دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠ - ابرائیل
ابرائیل
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْرائیل، یا برائیلا، برایلا، شهری بندری از جمهوری رومانی، واقع در كرانۀ چپ دانوب، در ٢٠ كیلومتری جنوب ملتقای آن با رودخانۀ سیرت، محلّی كه منطقۀ دریایی دانوب نامیده میشود، و در شمال شرقی استان والاشیا (اَفلاق) ومركز شهرستان برائیلا. این شهر در °٤٥ و′١٦ عرض شمالی و °٢٧ و ٥٨ طول شرقی واقع است (بریتانیكا، XV / ١٠٤٨) و ٠٠٠‘٢١٥ نفر جمعیت (آمار ١٩٢٨م) دارد (عبدالرحمن، ٩٨). فاصلۀ آن تا مصبّ دانوب به دریای سیاه ١٥٠كمـ و تا بخارست ١٨٠كمـ است (خوری، ٤ / ٧٣٨؛ EI٢;
GSE). برائیلا كه دومین بندر رودخانهای و سومین بندر ویژۀ حملونقل در رومانی است به نامهایی چون ابرائیلوف، ابرائیلا، برائیلابوس و براهیلوف نیز معروف بوده است (هامر ـ پورگشتال، ٣ / ٦٩؛ خوری، همانجا). نخستین بار در ٧٥١ق / ١٣٥٠م، در یك كتاب جغرافیایی از این شهر با نام دریناگو ذكری به میان آمده و از ٧٦٩ق / ١٣٦٨م به نام برایلا شناخته شده است (بریتانیكا، II / ٢٢٧) ابرائیل، در سدههای ٨- ٩ق / ١٤-١٥م، همراه با شهر براشو واقع در استان ترانسیلوانیا (ناحیهای در مركز رومانی) منطقهای تجاری به شمار میرفت. در ٧٣٩-٧٤١ق / ١٣٣٨-١٣٤٠م، اُموربیك از امیران خاندان آیدین ــ كه در آناتولی حاكمیت داشتند ــ هنگام لشكركشی به والاشیا وارد این منطقه شد (اوزون چارشیلی، «امیر نشینهای آناتولی»، ١٠٦) و احتمالاً این نخستین باری است كه تركهای مسلمان به ابرائیل وارد شدند.
در حكومت سلطان محمد دوم (فاتح) امپراتور عثمانی (٨٣٦-٨٨٦ق / ١٤٣٣-١٤٨١م)، امیران این ناحیه از حمایت دولت عثمانی برخوردار بودند. در ٨٦٧ق / ١٤٦٣م، وِلاد، فرمانروای خونریز ایالت والاشیا، كه او را دراكولا (شیطان) و جلاّد مینامیدند، از اطاعت عثمانیها سر برتافت و با خشونت و بیرحمی تمام و با شكنجههای وحشیانه مردم بومی، به ویژه تركهای مسلمان آن ایالت را، از پای درآورد (هامر ـ پورگشتال، ٣ / ٦٧- ٦٨) و شهرها را ویران كرد و روستاها را به آتش كشید. سلطان محمد برای سركوبی وی، با نیرویی بزرگ همراه با ٢٥ ناو جنگی و ١٥٠ كشتی دیگر، از راه دریای سیاه عازم والاشیا گردید و پس از ورود به دانوب شهرهای ساحلی آن را یكی پس از دیگری به تصرف آورد و در شهر ابرائیل نیرو پیاده كرد (همو، ٣ / ٦٩). وِلاد كه به قصد كشتن سلطان، شبانه به اردوگاه او رخنه كرده بود، به هدف خود دست نیافت، و با كشتن گروه كثیری از سپاهیان عثمانی از مقابل سلطان محمد دوم گریخت و در بلگراد اسیر و زندانی شد. سلطان عثمانی برادر وی را كه رادو نام داشت، به حكومت برگزید (همو، ٣ / ٦٩-٧٢) و به این ترتیب حاكمیت دولت عثمانی بر این ناحیه استقرار یافت. در ٨٨٠ق / ١٤٧٥م اِستپان (از پادشاهان مجارستان) بر آنجا چیره شد. وی حاكم تحتالحمایۀ شهر را بركنار كرد و آنجا را به آتش كشید (خوری، ٤ / ٧٣٨). در نیمۀ دوم سدۀ ١٠ق / ١٦م ــ دوران حكومت سلطان سلیمان قانونی ــ تسلط و حاكمیت عثمانی بر این شهر قطعیت یافت و با وجود گسستگیهایی چند، تا سدۀ ١٣ق / ١٩م همچنان ادامه داشت. در ٩٨٢ق / ١٥٧٤م ایوان، شاهزادۀ ایالت مولداوی (بوغدان)، ابرائیل را گرفت و عثمانیها را موقتاً از شهر بیرون راند، اما نتوانست قلعۀ آن را تسخیر كند (EI٢). در طول جنگهای عثمانی با روس، اتریش و مجارستان، این شهر یكی از نقاط بسیار مهم و حسّاس نظامی و محل تجمّع نیرو بود (جودت، ٤ / ٣١٤، ٣١٥). دژ مستحكم آن نیز از اهمیت ویژۀ نظامی برخوردار بود، به گونهای كه در سدۀ ١٢ق / ١٨م تعداد محافظین آن كه از سوی دولت عثمانی تعیین میشد، بالغ بر ٢٤١‘١ نفر سرباز ینیچری بود (اوزون چارشیلی، «كانونهای قراولان خاصه»، I / ٣٢٩) به سبب همین موقعیت ویژه است كه ابرائیل گاهگاه خصوصاً در اواخر سدۀ ١٨ و اوایل سدۀ ١٩م، مورد هجوم دولت روسیه كه ادعای مالكیت بر والاشیا و مولداوی (افلاق و بوغدان یا مملكتین) را داشت، قرار میگرفت. در ١٢٠٥ق / ١٧٩١م، روسها با عبور از دانوب و تسلط بر ساحل چپ آن، قلعۀ ابرائیل را محاصره كردند، لیكن نیروهای عثمانی در برابر حملات مكرّر ژنرال میخلسون روسی مقاومت كردند و از تسلیم قلعه خودداری ورزیدند (آقچورا، ١٢٠؛ جودت، ٥ / ١١٩-١٢١). روسها بار دیگر در ١٢٣٦ق / ١٨٢١م قلعه را محاصره و آن را تصرّف كردند عهدنامۀ اَدِرنه یا آدریانویل (ه م) در ١٢٤٥ق / ١٨٢٩م پایان گرفت و ابرائیل نیز طبق مفاد این عهدنامه به عنوان یكی از شهرهای ایالت والاشیا به كشور رومانی پیوست.
بدین سبب كه ابرائیل بر سر راههای ارتباطی میان كشورهای شبه جزیرۀ بالكان و دریای سیاه (از راه دانوب) قرار دارد، در تمام ادوار از اهمیت اقتصادی ـ بازرگانی خاصی برخوردار بوده است. لنگرگاه آن برای پهلوگیری كشتیهایی با ظرفیت متفاوت بسیار مناسب است (ویلر، ٢١٥) مدتی نزدیك به ٣ سده، ابرائیل مركز و ترانزیت كالا از دانوب به استانبول بود (EI٢). مهمترین كالاهایی كه از راه این بندر صادر میشود عبارتند از: گندم، جو، ذرت، تخم كتان، پوست، پیه و توتون (خانچی، ١ / ١٠٤). صنایع غذایی (آردسازی، برنج پاككنی، روغنكشی)، صنایع فلزی (تولید شمش فلز)، سیمان و نیز كارگاههای بزرگ تعمیركشتی و لوكوموتیو از مهمترین رشتههای صنعتی این شهر به حساب میآیند. در باتلاقهای دانوب در ابرائیل ماهیگیری نیز رونق دارد (GSE). از سوی دیگر چشمههای آب معدنی و مناظر زیبای دانوب هر سال عدۀ زیادی جهانگرد را به این شهر جلب میكند. اتومبیلهای برقی آن را به دریاچۀ نمك سارات كه یكی از تفرّجگاههاست مرتبط میسازد. همچنین شهر از طریق شبكۀ راهآهن با نقاط دیگر رومانی پیوند دارد (بریتانیكا). خیابانهای وسیع و جدیدالاحداث، مراكز فرهنگی و هنری شهر را بیش از پیش زیبا ساخته است. مردم آنجا اغلب بلغاری و رومن هستند (خانچی، ١ / ١٠٤).
به علت جنگها و حملات متعدد كه ویرانیهای زیادی در پی داشته، آثار تاریخی مهمی، در ابرائیل وجود ندارد، تنها اثر تاریخی شهر كلیسایی است كه در میدان بزرگ شهر واقع است. این بنا سابقاً مسجد بوده است و برای انجام فرایض دینی بازرگانان مسلمانی كه میان شبه جزیرۀ كریمه و استانبول و بسارابی رفت و آمد داشتند، ساخته شده بود (آی وردی، I / ٣٣). ساختمان تئاتر و موزۀ هنر این شهر نیز قابل ذكر است.
مآخذ
جودت، احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٠٩ق؛
خانچی، محمد امین، منجم العمران، قاهره، ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م؛
خوری، سلیم جبرائیل و سلیم میخائیل شحاده، آثار الادهار، بیروت، ١٢٩١ق / ١٩٧٥م؛
عبدالرحمن، حمیدة، جغرافیة اوروبا الشرقیة و الاتحاد السوفیتی، دمشق، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
ویلر، جسی و دیگران، جغرافیای عمومی جهان، ترجمۀ ابوطالب صارمی، تهران، ١٣٤٠ش؛
هامر ـ پورگشتال، یوزف، دولت عثمانیه تاریخی، ترجمۀ محمد عطا، استانبول، ١٣٣٠ق؛
نیز:
Akçura, Yusuf, Osmanlı Devletinin Dağilma Devri, Ankara, ١٩٨٥;
Americana;
Ayverdı, Ekrem Hakkı, Avropa’da Osmanlı Mimari Eserleri, Istanbul ١٩٧٧;
Britannica;
EI٢;
GSE;
Uzunçarsılı, Ismail Hakkı, Anadolu Beylikleri, Ankara, ١٩٨٤;
id, Osmanlı Devleti teskilatindan Kapukulu Ocaklari, Ankara, ١٩٨٤.
علیاکبر دیانت