دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٣ - بغشور
بغشور
نویسنده (ها) :
احمد آرین نیا
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَغْشور، شهركی كهن كه امروزه خرابههای آن در نزدیكی قلعه مور در افغانستان قرار دارد. این شهر در ٣١ق / ٦٥٢م توسط احنف بن قیس (هـ م) به جنگ گشوده شد و وی احشام شهر را به غنیمت با خود برد (بلاذری، ٤٠٦؛ ابناثیر، الكامل، ٣ / ١٢٥-١٢٦).
بغشور در سدۀ ٤ق / ١٠م از توابع گنج رستاق بهشمار میرفته، و با آنکـه در بیابانی خشك و بیآب و علف واقع بوده، هوای آن معتدل و خاكش حاصلخیز وصف شده است. كشاورزی در آن بهصورت دیم بوده، و كشتزارها، باغها و تاكستانهای دیمی بسیار داشته است. آب آشامیدنی آن نیز از چاهها تأمین میشده است (اصطخری، ٢٦٦؛ ابنحوقل، ٢ / ٤٤١؛ حدود العالم، ٩٣؛ ادریسی، ١ / ٤٧٥؛ یاقوت، ١ / ٦٩٤).
این شهر همچون پوشنگ از ببـن كوچكتر، و مساحت آن نیم فرسنگ در نیم فرسنگ بوده است (ابنحوقل، همانجا؛ اصطخری، ٢٦٨-٢٦٩). فاصله آن تا هرات ٤ مرحله بوده، و به سبب واقع شدن میان هرات و مرورود (همو، ٢٦٦، ٢٨٥؛ مقدسی، ٣٠٨، ٣٤٩)، از مراكز بازرگانی به شمار میرفته است (ادریسی، همانجا).
در ٣٨٥ق / ٩٩٥م به فرمان امیر نوح دوم سامانی سبكتكین برای مقابله با ابوعلی سیمجور و ابوالحسن فائق تا ناحیۀ بغشور لشكركشی كرد (عتبی، ١٨٥؛ نیز نکـ: مدرس، ٣٧٩). در ٤٥٨ق / ١٠٦٦م الب ارسلان سلجوقی این شهر را به صورت اقطاع به مسعود بن ارتاش واگذارد (ابن اثیر، همان، ١٠ / ٥٠).
مقارن حمله مغول این شهر از توابع بادغیس به شمار میآمد و شهری آباد بود (حافظ ابرو، ٣٣)، اما به گفته یاقوت كه آنجا را در ٦١٦ق / ١٢١٩م دیده بوده، بغشور پیش از حمله مغولان رو به خرابی نهاده بوده است (همانجا). تا پیش از ویرانی، این شهر در حدود ٢٠ تا ٣٠ هزار نفر جمعیت داشته است (حافظ ابرو، همانجا). سپاهیان مغول بر سر راه خود به مرو، از بغشور گذشتند و كشتار و خرابی بسیاری به بار آوردند (نکـ: همانجا؛ جوینی، ١ / ١١٧- ١١٨؛ رشیدالدین، ١ / ٥١٩).
بغشور پس از این حملات به كلی ویران شد و امروزه ویرانههای آن در ناحیه كشك، در نزدیكی آبادی قلعه مور در محوطه وسیعی به چشم میخورد كه در وسط این محوطه بر روی تپه مصنوعی و بلندی آثارقلعهای كهن كه با آجر ساخته شده، نمایان است (مایل هروی، ٩٧؛ لسترنج، .(٤١٣
منسوبان به این شهر، معروف به بَغَوی بودهاند (سمعانی، الانساب، ٢ / ٢٧٣؛ ابن اثیر، اللباب، ١ / ١٣٣) و بزرگانی از این شهر برخاستهاند كه از آن جملهاند: ابومنصور بغوی، صاحب برید نیشابور (ابن حوقل، همانجا)، ابوالحسن علی بن ابی بكر، مقری و صوفی بغوی (سمعانی، التحبیر، ١ / ٥٩٧)، ابومحمد حسین بن مسعود بغوی (هـ م)، از محدثان و فقهای شافعی اواخر سدۀ ٥ و اوایل سدۀ ٦ق (قزوینی، ٣٣٠)، ابوالفضل بغوی و ابوالفتح بغوی (سمعانی، همان، ٢ / ٤٥، ٣٥٠).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
همو، اللباب، قاهره، ١٣٥٧ق؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٩٨٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٩١١م؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافیا، به كوشش غلامرضا مایل هروی، تهران، ١٣٤٩ش؛
حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٣ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٩٦٣م؛
همو، التحبیر، به كوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٩٧٥م؛
عتبی، محمد، «تاریخ یمینی»، ضمن شرح الیمینی ( الفتح الوهبی ) از منینی، قاهره، ١٢٨٦ق؛
قزوینی، زكریا، آثار البلاد، بیروت، ١٩٨٤م؛
مایل هروی، غلامرضا، تعلیقات بر جغرافیا (نکـ: همـ، حافظ ابرو)؛
مدرس رضوی، محمدتقی، تعلیقات بر تاریخ بخارا ی نرشخی، تهران، ١٣٦٣ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate,
احمد آریننیا