دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩١٩ - چالوس
چالوس
نویسنده (ها) :
فریدون شایسته
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چالوس، شهرستان و شهری در استان مازندران:
شهرستان چالوس
این شهرستان با ٣ / ٥٩٧‘١ کمـ٢ مساحت در غرب استان مازندران واقع شده، و از شمال به دریای خزر، از غرب به شهرستان تنکابن، از شرق به شهرستان نوشهر، از جنوب شرقی به شهرستان نور و از جنوب به کوههای البرز محدود است ( اطلس ... ، ١٧٧؛ سالنامه ... ، ١٢). براساس تقسیمات کشوری در ١٣٨٧ش، این شهرستان مشتمل بر دو بخش مرکزی و کلاردشت، ٥ دهستان و ٣ شهر چالوس، کلاردشت و مرزنآباد بوده است ( نشریه ... ، بش ).
در ١٣١٦ش، دهستان چالوس از توابع بخش نوشهر در شهرستان شهسوار در استان دوم بهشمار رفت. در ١٣٢٥ش بخش نوشهر با دهستانهای چالوس و کلاردشت از شهرستان شهسوار جدا شد و به شهرستان ارتقا یافت و دهستانهای نامبرده به بخش بدل شدند. در ٦ آبان ١٣٧٥ شهرستان چالوس به مرکزیت شهر چالوس تشکیل شد (مجموعه ... ١٣١٦ش، ٧١؛ مجموعه ... ١٣٧٥ش، ٦٠٦).
شهرستان چالوس از نظر عوارض طبیعی، دارای دو سرزمین کاملاً متمایز است، یکی سرزمین جلگهای شامل باریکۀ ساحلی که میانگین پهنای آن از ساحل دریا تا دامنۀ کوه قریب ٣ کمـ و درازای نزدیک به ٢٠ کمـ ، و دیگری کوههای پوشیده از جنگل البرز، شامل روستاهای دامنهای کلارستاق و مجموعۀ بخش کلاردشت که از جنوب تا قلۀ کندوان را فرا گرفته است (شجاع ـ شفیعی، ٤١٦؛ جعفری، ٣٦٠).
رودخانۀ چالوس از مهمترین رودخانههای استان مازندران از این شهرستان میگذرد. سرچشمۀ این رودخانه، کوههای کوهستان و پنجک رستاق است. رود چالوس به رودهای دیگری که از جانب غربی کوههای کندوان سرچشمه میگیرند، میپیوندد و پس از آبیاری حدود ٣ هزار هکتار زمینهای شالیزاری دهستانهای «قشلاق» و «کران» در دو کیلومتری شهر چالوس، به دریا میریـزد. وسعت حـوزۀ آبگیر چالوس حدود ٥٥٠‘١ کمـ٢، سخت کوهستانی، و در بیشتر قسمتها پوشیده از جنگل است. شاخۀ اصلی رودخانۀ چالوس از دامنههای خاوری کوههای تخت سلیمان در ٥٥ کیلومتری جنوب باختری چالوس سرچشمه میگیرد. میزان آب این رودخانه حداکثر ٨٠٠ و حداقل ١٠٠ سنگ است. درازای این رودخانه از سرچشمه تا دریا در حدود ٨٠ کمـ ، و پهنای آن در مصب، متجاوز از ٧٠ متر است. این رودخانه از نظر صید ماهیِ آزاد شایان اهمیت است و ماهی آزاد آن از بهترین و معروفترین ماهیهای کنار دریای خزر است. به سبب نبودن دشتهای وسیع در حوزۀ رودخانه، مصرف آب آن کم است، و آب آن بیشتر مستقیماً وارد دریا میگردد. رودخانههای زوات و کلیاک از دیگر رودخانههای شهرستان چالوس است (شایان، ٣٥؛ افشین، ٢ / ١١٠، ٢٣٠-٢٣١؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، ٢٧ / ٩٩).
کوههای کردکتی (٣٠٠‘١ متر)، مگس خانی (٤٠٠‘١ متر) و دختر قلعه (٨٠٠ متر) از جمله بلندیهای این شهرستاناند ( فرهنگ جغرافیایی کوهها ... ، ٤ / ٣٣٨، ٣٦٠، ٣٧٢).
آب و هوای این شهرستان معتدل و مرطوب است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٧ / ٩٨).
اساس اقتصاد شهرستان چالوس بر پایۀ کشاورزی و دامداری استوار است. به سبب مساعد بودن خاک کشاورزی و آب و هوای مناسب و رطوبت و آب فراوان، کشاورزی در آنجا رونق فراوان دارد. برنجکاری و کاشت مرکبات نیز در آنجا رایج است. همچنین کشت گندم و جو برای مصارف محلی صورت میگیرد. منابع آب کشاورزی، رودخانههای چالوس و زواتاند. دامداری نیز که شامل پرورش گاو و گوسفند است، به شکل سنتی صورت میگیرد (همان، ٢٧ / ٩٩).
شهرستان چالوس طبق سرشماری ١٣٨٥ش دارای ٥٥٩‘١١٩ تن جمعیت بوده است («درگاه ... »، بش ).
مردم این شهرستان به زبان فارسی با گویش مازندرانی و گیلکی سخن میگویند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٧ / ٩٨).
شهر چالوس
این شهر که مرکز شهرستان چالوس است، در °٥١ و´٢٥ طول شرقی و°٣٦ و´٣٩ عرض شمالی و در حدود ٢٥ متر پایینتر از آبهای آزاد واقع شده (همان، ٢٧ / ٩٩)، و در سرشماری ١٣٨٥ش، ٦١٨‘٤٤ تن، جمعیت داشته است («درگاه»، بش ).
رود چالوس از غرب این شهر میگذرد و چند پل بر روی آن ساخته شده است؛ از جمله پل معلقی از بتون به درازای ٢٠٠‘١ و پهنای ٥٠ متر که در ١٣١٢ش به بهرهبرداری رسیده است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا؛ نوشین، ٩٦-٩٧).
در ١٣١١ و ١٣١٢ش کارخانۀ حریربافی، بیمارستان و کاخ سلطنتی (که امروزه کتابخانه شده) و پل فلزی در آنجا احداث گردید (همو، ٩٠-٩٧؛ شایان، ١٧٣-١٧٤؛ محبوبی، ٣ / ١٦٦-١٦٧).
مسجد و مدرسۀ علوم دینی، در شهر چالوس، به نام مدرسۀ علمیۀ امام صادق(ع) و کتابخانهای در کنار آن دایر است که حدود ٢٠٠‘٢ جلد کتاب با چاپ سنگی یا نسخۀ خطی در آن نگهداری میشود (طیار، ٢٥-٢٦؛ موسوی، ٦٤-٦٧).
آثار تاریخی فراوان دیگری نیز در شهرستان چالوس وجود دارد که از آن جمله میتوان به تپهای در محوطۀ کاخ سلطنتی که ظاهراً ویرانههای قلعۀ کهن شهر چالوس در آنجا ست، اشاره کرد؛ همچنین بقعهای به نام حمزه رضا، برج مدور اسپی سنگ در جنوب شرقی شهر چالوس، امامزاده خلیل، گورستان کهن گرمابک، بقعۀ آقا عبدالرضا (عبدالرزاق)، بقعۀ سیدمحمد بن امام جعفر صادق(ع)، امامزاده یحیى(ع)، امامزاده علی موسیالرضا(ع)، قلعۀ سنگ سَرَک، و بقعۀ شاه علمدار از جملۀ آثار تاریخی شهرستان چالوس است (ستوده، ٣ / ١٠٧ بب ).
رودخانۀ چالوس با چشمهسارها و آبشارهای فراوان آن، درههای سیاه بیشه، پل زنگوله، هزارچم، چشماندازهای جنگلی، سردرختیهای بهاره، شالیزارهای سرسبز و مناظر و چشماندازهای بدیع و شگفتانگیز از عناصر و جاذبههای طبیعی و گردشگری این شهرستـان بهشمـار میآید. وجـود جـادۀ تهران ـ چـالوس در امتداد مسیر این رودخانه، دسترسی به آن را آسان کرده است. این مسیر در ردیف یکی از زیباترین مسیرهای ایران و حتى جهان قرار دارد.
دریاچۀ ولشت با وسعت حدود ١٥ هکتار در جنوب غربی شهرستان چالوس با ماهیها و دیگر آبزیان، پناهگاه پرندگان مهاجر است. مراتع و تپههای اطراف همراه با نیزارهای پیرامون آن، از جاذبههای گردشگری در شهرستان چالوس است. آبشار آکاپل، آبشار هریجان، درۀ جنگلی چالوس، بوستان جنگلی چالوس، بوستان جنگلی نمکآبرود، کاخ چایخوران، مرداب کندوچال در چالوس و دریاچۀ سد دریوک از دیگر نقاط دیدنی این شهرستان به شمار میآید (زندهدل، ٤٥ بب ).
پیشینۀ تاریخی
شواهد و مدارک تاریخی گواه آن است که شهر چالوس از کهنترین شهرهای غرب مازندران است. ابن اسفندیار تاریخنگار سدۀ ٧ق / ١٣م، بنای چالوس را به گرگین بن میلاد از پهلوانان تاریخ حماسی ایران در دورۀ کیانیان نسبت میدهد که بیانگر دیرینگی آن است (١ / ٧٤).
چالوس در دورۀ ساسانی از شهرهای نظامی و سرحدی میان دیلم و طبرستان بوده است، و در آن قلعهای بلند و بنایی بزرگ بنیاد شده بود، تا مردانی که در مقابل پادگان دیلمان بودند، در آنجا اقامت گیرند (مسعودی، ٤ / ٢٧٨)؛ به همین سبب دژ آن در سدههای نخستین اسلامی نیز، اهمیتی ویژه داشت. مردم چالوس از پیشتازان شورش بر ضد اعراب بودند؛ اما در ١٤١ق / ٧٥٨م، عمر بن علاء طبرستان و از جمله چالوس را تسخیر کرد (طبری، ٧ / ٥١٠-٥١١).
در سدههای نخستین اسلامی که عربها قسمت ساحلی طبرستان را در تصرف داشتند، آل باوند در کوهستانها، و بادوسپانیان در رویان حکومت میکردند و گاهی نیز با عربها درگیر میشدند؛ از این جهت عربها پادگانهای نظامی به نام مسلحه در سراسر طبرستان ایجاد کردند. ابن اسفندیار از شماری از این پادگانها نام برده است. یکی از این پادگانها، پادگان چالوس بوده است (١ / ١٧٨-١٨١)، که ابوالعباس طوسی فضل بن سهل را با ٥٠٠ نیروی نظامی در آن پادگان مستقر کرد (همانجا؛ نیز نک : حدود ... ، ١٤٦).
جغرافیانگاران سدههای نخستین اسلامی نیز از چالوس به عنوان شهری که دارای مسجدجامع و منبر بوده، یاد کردهاند (نک : ابن رسته، ١٥٠؛ اصطخری، ٢٠٦؛ ابن فقیه، ٣٠٥؛ مقدسی، ٣٥٩).
عبدالله بن جازم که از طرف خلیفه مأمون حکمران طبرستان بود، در ١٨٠ق / ٧٩٦م، پس از آنکه مردم چالوس و رویان بر ضد نایب وی به نام سلام، ملقب به سیاهمرد، شورش کردند، به قتلعام مردم چالوس پرداخت (ابن اسفندیار، ١ / ١٨٩). در ٢٤٥ق / ٨٥٩ م، محمد بن اوس که از سوی حکومت طاهریان، والی آمل و غرب مازندران شده بود، ادارۀ چالوس و کلاردشت را به پسرش احمد واگذار کرد. ظلم و تعدی احمد تا حدی بود که سالی ٣ بار از مردم منطقۀ رویان و چالوس خراج میگرفت (مرعشی، ١٦٨). این ظلم و ستم بار دیگر موجب شورش مردم چالوس و رویان شد که به دنبال آن، در ٢٥٠ق / ٨٦٤ م، حکومت سید حسن بن زید علوی داعیکبیر بر سراسر طبرستان و اخراج عمال حکومت از این سامان، فراهم گشت و مردم چالوس نیز با علویان بیعت کردند (ابن اسفندیار، ١ / ٢٢٩؛ مادلونگ، ٢٠٦).
ظاهراً از آن زمان چالوس و دیگر شهرهای طبرستان به یکی از مراکز مهم علویان بدل شد و احتمالاً یکی از دلایل دعوت اهالی چالوس و آبادیهای اطراف آن از حسن بن زید این بود که در دورۀ خلافت مستعین عباسی (حک ٢٤٨-٢٥٢ق / ٨٦٢-٨٦٦ م) زمینهای موات و جنگلی، و مراتع نزدیک چالوس را که از املاک خاص خلیفه بود، به محمد بن عبدالله طاهر به اقطاع داده بودند (طبری، ٩ / ٢٧١-٢٧٢؛ بازورث، ١٠٢-١٠٣).
در ٢٦٠ق / ٨٧٤ م، در دورۀ حکومت داعیکبیر، یعقوب لیث صفاری به طبرستان لشکر کشید و داعی پس از رویارویی و احساس ناتوانی، از آمل به چالوس، و آنگاه از طریق کلاردشت به سرزمین شیر در غرب تنکابن واپس نشست. یعقوب پس از عدم موفقیت در دستگیری داعی، ابراهیم بن مسلم خراسانی را به عنوان عامل و نمایندهاش به حکومت چالوس برگماشت؛ اما مردم چالوس منزلش را آتش زده، بر سرش خراب کردند و همۀ یاران او را کشتند. چون خبر به یعقوب رسید، به چالوس بازگشت و آن شهر را به آتش کشید (ابن اسفندیار، ١ / ٢٤٥). در آن دوره چالوس به همراه دیگر نواحی طبرستان، از سوی حاکمانی چون رافع بن هرثمه و عمال اسپهبد طبرستان تاراج شد (نک : همو، ١ / ٢٥٠-٢٥٦).
در ٣٠١ق / ٩١٤م، و به روایتی ٣٠٢ق حسن اطروش، ملقب به ناصرکبیر با پیروان خود از راه دیلم به کلار (کلاردشت) و سپس چالوس وارد شد و با لشکری که فرماندهی آن را حسن بن قاسم به عهده داشت، در چالوس سپاه ١٥ هزار نفری محمد بن صعلوک را شکست داد و ابوالوفا خلیفة بن نوح را که به عنوان عامل سامانیان، دژ چالوس را در تصرف داشت، با همۀ لشکر خراسانی او کشت. سیدناصر فرمان داد که دژ چالوس را خراب، و با زمین هموار کردند (نک : طبری، ١٠ / ١٤٩؛ مسعودی، ٤ / ٢٧٨-٢٧٩؛ ابن اسفندیار، ١ / ٢٦٨- ٢٦٩؛ مادلونگ، ٢٠٨-٢٠٩).
در ٣٣٢ق / ٩٤٤م، وشمگیر از پادشاهان آل زیار، به چالوس و دیگر شهرهای طبرستان هجوم آورد و حسن بن فیروزان را که به عنوان عامل و گماردۀ آل بویه در طبرستان بود، شکست داد (ابن اسفندیار، ١ / ٢٩٨- ٢٩٩). رکنالدوله برای گوشمالی وشمگیر، از ری رهسپار آمل شد و از آن شهر به چالوس رفت و وشمگیر را وادار به پذیرفتن شکست کرد. پس از بازگشت رکنالدوله (حسنبویه) به آمل و ری، استندار ابوالفضل الثائر علوی (معروف به سید ابیض) وارد چالوس شد و مردم چالوس با وی بیعت کردند (همو، ١ / ٢٩٩).
یاقوت حموی مؤلف اوایل سدۀ ٧ق / ١٣م از چالوس (شالوس) به عنوان یکی از شهرهای طبرستان نام برده، و فاصلۀ آن را تا آمل ٢٠ فرسنگ آورده است (٣ / ٢٣٧).
در اوایل سدۀ ٩ق طبرستان و از جمله چالوس در قلمرو امیرتیمور گورکانی قرار گرفت (نک : شرفالدین، ٨٤٩). در ٨٠٢ ق / ١٤٠٠م هنگامی که امیرتیمور مشغول تاختن در آذربایجان و دیگر نواحی بود، اسکندر شیخی از همرکابان امیرتیمور بر او یاغی شد و در طبرستان طغیان کرد و به شهر چالوس درآمد و آنجا را تصرف کرد (مرعشی، ٢٤٠-٢٤١)؛ اما در ٨٠٧ ق چالوس به دست ملک کیومرث بن بیستون، از رستمداریان طبرستان افتاد (همو، ٥٠، ٥٣، ٢٤١-٢٤٣).
از وقایع تاریخی که در دورۀ قاجاریه در چالوس اتفاق افتاد، میتوان به قیام سید محمد کلاردشتی (سیدعالمگیر) در کلاردشت چالوس اشاره کرد. سیدمحمد کلاردشتی که از بازماندگان خاندان مشهور مشعشعی خوزستان بود، در ١٣٠٨ق / ١٨٩١م، در کلاردشت خود را نایب امام زمان(ع) خواند و از مردم خواست که از مال و امور دنیوی دست بکشند، و با تهیۀ سلاح و اسب خود را برای روز موعود، آمادۀ پیکار کنند. ایل خواجوند ــ که از ایلات کرد بودنـد و در آن ناحیـه اقـامت داشتند ــ بـه او پیـوستند. پس از گسترش دامنۀ قیام و افزایش شهرت سید، از سوی امینالسلطان، صدر اعظم ناصرالدین شاه، فردی به نام حبیبالله خان خلعتبری ملقب به ساعدالدوله، مأمور سرکوب این شورش گردید. ساعدالدوله به همراهی نیروهای دولت مرکزی، که فرماندهی آن را علاءالدوله به عهده داشت و به کمک مردم کلاردشت که فرصت را برای انتقامگیری از ایل مهاجر خواجوند، مناسب میدیدند، توانست به این شورش پایان دهد. او سیدمحمد را پس از شکست و دستگیری به تهران فرستاد؛ به توصیۀ امینالسلطان، ناصرالدین شاه او را بخشید و ماهی ٥٠ تومان برایش مقرری تعیین کرد. به دنبال فرو نشاندن این شورش، بومیان کلاردشت برای امحای کامل و نابودی قطعی ایل خواجوند، به قتل و غارت اموال آنان پرداختند، تا جایی که روستاهای کردنشین در کلاردشت و حاشیۀ دریای خزر مورد تاخت و تاز و چپاول قرار گرفت و چندین ده از جمله، عسکرآباد، آبادی واقع در میان نواحی دانیال و کلارآباد دچار آتشسوزی شد و ساکنان آن که از ایل خواجوند بودند، تارومار شدند. پس از ٣ ماه سرکوب و آشفتگی در این منطقه، سرانجام، با میانجیگری نمایندهای از سوی حکومت وقت، این غائله پایان یافت (یوسفینیا، ٣٦٠-٣٦٥).
چالوس تا اوایل دورۀ پهلوی چندان اهمیتی نداشت، اما با احداث تونل کندوان در ١٣١٨ش ارتباط با چالوس آسان شد و این امر باعث رونق اقتصادی چالوس گشت؛ همچنین برپایی کارخانۀ حریربافی به مالکیت رضاشاه، بنیاد قصر شاهی، هتل مجلل و احداث جادهای زیبا برای ارتباط این شهر با روستای شهرشدۀ نوشهر، حالت متروک و فراموششدۀ گذشته را از چالوس گرفت. کارخانۀ حریربافی به کارگر نیاز داشت و کارگران نیز از غیربومیان بودند، چنانکه در میان آنان ترک و گیل، بر دیگر لایههای مهاجر چیرگی داشت (همو، ٦٠٩ بب ).
مآخذ
ابن اسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٠ش؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
ابن فقیه، احمد، البلدان، بـه کـوشش دخـویـه، لیـدن، ١٣٠٢ق؛
اصطخـری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛
اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، به کوشش سعید بختیاری، تهران، ١٣٨٣ش؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
حدود العالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
«درگاه ملی آمار» (نک : مل ، SCI)؛
زندهدل، حسن و دیگران، مجموعۀ راهنمای جامع ایرانگردی (استان مازندران)، تهران، ١٣٧٩ش؛
سالنامۀ آماری مازندران، تهران، ١٣٨٠ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٥٥ش؛
شایان، عباس، مازندران، تهران، ١٣٦٤ش؛
شجاع شفیعی، محمدمهدی، تاریخ اسلام در نواحی شمالی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش عصامالدین اورونبایف، تاشکند، ١٩٧٢م؛
طبری، تاریخ؛
طیار مراغی، محمود، فهرست نسخههای خطی در مدرسۀ امام صادق(ع)، چالوس، ١٣٨١ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، چالوس ـ آمل، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٨٠ش؛
فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٦ش؛
مجموعه قوانین سال ١٣١٦ش، وزارت کشور، تهران، ١٣١٦ش؛
مجموعه قوانین سال ١٣٧٥ش، روزنامۀ رسمی کشور، تهران، ١٣٧٦ش؛
محبوبی اردکانی، حسین، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، به کوشش کریم اصفهانیان و جهانگیر قاجاریه، تهران، ١٣٦٨ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش محمدحسین تسبیحی، تهران، ١٣٥٥ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ق / ١٩٦٦م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
موسوی، یحیى، «مسجد جامع چالوس»، مسجد، تهران، ١٣٨١ش، شم ٦١؛
نشریۀ اسامی و عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٧ش؛
نوشین، جواد، چالوس، تهران، ١٣٥٥ش؛
یاقوت، بلدان؛
یوسفینیا، علیاصغر، تاریخ تنکابن، تهران، ١٣٧٠ش؛
نیز:
Bosworth, C. E., «The Tāhirids and Saffārids», The Cambridge History of Iran, vol. IV, ed. R. N. Frye, Cambridge, ١٩٧٥;
Madelung, W., «The Minor Dynasties of Northern Iran», ibid;
SCI, www.sci.org.ir / portal / faces / public / census٨٥.
فریدون شایسته