبی این شهر نیز محل عبور سپاهیان مسیحی بود (همان، VII/ ٤٩٩٤). طبق معاهدۀ ٤٧٨ق/ ١٠٨٥م که میان امپراتور آلکسیوس و ترکها منعقد شد، ازمیت و بخشی از مرمره به دولت بیزانس واگذار گردید (رانسیمان، «تاریخ...»، ٦٠). ازمیت از ٦٠٣ تا ٦٥٩ق/ ١٢٠٦ تا ١٢٦١م میان لاتینها، بیزانسیها و ترکها دست به دست میشد (YA, VII/ ٤٩٩٦).
پس از انتقال پایتخت دولت بیزانس به قسطنطنیه، امیران مرزدار از جمله عثمان غازی، درصدد تصرف نواحی مرزی برآمدند. پس از وی اورخان برای فتح ازمیت به تجهیز حرکت کرد (کمال پاشازاده، ٢/ ٣٢؛ سعدالدین، ١/ ٣٣). نیروهای عثمانی شهر را محاصره کردند (هامر پورگشتال، ١/ ١٢٤؛ اوزون چارشیلی، I/ ١٢٢). امپراتور روم به شرط آسیب نرساندن نیروهای عثمانی به نواحی دیگر حاضر به صلح شد (نشری، ١٥٢؛ هامر پورگشتال، همانجا) و با انعقاد نخستین عهدنامۀ عثمانی ـ بیزانس (همانجا)، ازمیت به قلمرو ممالک اسلامی پیوست (قره چلبیزاده، ٣٤٢). بعد از انعقاد این عهدنامه طرفین با فرستادن هدایایی به یکدیگر این پیوند را مستحکمتر ساختند. پس از فتح ازمیت، اورخان ادارۀ آن را به پسرش سلیمان سپرد (نشری، قره چلبیزاده، همانجاها) و فرمان داد که کلیساها را به مسجد و مدرسه مبدل سازند. وی به منظور تهیۀ مسکن برای طالبان علم و تأمین مخارج آنان موقوفاتی تعیین کرد (کمال پاشازاده، ٢/ ٣٦؛ نشری، همانجا؛ سعدالدین، ١/ ٣٦). به این ترتیب، ازمیت به حاکمیت دولت عثمانی درآمد و دولت بیزانس بندرگاهی مهم و تجارتی را از دست داد (اوزون چارشیلی، I/ ١٣٣).
ازمیت به هنگام لشکرکشی تیمور در ٨٠٥ق/ ١٤٠٢م مورد تعرض قرار گرفت (YA, VII/ ٤٩٩٣, ٤٩٩٦، جدول). پس از درگذشت بایزید اول، در رقابت میان فرزندان وی، این شهر به موسى چلبی واگذار شد (اوزون چارشیلی، نیز YA، همانجاها). در دورۀ سلیم اول اسکلههای کشتیسازی آن مرمت شد.
در سدۀ ١٠ق/ ١٦م بر اثر بروز بحران اقتصادی در عثمانی، روستاییان مزارع خود را رها ساخته، به راهزنی پرداختند، چنانکه ابن شهر محل استقرار راهزنان آلبانیایی شد (YA, VII/ ٤٩٩٦).
در سدۀ ١٣ق/ ١٩م در جریان برچیده شدن سپاه ینی چری، ازمیت صحنۀ ناآرامیهایی بود که از سوی آنان ایجاد میشد. در همین زمان اقداماتی برای تکمیل صنایع کشتیسازی، ایجاد ارتباط مستقیم دریایی با استانبول و جز آن انجام گرفت. پس از جنگهای کریمه، عدۀ بسیاری از تاتارها به این ناحیه کوچ کردند (همان، VII/ ٤٩٩٧).
در سدۀ ١٩م ازمیت در تقسیمات کشوری به عنوان استانی مستقل اداره میشد و حدود آن از غرب به اسکودار و خلیج ازمیت و مرمره، از شرق به قسطمونی، از جنوب به ایالت خداوندگار (بورسه)، از شمال به دریای سیاه محدود بوده است (سامی، ٢/ ٤٨٤-٨٤٩). دریاچۀ صبانچه به طول ١٥ کم و عرض ١٠ کم در جنوب شرقی آن قرار دارد (همانجا). اولیاچلبی سیاح معروف سدۀ ١١ق آنجا را شهری آباد با ٣ هزار خانوار، ٢٣ محله ــ شامل ٣ محلۀ مسیحینشین و یک محلۀ یهودیها ــ و ١٠٠‘١ مغازه معرفی کرده است (٢/ ٦٤-٦٥).
جمعیت ازمیت در اواخر سدۀ ١٩ و اوایل سدۀ ٢٠م از نظر ترکیب مذهبی شامل مسلمانان، مسیحیان ارتدکس یونانی و گرگوری و یهودی بود (YA, VII/ ٤٩٩٨-٤٩٩٩)، و امروز نیز مرکز اسقفنشین ارتدکس است (بستانی، ١١/ ٩٢). این شهر پس از جنگ جهانی اول از ١٩٢٠ تا ١٩٢١م در اشغال نیروهای انگلیس و یونان بود (شاو، ٢/ ٦٠١؛ IA, V(٢)/ ١٢٥٣).
ازمیت زادگاه آریان مورخ و جغرافیانگار یونانی بوده است (سامی، ٢/ ٨٤٨).
اقتصاد
موقعیت جغرافیایی ویژه، قرار گرفتن بر سر راه ارتباط اروپا و آسیا، از نظر مبادلات تجاری و حمل و نقل جایگاه خاصی به این شهر داده است. ازمیت در سدههای میانه و جدید محل استقرار کاروانهایی بود که از آناتولی میآمدند. آنان از همینجا به نواحی مختلف از راه دریا و خشکی سفر میکردند و در صورت مساعد بودن هوا پس از ٧ یا ٨ ساعت به استانبول میرسیدند. از اینرو کاروانسراهای متعدد برای استراحت کاروانیان در این شهر وجود داشت (IA, V(٢)/ ١٢٥٢). راه کاروان رو از ایران به استانبول و نیز راه زیارتی از عربستان و ایران، از طریق خلیج ازمیت، از همین شهر میگذشت (اینالجیک، ١٤٦). نزدیکی این شهر به مناطق جنگلی باعث رونق تجارت الوار و نیز صنایع کشتیسازی، کاغذسازی، پارچهبافی، نخریسی و جز آنها بوده است (شاو، ٢/ ٤٠٥). هماکنون نیز این شهر یکی از مراکز صنعتی ترکیه است. اجرای طرح خارج ساختن مراکز صنعتی از استانبول از ١٩٦٠م به بعد موجب توسعۀ شهر ازمیت شد. چنانکه امروزه لزوم مورد نیاز کارخانههای بزرگ ترکیه در این شهر ساخته میشود. داشتن امکانات انتقال سریع از طریق راهآهن، دریا و جاده، همچنین وجود منابع جهت تأمین آب لازم برای صنایع از موجبات توسعۀ اقتصادی این شهر است (YA, VII/ ٥٠٥٢). از بزرگترین کارخانههای آنجا کاغذسازی و صنایع وابسته را میتوان نام برد که در زندگی مردم شهر تأثیر فراوانی دارد (IA, V(٢)/ ١٢٥٥).
ازمیت به دو بخش متمایز از یکدیگر تقسیم میشود: ١. بخش قدیم یا قسمت بالا (یوخاری شهر) که بر فراز تپههای مشرف به خلیج، با خانههایی از چوب، قرار گرفته است؛ ٢. بخش جدید یا قسمت پایین (اشاقی شهر) که مراکز تجاری و اداری در آن واقع، و در امتداد ساحل گسترده شده است. ازمیت امروزه دارای ١٥ محله است (همان، V(٢)/ ١٢٥٤).
آثار تاریخی: شهر ازمیت به رغم قدمت، از نظر آثار تاریخی بسیار فقیر است. چنانکه از دوران حاکمیت بیتینیها و بیزانسیها، چیزی بر جای نمانده است. فقط ویرانۀ قسمتهایی از باروی کهن و کانالهای آبیاری بر فراز تپهای که امروز تپه اورخان خوانده میشود، مشاهده میگردد (همان، V(٢)/ ١٢٥٤-١٢٥٥؛ YA, VII/ ٥٠٨١). مهمترین آثار دوران اسلامی ازمیت اینهاست:
١. مسجد اورخان غازی، بر فراز تپهای مشرف به خلیج ازمیت که در بخش قدیم شهر واقع شده، و به روایتی ظاهراً کلیسا بوده، و سلیمان پاشا به دستور اورخان در ٧٣٣ق/ ١٣٣٣م آنجا را به مسجد تبدیل کرده است (یوجل، «مسجد...»، ١٩٩-٢٠٠، «آثار...»، ٣٠, ٣٣). کتیبهای که به خط نستعلیق مورخ ١٢٢٥ق بر سر در آن قرار دارد، نشان میدهد که این مسجد از سوی رضا پاشا در این تاریخ تجدید بنا شده است (همانجا).
٢. مجموعۀ پرتوپاشا، شامل مسجد، مدرسه، چشمه، حمام در محلۀ «ینی جمعه» بر سر راه استانبول ـ آنکارا. این مجموعه به دستور پرتوپاشا و به وسیلۀ معمار سنان، معروفترین معمار ترک، ساخته شده است (همانجا).
٣. کاخ سلطان عبدالعزیز، که زیباترین اثر تاریخی ازمیت به شمار میرود. این بنا که به قصر شکار، کاخ کوچک و کوشک خونگار نیز معروف است، در ١٢٩٢ق توسط معمار بالایان ساخته شده است. امروزه موزۀ ازمیت در این ساختمان قرار دارد (همو، «کاخ...»، ١-٦؛ YA, VII/ ٥٠٨٣).
٤. برج ساعت، که به مناسبت بیست و پنجمین سال سلطنت عبدالحمید دوم ساخته شده است (همانجا).
از دیگر آثار تاریخی این شهر، چندین حمام و چشمه (یوجل، «آثار»، ٣٢) و آرامگاه نبی خواجه را میتوان نام برد (پچوی، ١/ ٣٧٥؛ کاتبی، ١٩٢).
مآخذ
آقسرایی، محمود، مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار، به کوشش عثمان توران، آنکارا، ١٩٤٤م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
اولیا چلبی، محمد، سیاحتنامه، به کوشش احمد جودت، استانبول، ١٣١٤ق؛
بستانی؛
پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب نوری، اصفهان، ١٣٣٦ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
سعدالدین، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
سهراب، عجائب الاقالیم السبعة، به کوشش فون مژیک، وین، ١٣٤٧ق/ ١٩٢٩م؛
شاو، استانفورد، جی، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
عاشق پاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
قره چلبیزاده، عبدالعزیز، روضة الابرار، بولاق، ١٢٤٨ق؛
کاتبی، سیدی علی، مرآت الممالک، ترجمۀ محمود تفضلی و علی گنجهلی، تهران، ١٣٥٥ش؛
کمال پاشازاده، تواریخ آل عثمان، به کوشش شرفالدین توران، آنکارا، ١٩٨٣م؛
نشری، محمد، جهان نما، به کوشش رشید اونات و ا. کویمن، آنکارا، ١٩٨٧م؛
هامر پورگشتال، ژوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ زکی علیآبادی، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٦٧ش؛
نیز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
IA;
Inalcik, H., The Ottoman Empire, tr. N. Itzkowitz and C. Imber, London, ١٩٧٣;
Ostrogorsky, G., Bizans devleti tarihi, tr. F. Iṣıltan, Ankara, ١٩٨٦;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦١;
Umar, B., Türkiye halkının ilkçağ tarihi, Izmir, ١٩٨٢;
Uzun-çarṣılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢;
Veryonis, S., Byzantium and Europe, London, ١٩٦٩;
YA;
Yücel, E., «İzmit’te Sultan Abdülaziz sarayı», Türkdünyasi, ١٩٨٠, no. ٩;
id, «İzmit’te türk eserlerı», Türkiyemiz, ١٩٨١, no. ٣٣.
علیاکبر دیانت