دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦١ - اکشونبه
اکشونبه
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اُكْشونُبه، شهر و كورهای (شهرستانی)در جنوب غربی اندلس. واژۀ اكشونبه در اصل نام شهر كهن رومی است كه در ١٠ كیلومتری شمال فارو (در منابع عربی: شنتمریة الغرب) در جنوب پرتغال كنونی واقع بوده است (لوی پرووانسال، ١٢٩، حاشیۀ ٥). این نام در منابع به صورتهای اكشنبه (ابوعبید، ٢ / ٨٩٦؛ ابن دلایی، ١٠٠)، اخشنبه (اصطخری، ٣٧، ٤١؛ ابن حوقل، ١ / ١٠٩؛ حدود العالم، ١٨٣؛ مقدسی، ٥٧؛ قس: یعقوبی، ١١٠: احسونبه)، و گاه به صورت محرَّف اكشونیه (ابنقوطیه، ١٠١؛ یاقوت، المشترك، ٥٧، ١١٣، بلدان، ٣ / ٣١٢؛ قس: ابنفرضی، ٢ / ٥١: اسكونبه؛ ابنحیان، چ بیروت، ٣٨٠؛ مكی، ٦٥١، حاشیۀ ٦٠٨) نیز آمده است. با این حال، یاقوت در بلدان ذیل دو نام اَخْشَنْبه و اَكشونیه (١ / ١٦٤، ٣٤٣)، از دو شهر متمایز یاد كرده است.
این شهر در تقسیمات اداری قسطنطین از بخش پنجم اندلس كه مركز آن مارده بوده، به شمار آمده است (ابوعبید، ٢ / ٨٩١، ٨٩٢). جغرافینگاران مسلمان از اكشونبه به عنوان شهری بزرگ، مشهور و پر بركت در غرب اشبونه بر كرانۀ اقیانوس اطلس یاد كردهاند كه تا شهر لب ٣ تا ٤ روز، و با شهر شِلب ٦ روز فاصله داشته (یعقوبی، ٣٥٤؛ ابن حوقل، ١ / ١١٥؛ یاقوت، همانجا؛ قس: حدود العالم، همانجا، كه آن را از شهرهای كم نعمت و كم جمعیت برشمرده است)، و مرز دولت اسلامی اندلس را در منتهىالیه جنوب غربی تشكیل میداده است (ابوعبید، ٢ / ٩٠٠؛ ابن دلایی، ١٢١).
افزون بر این، اكشونبه نام كورهای در جنوب غربی اندلس بود كه از رود وادی آنه تا اقیانوس اطلس را شامل میشد و مركز آن شلب بود (نك : مونس، ١ / ٦٢؛ نیز نك : ابنعبدالمنعم، ٣٤٢؛ ابنحیان، چ مادرید، ٥ / ٢٤٩، ٢٥٥، ٣١٥، جم ). این كوره از جنوب به كورۀ باجه و از مغرب به كورۀ اشبیلیه محدود بود كه امروزه ایالت آلگاروه (الغرب) در پرتغال است. كورۀ ساحلی اكشونبه شهرها و دژهای بسیاری را در برمیگرفت و به سبب كارخانههای كشتیسازی خود ــ كه بزرگترین آنها در شلب بود ــ شهرت داشت (مونس، ٢ / ٢٠٣). به گفتۀ ابن عبدالمنعم حمیری عربهایی از یمن و دیگر جاها در مركز این كوره و روستاهای اطراف آن سكنى داشتند (همانجا). یاقوت از برخی اقلیمها، نواحی و شهرهای مختلف این كوره یاد كرده است (نك : همان، ١ / ٦٣٥، ٢ / ١٥٨، ٦٠٦، ٩١١، جم ). از بندرگاههای مهم این كوره شنتمریة الغرب بود (ابن ابار، ٢ / ١٨؛ ابن عبدالمنعم، ٣٤٧). گفته میشود كه در اكشونبه معدن قلع بینظیری وجود داشت (ابوعبید، ٢ / ٨٩٨). همچنین در كوهی در آن ناحیه، درختانی بود كه از سوختن چوب آنها بوی خوش عود برمیخاست (همو، ٢ / ٨٩٦؛ ابن عبدالمنعم، ٣٤٢). در ساحل این شهر نیز عنبر نیكو به دست میآمد (انصاری، ٢٤٥).
در روایات تاریخی اسلامی، نخستین بار از اكشونبه به عنوان محل اسكان بخشی از سپاهیان مصری در زمان ولایت ابوالخطار در اندلس (حك ١٢٥-١٣٠ ق) یاد شده است (عنان، ١ / ١٢٥-١٢٦). بعدها در جریان تهاجم نُرمانها (در منابع با عنوان مجوس یاد شده است) و سیر حركت آنان در اندلس، در ٢٣٠ق و ٣٥٤ق نام اكشونبه دیده میشود (نك : ابن دلایی، ١٠٠؛ ابن اثیر، ٧ / ١٧؛ ابن خلدون، ٤(٢) / ٣١٤).
اكشونبه به سبب دوری از مركز حكومت اندلس گاه به گاه دستخوش تاخت و تاز مخالفان قرطبه بود. در ٢١٨ ق در زمان عبدالرحمان بن حكم (حك ٢٠٦- ٢٣٨ ق)، دامنۀ شورش بربرها به بَطَلیوس، اكشونبه و باجه كشیده شد. از ٢٦١ ق كه عبدالرحمان بن مروان جلّیقی به همراه مولَّدان (عربهای دو رگه)، یك چند حركتی را در غرب اندلس برضد امیر محمد، حاكم اندلس (حك ٢٣٨-٢٧٣ ق) سازمان داده بود، شورش خود را به اكشونبه و نواحی مجاور و كورههای اشبیلیه، لبله و باجه گسترد. وی همچنین كوهی استوار در ناحیۀ اكشونبه به نام منت شاقر (نك : مكی، ٦٢٧، حاشیۀ ٥٧٤) را تصرف نمود. بعدها امیرمحمد عبدالرحمان بن مروان را بخشود و وی بربطلیوس دست یافت (ابن قوطیه، ١٠١-١٠٢؛ ابن حیان، چ بیروت، ٣٤٤-٣٤٥).
در ٣٠٢ ق، یحیی بن بكر كه بر اكشونبه حكومت داشت، پس از چندی ستیز با سعید بن مالك، حاكم باجه و داعیهدار مولدان، با وی مصالحه كرد (همو، چ مادرید، ٥ / ١٠٤). در سال بعد سعید به انگیزۀ دستیابی به ریاست مولدان، یحیی بن بكر را بر ضد حاكم بطلیوس، عبدالله بن محمد بن عبدالرحمان جلیقی یاری داد، اما كار سعید و عبدالله به صلح انجامید (همان، ٥ / ١١٦-١١٧). پس از یحیى از خلف ابن بكر در مقام حكومت اكشونبه یاد شده است. عبدالرحمان الناصرلدین الله (حك ٣٠٠-٣٥٠ ق) به دنبال لشكركشیهای خود برای فتح شهرهای غرب اندلس، در جمادیالآخر ٣١٧ رهسپار شهر اكشونبه شد. خلف برای اظهار فرمانبرداری كسانی نزد ناصر فرستاد. ناصر نیز او را به شرط پرداخت مالیات سالانه در مقام خود ابقا كرد (همان، ٥ / ٢٤٧- ٢٤٩). ابن حیان نام والیانی چند را كه پس از خلف بن بكر به حكومت كورۀ اكشونبه گماشته شدند، یاد كرده است (نك : همان، ٥ / ٣١٥، ٣٩٢، ٤٧٢، ٤٩٠). ابن عذاری نیز از مرگ سعید بن هارون حاكم شهر اكشونبه در ٤٣٤ق و جانشینی المعتصم سخن گفته است (٣ / ٢١٥). به هر روی، شهر اكشونبه در دورۀ اسلامی از میان رفت و پس از آن، این نام جز بر كورهای كه شهر شلب مركز آن بوده، اطلاق نمیشده است (مكی، ٦٢٦-٦٢٧، حاشیۀ ٥٧٣).
مآخذ
ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، به كوشش حسین مونس، قاهره، ١٩٦٣ م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن،
١٩٣٨ م؛
ابن حیان، حیان، المقتبس، به كوشش چالمتا، مادرید، ١٩٧٩ م؛
همان، به كوشش محمودعلی مكی، بیروت، ١٣٩٣ ق / ١٩٧٣ م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن دلایی، احمد، ترصیع الاخبار، به كوشش عبدالعزیز اهوانی، مادرید، ١٩٦٥م؛
ابنعبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠ م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به كوشش كولن و لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٣٠ م؛
ابن فرضی، عبدالله، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٤ م؛
ابن قوطیه، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون و فره، تونس، ١٩٩٢م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧ م؛
انصاری دمشقی، محمد، نخبة الدهر، به كوشش مرن، لایپزیگ، ١٩٢٣م؛
حدود العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ ش؛
عنان، محمدعبدالله، دولة الاسلام فی الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦ م؛
مكی، محمودعلی، حاشیه بر المتقبس (نك : هم ، ابن حیان، چ بیروت)؛
مونس، حسین، حاشیه بر الحلة السیراء (نك : هم ، ابن ابار)؛
یاقوت، بلدان؛
همو، المشترك، به كوشش ووستنفلد، گوتینگن، ١٨٤٦ م؛
یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
نیز:
Lévi-Provençal, E., La Péninsule ibérique au Moyen-Âge, Leiden, ١٩٣٨.
محمدرضا ناجی