دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٨ - بیهق
بیهق
نویسنده (ها) :
علی کرم همدانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِیهَق، شهر و ناحیهای كهن در خراسان از توابع نیشابور.
نام بیهق ظاهراً معرب واژهای فارسی است كه شكل و ریشۀ آن را نمیتوان به طور قاطع معین كرد. درستی شكلها و ریشههای بیهه (بیهین، بهین: بهترین)، یا نام بنیانگذار شهر در عصر كیانیان، بیهگ (بیهه: جای نیك و بد)، یا پیهه (با قدم پیمودن) محل تردید است (بیهقی، علی، ٣٣-٣٤؛ یاقوت، ١ / ٨٠٤؛ معین، ١ / ٣٤٣).
پیشینۀ تاریخی: در منابعِ برجای مانده از پیش از اسلام نامی از بیهق دیده نمیشود؛ اما باتوجه به آنكه تقسیمات كشوری ساسانیان در سدههای نخستین اسلامی همچنان باقی بود، میتوان گفت همانگونه كه جغرافینویسان سدۀ ٣ق / ٩م از بیهق به عنوان یكی از رساتیق و نواحی كورۀ نیشابور نام بردهاند (ابن خردادبه، ٢٣-٢٤؛ ابن فقیه، ٣١٨)، این ناحیه در زمان ساسانیان نیز یكی از توابع نیشابور به شمار میرفته است. ابن رسته در سدۀ ٣ق از بیهق به عنوان یكی از رساتیق سیزدهگانۀ كورۀ نیشابور نام برده كه مركز آن خسروگرد نام داشته است (ص ١٧١) و خسروگرد را شهری كوچك در نزدیكی سبزوار دانستهاند ( حدود ... ، ٨٩).
كهنترین روایت تاریخی دربارۀ بیهق به ٢٨ ق / ٦٤٩ م باز میگردد كه یزدگرد پس از شكست نهاوند روی به خراسان نهاد و بیهق یكی از توقفگاههای او بود و دهقان آنجا از شاه استقبال كرد (بیهقی، علی، ٢٥-٢٦). بیهق در ٣٠ یا ٣١ق به دست عربها گشوده شد (طبری، ٤ / ٣٠٢؛ بیهقی، علی، همانجا؛ ابناثیر، ٣ / ١٢٤).به روایت بلاذری بر گرد شهر بیهق دیواری بوده است و مردم بیهق به واسطۀ همین استحكامات دفاعی، ابتدا شهر را تسلیم عربها نكردند، اما پس از جنگ و گریزهایی میان مردم بیهق و لشكریان عرب به فرماندهی اسود بن كلثوم عدوی، سرانجام شهر به جنگ گشوده شد (ص ٤٠٣-٤٠٤).
نام شهر بیهق ــ نه خود شهر ــ تا سدۀ ٣ق در منابع جغرافیایی به چشم میخورد (نک : ابن خردادبه، ابن فقیه، همانجاها) و جغرافیدانان پس از این تاریخ از این شهر نام نبردهاند، ولی از ناحیۀ بیهق یاد كردهاند (نک : سطور بعد). اما ابن بطوطه بیهق را نام دیگر شهر سبزوار دانسته است (ص ٣٩٦) و شاید دلیل این امر آن باشد كه سبزوار در سدۀ ٨ ق / ١٤ م، قصبه و مركز ناحیۀ بیهق بوده، و نام بیهق نیز در كنار نام سبزوار برای این شهر به كار میرفته است. ظاهراً در سدۀ ٣ق یا اندكی پس از آن شهر بیهق بر اثر حوادثی ویران و متروك شده است . اصطخری (ص ٢٥٦-٢٥٧) و ابن حوقل (٢ / ٤٣٣) در ذكر شهرهای كورۀ نیشابور از شهرهای خسروگرد، مزینان و سبزوار كه از شهرهای عمدۀ رستاق بیهق به شمار میرفتهاند، نام برده، اما از شهر بیهق یاد نكردهاند. مقدسی در سدۀ ٤ق از بیهق تنها به عنوان یكی از رساتیق كورۀ نیشابور یاد كرده، و از شهر بیهق ذكری به میان نیاورده است (ص ٢٩٩-٣٠٠). علی بیهقی مشهور به ابن فندق در سدۀ ٦ق از ویرانههای شهر بیهق و حصار آن كه در منتهی الیه شرقی ناحیۀ بیهق و در نزدیكی آمناباد واقع بوده، یاد كرده است (ص ٣٣-٣٤).
این ناحیۀ نسبتاً وسیع در روزگار طاهریان به ١٢ بخش (ربع) تقسیم میشده است كه عبارت بودند از اعلی الرستاق، قصبۀ سبزوار، طبس (تبشن)، زمیج، خواشد و وریان، خسروگرد، باشتین، دیوره، كاه، مزینان، فریومد و پساكوه (همو، ٣٤- ٣٩). حاكم نیشابوری در سدۀ ٤ق وسعت ناحیۀ بیهق را از حدود ریوند در نزدیكی نیشابور در شرق تا ولایت دامغان در غرب ذكر كرده است (نک : خلیفه، ١٣٩).
بیهق از مراكز عمدۀ تشیع در خراسان بوده است و خاندانهای بسیاری از سادات و نقبای علوی در این ناحیه به سر میبردند (نک : بیهقی، علی، ٥٤ بب ؛ یاقوت، ١ / ٨٠٤؛ حمدالله، ١٤٩-١٥٠؛ ابن بطوطه، ٣٩٧). در نیمۀ اول سدۀ ٢ق یحیی بن زید علوی پس از ماجراهایی به سبزوار یكی از شهرهای ناحیۀ بیهق آمد و گروهی از شیعیان به دورش گرد آمدند و او را به خونخواهی پدر و قیام بر ضد عاملان بنی امیه در خراسان تشویق كردند. یحیی هم با كمك اینان بر نیشابور دست یافت، ولی سرانجام در جوزجان از نصر بن سیار شكست خورد و كشته شد (نک : یعقوبی، ٢ / ٣٣١-٣٣٢؛ ابوالفرج، ١٥٣-١٥٨؛ بیهقی، علی، ٤٦). در اوایل سدۀ ٣ق امام محمدتقی (ع) كه برای دیـدن پدرش ــ امـام رضا(ع) ــ از مدینه رهسپار مرو بود، در سر راه خود در ششتمد از دیههای ناحیۀ بیهق اقامت گزید و در آنجا مورد استقبال مردم قرار گرفت (همانجا).
در ٢١٣ق / ٨٢٨م كه حمزۀ آذرك خارجی در خراسان به قیام و جنگ دست زد، بیهق نیز از آسیبهای این فتنه مصون نماند و خوارج در بخشهایی از بیهق از جمله ششتمد و سبزوار دست به كشتار و ویرانی زدند. در این تهاجم مسجد آدینۀ سبزوار به كلی ویران گردید و بیش از ٣٠ هزار تن از اهالی آن كشته شدند (همو، ٤٤-٤٥، ٤٩؛ بازورث، ٩٧).
در ٤٤٤ق / ١٠٥٢م زمین لرزۀ شدیدی در ناحیۀ بیهق روی داد كه ویرانی بسیار به بار آورد و باروی شهر سبزوار فرو ریخت. در ٤٦٤ق / ١٠٧٢م این دیوار به دستور خواجه نظامالملك تجدید بنا شد، اما در ٤٩٠ ق / ١٠٩٧ م به فرمان ارسلان ارغون بن البارسلان ویران گردید (بیهقی، علی، ٥٢-٥٣).
وجود جمعیت قابل ملاحظهای از شیعیان در ناحیۀ بیهق، زمینۀ مناسبی برای تبلیغ و ترویج اسماعیلیه در این ناحیه فراهم كرده بود. در حدود سال ٤٧٦ق / ١٠٨٣م حسن صباح برای دعوت مردم نـاحیۀ بیهق به قریـۀ طـرز ــ یكی از قرای نـاحیۀ بیهـق ــ آمد (جوینی، ٣ / ١٩١-١٩٢؛ قزوینی، تعلیقات ... ، ٣ / ١٩٢). به گواهی منابع، پس از این تاریخ برخی از نواحی بیهق دردست اسماعیلیان بود. در ٤٩٨ق / ١١٠٥م رئیس ناحیۀ بیهق به دست فداییان اسماعیلی كشته شد (رشیدالدین، چ دانش پژوه، ١٢٢) و در همین سال قلعۀ ترشیز در ناحیۀ بیهق مورد تهاجم اسماعیلیان واقع شد (ابن اثیر، ١٠ / ٣٩٢-٣٩٣). در ٥٢٠ ق / ١١٢٦م ابونصر احمد بن فضل وزیر سلطان سنجر سلجوقی برای سركوب اسماعیلیان خراسان، سپاهی به بیهق گسیل داشت. مركز اسماعیلیان بیهق در این تاریخ قریۀ طرز (طزر؟) بود كه رئیس اسماعیلیان این ناحیه موسوم به حسن بن سمین در آنجا بهسر میبرد. سلجوقیان تمام ساكنان قریۀ طرز را از دم تیغ گذراندند و اموال و داراییهای آنان را غارت كردند و حسن بن سمین نیز خود را از بالای منارۀ مسجد طرز به زیر انداخت (همو، ١٠ / ٦٣١-٦٣٢).
در ٥٣٧ق / ١١٤٢م اینال تكین ــ برادر اتسز ــ به فریومد تاخت و دست به كشتار و غارت زد و درخت سرو كهنسالی را كه در دیدۀ مردم آن ناحیه مقدس مینمود و بر این باور بودند كه به دست زرتشت كاشته شده است، از ریشه كند و سوزاند (بیهقی، علی، ٢٧٢، ٢٨٣). در اواخر نیمۀ نخست سدۀ ٦ق دستههای بزرگی از غزان به خراسان سرازیر شدند و این ناحیه را دستخوش ناامنی كردند. در این میان، اینال تكین بار دیگر در ٥٤٩ ق / ١١٥٤ م به ناحیۀ بیهق تاخت و دست به كشتار و چپاول گشود. این تهاجم چندان خرابی و نابسامانی به بار آورد كه تا ٥٥٠ق قحطی و وبا در میان مردم بیهق افتاد و بر اثر آن بسیاری از مردم این ناحیه هلاك شدند (همو، ٢٧١؛ بارتولد، ٣٢٩-٣٣٠). در ٥٥٤ ق / ١١٥٩م ناحیۀ بیهق مورد تهاجم و غارت غزها قرار گرفت (بیهقی، علی، ٢٧١-٢٧٢).
ناحیۀ بیهق در سدۀ ٦ق ناحیهای آباد و پررونق بود و اقتصادی فعال داشت. در اینجا علاوه بر كشاورزی، تولید برخی مصنوعات نیز رواج داشته، و به خصوص وجود معادن طلا و مس بر رونق آن میافزوده است. گیاهان دارویی مانند اشنان و ریواس ناحیۀ بیهق و چشمههای آب معدنی این ناحیه هم معروف بوده است. در فریومد عسلی مرغوب به دست میآمده كه در دیگر جاها نظیر آن یافت نمیشده است (همو، ٢٧٦-٢٨١).
در بهار ٦١٧ ق / ١٢٢٠ م سپاهیان مغول به فرماندهی تولی ــ پسر چنگیزخان ــ به نواحی غربی خراسان ازجمله بیهق تاختند و این ناحیه را به تصرف آوردند (نک : رشیدالدین، چ روشن، ١ / ٥١٩؛ شبانكارهای، ٢٤٣؛ وصاف، ٣٢٣). مغولان در ناحیۀ بیهق كشتار بسیار كردند و به نوشتۀ جوینی تنها در سبزوار ــ مركز ناحیۀ بیهق ــ ٧٠ هزار تن كشته شدند (١ / ١٣٨). حتى اگر این رقم را اغراقآمیز بدانیم، اشاره به چنین ارقامی در منابع، خود گواه آبادانی این ناحیه و نیز آسیبهای بزرگی است كه از مغولان بر آنها وارد شده است (پتروشفسكی، كشاورزی ... ، ١ / ٦٢-٦٣). ویرانیهای ناشی از این حمله به حدی بود كه از ٣٢١ روستای ناحیۀ بیهق در پیش از حملۀ مغول (نک : یاقوت، ١ / ٨٠٤)، تنها نزدیك به ٤٠ روستا در سدۀ ٨ق در این ناحیه برجای بود و اقتصاد و كشاورزی آنجا چنان آسیب دید كه محصولات ناحیۀ بیهق در سدۀ ٨ق تنها محدود به غله و اندكی میوه بوده است (حمدالله، ١٤٩-١٥٠؛ نیز نک : پتروشفسكی، همان، ١ / ٣٥٤-٣٥٥).
در ٧٣٦ق / ١٣٣٦م بدرفتاری یك ایلچی مغول در قریۀ باشتین از توابع بیهق، جنبشی پدید آورد كه زمینۀ آن از مدتها قبل مهیا شده بود (نک : فصیح، ٣ / ٥٠) و عبدالرزاق نامی كه فرزند یكی از مالكان محلی بیهق بود، در زادگاه خود باشتین رهبری جنبش را به دست گرفت و مغولان را از بیهق بیرون راند (همو، ٣ / ٥٠-٥١؛ میرخواند، ٥ / ٦٠٠-٦٠٢؛ خواندمیر، ٣ / ٣٥٦-٣٥٧) و حكومت سربداران را بنیاد نهاد. از این پس بیهق و نواحی دیگری از خراسان تا ٧٨٣ق / ١٣٨١م تحت حاكمیت سربداران بود، ولی بر اثر اختلافات داخلی و اعتراضات مردم، امیرعلی مؤید ــ امیر سربداری ــ در این تاریخ برای حفظ حاكمیت خود، ناگزیر از امیر تیمور گوركانی كمك خواست و تیمور با لشكریان خویش به خراسان آمد و پس از سركوب مخالفان امیرعلی مؤید، وارد سبزوار مركز دولت سربداران شد (نک : پتروشفسكی، نهضت ... ، ٩٤-٩٦؛ خواندمیر، ٣ / ٣٦٦). مردم سبزوار كه از این وضع ناخرسند بودند، در ٧٨٥ق / ١٣٨٣م به رهبری شیخ داوود سبزواری بر ضد حاكمیت تیموریان قیام كردند. تیمور بیدرنگ روانۀ بیهق شد و سبزوار را محاصره كرد و پس از سیطره بر آنجا دست به كشتار مردم زد (پتروشفسكی، همان، ٩٦؛ خواندمیر، ٣ / ٤٣٥).
پس از مرگ تیمور در ٨٠٧ق / ١٤٠٤م، بیدرنگ قیام دیگری در سبزوار و اطراف آن بر ضد شاهرخ میرزا صورت گرفت كه لشكریان شاهرخ به دشواری توانستند آن را سركوب كنند (پتروشفسكی، همان، ٩٦-٩٧).
پس از تیموریان، دیگر نامی از بیهق در منابع تاریخی و جغرافیایی به عنوان یكی از نواحی خراسان برده نشده است و ظاهراً از این تاریخ به بعد نام سبزوار به ناحیۀ قدیم بیهق اطلاق میشده است. آنچه در منابع جغرافیاییِ این دوره و پس از آن دربارۀ بیهق آمده، همگی كم و بیش از منابع جغرافیایی پیش از تیموریان برگرفته شده است (نک : حافظ ابرو، ٣٧٩؛ مستوفی، ٢٠٣-٢٠٤؛ زینالعابدین، ١٧٨؛ هدایت، ٢٠٧).
در دوران شكوفایی و آبادانی ناحیۀ بیهق، دانشمندان بسیاری از این ناحیه برخاستهاند از جمله: ابوعلی حسین بن احمد بیهقی، از محدثان و فقهای شیعه مذهب سدۀ ٤ق كه ابنبابویه از وی در كتاب عیون اخبارالرضا روایات بسیاری نقل كرده است (آقابزرگ، نوابغ/١٠٥). ابوبكر احمد بن حسین بیهقی، محدث و فقیه مشهور شافعی مذهب سدۀ ٥ق كه تألیفات متعددی از جمله، المبسوط، السنن، دلائل النبوة، معرفة الآثار والسنن داشته است (سمعانی، ٢/٤١٢؛ بیهقی، علی، ١٨٣-١٨٤). ابوعلی محمد بن سعدویۀ بیهقی، از علما و محدثان شیعه مذهب در سدۀ ٤ق (همو، ١٥٩؛ نیز آقابزرگ، نوابغ/٢٧٢). شیخ ابوالحسن عبیدالله بن محمد بیهقی، عالم و محدث شیعه مذهب در سدۀ ٦ ق (همو، الثقات /١٧٠). ابوابراهیم جعفر بن محمد علوی حسینی، محدث و فقیه شیعی در سدۀ ٥ق (بیهقی، علی، ١٨٠؛ آقابزرگ، النابس/٤٤). شیخ ابوالحسین زید بن حسن بیهقی، محدث امامیه در سدۀ ٦ق. از مشهورترین شاگردان وی منتجبالدین رازی است (همو، الثقات/١١٢). ابوالحسن احمدبن محمد عنبری، معروف به امیرك بیهقی، صاحب برید بلخ در زمان سلطان مسعود غزنوی و رئیس دیوان سلطان مودود (بیهقی، علی، ١٢٠-١٢١؛ بیهقی، ابوالفضل، ١٩٣، ٤٥٤). ابوالحسن محمدبن شعیب نیشابوری بیهقی، فقیه شافعی مذهب سدههای ٣ و ٤ق (سمعانی، ٢/٤١٣-٤١٤). ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، دبیر و تاریخنگار بلندآوازۀ دورۀ غزنویان و صاحب كتاب تاریخ مسعودی، معروف به تاریخ بیهقی (بیهقی، علی، ١٧٥). ابوالحسن علی ابن زید بیهقی، معروف به ابن فندق، از علمای سدۀ ٦ق و صاحب كتابهای تاریخ بیهق و تتمة صِوان الحكمة و آثار متعدد دیگر (نک : قزوینی، مقدمه ... ، «یا ـ یب»).
مآخذ
آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعة، به كوشش علینقی منزوی، بیروت، ١٣٩٠- ١٣٩٢ق / ١٩٧١-١٩٧٢م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن بطوطه، رحلة، به كوشش طلال حرب، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق / ١٨٨٩م؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به كوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٩ق / ١٨٩١م؛
ابن فقیه، احمد، مختصر كتاب البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٧م؛
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به كوشش احمد صقر، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به كوشش علیاكبر فیاض، مشهد، ١٣٥٠ش؛
بیهقی، علی، تاریخ بیهق، به كوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣٦١ش؛
پتروشفسكی، ا. پ.، كشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٤٤ش؛
همو، نهضت سربداران خراسان، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٥١ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٩-١٣٣٤ق / ١٩١١- ١٩١٦م؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافیا، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
حدودالعالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦١ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
خلیفۀ نیشابوری، احمد، ترجمه و تلخیص تاریخ نیشابور حاكم نیشابوری، به كوشش بهمن كریمی، تهران، ١٣٣٩ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛
همو، همان (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و...)، به كوشش محمدتقی دانشپژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران، ١٣١٥ ق؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
شبانكارهای، محمد، مجمع الانساب، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
طبری، تاریخ؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر تاریخ جهانگشای (نک : هم ، جوینی)؛
همو، مقدمه بر تاریخ بیهق (نک : هم ، بیهقی، علی)؛
مستوفی یزدی، محمد مفید، مختصر مفید، ویسبادن، ١٩٨٩م؛
معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع، محمدحسین خلف تبریزی، تهران، ١٣٥٧ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
وصاف، تاریخ، تحریر عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٤٦ش؛
هدایت، رضا قلی، فرهنگ انجمن آرای ناصری، تهران، ١٣٣٨ش؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق / ١٩٦٠م؛
نیز:
Barthold, W., Turkestan Down to the Mongol Invasion, ed. C. E. Bosworth,Karachi,١٩٨١;
Bosworth,C.E., «The Ṭāhirids and Ṣaffārids», The Cambridge History of Iran, vol. IV, ed. R. N. Frye, London, ١٩٧٥.
علی كرم همدانی