دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٢٣ - آذر شهر
آذر شهر
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آذَرشَهر، یا دهخوارقان، یکی از بخشهای حومۀ شهرستان تبریز. این بخش در ٢٤ کمـ خاور دریاچۀ اورمیه و در جنوب غربی کوه سهند قرار دارد و از شمال و خاور به بخش اُسْکو، از جنوب به دهستان سراجو، و از باختر به دریاچۀ اورمیه محدود است. هوای این بخش معتدل و در تابستان نسبتاً گرم است. روستاهای خاوری آن در دامنۀ کوهستان و روستاهای باختری در جلگه و کنار دریاچۀ اورمیه قرار گرفته است. رودخانۀ دهخوارقان که از کوههای سهند سرچشمه میگیرد، از این بخش میگذرد و به دریاچۀ اورمیه میریزد.
مطابق آخرین تقسیمات کشوری، بخش آذرشهر از ٣ دهستانِ آذرشهر، گاوگان و شیرامین تشکیل شده است (دفتر تقسیمات کشوری، ٩). دهستان آذرشهر دارای ١٩ ده، گاوگان ١٢ ده و شیرامین ٨ ده و همۀ این بخش دارای ٣٩ ده و ١٠ مزرعۀ تابع و مستقل است (فرهنگ اجتماعی دهات و مزارع، ١ / ٦٦). زمینهای زراعتی روستاهای این بخش با چشمهسارها، قناتها و چاههای عمیق آبیاری میشود. افزون بر این از آب رودخانههای دهخوارقان و ایشکهچای نیز استفاده میگردد. در بخش آذرشهر ٤٩ قناتِ دایر، ٤٥ حلقه چاه عمیق، ٢٣٥ چاه نیمهعمیق، ٩١ چشمه و ٧ رودخانۀ دائمی برای آبیاری وجود دارد (فرهنگ اقتصادی دهات و مزارع، ٥ / ٦٦). مهمترین محصولات آنجا گندم، جو، حبوبات، انگور، بادام، سیب درختی و گوجهفرنگی است. مهمترین مشاغل اهالی، دامداری و صنایعدستی همچون قالیبافی، زیلو و جاجیمبافی است.
گاوگان از شیرامین بزرگتر و دارای روستاهای متعدد است. جمعیت این دهستان بر اساس سرشماری ١٣٥٥ش، ٣٢٢‘١٤ نفر، متمرکز در ٥٩١‘٢ خانوار، بوده است. شهرک گاوگان مرکز این دهستان بر اساس همین سرشماری دارای ٣٨٤‘ ٧ نفر جمعیت بوده است. دهستان شیرامین نیز در همین سال دارای ٤١٣‘٩ نفر جمعیت بوده که ١٦٤٠ خانوار را تشکیل میداده است. در سرشماری ١٣٦٠ش که توسط جهاد سازندگی صورت گرفته، دهستان آذرشهر ١٥٢‘ ٣ خانوار، شیرامین ٤٢٠‘٢ خانوار و گاوگان ٩٦١‘ ٣ خانوار ساکن داشته است. شهرک آذرشهر مرکز بخشِ آذرشهر در ٥٤ کیلومتری جنوب باختری تبریز و ١٧ کمـ خاور دریاچۀ ارومیه قرار گرفته و از مرکز شهر تا راهآهن تبریز ـ مراغه ١٢ کمـ فاصله دارد. طول جغرافیایی آن °٤٥ و ´٥٨ و عرض جغرافیاییاش °٣٧ و ´٤٦ و ارتفاع آن از سطح دریا ٤٦٨‘١ متر است. جمعیت آن مطابق سرشماری ١٣٥٥ش، ٦٥٣‘١٩ تن بوده که در ٨١٦‘ ٣ خانوار متمرکز بوده است. این شهر چون از یکسو در نزدیکی رشتهکوه سهند و از سوی دیگر نزدیک دریاچۀ اورمیه قرار گرفته، دارای آب و هوایی معتدل است. کوههای مرتفعی که در جنوب و شرق آن قرار گرفته بسیار برفگیر و سرد است. زمستان آذرشهر برخلاف تبریز زودرس و طولانی نیست. تابستان آن ملایم و مطبوع است و گرمای شدید ندارد. رود دهخوارقان از جنوب آن میگذرد و پس از مشروب کردن باغهای اطراف آن به دریاچۀ اورمیه میریزد. طول این رود نزدیک به ٤٠ کمـ است (کیهان، ٨٢). این شهر از طریق راه آسفالته به تبریز و از سوی دیگر به عجبشیر و میاندوآب متصل میشود. راهآهن نیز از روستاهای غربی آن میگذرد.
سابقۀ تاریخی
آذرشهر تا ١٣١٦ش دهخوارقان نامیده میشد، ولی برحسب پیشنهاد فرهنگستان ایران و تصویب وزارت معارف وقت، در این سال نام آن به آذرشهر تغییر یافت. اما در اسفند ١٣٢٥ش با تصویب وزارت کشور بار دیگر نام دهخوارقان بر آن نهاده شد. در سالهای پس از آن مجدداً نام آذرشهر متداول گردید. آذرشهر از شهرهای قدیم آذربایجان است و احتمالاً پیش از اسلام در این ناحیه آتشکدهای دایر بوده است. در نخستین سدههای اسلامی نام آنجا «داخَرَّقان» بوده است. ابنخردادبهْ یکبار آنجا را داخرقان (ص ١٢٠) و بار دیگر «دهالخرقان» (ص ٢١٣) نامیده است. طبری در حوادث ٢٣٤ق / ٨٤٨ م از روستای داخرقان نام برده و آن را در منطقۀ فرمانروایی محمد رَوّاد بهشمار آورده است (١١ / ١٣٨٠). دیگر جغرافیدانان اسلامی همچون اصطخری، ابنحوقل، مقدسی، نیز چندبار از داخرقان به همین عنوان یاد کرده و آن را روستایی بر سر راه تبریز بهشمار آوردهاند. اما یاقوت حموی آنجا را شهر دانسته و نامش را به صورتهای دِهْنَخیرجان، ده نَخیرجان و حرّقان ضبط کرده و آن را منسوب به نخیرجان ــ خزانهدار انوشیروان پادشاه ساسانی ــ دانسته است (یاقوت، ٢ / ٤٩٤، ٦٣١). حافظ ابرو از «دیه خارقان» نام برده (ص ٢٦٩)، اما حمدالله مستوفی نخستینبار نام دهخوارقان را به صورت فعلی آورده و از هوای معتدل، باغستانها و تاکستانهای فراوان و از غله و پنبۀ آنجا سخن گفته و افزوده است که مردمان این شهر، سفیدچهره و بر مذهب شافعیاند. او ٨ ده را از توابع این شهر و حقوق دیوانی آنجا را ٦٠٠‘٢٣ دینار ضبط کرده است (صص، ٨٠، ٨٦-٨٧). در متون تاریخی دورۀ نادری نیز به مناسبت آنکه یکبار در لشکرکشی نادرشاه به سوی عثمانی این شهر محل ورود پیشقراولان سپاه عثمانی بوده نام آنجا آمده است (استرآبادی، ١٢٦-١٢٧). در زمان فتحلیشاه، پس از اینکه ایرانیان در دومین جنگ از سپاهیان روس شکست خوردند، دهخوارقان محل ملاقات عباسمیرزا و پاسکویچ فرمانده سپاهیان روسی تعیین شد و تنظیم مواد عهدنامۀ ترکمانچای در همین شهر صورت گرفت (افشار، ٤٧، ٦٨، ٧٠، ٧٧، ٧٨، ٨١، ٨٧). اوژناوبن که در ١٣٢٤- ١٣٢٥ق / ١٩٠٦-١٩٠٧م از ایران دیدن کرده از دهخوارقان نیز گذشته و آنجا را شهری کوچک که ٠٠٠‘١٢ جمعیت داشته توصیف کرده و افزوده است که تعدادی از جمعیت این شهر ارمنی هستند. او از باغهای بادام آنجا که مالکیت بیشتر آنها در دست تبریزیان بوده، یاد کرده است (ص ١٣١). نادرمیرزا صفحات چندی از کتاب خود را به دهخوارقان اختصاص داده و از معدن مرمر این ناحیه و چگونگی استخراج آن از روزگاران قدیم سخن گفته و مشاهیر آنجا را نیز برشمرده است (صص ٨٦-٨٧، ١١٩).
آثار تاریخی
در این شهر و روستاها و دهستانهای پیرامون آن، آثار تاریخی چندی وجود دارد که مشهورترین آنها را یاد میکنیم: ١. گورستان پیرحیران. این گورستان به نام خواجه یوسف دهخوارقانی ملقب به پیر حیران است و مقبرۀ او نیز در میان گورستان در اطاق کوچکی جای دارد (خاماچی، ٣٣-٣٤)؛ ٢. مسجد قدمگاه. این مسجد در بالادشت گورستان قدمگاه (یا قریۀ بادامیار) واقع شده و برخی از باستانشناسان آن را به دوران پیش از تاریخ نسبت میدهند که بعداً به صورت آتشکده و سپس به صورت مسجد درآمده است. گنبد این مسجد در حدود ١٢ متر بلندی دارد و از نظر شیوۀ معماری جزو بناهای مهم است (مشکوٰتی، ٧)؛ ٣. مقبرۀ پیرلَر. این مقبره در شمال شرقی آذرشهر و در یک کیلومتری مرکز شهر واقع شده و به نام پیر حیران نامیده میشود و متعلق به قرن ١٠ و ١١ق / ١٦ و ١٧م است (همانجا)؛ ٤. گورستان قدمگاه. این گورستان در ١٥ کیلومتری جنوب آذرشهر در قریۀ بادامیار (قدمگاه) قرار گرفته و متعلق به قرن ٩ و ١٠ق / ١٥ و ١٦م است. بیشتر مردگان این گورستان از شیوخ دورۀ صفوی هستند. اهالی محل، آن را به نام دیک قبرستان مینامند (مشکوٰتی، ٨). این گورستان بر روی پشتهای قرار گرفته و سنگنبشتهها و حجاریهایی در آن دیده میشود. از اشخاصی که درین گورستان مدفونند باید خواجه ابواسحق ابراهیم مشهور به پیر چوپان (د ٧٢٤ق / ١٣٢٤م) و خواجهعلی بادامیاری (د ٦٩٩ ق / ١٣٠٠م) را نام برد (خاماچی، ٣٩).
از مشاهیر دهخوارقان باید خواجه یوسف حیران دهخوارقانی (د ٦٧٠ ق / ١٢٧٢م) را ذکر کرد که از عرفای منسوب به این شهر است.
وضع کنونی
مردم آذرشهر بیشتر به دادوستد، سوداگری، پیشهوری و پارهای از کارهای تولیدی و بازرگانی و خدمات دولتی اشتغال دارند. قالیبافی رونق فراوانی دارد و تا روستاهای دوردست این شهر نیز کشانده شده است. قالی آن در سایر جاها به نام قالی تبریز عرضه میشود. حولهبافی، پارچه و پتوبافی نیز از صنایع این شهر است که مقداری از محصول آن در محل مصرف میشود و بقیه به تبریز و سایر شهرهای کشور ارسال میگردد. در حومۀ آذرشهر چند کارخانۀ آجرفشاری نیز مشغول کار است. بر طبق مدارک موجود در ١٣٥٥ش، در این شهر ٣٨ مسجد، ٦ آب انبار، ٥ بازار، ٣ بیمارستان و درمانگاه و یک چاپخانه وجود داشته است. در همین سال یک کارخانۀ کمپوتسازی در آنجا دایر بوده است (خاماچی، ٧٥-٨٤).
محصولات عمدۀ کشاورزی این شهر غلات، ترهبار، سیبزمینی، پیاز و نخود است. توتون نیز سابقاً کاشته میشد، ولی پس از اجرای قانون انحصار دخانیات دیگر به کشت آن توجهی نشد (خاماچی ٨٥-٩٣). از میوهها، انگور به فراوانی در اطراف شهر به دست میآید. آموزش و پرورش در آذرشهر با سابقۀ دیرینهای که دارد از رونق ویژهای برخوردار است. این شهر دارای دو کتابخانۀ عمومی، چند دبیرستان، دبستان و هنرستان حرفهای است.
مآخذ
ابنحوقل، ابوالقاسم، صورةالارض، ترجمۀ جعفر شعار، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٥ش، ص ٨٥؛
ابن خردادبه، عبیدالله بن عبدالله، المسالک والممالک، لیدن، ١٨٩٦م؛
استرآبادی، میرزامهدیخان، جهانگشای نادری، به کوشش عبدالله انوار، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٤١ش؛
اصطخری، ابراهیم بن محمد، مسالکالممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م، صص ١٨١-١٨٢، ١٩٠؛
افشار، میرزامصطفى، سفرنامۀ خسرومیرزا، به کوشش محمد گلین، تهران، مستوفی، ١٣٤٩ش؛
اوبن، اوژن، ایران امروز و ایران بینالنهرین، ترجمۀ علیاصغر سعیدی، تهران، زوار، ١٣٦٢ش؛
جهاد سازندگی، فرهنگ اجتماعی دهات و مزارع استان آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٦٣ش؛
همان، فرهنگ اقتصادی دهات و مزارع استان آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٦٣ش؛
حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله ذیل جامعالتواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٥٠ش؛
خاماچی، بهروز، آذرشهر (دهخوارقان)، تبریز، ١٣٥٥ش؛
سازمان جغرافیایی کشور، نقشۀ ارومیه (و اطراف آن)، تهران، ١٣٥٣ش؛
طبری، محمد بن جریر، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٨١م؛
فرهنگ جغرافیایی ایران، تهران، سازمان جغرافیایی کشور، ٤ / ٢٢٥؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، وزارت معارف، ١٣١٠ش، صص ٨٠، ١١٩، ١٥٦-١٥٧؛
مرکز آمار ایران، خصوصیات اساسی شهرهای ایران، تهران، ١٣٥٠ش، ص ١٢٢؛
همان، سالنامۀ آماری (١٣٦٠ش)، تهران، ١٣٦١ش، ص ٦٤؛
سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٥٥ش (تبریز)، تهران، ١٣٥٨ش، ص «د»؛
همان، فرهنگ آبادیهای کشور، (براساس سرشماری ١٣٥٥ش)، استان آذربایجان شرقی، ج ٩؛
مستوفی، حمدالله، نزهةالقلوب، به کوشش گایلسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران، سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران، ١٣٤٩ش؛
مشکور، محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٤٩ش، صص ٢٧، ٥٠، ٥٨، ٤٣٣، ٤٣٨؛
مقدسی، محمدبن احمد، احسنالتقاسیم، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ١٣٦١ش، صص ٧٣، ٥٥٥؛
نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرافیای دارالسلطنۀ تبریز، تهران، ١٣٢٣ق؛
وزارت کشور، فهرست واحدهای تقسیمات کشوری، تهران، شهریور ١٣٦٥ش؛
یاقوت حموی، ابوعبدالله، معجمالبلدان، به کوشش فردیناند ووستنفلد، لایپزیک، ١٨٦٦-١٨٧٠م.
سیدعلی آلداود