دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٩ - باجروان
باجروان
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باجَرْوان، شهری تاریخی در منطقۀ مغان (موغان). نوشتههای مؤلفان اسلامی، این شهر یکی از شهرهای مهم و حتى کرسی آن سرزمین معرفی شده است (ﻧﻜ : لسترنج، ١٧٥). مقدسی از ناحیهای سرسبز به نام مغان در میان دو رودخانه، یادکرده، و آن را همانند تبریز نوشته است (ص ٣٧٨؛ قس: لسترنج، همانجا). حمزۀ اصفهانی باجروان را مربوط به دوران یزدگرد دانسته، و «باشروان» نامیده است (ص ١٦). در این شهر روزگاری در جنوب ارس (مینورسکی، ٤٤٩؛ ایرانیکا، III/ ٥٣٣)، و به بیان برخی، در پی تغییر مسیر آن رود، درشمال ارس در منطقۀ ارمینیه قرار داشته است (میبدی، ٥/ ٧٢٢؛ قزوینی، ٦٠٠). گروهی از متأخران نیز به وجود آن، در منطقۀ اخیر اشاره کردهاند (ﻧﻜ : دانشنامه...، ١/ ١١٣). حمدالله مستوفی باجروان را از بلاد آذربایجان و در اقلیم چهار دانسته، مینویسد که اکنون خراب است، ولی در گذشته دیهی آباد بوده است (ص ٧٥، ٩٠، ١٨١). وی فاصلۀ باجروان تا اردبیل را ٢٠ فرسنگ، و تا قراباغ ١٥ فرسنگ نوشته است (همانجا).
بر پایۀ داستانی دربارۀ حضرت خضر(ع) و دستیابی وی به چشمۀ آب زندگی، آن چشمه را در باجروان دانستهاند: همچنین برخی، «مجمعالبحرینِ» نام برده شده در قرآن کریم (کهف/ ١٨/ ٦٠) را در این شهر یاد کردهاند (یاقوت، ١/ ٤٥٤؛ نیز ﻧﻜ : اعتمادالسلطنه، ١/ ٢٤٨). از نوشتۀ حمزۀ اصفهانی (همانجا)، بلاذری (ص ٤٥٥)، قدامة بن جعفر (ص ٣٧٨) و دیگران چنین برمیآید که باجروان در عهد ساسانیان و در زمان پادشاهی یزدگرد شهری آباد بوده است. از وجود باجروان در روزگار پادشاهی هرمزد چهارم فرزند خسرو انوشیروان یادشده، و آمده است که چون خسرو دوم (پرویز) از خشم پدر هراسان گشت، به آذربایجان آمد وبه و مغان و باجروان رفت (باکیخانون، ٤٤). در دورۀ فتوح، مقاومتهایی از سوی مردم باجروان و نواحی اطراف صورت گرفت، اما در نهایت قلعه و باروی آنجا گشوده شد (بلاذری، ٤٥٥، ٤٥٦، ٤٥٩). در ١١٢ق سعید بن عمرو حَرَشی، سردار اموی در پیکاری که با خزران داشت، شهر باجروان را تصرف کرد. وی پس از درهم شکستن سپاه خزر که گروهی از آنان در نهر بیلقان غرق شدند، غنایم به دست آمده را به باجروان انتقال داد (ابناثیر، ٥/ ١٦١-١٦٢). آدام الئاریوس، جهانگرد آلمانی، در ذیقعدۀ ١٠٤٦/ آوریل ١٦٣٧ در گزارش سفر خود از باجروان یاد کرده است (ص ٩٧). زینالعابدین شیروانی (د ١٢٥٣ق) نیز دربارۀ «ماجران» (باجروان) مینویسد که این شهر در قدیم دارالملک ارّان بوده، و به مرور زمان رو به ویرانی نهاده، به قدر قریهای معمور رسیده است (ص ١٤٠).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
الئاریوس، آدام، سفرنامه (بخش ایران)، ترجمۀ احمد بهپور، تهران، ١٣٦٣ش؛
باکیخانوف، عباسقلی، گلستان ارم، به کوشش عبدالکریم علیزاده و دیگران، باکو، ١٩٧٠م؛
بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣٣ق/ ١٩١٥م؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوکالارض و الانبیاء، برلین، ١٣٤٠ق/ ١٩٢٢م؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧٥ش؛
شیروانی، زینالعابدین، ریاض السیاحه، به کوشش اصغر حامد ربانی، تهران، ١٣٣٩ش؛
قدامة بن جعفر، الخراج، به کوشش محمدحسین زبیدی، بغداد، ١٩٧٩م؛
قرآن کریم؛
قزوینی، زکریا، آثارالبلاد، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
میبدی، احمد، کشفالاسرار، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٦١ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Iranica;
Le Strange, G., The Lands of The Eastrn Caliphate, London, ١٩٦٦;
Minorsky, V.,introd. Hudūd al- Ālam, London, ١٩٣٧.
عنایتالله رضا