دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٩ - بعقوبه
بعقوبه
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَعْقوبه، یا بعقوبا، باعقوبا، شهری كهن و مركز استان دیالۀ عراق، واقع در ٥٠كیلومتری شمال شرقی بغداد. این شهر در°٤٤ و´٣٨ عرض شمالی و°٣٣ و´٤٥ طول شرقی واقع شده است و رود دیاله یكی از مهمترین ریزابههای شرق دجله از كنار آن میگذرد. شهر بعقوبه در مسیر راهآهن بغداداربیل و بر سر راه شوسۀ بغداد كرمانشاه (ایران) واقع است (حسنی، ٩-١١؛ نیز نک : دفتر، ٤٤).
قدمت بعقوبه به عهد باستان باز میگردد و در روستاهای آنجا آثاری از اعصار كهن، از سومر و اَكَّد تا زمان ساسانیان، و آثاری از دوره اسلامی وجود دارد (نک : المواقع ...، ٨٧ -٨٩). نام بعقوبه احتمالاً از واژه آرامی باعاقوبا / بیت عاقوبا به معنای جای بازرسی گرفته شده است، و با توجه به اینکـه شهر مذكور بر سر راههای بازرگانی واقع بوده است، این معنا درست به نظر میرسد (حسنی، ٢٠٧؛ بابان، ١ / ٦٣). برخی نیز نام آن را مأخوذ از كلمه آرامی بایعقوبا (خانه یعقوب) دانستهاند (همو، ١ / ٦٢).
سمعانی بعقوبا را قریهای بزرگ در ١٠ فرسنگی بغداد دانسته است كه در تداول عامه بایعقوبا خوانده میشد (٢ / ٢٦٥). قدیمترین وصف از بعقوبه را كه با وضع كنونی آن تقریباً مطابقت دارد (حسنی، همانجا؛ دفتر، ٤١-٤٢)، یاقوت به دست داده است: بعقوبا / باعقوبا قریۀ بزرگ شهر مانندی از نواحی مسیر خراسان (طریق خراسان) بود. رودها و باغهای بسیار و میوه فراوان و نخلستان انبوه داشت و رطب و لیموی آنجا در نیكویی ضرب المثل بود. نهر دیاله از كنار آن میگذشت و شاخابهای از آن به نام نهر جلولا (امروزه: خریسان) در وسط شهر جریان داشت. در دو سوی رود دو بازار بود و پلی آنها را به هم میپیوست. كشتیها در این رود به سمت باجسرا (امروزه: ابوجسره) و دیگر روستاها حركت میكردند (١ / ٦٧٢). امروزه این رود قابل كشتیرانی نیست.
واقع بودن بعقوبه در مسیر راههای كاروان رو، و در میان انبوه نخلستانها و باغها و زمینهای حاصل خیز (دفتر، ٤٠-٤١) و موقعیت آن به عنوان دروازۀ شرقی بغداد (ابن طقطقێ، ٣٣٦)، از دیرباز این شهر را به جایگاهی قابل توجه تبدیل كرده است. از زمان سلجوقیان به بعد نام بعقوبه در رویدادهای تاریخی بیشتر دیده میشود؛ از جمله، در ٤٤٠ق / ١٠٤٨م سعدی بن ابیالشوك در آن نواحی پیشروی كرد و به نام ابراهیم اینال، برادر سلطان طغرل بیك خطبه خواند (ابن اثیر، ٩ / ٥٥١). در ٤٥٤ق / ١٠٦٢م نیز كه طغرل بیك دختر خلیفه القائم را به نکـاح درآورد، بعقوبه و املاك دیگری از عراق را به نام او كرد (همو، ١٠ / ٢٢). پس از آن جنگهایی میان سرداران سلجوقی و لشكریان بغداد در نواحی بعقوبه روی داد كه در جریان آن، شهر غارت شد (نک : همو، ١٠ / ٢٤٤، ٢٩٨- ٢٩٩، ١١ / ١٩٤- ١٩٥، ٢١٥). در ٦٢٢ق / ١٢٢٥م سلطان جلالالدین خوارزمشاه در جریان لشكركشی به عراق از بعقوبه به دقوقا رفت (همو، ١٢ / ٤٢٧).
بعقوبه تا زمان خلافت ناصر عباسی (٥٧٥-٦٢٢ق) خراج سالانهای برابر با ١٠هزار دینار داشت. وی این مبلغ را به ٨٠ هزار دینار افزایش داد، اما جانشین او ظاهر (حك ٦٢٢-٦٢٣ق) درصدد برآمد تا نابسامانیها را سامان دهد. وی خراج پیشین را معمول داشت (ابن اثیر، ١٢ / ٤٤١). در محرم ٦٥٦ق / ژانویۀ ١٢٥٨م لشكریان مغول از جانب بعقوبه، به بغداد حمله كردند و دارالخلافه عباسیان را به تصرف درآوردند (رشیدالدین، جامع... ، ٢ / ١٠١١؛ ابن طقطقى، ٣٣٤- ٣٣٦).
چندی پس از حملۀ مغول بعقوبه همچنان شهری آباد بود و بخشی از مالیات آنجا را میوه و مركبات و آب میوهها و رطب تر و خشك تشكیل میداد (رشیدالدین، مكاتبات... ، ١٩٨، ٢٠١، ٢٠٥- ٢٠٦). در اواسط سدۀ ٨ق حمدالله مستوفی (د ٧٥٠ق / ١٣٤٩م) از آنجا به عنوان شهر و قصبه ولایت معتبر طریق خراسان یاد كرده است (ص ٤٢، ٤٦). پس از آن بعقوبه به استیلای جلایریان و امرای قراقویونلو درآمد و در كشمشكهای نظامی آسیبها دید (نک : غیاث، ١٤٠، ٢٠١-٢٠٣، ٢٤٦-٢٤٧، ٢٥٢-٢٥٣). در حمله مولی علی مشعشع در ٨٦٠ق / ١٤٥٦م شهر ٣ روز دستخوش قتل و غارت گشت (عزاوی، ٣ / ١٤٧). بعدها بعقوبه به قلمرو دولت عثمانی درآمد و هر چند سال حاكمی از طرف والی بغداد برای آنجا تعیین میشد.
سیاحان سدۀ ١٣ق / ١٩م در سفرنامههای خود به وصف این شهر پرداختهاند (نک : ادمز، ٣٠٣- ٣٠٥). ناصرالدین شاه قاجار در سفر خود به عتبات و بغداد به سال ١٢٨٧ق / ١٨٧٠م در بعقوبه اردو زد و در سر راه خود از مقبرۀ منسوب به مقداد، صحابی پیامبر (ص) دیدن كرد و دستور داد آن را تعمیر كنند (نکـ: ص ٩١-٩٢: یعقوبیه؛ اعتمادالسلطنه، ٢ / ١٦٢٣- ١٦٢٤).
بعقوبه در سدۀ ١٣ق / ١٩م، به تدریج رو به رشد و تحول نهاد (نک : ادمز، ٣٠٤- ٣٠٥). در حدود سال ١٩١٩م، ٣٥هزار تن از مسیحیان نسطوری كه عموماً به آشوری معروفند و اكثرشان از حكّاری و چند صد تن از بخش عمادیه در حاشیۀ ولایت موصل و چندین هزار تن از اتباع ایرانی ساكن دشت اورمیه، تحت حمایت نیروهای بریتانیا كه هنوز در غرب ایران بودند، به اردوگاه بزرگ بعقوبه منتقل شدند (ادمندز، ٤٢١). این امر به منظور تقویت نیروهای بریتانیا و جلوگیری از گسترش ناآرامیها صورت پذیرفت، اما چندی بعد در جریان انقلاب ١٣٣٨ق / ١٩٢٠م عراق، بعقوبه از مراكز مبارزه و مقاومت مردمی در برابر نیروهای اشغالگر انگلیسی بود (نک : آل فرعون، ٣٢٠-٣٣٢).
از بعقوبه عالمانی چند برخاستهاند كه از آن جملهاند: ابوالحسن محمد بن حسین بعقوبی (مق ٤٣٠ق) قاضی بعقوبا و سپس محتسب بغداد (سمعانی، ٢ / ٢٦٥- ٢٦٦)، و ابوهشام باعقوبی محدث (یاقوت، ١ / ٤٧٢). مقبرۀ مؤمنیه منسوب به مؤمنه دختر خلیفه مستكفی، و مرقد علامه ابوادریس در بعقوبه است (دفتر، ٤١).
ایجاد نهادهایدولتی وتأسیسات شهری و مراكزآموزشی - درمانی، امروزه به بعقوبه چهره شهری جدید داده است (نکـ: همو، ٤٢-٤٣، ٤٦؛ حسنی، ٢٠٧- ٢٠٨). بر اساس آمار ١٣٧٠ش / ١٩٩١م جمعیت شهر ١٦٥هزار نفر بوده است («دائرة المعارف...»، .(X / ٣٤٣
مآخذ
آل فرعون، فریق مزهر، الحقائق الناصعة، بغداد، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن طقطقی، محمد، الفخری، بیروت، دارصادر؛
ادمز، ر. م.، اطراف بغداد، ترجمۀ صالح احمد علی و دیگران، بغداد، ١٩٨٤م؛
ادمندز، سیسیل جان، كردها، تركها، عربها، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، ١٣٦٧ش؛
اعتماد السلطنه، محمد حسن، مرآة البلدان، به كوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
بابان، جمال، اصول اسماء المدن و المواقع العراقیة، بغداد، ١٩٨٧م؛
حسنی، عبدالرزاق، العراق، قدیماً و حدیثاً، صیدا، ١٣٧٧ق / ١٩٥٨م؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
دفتر، محمد هادی و عبدالله حسن، العراق الشمالی، بغداد، ١٩٥٨م؛
رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و دیگران، تهران، ١٣٧٣ش؛
همو، مكاتبات رشیدی، به كوشش محمد شفیع، لاهور، ١٣٦٤ق / ١٩٤٥م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
عزاوی، عباس، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد، ١٣٥٧ق / ١٩٣٩م؛
غیاث، عبدالله، التاریخ الغیاثی، به كوشش طارق نافع حمدانی، بغداد، ١٩٧٥م؛
المواقع الاثریة فی العراق، بغداد، ١٩٧٠م؛
ناصرالدین شاه، سفرنامۀ عتبات، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
The World Book Encyclopedia,
محمد رضا ناجی