دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٢ - چاریکار
چاریکار
نویسنده (ها) :
مهدی جوزی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چاریکار، شهری در شرق افغانستان و مرکز ولایت پروان در آن کشور. این شهر با جمعیتی حدود ٥٨٠‘٣٨ تن (١٣٨٨ش / ٢٠٠٩م) در°٣٥ و´٢ عرض شمالی و°٦٩ و´١٧ طول شرقی در ارتفاع ٦٠٠‘١ متری از سطح دریا و در ٦٥ کیلومتری شمال کابل بر سر شاهراهی واقع است که کابل را به استانهای شمالی افغانستان متصل میسازد («فرهنگ جهانی ... »، npn.؛ بریتانیکا).
زمینهای چاریکار از حاصلخیزترین مناطق افغانستان است و هر نوع غله و انواع مختلف میوهها از کشتزارها و باغهای آن بهدست میآید. تاکستانهای این شهر در افغانستان از اشتهار برخوردار است و انگور و کشمش آن از اقلام عمدۀ صادراتی چاریکار بهشمار میآید. افزون بر کشاورزی، پرورش دام و اسب در چاریکار رواج دارد و بخشی از مردم نیز در کارگاههای صنعتی مانند آهنگری، مسگری، نجاری و چاقوسازی به کار اشتغال دارند. صنعت چاقوسازی از دیرباز در چاریکار رواج دارد و چاقوهای ساخت این شهر در افغانستان معروف است (دائرةالمعارف ... ، ٥ / ٨٨).
پیشینۀ تاریخی
ظاهراً نخستینبار ابوالفضل علامی در کتاب اکبرنامه در سدۀ ١٠ق / ١٦م از این شهر با عنوان «چاریکاران» نام برده است (٢ / ١٨٤، ٣ / ٤٤٦). بنابر روایات محلی، شهر چاریکار توسط یکی از امیران آپیان (محلی نزدیک چاریکار) به نام میرسیدجعفر که به کار احداث ترعههای آبیاری و توسعۀ کشاورزی علاقهمند بوده، بنا نهاده شده است ( ایرانیکا، IV / ٨١٢). چاریکار در اوایل سدۀ ١٣ق / ١٩م به عنوان یکی از مراکز بازرگانی، روبهرشد نهاد و با ١٠ هزار تن جمعیت، دارای بازاری سرپوشیده به درازای حدود ٤٠٠ متر بوده است. در آن سالها در این شهر حدود ٣ هزار خانه وجود داشت که از این شمار حدود ١٥٠ خانه متعلق به هندوها بود که در آنجا به کسبوکار اشتغال داشتند. در آن روزگار ٣ راه تجارتی از چاریکار منشعب میشد: نخست راهی که از گذرگاه سالنگ به جانب شمال میرفت، دیگر راهی که از طریق گذرگاه شِبَر تا بامیان یا از درۀ شکاری تا ترکستان امتداد داشت، و سرانجام، راهی که از طریق درۀ پنجشیر و خاوک به نواحی شمال شرقی افغانستان میرسید (نک : گروتسباخ، ٥٧).
در ١٢٥٥ق / ١٨٣٩م، چاریکار مقر نمایندۀ سیاسی دولت بریتانیا و محل لشکر شاه شجاع (گورکا) بود («فرهنگ سلطنتی ... »، X / ١٧٦). شهر چاریکار در نبرد افغانستان و بریتانیا به عنوان شمالیترین پایگاه نیروهای نظامی بریتانیا در افغانستان بهشمار میرفت ( ایرانیکا، IV / ٨١٣). با نفوذ انگلیسیها در نواحی مختلف افغانستان در ١٢٥٧ق / ١٨٤١م و بیرون راندن مردم و تخریب شهرها، چاریکار از این امر مستثنا نبود و توسط نیروهای بریتانیایی ویران شد (گرگوریان، ١٢٣). در همان سال، شورشهایی در ناحیۀ کوهستانی شمال کابل به وقوع پیوست و نمایندۀ سیاسی انگلستان که به ناحیۀ چاریکار برای گفتوگو با رؤسای محلی ــ از جمله میرمسجدی ــ رفته بود، کشته شد. با تشکیل پیادهنظام شاه شجاع چهارم در چاریکار، شهر مورد هجوم بیوقفه قرار داشت که در اثر آن سربازان بریتانیایی قتل عام شدند و سرگرد پاتینجر و ستوان هافتن توسط قبایل جنگجو کشته شدند (هیثکوت، ٥٣؛ سایکس، ٢٩؛ بریتانیکا؛ نیز نک : دوپری، ٣٨٦).
در رمضان ١٢٥٨ / اکتبر ١٨٤٢ گروهی از نیروهای تحت فرمان سرهنگ پولاک موسوم به «واحد مجازات» به فرماندهی ژنرال مککسکیل دست به غارت چاریکار گشودند و اهالی آنجا را از شهر بیرون راندند ( ایرانیکا، همانجا). اما چاریکار خیلی زود اهمیت خود را دوباره بازیافت. در اوایل سال ١٢٩٧ق / ١٨٨٠م سردار عبدالرحمان خان، نوادۀ امیر شیرعلی خان پس از ١٢ سال تبعید در ترکستان روسیه با حمایت ژنرال کافمن فرماندار کل ترکستان روسیه به افغانستان بازگشت و در ٢٠ ژوئیۀ همان سال در چاریکار، خود را امیر افغانستان خواند (دوپری، ٤١٠؛ نیز نک : ایرانیکا، همانجا). در پی مداخلۀ نظامی شوروی در ١٣٥٨ش / ١٩٧٩م، شهر چاریکار صحنۀ نبرد سنگین میان مجاهدان افغان در نزدیکی درۀ پنجشیر و نیروهای شوروی و واحدهای ارتش دولت مرکزی افغانستان بود (بریتانیکا).
مآخذ
ابوالفضل علامی، اکبرنامه، به کوشش عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨١-١٨٨٧م؛
دائرةالمعارف آریانا، کابل، ١٣٤٨ش؛
نیز:
Britannica ;
Dupree, L., Afghanistan, New Jersey, ١٩٧٣;
Gregorian, V., The Emergence of Modern Afghanistan, Stanford, ١٩٦٩;
Grötzbach, E., Städte und Basare in Afghanistan, Wiesbaden, ١٩٧٩;
Heathcote, T. A., The Afghan Wars, ١٨٣٩-١٩١٩, London, ١٩٨٠;
The Imperial Gazetteer of India, Oxford, ١٩٠٨;
Iranica ;
Sykes, P. M., A History of Afghanistan, London, ١٩٤٠;
The World Gazetteer , www.world-gazetteer.com.
مهدی جوزی