دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٢ - بسطه
بسطه
نویسنده (ها) :
ستار عودی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَسْطه، شهری واقع در ایالت غرناطه (گرانادا) در جنوب اسپانیا. این شهر در ١٢٣ كیلومتری شمال شرق غرناطه واقع است (تازی، ٢٠٣؛ زكار، ٦٧، ٩٢؛²(EI ظاهراً نام این شهر در عصر رومیان، بَستی بوده است (شحاده، ٦ / ٣٢١؛²(EI شهر بسطه (بسته) كه در زبان اسپانیایی به صورت باثا تلفظ میشود (شكیب ارسلان، الحلل ...، ١ / ١٢٦، حاشیۀ ٧؛(EI² توسط سَوّاربن حمدون بن عبده (مقـ ٢٧٧ق / ٨٩٠م) برای بنی قُحطبه و بنی مسیره پیریزی شد (ابن خطیب، الاحاطه ... ، ٤ / ٢٧٠).
بسطه چنانكه از نامش پیداست، در زمینی هموار و جلگهای پهناور واقع است كه پیرامون آن را كوههایی احاطه كردهاند (شكیب ارسلان، خلاصه ... ، ٢٢٧؛ حایك، ٢١٧). این شهر جزو شهرهای متوسط و خوش آب و هوا و پرجمعیت با دیوارهای بلند و محكم و بازارهای پاكیزه بود و به داشتن صنایع مختلف شهرت داشت (ادریسی، ٢٠٢؛ ابن عبدالمنعم، ١١٣؛ شكیب ارسلان، الحلل، ١ / ١٢٦-١٢٧؛ ابن شریفه، ١٧). چشمۀ كوه ابوالحسن در اطراف بسطه و دو رود وادیالقطن و وادیالتین آب این شهر را تأمین میكرد (حایك، همانجا؛ شكیب ارسلان، خلاصه، ٢٢٧، ٢٣٢). كوه كحل (سرمه) از جمله كوههای معروف اطراف بسطه بود كه مورخان درباره آن داستانهای شگفتانگیزی نقل كردهاند (قزوینی، ٥٠٥، ٥١٢؛ دمشقی، ٣٢١؛ ابن عبدالمنعم، همانجا). بخشی از كوههای بسطه چوب مورد نیاز اندلس و حتی مغرب را تأمین میكرد (همو، ٤٨٨).
در اطراف شهر بسطه به سمت وادی آش و جیان، قلعههای بسیاری وجود داشت (ادریسی، ٢٠٣) كه میتوان به قلعههای بَرْشانه، تاجَله (ابن سعید، ٢ / ٨١، ٨٤)، قلیه یا قولیه واقع در شمال شرق بسطه (همو، ٢ / ٨٧؛ مراكشی، ٣٧٠؛ تازی، ٢٠٤؛ ابن عبدالمنعم، همانجا؛ مقری، نفح ... ، ٤ / ٦٦؛ بسطی، ١١٩)، و قلعه مشهور طشكر یا اَشكر اشاره كرد (ادریسی، ٢٠٢؛ شكیب ارسلان، الحلل، ١ / ١٢٧؛ ابن خطیب، همان، ١ / ٣٩٠).
مورخان از برخی روستاها و مناطق اطراف بسطه چون نجیطه، مسینه، تلون، مرینه (بسطی، ٢٠٤؛ نیز ابن شریفه، ٢٠٤)، بجا (وثائق ... ، ٩٠)، غُلَّیره (بسطی،٧٠؛ نیز ابن شریفه، ٧٠)، قسطلونه (قزوینی،٥٥٣)، قنالِش (قنولش) ( وثائق، «١٣م»، نیز ٩٩؛ بسطی، ١٩؛ ابن شریفه، ٤٩؛ مونس، تاریخ ...، ٥٧٤) یاد كردهاند.
در بسطه بناهایی چون مسجد جامع شهر (ابن شریفه، ٦٢) و مسجد الجنه (ابن خطیب، ریحانه ... ، ٢ / ٢٥٢؛ ابن شریفه، ١٨؛ مونس، همانجا) شهرت داشتهاند. از نقاط دیدنی و شگفتانگیز بسطه كه مورخان به آنها اشاره كردهاند، میتوان به چشمۀ هوته و غار شیمه در راه بسطه به بیاسه (ابن عبدالمنعم، ١١٣؛ قزوینی، ٥١٢)
و گردشگاههای زیبا و سرگرم كننده مُنیه، جنان رومه (بسطی، همانجا؛ وثائق، ٨، ١٠، ٧٧، ٩١؛ ابن شریفه، ١٩، ٤٩) و حَمّه صالحه (ابن خطیب، مشاهدات، ٩٣؛ ونشریسی، ٧ / ٩٤) اشاره كرد.
در بسطه زیراندازهای بینظیر و لباسهای بسیار نفیس چرمی و ضدآب با رنگهای شگفتانگیز به نام مُلَبّد تولید میشد (یاقوت، ١ / ٦٢٤؛ ابن عبدالمنعم، همانجا؛ مقری، همان، ١ / ٢٠١؛ مونس، همان، ٤٨٩؛ دندش، ١٨٣). مهمترین محصول كشاورزی بسطه زعفران بود (ابن خطیب، همان، ٢ / ٢٥١-٢٥٢، ٢٩٣) و صنعت ابریشم نیز به سبب فراوانی درخت توت در این شهر رونق داشت (ابن عبدالمنعم، همانجا).
پیشینۀ تاریخی
این شهر از زمان پیریزی آن به دست سوار بن حمدون در اواسط سده ٣ق / ٩م (ابن خطیب، الاحاطه، ٤ / ٢٧٠) تا سقوطش به دست مسیحیان اسپانیا در اواخر سدۀ ٩ق / ١٥م (مونس، مقدمه ...، ٦٧؛ مقری، همان، ٦ / ٣١٨) شاهد حوادث گوناگونی بود. در ٢٨٣ق / ٨٩٦م ابوالعباس احمدبن محمدبن ابی عبده به همراه سپاهیانش وارد بسطه شد (ابن حیان، ٣ / ١١٦).
در ٣٢٢ق / ٩٣٤م خلیفۀ اموی عبدالرحمان سوم، معروف به ناصر فرمانروایان مناطق وسطای اندلس از جمله عبدالله بن احمد بن محمد ابن ابی عبده حاكم بسطه را سركوب كرد (مونس، موسوعة ...، ١ / ٣١٤).
در اواسط سدۀ ٥ ق / ١١م بسطه جزو قلمرو المظفر بادیس بن حَبوس (د ٤٦٥ق / ١٠٧٣م) قرار گرفت (ابن خطیب، اعمال ...، ٢٣٠؛ عنان، دول ...، ١٣٣، ١٣٨-١٣٩). ابن حبوس پس از تصرف بسطه آن را به ابن مَلْحان سپرد و او نیز پس از مدتی به عنوان اعتراض و نارضایی از وزیران ابن حبوس شهر را به ابن صُمادح تسلیم كرد (عبدالله، ٧١). بادیس بن حبوس برای جبران كمكهای یحیی بن اسماعیل ذوالنون، ملقب به مأمون حاكم طلیطله (حكـ ٤٣٥-٤٦٧ق) در باز پسگیری وادیآش از چنگ ابن صمادح، بسطه را بهوی واگذارد (همو، ٥٦ - ٥٧؛ عنان، همان، ١٣٨).
در ٤٧٨ق / ١٠٨٥م آلفونسوی ششم پادشاه مسیحی قشتاله دستور داد قلعه آلِدو كه نزد مورخان اسلامی به نام قلعۀ لییط معروف است، در نزدیكی بسطه ساخته شود و از آنجا به مسلمانان حمله كنند (همان، ٣٣٤). هنگامی كه مردم بسطه و مسلمانان اندلس از كارها و تجاوزهای مسیحیان قشتاله و حملات سید كامپئادُر٨ كه نام اصلی وی روذریگو دیاث دِ ویوار بود (شكیب ارسلان، الحلل، ٣ / ٦٥، ٦٨) به ستوه آمدند، از امیر مرابطون مراكش یوسف بن تاشفین یاری خواستند و او نیز در ٤٨١ق / ١٠٨٨م به اندلس آمد و به كمك ملوك طوایف شهرهای اندلس، مسیحیان را سركوب كرد ( الحلل ...، ٦٧؛ مونس، موسوعة، ٢ / ١٨٥- ١٨٦؛ عنان، همان، ٣٣٥). پس از این پیروزی بسطه نیز به تصرف ابن تاشفین درآمد (ابن سعید. ٢ / ٧٧- ٧٨).
در ٥١٩ ق / ١١٢٥م آلفونسوی هفتم برای تصرف بسطه حركت كرد، اما پس از رسیدن به آنجا مسیر خود را به سوی وادی آش تغییر داد (عنان، عصر ...، ١ / ١٠٨). در ٥٣٩ ق / ١١٤٤م احمد بن محمد بن مَلحان (ملجان) طائی المتأید بالله در وادی آش قیام كرد و بسیاری از شهرهای اطراف از جمله بسطه را تصاحب كرد (بیذق، ١٢٥؛ عنان، همان، ١ / ٣٢٠؛ دندش، ٨٣). در ٥٤٦ ق / ١١٥١م ابن ملحان ناگزیر شهر بسطه را به محمد بن سعد بن مَرْدَنیش جُذامی كه در شرق اندلس قیام كرده بود، واگذارد (عنان، همان، ١ / ٣٢٠، ٣٣٥، ٣٧٢؛ ابن خطیب، الاحاطـة، ٢ / ١٢٦؛ دندش، ٨٣، ١٢٠؛ شكیب ارسلان، همان، ٣ / ٤٣٠).
در ٥٦٠ ق / ١١٦٥م سپاه موحدون بسطه را تصرف كردند و در حومۀ شهر در جایی به نام وادی قشتاله اردو زدند (ابن صاحب الصلاة، ٢٠٣؛ عنان، همان، ٢ / ١٦). در ٥٦٥ یا ٥٦٦ ق / ١١٧٠ یا ١١٧١م ابوحفص موحدی سپاهی به سرداری [ابو] عبدالله بن [ابی] ابراهیم به بسطه فرستاد و این شهر را به اطاعت موحدون درآورد و به مردم آنجا امان داد (ابن صاحب الصلاة، ٢٢١، ٣١٩؛ ابن خلدون، ٦ / ٣٢١؛ عنان، همان، ٢ / ٥٠).
در ٦٠٠ق / ١٢٠٤م فرمانروای موحدون ناصرلدینالله (حك ٥٩٥ - ٦١٠ق) حكومت بسطه را به شیخ ابو عبدالله بن یحیی سپرد (عنان، همان، ٢ / ٢٦٣). پس از شكست موحدون در نبرد معروف عِقاب در ٦٠٩ق / ١٢١٢م فرنگیان به شهرهای اسلامی اندلس از جمله بسطه حمله كردند (ابن عبدالمنعم، ٤١٦). در ٦٣٠ق / ١٢٣٣م بسطه به تصرف ابن احمر نصری درآمد (عنان، همان، ٢ / ٤١٥، نهایة...، ٣٩، ٨٨، نیز نك : ابن خلدون، ٧ / ٢٥١).
بسطه در دوران حكومت بنی نصر كه بیش از دو قرن و نیم به درازا كشید، توسعۀ چشمگیری یافت و جمعیت آن نیز دوچندان شد و به یكی از شهرهای مهم سرزمین غرناطه بدل گشت (ابن شریفه، ١٧- ١٨). این شهر در اواخر دوران حكومت بنی نصر دچار انحطاط گردید و بارها مسیحیان به آنجا حمله كردند (مقری، نفح ...، ٤ / ٥١١ بب ؛ ابن شریفه، ١٨٠-١٨٢).
در رجب ٨٩٤ / ژوئن ١٤٨٩ محاصرۀ طولانی شهر بسطه توسط مسیحیان شروع شد كه مردم بسطه مقاومت شگفتانگیزی از خود نشان دادند، اما این شهر پس از حدود ٧ ماه محاصره ناگزیر در مقابل شرایطی تسلیم شد و مسیحیان در ١٠ محرم ٨٩٥ وارد شهر شدند. در اول صفر همان سال / ٢٥ دسامبر ١٤٨٩م سند تسلیم بسطه با حاكم لیون و نمایندۀ شاهان مسیحی اندلس امضا شد و بدین ترتیب، حكومت مسلمانان بر این شهر پایان یافت (نكـ: ابن شریفه، ٤٣؛ مقری، همان، ٤ / ٥٢١ -٥٢٢؛ حایك، ٢١٦ ببـ؛ عنان، همان، ٢٢١، ٢٢٥-٢٢٦، ٣١٥؛ اروینگ، ٣١١ ببـ؛ شكیب ارسلان، خلاصة، ٢٢٧-٢٤٧؛ شاتوبریان، ١١٥؛ اخبار... ، ٩٨-٩٩).
پس از سقوط بسطه به دست مسیحیان، شمار بسیاری از مسلمانان، این شهر را به مقصد غرناطه و مراكش ترك كردند (شكیب ارسلان، همان، ٢٥٧- ٢٥٨؛ عنان، همان، ٣١١؛ مونس، مقدمه ..، ٦٩).
فرمانروایان مسیحی بسطه در ١٥٠٠م مسلمانان باقیمانده در شهر را به زور مسیحی كردند (عنان، همان، ٣١٩-٣٢٠). در ٩٧٧ق / ١٥٦٩م موریسكوهای بسطه شوریدند (همان، ٣٦٧) و در اثر آن در ١٥٧٠م فیلیپ دوم فرمان اخراج و پراكنده كردن مردم بسطه را صادر كرد (همان، ٣٧٥).
نویسندگان و مورخان، نام شماری از قضات، شعرا و ادبا، دانشمندان و بزرگان بسطه را ثبت كردهاند كه از آن جمله به ابوالحسن علی بن معاذ بسطی (ابن فرضی، ١ / ٢٢٦)، اَفوَه خرّاز بسطی شاعر و ادیب (ابن سعید، ٢ / ٧٩)، ابوالحسن علی بن عبدالعزیز ابن شفیع بسطی شاعر مشهور (همو، ٢ / ٧٨؛ ابن عبدالمنعم، ١١٣)، ابو عبدالله محمد بیانی قاضی (قلصادی، ٨٥؛ ابن شریفه، ١٦، ٥٥)، حسین بن عبدالعزیز بن ابی اَحوَص، معروف به ابن ناظر قاضی بسطه (نباهی، ١٢٧؛ ابن خطیب، الاحاطه، ٣ / ٢١٩)، ابوعبدالله محمد ازرق یا ابن ازرق شاعر نامدار اواخر سدۀ ٩ق (ابن شریفه، ١٢٣-١٣٢) و عبدالكریم بن محمد قیسی غرناطی بسطی آخرین شاعر بسطه (همو، ١٥، جم ) میتوان اشاره كرد.
در میان فقیهان بسطه میتوان از قاضی عیاض بن موسی یحصبی فقیه مشهور مالكی و صاحب تألیفات متعدد، نام برد (نباهی، ١٠١؛ مقری، ازهار ... ، ٣ / ١٧؛ ابن خطیب، همان، ٤ / ٢٢٢ بب ).
بدون شك، نامدارترین و پرآوازهترین شخصیت بسطه ابوالحسن علی بن محمد قرشی بسطی، مشهور به قلصادی از بزرگان و پیشوایان اندلس بود (مقری، نفح، ٢ / ٦٩٢-٦٩٤؛ سخاوی، ٦ / ١٤- ١٥؛ بابا تنبكتی، ٣٣٩؛ ابن قاضی، ٣ / ٢٥١؛ ابن مریم، ١٤١).
مآخذ
ابن حیان، حیان، المقتبس فی تاریخ رجال الاندلس، به كوشش ملچور آنتونیا، پاریس، ١٩٣٧م؛
ابن خطیب، محمد، الاحاطة فی اخبار غرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
همو، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٣٧٥ق / ١٩٥٦م؛
همو، ریحانةالكتاب و نجعةالمنتاب، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٩٨٢م؛
همو، مشاهدات، به كوشش احمدمختار عبادی، اسكندریه، ١٩٥٨م؛
ابن خلدون، العبر، به كوشش خلیل شحاده، بیروت، ١٩٩٦م؛
ابن سعید مغربی، علی، المغرب فی حلی المغرب، به كوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٣٥٥ق؛
ابن شریفه، محمد، البسطی آخر شعراء الاندلس، بیروت، ١٩٨٥م؛
ابن صاحب الصلاة، عبدالملك، المن بالامامة، به كوشش عبدالهادی تازی، بیروت، ١٩٨٧م؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٥م؛
ابن فرضی، عبدالله، تاریخ علماء الاندلس، قاهره، ١٩٨٨م؛
ابن قاضی مكناسی، احمد، درةالحجال فی اسماءالرجال، به كوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
ابن مریم، محمد، البستان فی ذكر الاولیاء و العلماء بتلمسان، به كوشش محمد ابن ابی شنب، الجزایر، ١٣٢٦ق / ١٩٠٨م؛
اخبارالعصر فی انقضاء دولة بنی نصر، به كوشش حسین مونس، قاهره، ١٤١٢ق / ١٩٩١م؛
ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، به كوشش دوزی و دخویه، لیدن، ١٩٦٨م؛
اروینگ، واشینگتن، اخبار سقوط غرناطة، ترجمه هانی یحیی نصری، بیروت / لندن، ٢٠٠٠م؛
باباتنبكتی، احمد، نیل الابتهاج، به كوشش عبدالحمید عبدالله هرامه، طرابلس، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
بسطی، عبدالكریم، «دیوان»، همراه البسطی ... (نكـ: هم، ابن شریفه)؛
بیذق، علی، اخبارالمهدی ابن تومرت و ابتداء دولة الموحدین، به كوشش لوی پرووانسال، پاریس، ١٩٢٨م؛
تازی، عبدالهادی، تعلیقات بر المن بالامامة (نكـ: هم، ابن صاحب الصلاة)؛
حایك، سیمون، ثریا الرومیة او استسلام غرناطة، بیروت، ١٩٨٨م؛
الحلل الموشیة، به كوشش سهیل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبیضاء، ١٩٧٩م؛
دمشقی، محمد، نخبة الدهر، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
دندش، عصمت عبداللطیف، الاندلس فی نهایة المرابطین و مستهل الموحدین، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
زكار، سهیل، تعلیقات بر الحلل الموشیة (همـ)؛
سخاوی، محمد، الضوءاللامع، قاهره، ١٣٥٣- ١٣٥٥ق؛
شاتوبریان، ف. ر.، الاسلام فی الاندلس، ترجمه شكیب ارسلان، بیروت، ١٩٨٥م؛
شحاده، خلیل، تعلیقات بر العبر (نكـ: هم، ابن خلدون)؛
شكیب ارسلان، الحلل السندسیة، بیروت ١٣٥٨ق / ١٩٣٩م؛
همو، خلاصة تاریخ الاندلس، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
عبدالله زیری، مذكرات، به كوشش لوی - پرووانسال، قاهره، ١٩٥٥م؛
عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
همو، عصرالمرابطین و الموحدین فی المغرب و الاندلس، قاهره، ١٩٩٠م؛
همو، نهایة الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
قزوینی، زكریا، آثارالبلاد، بیروت، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
قلصادی،علی، رحلة، بهكوششمحمد ابوالاجفان،تونس،١٩٨٥م؛
مراكشی، عبدالواحد، المعجب، به كوشش محمدسعید عریان و محمد عربی علمی، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٩م؛
مقری، احمد، ازهارالریاض، به كوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ١٣٥٨ق / ١٩٣٩م؛
همو، نفح الطیب، ج ١، ٢ و ٤، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م، ج ٦ و ٩، به كوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
مونس، حسین، تاریخ الجغرافیة و الجغرافیین فی الاندلس، قاهره، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
همو، مقدمه بر اخبارالعصر (همـ)؛
همو، موسوعة تاریخ الاندلس، قاهره، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
نباهی، علی، تاریخ قضاةالاندلس، بیروت، ١٩٨٠م؛
وثائق عربیة غرناطیة، به كوشش ل. س. لوثینا، مادرید، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
ونشریسی، احمد، المعیار المعرب، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI².
ستار عودی