دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢١ - بهار
بهار
نویسنده (ها) :
هدی سید حسین زاده
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِهار، یا بیهار، نام شهر و ایالتی در شمال شرقی هند. نام این ایالت از شهر بهار و آن نیز از نام ویهاره (صومعۀ بودایی یا مدرسۀ آموزشهای بودایی)گرفته شده است (كانینگم، I /٣٩٩-٤٠٠؛ «فرهنگ سلطنتی...»، VIII /١٧١؛ بریتانیكا، .(II /١٣
ایالت بهار با مساحت ١٦٣‘٩٤كمـ٢ بین °٢١ و ´٥٨ تا °٢٧ و ´٣١ عرض شمالی و °٨٢ و ´١٩ تا °٨٨ و ´١٧ طول شرقی واقع شده است («مختصری...»). این ایالت از شمال به كشور نپال، از شرق به ایالت بنگال غربی، از جنوب و جنوب غربی به ترتیب به ایالتهای تازه تأسیس جهركهند و چهتیسگره، و از غرب به ایالت اوتارپرادش محدود است ( انكارتا).ایالت بهار به مركزیت شهر پتنه (ه م) (پاتَلی پوترای پیشین) متشكل از ٩ شهرستان و ٣٧ بخش است («مختصری»). جمعیت آن در ١٣٨٣ش /٢٠٠٤م حدود ٧٠٠‘٨٠٤‘٨٧تن برآورد شده است («فرهنگ جهانی»).
بیش از ٨٠٪ مردم بهار هندو مذهب، و بقیهمسلمان و مسیحیاند. بیشتر هندوان به گویشهای بهجپوری، میتهیلی و ماگهی ــ كه به گویشهای بهاری موسومند ــ سخن میگویند، اما هندی زبان رسمی ادارات و سازمانهای آموزشی است ( انكارتا؛I /١٢٠٩ , EI٢).
اراضی بهار بیشتر از جلگۀ حاصلخیز رودخانۀ گنگ تشكیل شده است. خاك در بیشتر قسمتها آبرفتی است و سستی و نرمی آن سبب رونق كشاورزی شده است. مهمترین محصولات كشاورزی ایالت بهار اینهاست: جو، ذرت، برنج، گندم، نیشكر، تنباكو و دانههای روغنی ( انكارتا؛«اطلس...»، ٣٨؛ بهاتاچاریا، .(١٤٣ افزون بر كشاورزی، بهار از لحاظ صنعتی نیز دارای اهمیت است. صنایع شیمیایی، داروسازی،پارچهبافی،الكترونیك وكاغذسازی از مهمترین فعالیتهای صنعتی این ایالت به شمار میرود (همانجاها). در طرح صنعتی كردن هند، بهار به سبب دارا بودن معادن غنی نقشی عمده داشته، و مهار كردن آب رودخانهها برای جلوگیری از جریان سیل و تأمین الكتریسیته نیز در این منطقه پیشرفت قابل ملاحظهای كرده است (بهاتاچاریا، همانجا).
پیشینه: بهار دارای تاریخ كهنی است. رود گنگ آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم كرده است؛ در پتنه، گایا و شاه آباد واقع در جنوب گنگ، پادشاهان مَگادهه فرمانروایی داشتند و شمال گنگ در حدود سال ٠٠٠‘١قم، مركز مهمی برای آموزش سنسكریت بود («فرهنگ سلطنتی»، VII /٢٠٨, VIII /١٧١) در دورانهای مختلف تاریخی، بهار همواره بخشی از قلمرو پادشاهان بزرگ هند باستان و سلاطین مسلمان دهلی، لودی، سور و گوركانی
بوده است (نک : دسایی، .(١٨ پایتخت پادشاهان مگادهه، نخست راجگیر و سپس پاتَلی پوتْرا بود. در قلمرو پادشاهان مگادهه بود كه بودا دین خود را رواج و توسعه داد و آیین جَین را بنیان نهاد («فرهنگ سلطنتی»، .(VIII /١٧١
در ٣٢١ قم (دو سال پس از درگذشت اسكندر مقدونی)، چَنْدراگوپتا با بیرون راندن سپاهیان یونانی از این ناحیه و پیروزی بر دمه نندا، شهر پاتلی پوترا را فتح، و امپراتوری موریا را ــ كه اولین امپراتوری بزرگ شمال هند بود ــ بنیان نهاد. اوسلوكوس نیكاتور را كه پس از اسكندر بر بخش شرقی امپراتوری اسكندر دست یافته بود، شكست داد، و از پی آن صلحی بین دو طرف منعقد شد و مگاستنس، مورخ و سیاستمدار یونانی به سفارت از سوی سلوكوس به پایتخت چندراگوپتا (پاتلی پوترا) رفت («همان»، VII /٢٠٩؛ نهرو، ١ /٢٠٥-٢٠٦؛ جلالی، ٤٠-٤١) و بدینسان، سلسلۀ جدیدی به نام گوپتا در بهار تشكیل شد و تا حدود سال ٥٤٤م در ناحیۀ بنگال ادامه یافت. این دوره به سبب حمایت فرمانروایان این سلسله از هنرمندان به عصر طلایی شهرت یافته است (همو، ٤٤- ٤٦).
بافتح بهار در٥٨٩ق /١١٩٣م و شكست لَكْشمَنسِن آخرین پادشاه خاندان سِن (حك ٥٧٤-٥٩٧ق / ١١٧٨-١٢٠١م) به دست اختیارالدین محمدبن بختیار خلجی (د ٦٠١ق)، حاكمیت مسلمانان در این ایالت آغاز شد(منهاج، ١ /٤١٧-٤٢٤؛ اكرام، ٥٤؛ هیگ، «دولتها ... »، ٥١٤) كه تا جنگ پلاسی در ١١٧٠ق /١٧٥٧م و سلطۀ انگلیس بر این ناحیه ادامه یافت (نهرو، ١ /٤٥٥، ٢ /٤٩٠؛ اسعدی، ٢ /٢٧). اختیارالدین محمدبن بختیار خلجی از سوی قطبالدین آیبك (د ٦٠٧ق) حكمران بنگال و بهار شد (هیگ، «معزالدین...»، ٤٦؛ اكرام، همانجا). در ٦٢٢ق / ١٢٢٥م التمتش (حك ٦٠٧-٦٣٣ق) علاوه بر لكهنوتی، بهار را نیز تصرف كرد و سلطان غیاث الدین عوض خلجی را شكست داد و پسر بزرگ خود، ناصرالدین محمود را به حكمرانی اوده و بهار گمارد و خود به دهلی بازگشت (منهاج، ١ /٤٣٧- ٤٣٨؛ هیگ، همان، .(٥٣ در ٧٩٦ق /١٣٩٤م ملك سروَر خواجه جهان (د ٨٠٢ق) كه از سوی ناصرالدین محمودشاه از سلاطین تغلق شاهی (حك ٧٩٥-٨١٥ق) لقب «سلطان الشرق» یافته بود، ضمن سركوب شورشهای مناطق مختلف، از جمله شورش بهار، به تعمیر قلعههای ویران این نواحی پرداخت (سیهرندی، ١٥٦؛ فرشته، ١ /١٥٤؛ نهاوندی، ١ /٣٨٩؛ هیگ، «پادشاهی...»، .(٢٥١
ظهیرالدین محمد بابر (حك ٩٣٢-٩٣٧ق) در بابرنامه به اشغال بهار توسط محمود لودی در ٩٣٥ق /١٥٢٩م و حركت خود برای آرام كردن این ناحیه اشاره كرده است (I /٦٣٩, ٦٧٩-٦٨٠) با شكست لشكریان بنگال از همایون (نک : گلبدن بیگم، ٤٠؛ لاهوری، ١ /٦٤؛ تتوی، ٤٩٥)، شیرخان سوری (د ٩٥٢ق) در ٩٤٣ق قلعۀ چنار بهار را تصرف كرد و در ٩٤٧ق /١٥٤٠م همایون را در قنوج شكست داد و با عنوان شیرشاه (حك ٩٤٧-٩٥٢ق) پادشاهی مستقل خود را در بهار اعلام كرد (همو، ٥٢٨؛ برجس، ٢٥؛ دسایی، .(١٧ وی پایتخت را از بهار به پتنه منتقل كرد (EI٢، همانجا).با درگذشت سلیمان كررانی (٩٨٠ق) كه ضمن اطاعت از اكبرشاه (حك ٩٦٣-١٠١٤ق)، در بنگال، اوریسه و بهار داعیۀ استقلال داشت، بر سر جانشینی او میان فرزندان و سران دولت وی اختلاف پدید آمد (ابوالفضل، اكبرنامه، ٣ /٢٠-٢١؛ بیات، ٣١٣). و سرانجام، اكبرشاه منعمخان، خان خانان را مأمور فتح بنگال و بهار كرد و یك سال بعد، وی از سوی اكبر شاه حكمران این دو ایالت شد (ابوالفضل، همان، ٣ /٤، ٤٠؛ برجس، .(٤٧ بهار در اواخر سدۀ ١٠ق /١٦م یكی از ٤ «صوبۀ» پادشاهی گوركانی بود كه به ٨ «سركار» تقسیم شده، و تابع صوبۀ بنگال بود (ابوالفضل، آیین...، ١ /٤١٦؛ «فرهنگ سلطنتی»، .(VIII /١٧١
در ١٠٤٩ق /١٦٣٩م شاهزاده محمد شجاع پسر شاه جهان (حك ١٠٣٧- ١٠٦٨ق) حكمران بنگال شد و حكومت بهار به شایستهخان واگذار گردید (برجس، .(٩٢ در ١١٣١ق /١٧١٩م مرشد قلی خان صوبه دار بنگال بود و بهار نیز در امور اداری از بنگال پیروی میكرد (بهاتاچاریا، .(١٤٢ با كشته شدن سرافرازخان، نواب بنگال (١١٥٣ق)، الله وردی خان نواب بهار تا ١١٦٩ق /١٧٥٦م حكومت بنگال و اوریسه را نیز به دست آورد (برجس، ١٧٩؛ نیز نک : زامباور، ٤٤٤).
پس از تسلط انگلیسیها (١١٧٠ق /١٧٥٧م) بر سراسر ایالتهای بنگال و بهار (نهرو، ٢ /٤٩٠-٤٩١) و یك سال پس از پیروزی آنها در جنگ بوكْسار (دهكدهای در غرب بهار) در ١١٧٨ق /١٧٦٤م، ادارۀ بهار و ٣ ایالت بنگال، اوریسه و چوتیاناگْپور به كمپانی هندشرقی در بنگال واگذار شد («فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ بهاتاچاریا، ١٢٤؛ اسعدی، ٢ /٢٧). نابسامانی اوضاع و عدم توجه انگلیسیها، موجب قحطی بزرگی در ١١٨٤ق /١٧٧٠م شد كه طی آن بیش از یك سوم مردم بنگال و بهار، جان خود را از دست دادند (نهرو، ٢ /٤٩٣).
در ١٣٢٣ق /١٩٠٥م لردكرزن، نایب السلطنۀ هند (١٣١٧-١٣٢٣ق / ١٨٩٩- ١٩٠٥م) طرح تقسیم بنگال به دو قسمت غربی و شرقی را پیشنهاد كرد. با اجرای این طرح بهار و اوریسه در قسمت غربی، و آسام در قسمت شرقی قرار گرفتند كه ادارۀ هر كدام به عهدۀ یك نایب الحكومۀ مستقل گذاشته شد؛ اما این تقسیم بندی با اعتراض شدید هندوهای بنگال روبهرو شد؛ جرج پنجم، پادشاه انگلیس در دسامبر ١٩١١ ناگزیر این تقسیمبندی را لغو كرد و بنگال غربی و شرقی به حال اول بازگشت، اما بهار، اوریسه و آسام جداگانه اداره میشد (هاردی، ٢٤٤؛ بهاتاچاریا، ١٤٢,١٢٤ ؛ لاهوتی، ٢٠٢). یكی از جنبشهای مخالف انگلیسیها در هند، جنبش بهار به رهبری كونوار سینگه بود كه توسط دو كارگزار انگلیسی ــ ویلیام تیلور و وینسنت ایر ــ سركوب شد (مجومدار، .(٧٧٦
بهار به سبب داشتن محصولات كشاورزی متنوع و معادن غنی از دیرباز مورد توجه بازرگانان اروپایی بوده است. در خصوص فعالیت تجارتی این بازرگانان و در فاصلۀ سالهای ٩٣٢-١١٧٠ق / ١٥٢٦-١٧٥٧م از منابع مختلف به ویژه از گزارشهای نمایندگان دفاتر اروپایی و كنسولگریها اطلاعات مفیدی میتوان به دست آورد (سركار، .(٤٦ اگر چه بازرگانان اروپایی نخست به گونۀ انفرادی در بهار فعالیت داشتند، اما فعالیت اصلی اروپاییان در این ایالت، با تشكیل كمپانیهای تجارتی گسترش یافت. نخستین تاجران اروپایی كه به این منطقه آمدند، پرتغالیها بودند. هر ساله ناوهای آنها از مالاكا و كوچین به دو بندر هوگلی و پیپلی میرفتند. آنها مجوز اقامت در این بنادر را از جهانگیر گوركانی (حك ١٠١٤-١٠٣٧ق) گرفته بودند. این كشتیها كه حامل كالاهایی چون ادویه، قلع و انواع ظروف چینی بودند، به پتنه میرفتند و در بازگشت، انواع پارچه، به ویژه ململ، البسۀ نازك، ابریشم و قالیچههای ضخیم جونپور را با خود میبردند (همو، .(٤٧
با ورود هلندیها به پتنه پرتغالیها از هوگلی اخراج شدند. پس از تجدید سازمان كمپانی هند شرقی هلند در ١٠١١ق /١٦٠٢م، فعالیتهای بازرگانی آنها گسترش یافت. هلندیها نخست در ١٠٣٦ق / ١٦٢٧م به پیپلی، و سپس به بالِسور در اوریسه و پس از آن در ١٠٤٢ق /١٦٣٢م به پتنه آمدند. آنها مهمترین رقیبان تجارتی انگلیس در هند بودند، و تجارت نیترات پتاسیم (شوره) و تریاك بیش از اجناس كتانی و ابریشمی مورد توجه آنان بود. در ١٠٢٩-١٠٣٠ق / ١٦٢٠-١٦٢١م اولین دفتر انگلیسی در پتنه كه یكی از مراكز اصلی تجارت بود، تأسیس شد (همو، ٤٥, ٤٨) در نیمۀ دوم قرن ١١ق /١٧م به همان نسبت كه به تدریج موقعیت تجارتی هلندیها در هند ضعیف میشد، انگلیس در تجارت بنگال پیشرفت بیشتری میكرد، تا اینكه سرانجام در ١١٧٠ق /١٧٥٧م، هلند برتری خود را در بازار نیترات پتاسیم بهار از دست داد (همانجا).
اوضاع اجتماعی و فرهنگی
دراویدیها نخستین ساكنان بهار بودند كه پس از مهاجرت آریاییها به این منطقه با آنان درآمیختند. مهمترین قبایل بومی بهار عبارتند از قبایل كُل، مالا، سانتال ونات ( آسیاتیكا، .(I /٣١٣ هر چند اقوام و قبایل و پیروان مذاهب مختلف ساكن در بهار در طول تاریخ در كنار یكدیگر به صلح و آشتی به سر میبردند، اما پس از جدایی پاكستان از هند، میان اكثریت هندو مذهب این ایالت با مسلمانان درگیریهای شدیدی روی داد. اختلاف اینان باعث مهاجرت حدود یك میلیون تن از مسلمانان بهاری به پاكستان شرقی (بنگلادش كنونی) شد. در درگیریهای استقلال طلبانۀ مردم پاكستان شرقی برای جدا شدن از پاكستان، بهاریها از حكومت مركزی پاكستان حمایت كردند و به همین سبب، پس از استقلال بنگلادش (١٣٥٠ش /١٩٧١م) برای انتقال به پاكستان یا سرزمین خود در اردوگاههایی جای داده شدند، اما دولت پاكستان از پذیرش آنها خودداری كرد. با وجود بازگشت ١٧٠هزار تن از مهاجران بهاری به سرزمین خود در ١٣٥٣ش / ١٩٧٤م و انتقال گروه دیگری نیز به پاكستان، این مسئله به طور كامل میان دو كشور بنگلادش و پاكستان حل نشد و شمار بسیاری از این مهاجران در اردوگاههای بنگلادش اسكان داده شدند (اسعدی، ٢ /١٠؛ فرزین نیا، ٢١٥-٢١٦). در ١٣٥٧ش / ١٩٧٨م در شهر پتنه، در ١٣٥٧ و ١٣٦٢ش /١٩٧٨ و ١٩٨٣م در شهر بهار شریف، در ١٣٦٣ش /١٩٨٤م در شهر اورنگ آباد و در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠م در شهر رانچی درگیریهای شدیدی میان هندوها و مسلمانان درگرفت (جمشیدی، ٢٢٤).
بهار بهعنوان یك سرزمین فرهنگی دارای آثار تاریخی متعددی است. زبان و فرهنگ و تمدن ایرانی تأثیر بسیاری در بهار داشته است. هنر امپراتوری موریا (٣٢٢-١٨٥قم) از هنر هخامنشی در ایران تأثیر پذیرفته بود و با پیروزی مسلمانان بر بهار، این تأثیرپذیری بیشتر شد و زبان فارسی در فاصلۀ سالهای ٦٠٢ -٩٣٢ق /١٢٠٦-١٥٢٦م زبان اداری، تاریخ نگاری و تصوف در بهار بود. در دورۀ گوركانیان نیز فارسی زبان اداری و آموزش مذهبی بود. در مدارس مذهبی زینبیه در پهولواری شریف در نزدیكی پتنه و مدرسۀ سیف خان در همین شهر دروس به زبان فارسی تدریس میشد ( ایرانیكا، .(IV /٢٥٢-٢٥٣
بهار در دورۀ پادشاهان مگادهه از مراكز اصلی بودایی بود و مبلغان بودایی از بهار به سیلان، تبت، تاتارستان و چین فرستاده میشدند. بقایای بناهای بودایی در این ایالت ــ به ویژه در گایا ــ حكایت از این تمركز و پیشینۀ تاریخی دارد ( آسیاتیكا، همانجا؛ جلالی، ٣٩). در دورۀ اسلامی نیز علما و فضلای بسیاری در آنجا پرورش یافتند (ندوی، ١٣).
شهرهای پتنه و جمشیدپور (تاتانگر) از شهرهای تاریخی بهار است. معماری این ایالت تلفیقی از معماری هندی - اسلامی است كه میتوان آن را به ٥ مرحله تقسیم كرد: ١. سبك دهلی مانند بنای مقبرۀ ملك ابراهیم بایو كه در ٧٥٤ق /١٣٥٣م ساخته شد؛ ٢. سبك بنگال كه نمونۀ آن مقبرۀ شاه نافه درمونگیر (اواخر سدۀ ٩ یا اوایل سدۀ ١٠ق) است؛ ٣. سبك سور؛ ٤-٥. سبك دورۀ مغول (دسایی، .(١٨-١٩ در دورۀ پادشاهان گوركانی، مساجد بسیاری در پتنه و شهرهای دیگر بهار ساخته شد كه بقایای برخی از آنها تا كنون بر جای مانده است (نک : اشر، I /٢٣٨-٢٣٩، جم ). از مساجد این دوره میتوان از مسجد حاجی تاتار در پتنه (همو، و مسجد حبش خان كه اولین بنای گوركانیان در ایالت بهار است و در ٩٨٦ق /١٥٧٨م در قلعۀ رُهتاس ساخته شد (همو، I /٩٠)، نام برد.
یكی از شهرهای مهم ایالت بهار، شهر بهار شریف در ناحیۀ پتنه است كه در شرق رودخانۀ پیمارنَدی (شاخهای از گنگ)، قرار دارد. این شهر در °٢٥ و ´١٢ عرض شمالی و °٨٥ و ´٣٣ طول شرقی واقع است و پایتخت پادشاهان مگادهه و پالا بوده است («فرهنگ سلطنتی»، VIII /١٧؛ بریتانیكا، .(II /١٣ این شهر در دوران اسلامی نیز اهمیت خود را حفظ كرد و مساجد و مقابر بسیاری در آن ساخته شد. مقبرۀ شاه شرفالدین مخدوم كه زیارتگاه صوفیان و بسیاری از مردم مسلمان و غیرمسلمان است، در این شهر قرار دارد («فرهنگ سلطنتی»، نیز ندوی، همانجاها). مسجد بخاری كه توسط شیخ فرید بخاری بنا شد (اشر، I /١٤١, ١٥٧) و مسجد حبیب خان سور (همو، I /٢٣٩) كه در نیمۀ اول سدۀ ١٠ق ساخته شد، از دیگر بناهای اسلامی بهار شریف است.
مآخذ
ابوالفضل علامی، آیین اكبری، به كوشش بلوخمان، كلكته، ١٨٧٢م؛
همو، اكبرنامه، به كوشش عبدالرحیم، كلكته، ١٨٨٦م؛
اسعدی، مرتضی، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٩ش؛
بیات، بایزید، تذكرۀ همایون و اكبر، به كوشش محمد هدایت حسین، كلكته، ١٩٤١م؛
تتوی، احمد و آصف خان قزوینی، تاریخ الفی، به كوشش علی آل داود، تهران، ١٣٧٨ش؛
جلالی نائینی، محمدرضا، هند در یك نگاه، تهران، ١٣٧٥ش؛
جمشیدی بروجردی، محمدتقی، علل ریشهای درگیریهای مسلمانان و هندوها، تهران، ١٣٧٢ش؛
زامباور، نسب نامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمدجواد مشكور، تهران، ١٣٥٦ش؛
سیهرندی، یحیی، تاریخ مبارك شاهی، بهكوشش محمدهدایت حسین، كلكته،١٩٣١م؛
فرزین نیا، زیبا، بنگلادش، تهران، ١٣٧٣ش؛
فرشته، محمدقاسم، تاریخ، لكهنو، ١٨٦٤م؛
گلبدن بیگم، همایون نامه، لاهور، ١٩٧٤م؛
لاهوتی، حسن، حاشیه بر مسلمانان هند بریتانیا (نک : هم ، هاردی)؛
لاهوری، عبدالحمید، بادشاه نامه، به كوشش كبیرالدین احمد و عبدالرحیم، كلكته، ١٨٦٧م؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به كوشش عبدالحی حبیبی، كابل، ١٣٤٢ش؛
ندوی، معین الدین، معجم الامكنة، حیدر آباد دكن، ١٣٥٣ق؛
نهاوندی، عبدالباقی، مآثر رحیمی، به كوشش محمد هدایت حسین، كلكته، ١٩٢٥م؛
نهرو، جواهر لعل، كشف هند، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، ١٣٦١ش؛
هاردی، پ.، مسلمانان هند بریتانیا، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٩ش؛
نیز:
Asher, C.B., The New Cambridge History of India, Cambridge, ١٩٩٢;
Asiatica;
An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠;
Bābur, Zahiru’d-dīn Mu h ammad, Bābur - Nāma, tr. A. S. Beveridge, Delhi, ١٩٧٠;
Bhattacharya, S., A Dictionary of Indian History, New York, ١٩٦٧;
«Bihar at a Glance – ٢٠٠١», www. bihar. nic. in / Profile /
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
Burgess, J., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥;
Cunningham, A., The Ancient Geography of India, Varanasti, ١٩٦٣;
Desai, Z. A., «The Indo-Islamic Architecture of Bihar», Islamic Culture, Hyderabad - Deccan, ١٩٧٢, vol. XLVI, no. ١;
EI٢ ;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٣;
Haig, W., «The Kingdom of Jaunpur», «Mu ‘izz- ud - dīn Muhammad Bin Sām of Ghūr and the Earlier Slave Kings of Delhi», «The Native States of Northern India from A. D. ١٠٠٠ to ١٥٢٦», The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. III;
Ikram, S. M., History of Muslim Civilisation in India and Pakistan, Lahore, ١٩٨٢;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٨١;
Iranica;
Majumdar, R. C., An Advanced History of India, London, ١٩٥٨;
Sarkar, J. N., Glimpses of Medieval Bihar Economy, Calcutta, ١٩٧٨;
The World Gazetteer, www. world - gazetteer, com /r /r_ in. htm.
هدی سیدحسین زاده