دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٠ - ارزگان
ارزگان
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٨ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُرُزْگان، نام استانی در ناحیۀ مركزی جنوبی افغانستان. ارزگان در ◦٦٦ و ′١٤ و ً٧ طول شرقی و ◦٣٣ و ′٣٤ و ً٥ عرض شمالی (دائرةالمعارف آریانا) واقع شده است كه با مساحت ٥٣٧‘٣٢ كم٢ حدود ٥٢٨ هزار نفر جمعیت دارد (بریتانیكا، ذیل افغانستان). مركز این استان، ترینكوت است كه بر طبق آمار تخمینی ١٩٨٢م، ٥٣٤‘٣ نفر جمعیت داشته است («خاورمیانه...»، ٢٣٠). استان ارزگان كه در اواسط مسیر رودخانههای هیرمند (هلمند) و ارغنداب قرار گرفته (كهزاد، ٢٦٥)، از شمال به استانهای بامیان و غور، از جنوب به زابل و قندهار، از شرق به غزنه (غزنی) و از غرب به غور و هیرمند محدود است (دولت آبادی، ١٠).
دربارۀ سبب نامگذاری ارزگان باید تركیب واژۀ «اروز» و «روز» با پسوند مكانی «گان» و «غان» كه در نام بسیاری از شهرها و جایها چون سمنگان، نمنگان، پمغان و لمغان (كه اكنون پغمان و لغمان تلفظ میگردد) دیده میشود، مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد.
محتمل است كه ارزگان با نام طایفۀ ارزگان (اروزگان) (تیمور خانوف، ٦٥) مربوط بوده باشد. حبیبی معتقد است كه آوركان مذكور در طبقات ناصری (ص ٣٧٠) همین ارزگان است.
كشف كتیبهها به خط یونانی از روزگار یفتلیان در ارزگان از پیشینۀ تاریخی ناحیه خبر میدهد. در دورههای اسلامی، بهویژه در روزگار غزنویان و غوریان نیز این منطقه از اهمیت برخوردار بوده است (كهزاد، همانجا). در ١٣٠٨ق/ ١٨٩١م این ناحیه شاهد جنگهای سپاهیان امیر عبدالرحمان پادشاه افغانستان با مرم و كشتار آنان بوده است (ریاضی، ٢٠٦-٢١٥). ارزگان پیش از آنكه به صورت استان (ولایت) درآید، شهرستان (حكومت كلان)، و از لحاظ تشكیلات اداری وابسته به استان قندهار بوده است عطاءالله، ٤٦). بخشهای ارزگان عبارتند از ارزگان خاص، شهرستان، دایكندی، گیزاب، چوره، دهراوود، كجران و اجرستان (حجرستان). جمعیت استان را مردمان هزاره و افغان تشكیل میدهند و زبانشان فارسی و افغانی است (دولت آبادی، ١٠- ١١؛ تیمورخانوف، ٧٣). استان ارزگان فاقد امكانات بهداشتی، فرهنگی و رفاهی است، ازاینرو از محرومترین استانهای افغانستان بهشمار میآید (برای تفصیل و آمار، نك : دولتآبادی، ١٢-١٣). ارتباط نقاط شمالی و جنوبی استان به دشواری صورت میگیرد و مردم نمیتوانند به آسانی خود را به مركز استان كه در جنوب واقع شده است، برسانند؛ به همین سبب ساكنان منطقۀ شمال (شهرستان و دایكندی) با پنجآبو كابل، مردمان بخشهای جنوبی (چوره، ارزگان خاص، دهراوود، گیزاب و كجران) با قندهار، و مردم نواحی شرقی (اجرستان)، با غزنه (غزنی) تماس بیشتری دارند تا با مركز استان (گروتسباخ، ١٨٧).
مآخذ
تیمورخانوف، ل.، تاریخ ملی هزاره، ترجمۀ عزیز طغیان، به كوشش عزیزالله رحیمی، انتشارات اسماعیلیان، ١٣٧٢ش؛
حبیبی، عبدالحی، تحشیه و تعلیقات بر طبقات ناصری منهاج سراج، كابل، ١٣٤٢ش؛
دائرةالمعارف آریانا، كابل، ١٣٣٠ش؛
دولتآبادی، بصیر احمد، شناسنامۀ افغانستان، قم، ١٣٧١ش؛
ریاضی هروی، محمد یوسف، عین الوقایع، به كوشش محمد آصف فكرت، تهران، ١٣٦٩ش؛
عطاءالله خان، دپشتنو تاریخ، كابل، ١٣٥٦ش؛
كهزاد، احمد علی، افغانستان در پرتو تاریخ، كابل، ١٣٤٦ش؛
گروتس باخ، اروین، جغرافیای شهری در افغانستان، ترجمۀ محسن محسنیان، مشهد، ١٣٦٨ش؛
نیز:
Britannica;
The Middle East and North Africa ١٩٨٤-١٩٨٥, London.
محمدآصف فكرت