دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢١ - پنجشیر
پنجشیر
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَنْجْشیر، رود، دره، شهرستان (ولسوالی) و شهری كهن در استان كاپیسا، واقع در شمال شرقی افغانستان. پنجشیر در نوشتههای جغرافیدانان و نویسندگان متقدم اسلامی به صورتهای بَنجَهیر (اصطخری، ٢٧٥؛ مقدسی، ٣٠٣)، بَنجَهار (یعقوبی، ٥٦)، بِنجار (ابن خردادبه، ٣٧) و پنجهیر (بیرونی، ٢ / ٥٧٤؛ حدود...، ٢٩؛ حمدالله، ١٥٥؛ یاقوت، ١ / ٧٤٣)، آمده است. ابن بطوطه آن را «بنج هیر» نوشته، و افزوده است كه «هیر» به معنی كوه است و بنج هیر، پنج كوه معنی میدهد (ص ٣٩١). مردمان بومی دربارۀ نامگذاری پنجشیر، باورهای دگرگونه دارند: برخی گفتهاند كه در روزگار كهن، تاجیكها ٥ سردار داشتهاند كه از درۀ پنجشیر در برابر دشمنان پاسداری میكردهاند و برخی بر این باورند كه نام پنجشیر، برگرفته از وجود شیرهایی است كه در این دره میزیستند، و گاهی وجود شیرماهی در رودخانه و نیز قرار داشتن آرامگاه ٥ تن از پیشوایان دین در این دره را سبب نامگذاری پنجشیر دانستهاند (كارلس، ١٥٩).
رود و درۀ پنجشیر
رود پنجشیر از كوهستان هندوكش و نزدیكی گذرگاه انجمن سرچشمه میگیرد و به سوی جنوب شرقی جریان مییابد. پنجشیر از میان گدارهای باریك با دیوارههای بلند میگذرد و در مسیر خود چندین شاخۀ دیگر مانند غوربند و پریان دریا را دریافت میكند و سپس در حدود ٤٨ كیلومتری شرق كابل به رود كابل میپیوندد. پنجشیر از رودهای دائمی افغانستان است و طول آن به ٣٢٠ كمـ میرسد (حنیفی، ٩٥؛ دوپری، ٤٢).
درۀ بزرگ پنجشیر كه در دامنۀ جنوبی كوهستان هندوكش قرار گرفته، دارای عرضی باریك و كنارههای پرشیب و سنگی است، اما گاهی بر پهنای آن افزوده میشود. رود پرآب پنجشیر كه در این دره جاری است، از ذوب شدن برفها و یخچالهای طبیعی كوههای هندوكش مایه میگیرد. طبیعت پنجشیر، آن را به دو بخش پایین دره و بالا دره تقسیم كرده است: پایین دره از گلبهار تا دشت روات كشیده شده است و در حدود ٨٠ كمـ امتداد مییابد. بالای دشت روات، دره باریك، و به تنگهای بدل میگردد كه حدود ٢٤ كمـ طول دارد و سپس گسترده شده، سرانجام درۀ پریان را تشكیل میدهد كه از پایین دره جدا میشود (كارلس، ١٥٣-١٥٤). درۀ پریان كه همان پنجشیر بالاست، ٤٠كمـ درازا دارد (همو، ١٦٣). در درۀ پنجشیر زمین كشاورزی چندانی وجود ندارد، ولی دارای درختان میوۀ بسیار مانند سیب، انار، آلبالو، بادام، گلابی، گیلاس، انگور است و محصولات صیفی نیز در آن به فراوانی به دست میآید (پهلوان، ٣٩٦). بیشترین فرآوردۀ كشاورزی درۀ پنجشیر توت و زردآلوست (كارلس، ١٥٧) و بیشترین غذای مردم آن از گندم، جو، ذرت و حبوبات فراهم میگردد (همو، ١٦٣).
پنجشیر همواره از جایگاه مهم ارتباطی برخوردار بوده است، چنان كه یكی از عوامل پیشرفت و گسترش كابل را، اهمیت ارتباطی آبراه كابل ـ پنجشیر دانستهاند. در روزگاران كهن راه كاروانهای باختر ـ هند در امتداد شمال شرقیِ بستر این آبراه به موازات رودخانۀ پنجشیر ادامه داشت (گروتسباخ، ٤٦). درۀ پنجشیر نه تنها گذرگاه كاروانهای بازرگانی بود، بلكه نیروهای مهاجم نیز از آن میگذشتند. آسانترین گردنهای كه كوههای هندوكش را به پنجشیر میپیوست، گردنۀ خاوك بود كه از اندرآب به پنجشیر میرسید و این همان راهی است كه سربازان اسكندر مقدونی در ٣٢٨قم و سواران تیمور لنگ در ٨٠٠ق / ١٣٩٨م از آن گذشتهاند (كارلس، ١٥٤-١٥٥). درۀ پنجشیر همچنین بهعنوان یك جادۀ مهم شمال ـ جنوب، برای عشایری كه زمستانها را در ناحیۀ لَغمان (لَمغان) ـ جلالآباد میگذرانیدند و تابستانها را به بدخشان میرفتند، گذرگاه مهمی بوده است (دوپری، ١٢). پس از آنكه در ١٣٠٩ش / ١٩٣٠م راه اتومبیلرو گردنۀ خیبر ساخته شد، پنجشیر اهمیت دیرین خود را بهعنوان یك راه بازرگانی از دست داد (كارلس، همانجا).
درۀ پنجشیر زیستگاه تاجیكهای فارسی زبان است كه از اقوام كهن ایرانی بهشمار میروند و در افغانستان غالباً «فارسیوان» نامیده میشوند (همو، ١٥٣). تاجیكهای پنجشیر دومین گروه بزرگ نژادی را در افغانستان تشكیل میدهند (گرگوریان، ٣٢-٣٣). زبان آنها تا حدی همانند گویش خراسانی است (كارلس، ١٦١).
شهرستان پنجشیر
این شهرستان یكی از شهرستانهای (ولسوالیهای) ولایت كاپیساست (دولتآبادی، ١١١؛ لعلی، ١٠٨). مركز ولسوالی پنجشیر شهر گلبهار است (كارلس، ١٥٦) كه در غرب رود پنجشیر واقع است و دارای كارخانۀ بزرگ پارچهبافی است (گروتسباخ، ٧٣). ولسوالی پنجشیر ٧٠٥ كمـ٢ مساحت و ١٣٧ روستا دارد (دولتآبادی، ١١٣).
شهر پنجشیر: بسیاری از جغرافینویسان سدههای نخستین اسلامی و پس از آن، از پنجشیر بهعنوان یكی از شهرهای خراسان آن روزگار یاد كردهاند (نك : ابن حوقل، ٢ / ٤٢٨؛ اصطخری، ٢٧٧- ٢٧٨؛ حدود، ١٠١؛ مقدسی، ٥٠؛ یعقوبی، همانجا؛ ادریسی، ٤٨٤؛ حمدالله، همانجا). در منابع جغرافیایی سدۀ ٤ق پنجشیر شهری بر فراز كوه، دارای بوستانهای بسیار و با حدود ١٠ هزار تن جمعیت وصف شده است (نك : اصطخری، ٢٨٠؛ ابن حوقل، ٢ / ٤٤٩؛ اشكال...، ١٧١). یاقوت مردم آن را آمیخته (اقوام گوناگون) دانسته است (همانجا). كانهای نقرۀ پنجشیر از دیرباز مشهور بوده است و برخی از جغرافینویسان سدۀ ٤ق از آن یاد كردهاند. اصطخری نوشته است كه نقرههای پنجشیر به شهر اندرابه (اندرآب) برده میشد (ص ٢٧٩) و در آنجا از آن سكه میزدند (حدود،١٠٠). مقدسی از كوه نقرۀ (جبل الفضة) این شهر یاد كرده و افزوده است كه در آنجا، درم (سكۀ سیمین) بسیار است (ص ٣٠٣). این كوه مشرف به شهر و بازار آن بوده است، و به سبب سوراخهای بسیاری كه كنده بودند، همچون غربالی به نظر میرسیده است (سمعانی، ٢ / ٣٣٤). كانهای نقرۀ پنجشیر، غنیترین كانهای نقره، در بخش شرقی سرزمینهای اسلامی بهشمار میآمده است (بارتولد، ١ / ١٧٤). امروزه در پنجشیر، افزون بر نقره، كانهای لاجورد، زمرد و نیز سنگهای گرانیت و مرمر به فراوانی یافت میشوند (پهلوان، ٣٩٤؛ گرومف، ١١٤).
پیشینۀ تاریخی
پنجشیر از زیستگاههای كهن آریاییان بهشمار میرود. آنان پس از گذشتن از آمودریا، دشت بلخ و گذرگاههای هندوكش، در امتداد رودخانههای پنجشیر و كابل فرود آمدند (گیرشمن، ٦٣). از این شهر در تاریخ اسطورهای ایرانیان نیز یاد شده (نك : فردوسی، ٢ / ٣١٧)، و شهری متعلق به ایران بهشمار رفته است (عادل، ١٢٨). در زمان پادشاهی داریوش بزرگ (٥٢٢-٤٨٦قم) بخش كوهستانی پنجشیر ـ غوربند جزئی از استان ثتهگوش (ستگیدیه) در قلمرو هخامنشیان بهشمار میرفت (فرای، ٤٧). برخی بر این باورند كه اسكندر مقدونی، در محل پیوستگی رودهای پنجشیر و غوربند، شهری به نام اسكندریه ساخت تا پایگاهی برای حملۀ سپاهیانش به كوهستانیها باشد (دوپری، ٢٧٨). گویا سپاهیان وی در گذر از پنجشیر و كوههای هندوكش، دچار سرما و كمبود آزوقه شدهاند، ولی سرانجام از آنجا گذشته، و شهر بزرگ بلخ را گشودهاند (سایكس، I / ٢٦٧).
در دورۀ اسلامی پنجشیر، چندی دردست سلسلۀ بنی بانیجور یا ابوداوودیان (حك ٢٣٢-٣٧٢ق / ٨٤٧-٩٨٢م) طخارستان بود (زامباور، ٣٠٧) و سكههایی كه از سوی آنها در پنجشیر ضرب شده، شناخته شده است (مایلز، ٣٧٣). در ٢٥٦ق / ٨٧٠م یعقوب لیث به شرق خراسان تاخت و با پیروزیهایی كه در هندوكش به دست آورد، درۀ پنجشیر و كانهای نقرۀ آن به قلمرو او افزوده شد (بازورث، ١١١). پنجشیر در دورۀ صفاریان یكی از مراكز ضرب سكۀ این دولت بود (لسترنج، ٣٥٠). نخستین سكههای صفاریان به فرمان یعقوب در ٢٥٩-٢٦١ق در پنجشیر ضرب شد، ولی پس از بازگشت او از نواحی شرقی خراسان، این سرزمین بار دیگر به تصرف ابوداوودیان درآمد (بازورث، همانجا). در دورۀ سامانیان نیز پنجشیر یكی از ضرابخانههای آنها بهشمار میرفت (مایلز، همانجا). تیمور لنگ در یورش خود به سوی كابل، از راه گردنۀ خاوك وارد درۀ پنجشیر شد و از آنجا به كابل رفت (میرخواند، ١٠٧٩).
پنجشیر هنوز جایگاه خود را بهعنوان یكی از مهمترین مناطق نظامی افغانستان حفظ كرده، چنانكه در جنگها و درگیریهای سالهای اخیر نیز نقش مؤثری داشته، و همچنین خاستگاه احمدشاه مسعود یكی از برجستهترین فرماندهان مجاهدان افغانی بوده است (نك : گرومف، ١١٤-١١٦).
از بزرگان پنجشیر، میتوان بنجهیری (پنجهیری، ابوالمظفر مكی بن ابراهیم بن علی الپنجهری) را نام برد كه از شعرای پارسیگو بوده است (سمعانی، ٢ / ٣٣٥؛ عوفی، ١ / ٤٦؛ یاقوت، ١ / ٧٤٤).
مآخذ
ابنبطوطه، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
ابنحوقل، محمد، صورةالارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك والممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق / ١٨٨٩م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، پورت سعید، مكتبۀ الثقافة الدینیه؛
اشكال العالم، منسوب به ابوالقاسم جیهانی، ترجمۀ علی بن عبدالسلام كاتب، به كوشش فیروز منصوری، مشهد، ١٣٦٨ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛
بارتولد، و. و.، تركستان نامه، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٥٢ش؛
بیرونی، ابوریحان، القانون المسعودی، حیدرآباد دكن، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛
پهلوان، چنگیز، افغانستان عصر مجاهدین و برآمدن طالبان، تهران، ١٣٧٧ش؛
حدودالعالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
حمداللهمستوفی، نزهةالقلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
دولتآبادی، بصیر احمد، شناسنامۀ افغانستان، قم، ١٣٧١ش؛
زامباور، معجم الانساب و الاسرات الحاكمة، ترجمۀ زكی محمدحسن و حسن احمدمحمود، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
عادل، محمدرضا، فرهنگ جامع نامهای شاهنامه، تهران، ١٣٧٢ش؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٦١ش؛
فردوسی، شاهنامه، به كوشش مهدی قریب و محمدعلی بهبودی، تهران، ١٣٧٣ش؛
كارلس، هیو، «تاجیكهای درۀ پنجشیر جبال هندوكش»، ترجمۀ حسن مسعودی، مردمشناسی، تهران، ١٣٣٥ش، س ١، شم ٤ و ٥؛
گروتسباخ، اروین، جغرافیای شهری در افغانستان، ترجمۀ محسن محسنیان، مشهد، ١٣٦٨ش؛
گرومف، بوریس، ارتش سرخ در افغانستان، ترجمۀ عزیز آریانفر، تهران، ١٣٧٥ش؛
لعلی، علیداد، سیری در هزارهجات، قم، ١٣٧٢ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
میرخواند، محمد، روضةالصفا، به كوشش عباس زریاب، تهران، ١٣٧٣ش؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
نیز:
Bosworth, C. E., «The Ṭāhirids and Șaffārids», The Cambridge History of Iran, vol. IV, ed. R. N. Frye, Cambridge, ١٩٧٥;
Dupree, L., Afghanistan, Princeton / New Jersey, ١٩٧٣;
Frye, R. N., The Heritage of Persia, London, ١٩٦٢;
Ghirshman, R., Iran, New York, ١٩٧٨;
Gregorian, V., The Emergence of Modern Afghanistan, Stanford, ١٩٦٩;
Hanifi, M. J., Historical and Cultural Dictionary of Afghanistan, Metuchen, ١٩٧٦;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Miles, G. C., «Numismatics», The Cambridge History of Iran, vol. IV, ed. R. N. Frye, London, ١٩٧٥;
Sykes, P., A History of Persia, London, ١٩٥٨.
محسن احمدی