دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٤ - بطحاء
بطحاء
نویسنده (ها) :
عزت ملا ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَطْحاء، نام چند منطقه در سرزمینهای اسلامی. این واژه در لغت به معنی اعماق دره، مسیل آكنده از سنگریزه و زمین فراخ آمده است (نک : یاقوت، ١ / ٦٦٢) و مناطقی چند به این نام خوانده شده كه از آن جمله است:
وادی بطحاء
در یك فرسخی مكه (حمدالله، ٨) كه در منابع موجود از آن به ابطح، خَیف بنی كنانه و نیز مُحَصَّب یاد كردهاند. این وادی میان مكه و منی واقع بوده، و از یك سو به كوه عیره و از سوی دیگر به كوه حجون منتهی میشده است، و از آن روی بدان بطحا گفتهاند كه زمین آن از سنگریزه پوشیده شده بوده است (ازرقی، ٢ / ١٢٨، ١٢٩؛ ابناثیر، ٢ / ١١؛ ابوالفدا، ٨٠-٨١؛ نیز نک : ابن كثیر، ٥ / ١٦٨، ٢٠٤). ازرقی به حضور ابراهیم خلیل (ع) در بطحاء اشارهای كرده است (١ / ٣٤). پیش از اسلام بخشی از قبیله قریش در آنجا میزیستند كه به همین دلیل به «قریش بطحاء» معروف بودند؛ این ناحیه تیرههای عدی، جُمَح، تَیم، سَهم، مخزوم، اسد، زُهره، عبدمناف، عبدالدار، عبدالعزی، امیه و هاشم را در برمیگرفت (دمشقی، ٤٢٧؛ عبدالمؤمن، ١ / ٢٠٣؛ ابن عبدالمنعم، ٧).
پیامبراكرم(ص) در این منطقه پرورش یافت (نکـ: ابن سعد، ١ / ٧٦). همچنین محلی كه جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر(ص) نازل شد، در بطحاء قرار داشت (نکـ: طبری، ٢ / ٣٠٥). پیامبر(ص) در راه بازگشت از غزوات و مناسك حج، بارها در آنجا نماز گزارد (ابن كثیر، ٥ / ١٤٩) و در همانجا بود كه به مصاف قبیله هوازن شتافت (ابن سعد، ٢(١) / ١١١-١١٢). در روز فتح مكه نبی اكرم (ص) خیمه خود را در بطحاء برافراشت (ازرقی، ٢ / ١٣٠)؛ در همان روز بود كه حُبَیش بن خالد، برادر عاتكه عمۀ پیامبر(ص) در بطحاء كشته شد (ذهبی، ٤٣٧). همچنین گفتهاند كه منصور خلیفۀ عباسی در ٦ ذیحجه ١٥٨ق / ٧ اكتبر ٧٧٥م به هنگام ادای مراسم حج در بطحاء جان سپرد (مسعودی، ٦ / ١٥٧).
بوستانهای سبز و خرم و مناطق خوش آب و هوا بطحاء را تفرجگاه قریشیان ساخته بود. وجود چاههای فراوان چون چاه بذَّر كه به دست هاشم بن عبدمناف، و نیز چاه خم و طوی كه به وسیلۀ عبدالشمس بن عبدمناف در آنجا حفر شده بود، نهتنها به آبادانی بطحاء كمك كرد، بلكه در موسم حج، موجبات رفاه و آسایش حجاج را فراهم میساخت (ازرقی، ٢ / ١٧٦، ٢٢٤؛ ابن عبدالمنعم، ٢٢١؛ علی، ٤ / ٦٥).
شهر بطحاء
در مغرب اوسط از توابع ناحیه تاهرت كه از آنجا تا تلمسان ٣ یا ٤ روز راه بود (یاقوت، همانجا؛ مقدسی، ٢١٨). محمد ابن تومرت در ٥١٣ق / ١١١٩م به هنگام بازگشت از مشرق ٣ روز با یاران خود در بطحاء اقامت كرد و سپس سفر خود را به سوی فاس ادامه داد. آنگاه كه عبدالمؤمن خلیفۀ موحدی قدرت را در دست گرفت، بطحاء را توسعه داد و در عمران و آبادانی آن كوشید (حجی، ٢ / ٢٧- ٢٨؛ نیز نک : بیذق، ٥٨ -٥٩). دشت وسیع بطحاء مركز اصلی كشت گندم به شمار میآمد كه از این راه درآمد سرشاری عائد پادشاهی تلمسان میشد (لئون افریقی، ٢ / ٢٧- ٢٨). در سدۀ ٨ق / ١٤م به سبب استیلای ابوالحسن مرینی بر بطحاء و نیز انقراض سلسله بنی زیان در تلمسان، این شهر رو به ویرانی نهاد و به تدریج خالی از سكنه شد. بعدها عارفی با یاران خود در آنجا سكنی گزید. آنان كه با دامپروری و كشاورزی امرار معاش میكردند، نقش بسزایی در آبادانی مجدد منطقه داشتند. شهرت آن عارف به تدریج در سراسر آسیا و افریقا پیچید و بر جمع مریدانش افزوده شد؛ چندانکـه ٥٠٠ تن با او در بطحاء به سر میبردند و همه ساله شمار فراوانی به قصد دیدار وی با نذورات و هدایای خود به بطحاء روی مینهادند (همو،٢ / ٢٨-٢٩). امروزه ویرانههای بطحاء در مسیر بزرگراه تلمسان به الجزیره به چشم میخورد (حجی، ٢ / ٢٨).
منطقۀ بطحاء
در نزدیكی ذوقار كه در آنجا جنگ ذوقار میان مسلمانان و سپاهیان خسرو پرویز رخ داد. در این جنگ كه به «یومالبطحاء» نیز معروف است، پیروزی از آن مسلمانان بود (طبری، ٢ / ١٩٣-٢١٢؛ یاقوت، همانجا).
بطحاء ابن ازهر، در ٦ میلی مدینه كه پیامبر اكرم (ص) در یكی از غزوات خود در آنجا نماز گزارد. بعدها در جایگاه نماز پیامبر(ص) مسجدی احداث شد (طبری، ٢ / ٤٠٥، ٧ / ٥٨٤؛ یاقوت، همانجا).
جزیرۀ بطحاء
واقع در میان دجله و فرات (ابن قتیبه، ١ / ١٩٨).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن سعد، محمد، كتاب الطبقات الكبیر، به كوشش زاخاو، لیدن، ١٣٢٢- ١٣٢٥ق؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٥م؛
ابن قتیبه، عبدالله، عیون الاخبار، بیروت، ١٣٤٣ق / ١٩٢٥م؛
ابن كثیر، اسماعیل، البدایة و النهایة، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ازرقی، محمد، اخبار مكة، بهكوشش رشدی صالح ملحس، مكه، ١٣٥٢-١٣٥٧ق؛
بیذق، علی، اخبار المهدی ابن تومرت و ابتداء دولة الموحدین، به كوشش لوی پرووانسال، پاریس، ١٩٢٨م؛
حجی، محمد و محمداخضر، حاشیه بر وصف افریقیا (نک : هم ، لئون افریقی)؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٣٢١ق / ١٩٠٣م؛
دمشقی، محمد، نخبة الدهر، ترجمه حمید طبیبیان، تهران، ١٣٥٧ش؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، به كوشش عمر عبدابلسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
طبری، تاریخ؛
عبدالمؤمن بن عبدالحق، مراصد الاطلاع، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ١٩٧٧م؛
لئون افریقی، حسن بن محمد وزان، وصف افریقیا، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش باربیه دو منار و پاوه دو كورتی، پاریس، ١٨٧١م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان .
عزت ملاابراهیمی