دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٩ - بهشهر
بهشهر
نویسنده (ها) :
شیوا جعفری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِهْشَهْر، شهرستان و شهری در استان مازندران.
شهرستان بهشهر
این شهرستان از شمال به دریای مازندران و خلیج گرگان، از شرق به كردكوی و بندر گز، از جنوب به دامغان و از غرب به نكا و ساری محدود است (نقشه...). شهرستان بهشهر از ٣ بخش مركزی، گلوگاه و یانهسر، و ٣ شهر بهشهر، رستمكلا و گلوگاه، و ٦ دهستان تشكیل شده است ( نشریه...،٥٥-٥٦). شبه جزیرۀ میانكاله در شمال شرقی این شهرستان واقع است (نقشه...).
بخشهای شمالی شهرستان بهشهر از نوار ساحلی نسبتاً باریكی تشكیل شده، و در نواحی جنوبی آن بلندیهای البرز واقع است (جعفری، دائرةالمعارف...، ٢٢١). كوه شادر با ارتفاع ٢٥١‘ ٣ متر و بادله با ارتفاع٢١١‘ ٣متر از بلندترین كوههای اطراف بهشهرند (همو، كوهها...، ٩٠، ٣٥١). رود نكا و زارم رود از مهمترین و پرآبترین رودهای بهشهرند (همو، رودها...، ٢٤٦، ٤٦٥). آب و هوای این شهرستان معتدل و مرطوب است (عسكری، ١٩). شهرستان بهشهر پوشیده از انواع گیاهان جنگلی است. در گذشته، تمام جلگۀ بهشهر پوشیده از جنگل بوده، كه امروزه از وسعت آن كاسته شده است (همو، ٨١).
اقتصاد این شهرستان بر پایۀ كشاورزی، دامپروری، صید ماهی و صنایع جانبی آنها استوار است. كشاورزی در این شهرستان به دو طریق دیمی و آبی صورت میگیرد و آب لازم از رودخانه و چاههای ژرف و نیمه ژرف تأمین میشود. از عمدهترین محصولات آنجا گندم، برنج، پنبه، توتون، دانههای روغنی و مركبات است ( فرهنگ...،١٠٧).كارخانههای چیتسازی، پنبه پاككنی، روغنكشی، نئوپانسازی، ریسندگی، توتون خشككنی، نیروگاه گازی و شیلات از مراكز صنعتی مهم بهشهرند (همانجا؛ قلعهبندی، ١٥، ٢٢؛ شایان، ٩٤). تأسیسات شیلات این شهرستان در ٢٠ كیلومتری شمال نكا واقع است ( فرهنگ، همانجا). دامپروری نیز در شهرستان بهشهر توسعه یافته است و محصولات آن به نقاط دیگر صادر میشود (همانجا). جانوران گوناگونی از جمله پلنگ، خرس، گراز، شغال، گرگ و جز آنها در جنگلهای آنجا یافت میشود (همانجا؛ عسكری، ٩٤).
براساس سرشماری عمومی آبان ماه ١٣٧٥، جمعیت شهرستان بهشهر ٧٣١‘١٧٦ نفر بوده است كه از این شمار ١٩ /٥٦٪ در نقاط شهری، و بقیه در روستاها اقامت داشتهاند (سرشماری...،شانزده). از آبان ماه ١٣١٦، بخش اشرف (بهشهر) در شمار بخشهای تابع شهرستان ساری بود (مجموعه قوانین...،٨٤)، ولی از ١٣٣٣ش خود به شهرستان بدل گردید (عسكری، ٢٦٧).
شهر بهشهر
این شهر كه مركز شهرستان بهشهر است، در °٥٣ و ´٣٢ طول شرقی و °٣٦ و ´٤١ عرض شمالی و در ارتفاع ١٥ متری از سطح دریا واقع است (جعفری، دائرةالمعارف، همانجا). این شهر در منطقۀ جلگهای قرار دارد و تا ١٠ كیلومتری جنوب آن را زمینهای كشاورزی و جنگلی پوشانیده است. راهآهن تهران ـ بندر تركمن از این شهر میگذرد ( فرهنگ، ١٠٨، ١٠٩). بر مبنای آخرین سرشماری رسمی، بهشهر بیش از ٧١ هزار نفر جمعیت داشته است (سرشماری، «چهل»).
نامگذاری
در طول تاریخ همواره از تمام و یا قسمتی از این شهرستان با نامهای كبودجامه، پنجاه هزار یا پنجهزار، هزار جریب، كلباد، قره طغان، طاحونه سر، آسیاب سر، خرگوران، اشرف و بهشهر یاد شده است (چكنگی، ١٦، ٢٦، ٤٨، ١٢٠؛ حجازی، ١٤٨؛ برزگر، ٢(١) /٣٣؛ ستوده، ٥(٢) /٦١٥؛ اقبال، ١ /٤٠).
پیشینۀ تاریخی
یافتههای باستان شناختی در غار هوتو، واقع در غرب بهشهر دیرینگی زیست انسان را در این منطقه به دوران پیش از تاریخ میرساند (مشكوتی، ١٨٢؛ صمدی، «انسان قدیم...»، ٢٣٧- ٢٣٩، «كشف آثار...»، ٢١-٢٤). بهشهر امروزی كه از نواحی طبرستان بود، یكی از زیستگاههای نخستین تپوران به شمار میآید (نک : فرهوشی، ٤٢٩؛ ماركوارت، ١٣١؛ مهجوری، ١ /٢٤). این ناحیه در دورۀ ساسانی از بخشهای كوست شمال ایران بود و با فرمانروایی مرزبانان (اسپهبدان) اداره میشد (ماركوارت، همانجا). پس از سقوط دولت ساسانی، اسپهبدان طبرستان سالها بهعنوان امرای مستقل در این ناحیه فرمانروایی داشتند و تا قرنها استقلال خود را حفظ كردند (نک : نولدكه، ٦٧٣-٦٧٤؛ كریستنسن، ٥٠١). حكمرانان محلی آن ناحیه كه به اسپهبدان مشهور بودند، از ٤٥ تا ٧٥٠ق /٦٦٥ تا ١٣٤٩م بر بخشهایی از طبرستان حكومت میكردند (نک : ه د، آل باوند). باو مؤسس سلسلۀ باوندی یكی از سرداران یزدگرد سوم به هنگام فتوحات اسلامی در ایران بود. در روزگار او طبرستان دستخوش فتنه و آشوب هپتالیان شده بود. مردمان آنجا كه از آسیبهای هپتالیان به ستوه آمده بودند، فرمانروایی طبرستان را به وی پیشنهاد كردند. وی با شرایطی فرمانروایی طبرستان را پذیرفت و این خطه را از وجود هپتالیان پاك كرد و پس از ١٥ سال فرمانروایی كشته شد؛ اما چندی بعد فرزندش سهراب قاتل پدر را كشت و بار دیگر بر این ناحیه چیره گشت (ابن اسفندیار، ١٥٤-١٥٦).
طبرستان و از جمله ناحیۀ بهشهر در حدود سال ٢٢٥ق /٨٤٠م توسط عبدالله بن طاهر گشوده شد و در زمرۀ قلمرو طاهریان قرار گرفت (نک : بلاذری، ٤٧٤-٤٧٥؛ زرینكوب، ٦٠٦). در سدههای ٣ تا ٥ق /٩-١١م این ناحیه قلمرو علویان، طاهریان و صفاریان بود. در ٦٠٢ق /١٢٠٦م نصرتالدین اسپهبد كبودجامه به فرمان حسامالدوله اردشیر باوندی بر جناشك در قلمرو تكش خوارزمشاه حمله برد و حكمران آنجا را به قتل رساند. خوارزمشاه نیز به تلافی، ولایت كبودجامه و نواحی اطراف آن را ویران كرد (مرعشی، ١٨٣-١٨٤؛ نیز نک : قفس اوغلی، ١٥٠). ١٥ سال پس از این واقعه به هنگام یورش مغولان به مازندران، ركنالدین كبودجامهای برادرزادۀ نصرتالدین از فرصت استفاده كرد و با مغولان متحد شد و به یاری ایشان بر كبودجامه دست یافت (نک : نسوی، ٦٨؛ نیز اقبال، همانجا؛ قس: رشیدالدین، ١ /٤٧٠-٤٧١).
مقارن با نخستین لشكركشی امیرتیمور به مازندران در ٧٨٤ق / ١٣٨٢م، این سامان قلمرو امیرولی بود. در این سال تیمور تا حدود كبودجامه پیش راند، اما تصرف آنجا تا ٧٨٦ق به تأخیر افتاد (شرفالدین، ١١١٧؛ نظامالدین، ٨٩، ٩٤-٩٦؛ میرجعفری، ٢٧-٢٨).
چون مادر شاه عباس صفوی اهل مازندران بود (هدایت، ٢٤؛ فلسفی، ١ /١٩-٢٠)، به این ناحیه توجه خاصی مبذول میداشت. در ١٠٢١ق /١٦١٢م به فرمان شاه عباس شهر «اشرف» بنا نهاده شد (برزگر، ٢(١) /٣٣). به روایت اسكندربیك (ص ١٤١١)، این نام از آنرو بر آنجا نهاده شد كه از نظر «نزاهت و خرمی اشرف امكنة» مازندران بوده است. چون شاه عباس به هنگام سفر به مازندران در اشرف اقامت میكرد، نزدیكان و همراهان او عمارتهایی در آن ساختند و شهر رو به آبادانی نهاد (نک : همو، ١٤١٢). همچنین در ١٠٢٣ق /١٦١٤م پس از لشكركشی شاه عباس به گرجستان بسیاری از ارمنیان و گرجیان قفقاز به مازندران كوچانیده شدند و در اشرف و دیگر شهرهای مازندران جای گرفتند (حكیم، ٥٧-٥٨).
شاه عباس برای جلوگیری از تاخت و تاز قبایل تركمن به اشرف، خندقی احداث كرد كه از دامنۀ كوهها تا دریا ادامه داشت. سالها به سبب این اقدام مازندران و اطراف آن از غارت مصون ماند و چون این خندق در نزدیكی كُلباد واقع بود، به «جَرّ كلباد» معروف شد (نامی، ٧٧- ٧٨؛ اعتمادالسلطنه، مرآة...، ١٠٢٢؛ بامداد، ٣ /٤١٣).
دلاواله اشرف را شهری آباد با باغهای بسیار، خیابانی عریض و مناظر دلپذیر و خانههایی كه بدون نظم در میان درختان بنا شده، وصف كرده است (١ /٦٤١). با انقراض حكومت صفوی و ناآرامیهای پس از آن، شهراشرف دستخوش حوادث گوناگونی گردید و آبادانی و شكوفایی خود را از دست داد. با هجوم افغانها به ایران، پیش از تسخیر اصفهان، طهماسب میرزا برای گردآوری سپاه به مازندران رفت و در ١١٣٧ق / ١٧٢٥م وارد اشرف شد (مفتون، ٩؛ اعتمادالسلطنه، ١١).
نادرشاه افشار در دوران پادشاهی خود در آبادانی اشرف كوشید. ازجمله عمارت چهل ستون را كه هنگام نابسامانیهای دورۀ تهاجم افغانها ویران شده بود، بازسازی كرد (نامی، ٨٣؛ ملگونف، ١٩٢). پس از درگذشت نادرشاه، محمد حسن خان قاجار بر استراباد و مازندران مستولی شد. كریم خان زند برای مقابه با او سپاهی به آن ناحیه فرستاد و در جنگی كه در حدود جركلباد در ١١٧٢ق /١٧٥٩م روی داد، محمد حسن خان قاجار كشته شد و شهر اشرف به دست سپاهیان زندیه افتاد و ویران شد (نامی، ٨١؛ اعتمادالسلطنه، تاریخ ...، ١٣٧٥-١٣٧٦). درنتیجۀ این جنگها شهر اشرف كه در دوران صفویه پایتخت دوم ایران به شمار میرفت، آبادانی خود را از دست داد (نامی، همانجا).
در آغاز قدرت یافتن آقامحمدخان قاجار، ناوگان جنگی روسیه برای احداث پایگاه نظامی در كنارههای جنوبی دریای مازندران، اشرف را اشغال كردند (رابینو، ١١٢). جهانگردان اروپایی كه در دورۀ قاجار از اشرف دیدن كردهاند، آنجا را شهری نیمه ویران وصف نمودهاند (نک : خانیكف، ٨١؛ مرگان، ١ /٢٣٠-٢٣٩). ناصرالدین شاه در سفر اول خود به مازندران (١٢٨٣ق) چند روزی در اشرف اقامت كرد و دستور داد تا كاخهای ویران شده را بازسازی نمایند كه در سفر دوم خود در ١٢٩٢ق هنوز تعمیر و مرمت آن به اتمام نرسیده بود (نک : ناصرالدین شاه، ١٩٧؛ عسكری، ١٧٣). در دورۀ پهلوی نام اشرف به بهشهر تغییر داده شد (برزگر، ٢(١) /٣٤).
مآخذ
ابن اسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٠ش؛
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، به كوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٧٧ش؛
اعتضادالسلطنه، علیقلی میرزا، اكسیر التواریخ، به كوشش جمشید كیانفر، تهران،١٣٧٠ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، بهكوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، مرآةالبلدان، به كوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مفصل ایران، تهران، ١٣٤١ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ش؛
برزگر، اردشیر، تاریخ تبرستان پس از اسلام، تهران، ١٣٣٤ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق /١٩٨٧م؛
جعفری، عباس، دائرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
همو، رودها و رودنامههای ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
همو، كوهها و كوهنامههای ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
چكنگی، علیرضا، فرهنگنامۀ تطبیقی نامهای قدیم و جدید مكانهای جغرافیایی، مشهد، ١٣٧٨ش؛
حجازی كناری، حسن، پژوهشی در زمینۀ نامهای باستانی مازندران، تهران، ١٣٧٢ش؛
حكیم، محمدتقی، گنج دانش (جغرافیای تاریخی شهرهای ایران )،به كوشش محمدعلیصوتی و جمشید كیانفر، تهران، ١٣٦٦ش؛
خانیكف، نیكولای ولادیمیرویچ، سفرنامه، ترجمۀ اقدس یغمایی و ابوالقاسم بیگناه، مشهد، ١٣٧٥ش؛
دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجمۀ محمود بهفروزی، تهران، ١٣٨٠ش؛
رابینو، ی. ل.، سفرنامۀ مازندران و استراباد، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، ١٣٤٣ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش بهمن كریمی، تهران، ١٣٣٨ش؛
زرینكوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، ١٣٤٣ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٧٥ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان بهشهر، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
شایان، عباس، مازندران، تهران، ١٣٦٤ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به كوشش عصامالدین اورونبایف، تاشكند، ١٩٧٢م؛
صمدی، حبیبالله، «انسان قدیم غار هوتو»، مهر، تهران، ١٣٣١ش، س ٨، شم ٤؛
همو، «كشف آثار انسانهای قدیم در ایران ـ كنار دریای خزر»، گزارش دوماهۀ كمیسیون ملی یونسكو در ایران، تهران، ١٣٣٠ش، ج ٤، شم ١ و ٢؛
عسكری، علی بابا، بهشهر ( اشرفالبلاد)، تهران، ١٣٥٠ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (ساری)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٠ش، ج ٢٨؛
فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران، ١٣٤٦ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٦٩ش؛
قفس اوغلی، ابراهیم، تاریخ دولت خوارزمشاهیان، ترجمۀ داوود اصفهانیان، تهران، ١٣٦٧ش؛
قلعهبندی، حسن، تاریخ و جغرافیای شهرستان بهشهر، ساری، ١٣٤٧ش؛
مجموعه قوانین سال ١٣١٦ش، وزارت كشور، تهران، ١٣١٦ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به كوشش عباس شایان، تهران، ١٣٣٣ش؛
مرگان، ژاك، ایران، مطالعات جغرافیایی، ترجمۀ كاظم ودیعی، تبریز، ١٣٣٨ش؛
مشكوتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماكن باستانی ایران، تهران، ١٣٤٩ش؛
مفتون دنبلی، عبدالرزاق، مآثرسلطانیه، به كوشش غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٥١ش؛
ملگونف، گ.، كرانههای جنوبی دریای خزر یا استانهای شمالی ایران، ترجمۀ امیر هوشنگ امینی، تهران، ١٣٦٧ش؛
مهجوری، اسماعیل، تاریخ مازندران، ساری، ١٣٤٢-١٣٤٥ش؛
میرجعفری، حسین، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دورۀ تیموریان و تركمانان، اصفهان، ١٣٧٥ش؛
ناصرالدین شاه، روزنامۀ سفر مازندران، تهران، ١٣٥٦ش؛
نامی، ابراهیم، سفرنامۀ استراباد و مازندران و گیلان، به كوشش مسعود گلزاری، تهران، ١٣٥٥ش؛
نسوی، محمد، سیرت جلالالدین مینكبرنی، ترجمۀ كهن، به كوشش مجتبى مینوی، تهران، ١٣٦٥ش؛
نشریۀ دفتر تقسیمات كشوری، معاونت سیاسی اجتماعی وزارت كشور، تهران، ١٣٧٩ش، شم ٢؛
نظامالدین شامی، ظفرنامه، به كوشش پناهی سمنانی، تهران، ١٣٦٣ش؛
نقشۀ تقسیمات كشوری، گیتاشناسی، تهران، ١٣٧٧ش؛
نولدكه، تئودُر، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ١٣٥٨ش؛
هدایت، رضاقلی، سفارتنامۀ خوارزم، به كوشش علی حصوری، تهران، ١٣٥٦ش؛
نیز:
Chirstensen, A., L'Iran sous les Sassanides, Copenhagen , ١٩٣٦;
Markwart, J., Ērānšahr, Berlin , ١٩٠١.
شیوا جعفری