دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٩٤ - خدا آفرین
خدا آفرین
نویسنده (ها) :
حسن موسوی زاده
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خُداآفَرین، نام بخش و پلی تاریخی در شهرستان کلیبر، واقع در شمال آذربایجان شرقی.
بخش خداآفرین
این بخش با وسعتی حدود ٦٠٠‘٢ کم ٢ و ٤٦١‘٣٤ تن جمعیت (١٣٨٥ ش)، مشتمل بر ٦ دهستان به نامهای بسطاملو، دیزمار شرقی، کیوان، گرمادوز، منجوان شرقی، منجوان غربی و یک شهر به نام خمارلو ست که مرکز بخش نیز به شمار میرود. بخش خداآفرین از جنوب به بخشهای مرکزی و آبشاحمد، از باختر به بخش سیهرود از شهرستان جلفا و شهرستان ورزقان، از خاور به بخش اصلاندوز و شهرستان پارسآباد در استان اردبیل، و از شمال به رود ارس و جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان محدود است («درگاه ... »، بش ؛ نشریه ... ، بش ؛ نامه ... ).
بخش خداآفرین از دو ناحیۀ کوهستانی در جنوب و جنوب خاوری، و جلگهای در شمال و جنوب باختری در کنار رود ارس تشکیل شده است ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ٤ / ١٨٨). از مهمترین کوههای این بخش میتوان چشتهمنزل (٨٤٧‘١ متر)، سالداغی (٧٠٤‘١ متر)، قرهیوقوش (٦٥٦‘١ متر)، الهرد (٦٥٣‘١ متر) و پالانچی (٤٩٦‘١ متر) را نام برد ( فرهنگ جغرافیایی کوهها ... ، ١ / ١٠، ١٩، ٢٥، ٣٨، ٥٦).
رود ارس از مهمترین رودهای ایران در حوضۀ آبریز دریای خزر، از شمال این بخش میگذرد و برخی از ریزابههای آن در آذربایجان شرقی مانند رودهای خمارلو و کلیبرچای در بخش خداآفرین جریان دارند ( فرهنگ جغرافیایی رودها ... ، ٢ / ١٨- ١٩، ٣١، ٥٠؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، همانجا). بخش خداآفرین تابستانهایی بسیار گرم و زمستانهایی معتدل دارد، بهطوریکه دامداران و عشایر منطقه در فصل تابستان به قصد ییلاق، به کوهستانهای قرهداغ کوچ میکنند، اما در فصلهای پاییز و زمستان ایلهای حاجیعلیلو، چلبیانلو و محمدخانلو بهعنوان قشلاق به این بخش روی میآورند (خاماچی، ٣١٣-٣١٤؛ کامبخشفرد، ٢٩٢؛ نامه).
اقتصاد بخش خداآفرین بر پایۀ کشاورزی و دامداری استوار است. آب مورد نیاز اراضی کشاورزی منطقه از رود ارس تأمین میشود. آمدوشد عشایر به این منطقه، بخش خداآفرین را به یکی از مراکز تولیدات دامی در استان آذربایجان شرقی بدل ساخته است (خاماچی، همانجا؛ نامه).
بخش خداآفرین از مناطق تاریخی و کهن آذربایجان به شمار میرود. وجود آثار و بناهای متعدد تاریخی همچون پلهای بزرگ و کوچک خداآفرین (نک : ادامۀ مقاله)، بقعۀ شاه حیدر و قلعۀ آوارسین، متعلق به روزگار ساسانیان، در این منطقه نشاندهندۀ دیرینگی و اهمیت بخش خداآفرین به عنوان گذرگاهی مهم بر سر راه قفقاز در گذشته است. اما امروزه اهمیت این بخش بهسبب واقع بودن آن در نوار مرزی ایران با جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان، و برخورداری آن از تشکیلات مرزبانی است (دوستی، ٢١٨؛ زندهدل، ٩٦؛ نامه).
شهر خمارلو مرکز بخش خداآفرین با ٢٢٢‘١ تن جمعیت (١٣٨٥ ش) در ˚٣٩ و ´٩ عرض و ˚٤٧ و ´٢ طول جغرافیایی، و در ارتفاع ٤٠٠ متری از سطح دریا، در فاصلۀ ٢٣ کیلومتری از شهر کلیبر واقع شده، و دارای آبو هوایی معتدل و خشک است («درگاه»، بش ؛ پاپلی، ٢٢٦؛ جعفری، ٤٧٨).
پل خداآفرین
رود ارس که از رودهای عمیق و پرآب به شمار میرود، از دیرباز همواره مانعی بزرگ بر سر راه ارتباط میان آذربایجان و قفقاز بوده است؛ ازاینرو، از روزگار باستان به این سو، پلهایی جهت برقراری این ارتباط بر روی آن بنا شده است. پل خداآفرین به عنوان یکی از مهمترین گذرگاههای ارتباطی میان آذربایجان و قفقاز دارای اهمیت راهبردی بوده است. در برخی از منابع از این پل با نام «پل خسرو» و «جسر ارس» یاد شده است (رشیدالدین، ٨٨؛ شرفالدین، ٢ / ٣٨٢). ظاهراً نخستین کسی که به روشنی از این پل با نام خداآفرین یاد کرده، حمدالله مستوفی در نزهة القلوب در نیمۀ نخست سدۀ ٨ ق / ١٤ م است (ص ٨٨).
دربارۀ سبب نامگذاری این پل روایات مختلفی نقل شده که بیشتر با افسانه آمیخته است. به نوشتۀ محمد کاظم مروی پل خداآفرین از آنرو به این نام خوانده میشود که پس از تلاشهای بیثمر در برپایی آن در روزگار اولجایتو ــ به سبب تندابههای ارس ــ و ناامیدی ایلخان مغول از ساختن پل و عجز و لابۀ او به درگاه الٰهی، این پل معجزهآسا به یکباره از جانب غیب ساخته شده و ازاینرو «خداآفرین» نامیده شده است (٢ / ٦٥٢). برخی نیز وجود پایههای طبیعی و سنگی پل را سبب نامگذاری پل به این نام دانستهاند (ترابی، ٢ / ٤٨٠، حاشیۀ ٢).
دربارۀ تاریخ بنای پل خداآفرین، هیچگونه سنگنوشته و کتیبهای در ساختمان پل وجود ندارد (حافظزاده، ٧٣) و بهسبب ویرانی مکرر آن در طول تاریخ، به طور دقیق نمیتوان دیرینگی پل خداآفرین را تعیین کرد («بررسی ... »، III / ١٢٢٧)؛ اما قدر مسلم آن است که از گذشتههای دور در این منطقه بر روی رود ارس پلی وجود داشته است. برخی دیرینگی این پل را به روزگار هخامنشیان میرسانند و بر این باورند که این پل در زمان کورش بزرگ، به منظور دسترسی او به قفقاز بنا شده است و بدین سبب از آن با نام پل سیروس نیز یاد کردهاند. اینان پیشرفتگی و گسترش راهسازی در دورۀ هخامنشیان و لشکرکشیهای آنان به قفقاز را دلیلی برای اثبات مدعای خود آوردهاند (هویدا، «پلها ... »، ٢٤٤-٢٤٦؛ مهرین، ٤٣- ٤٥؛ حافظزاده، ٧٥).
بههر حال، بر اساس شواهد موجود این پل به طور قطع در روزگار ساسانیان وجود داشته است و دیرینگی آن به پیش از اسلام بازمیگردد (مخلصی، ٤٣؛ احتشامی، ٤٤). به نوشتۀ حمـدالله مستوفی این پل توسط بکیر بن عبدالله، از امرای عرب به هنگام فتح آذربایجان در صدر اسلام، بنا شده است (نک : همانجا)، که البته این امر به سبب عدم آشنایی عربها با فن پلسازی، بعید به نظر میرسد. قدرمسلم آن است که عربها برای رسیدن به قفقاز میبایستی از آن پل عبور کرده باشند (هویدا، «پل خداآفرین ... »، ٦٩-٧٠؛ مخلصی، ٥١-٥٢). برخی نیز پل خداآفرین را نخستین پل دورۀ اسلامی میدانند، ولی با توجه به آنچه گفته شد، دستکم میتوان گفت خداآفرین نخستین پلی است که پس از اسلام مرمت شده است («بررسی»، همانجا؛ مخلصی، ٥٢؛ احتشامی، ٤٣).
پل خداآفرین همواره پس از اسلام تا پایان جنگهای دوم ایران و روس و انعقاد قرارداد ترکمانچای، شاهد کشمکشها و نبردهایی بوده است. در ٤١٨ ق / ١٠٢٧ م فضل بن شداد، حاکم بخش بزرگی از ارمنستان، در لشکرکشی خود به سوی قفقاز، پلی بر روی رود ارس بنا کرد و برخی بر این گماناند که آن پل، همان پل خداآفرین است (مینورسکی، ١٦-١٧, ٢٧؛ کسروی، ٢٦٤-٢٦٥، به نقل از منجمباشی). همچنین برخی دیگر بنای این پل را با توجه به سبک معماری آن، به دورۀ سلجوقیان منسوب داشتهاند (عالمپور، ١٣٩).
به نوشتۀ رشیدالدین فضل الله، در ذیل وقایع ٦٩٤ ق / ١٢٩٥ م، غازان خان مغول که به منظور تاجگذاری عازم قشلاق اران بود، بر سر راه خود از پل خداآفرین گذر کرد (ص ٨٧- ٨٨ نیز نک : رئیسنیا، ١ / ٥٨). به گزارش شرف الدین علی یزدی در ٨٠٤ ق / ١٤٠٢ م، هنگامیکه تیمور در قشلاق قرهباغ به سر میبرد، یکی از شاهزادگان تیموری که از سمرقند عازم آن ناحیه بوده است، در مسیر خود از اردبیل به «آقتام» (آقدام امروزی) از پلی بر روی ارس گذشته است (ص ٣٨٠-٣٨٢) که با توجه به محدودۀ جغرافیایی ذکر شده، به نظر میرسد همان پل خداآفرین باشد. همچنین در دورهای دیگر از فرمانروایی تیموریان، ابوسعید بن محمد تیموری (حک ٨٥٥ -٨٧٢ ق / ١٤٥١-١٤٦٧ م) به قصد جنگ با اوزونحسن (حک ٨٥٧ -٨٨٣ ق / ١٤٥٣- ١٤٧٨ م) از ماوراءالنهر رهسپار آذربایجان شد. اوزونحسن به وی پیشنهاد صلح داد؛ اما ابوسعید نپذیرفت و با عجله رهسپار مغان شد. در این زمان، اوزونحسن برای جلوگیری از پیشروی ابوسعید دستور داد تا پلهای موجود بر روی رود ارس، ازجمله پل خداآفرین ویران شوند (هویدا، همان، ٧٦).
در ١٠١٢ ق / ١٦٠٣ م، شاه عباس اول صفوی در لشکرکشی به قرهباغ، از این پل گذر کرد، اما سرانجام راه به جایی نبرد و مجبور به عقبنشینی شد (اسکندربیک، ٢ / ١٠٦٥- ١٠٦٧). همچنین
در ١١٤٩ ق / ١٧٣٦ م، نادر شاه برای ازدواج دختر طهمورث میرزا، والی گرجستان، با پسر خود علیقلیخان از تبریز به سمت گرجستان رفت و در سر راه خود، از پل خداآفرین عبور کرد (محمدکاظم، ٢ / ٦٥٢). در ١٢٠٩ ق / ١٧٩٤ م، در کنار این پل، میان آقا محمدخان قاجار و ابراهیم خلیل خان جوانشیر، حاکم قرهباغ، نزاعی درگرفت. آقامحمد خان پیش از ورود به قرهباغ، به محمد حسین خان قوانلو دستور داد تا در رأس نیروهایی بدانجا رود و از پل خداآفرین محافظت کند؛ اما هنگامی که محمد حسین خان بدانجا رسید، با پلی ویرانه مواجه شد. آقا محمدخان پس از شنیدن این خبر سلیمانخان، از فرماندهان سپاهیان خود را مأمور ساخت تا پل را مرمت کند. پس از بازسازی پل، آقا محمدخان از آن پل گذشت و آن را محاصره کرد (باکیخانف، ٢٢٢-٢٢٣؛ جوانشیر، ٣٤-٣٥).
در گزارشهای مربوط به وقایع جنگهای ایران و روس، بارها به پل خداآفرین اشاره شده است. این پل در طی دو جنگ (جنگ اول: ١٢١٨- ١٢٢٨ ق / ١٨٠٣-١٨١٣ م، و جنگ دوم : ١٢٤١-١٢٤٣ ق / ١٨٢٦- ١٨٢٧ م) محل لشکرکشیها و گذرگاهی برای طرفین بود و بارها ویران و مرمت گردید. در ١٢٢٠ ق / ١٨٠٥ م، به فتحعلی شاه قاجار خبر رسید که ابراهیمخلیل خان جوانشیر از دولت ایران رو برگردانده و به قوای روس پیوسته است. ازاینرو، شاه قاجار، عباسمیرزای ولیعهد و قائم مقامِ فراهانیِ صدراعظم را برای سرکوب ابراهیمخلیلخان به گنجه رهسپار ساخت. سیسیانف، فرمانده سپاه روس، در پی کمک به ابراهیم خلیل خان، شماری از نیروهایش را برای جلوگیری از پیشروی قوای عباسمیرزا به پای پل خداآفرین گسیل داشت؛ اما پس از چندی، نیروهای عباسمیرزا پس از گذر از پل، بر نیروهای روس برتری یافتند و قلعۀ شوشی، مرکز حکومتی ابراهیمخلیل خان را به تصرف درآوردند (مفتون، ١٤٦- ١٤٨؛ باکیخانف، ٢٣٨- ٢٤٠).
امروزه در بخش خداآفرین دو پل موسوم به پل بزرگ و پل کوچک وجود دارد که به فاصلهای اندک از یکدیگر قرار دارند. این دو پل از نظر مهندسی و معماری با یکدیگر تفاوت دارند (نامه). پل بزرگ به طول ١٦٠ متر که ١٢٠ متر آن در ایران، و ٤٠ متر در جمهوری آذربایجان واقع شده است و دارای ١٥ طاق است و با ابعاد نامساوی و غیرمشابه ساخته شده است. مصالح ساختمانی پل از سنگهای قلوه و لاشه در پایهها، و آجر در ساختمان طاقها و ملاط گچ و آهک تشکیل شده است. همچنین پل بزرگ خداآفرین چنانکه گذشت، در طول تاریخ چندین بار ویران و بازسازی شده است.
پل کوچک خداآفرین ــ که امروزه ویران است ــ در حدود ١٢٠ متر طول دارد و دارای ١٠ طاق است و مصالح بهکاررفته در آن، سنگ تراشیده و ملاط گچ و آهک است. بعضی از طاقهای این پل فروریخته و غیر قابل استفاده است. در باب قدمت پل کوچک خداآفرین اطلاعاتی دقیق در دست نیست، اما بیشتر محققان آنرا به دورۀ صفوی منسوب کردهاند (ترابی، ٢ / ٤٧٩-٤٨٠؛ «بررسی»، III / ٢٢٧؛ رئیسنیا، ١ / ٤٧؛ فهرست ... ، ٢ / ١٧٢؛ عالمپور، ١٣٩-١٤٠).
امروزه این پلها از دو طرف مرزهای ایران و جمهوری آذربایجان مسدود است و رفتوآمدی بر روی آنها صورت نمیگیرد.
مآخذ
احتشامی، منوچهر، پلهای ایران، تهران، ١٣٨٦ ش؛
اسکندربیک منشی، عالمآرای عباسی، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٧٧ ش؛
باکیخانف، عباسقلی، گلستان ارم، تهران، ١٣٨٢ ش؛
پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٦ ش؛
ترابی طباطبایی، جمال، آثار باستانی آذربایجان، تبریز، ١٣٣٥ ش؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ ش؛
جوانشیر قراباغی، جمال، تاریخ قراباغ، به کوشش حسین احمدی، تهران، ١٣٨٤ ش؛
حافظزاده، محمد، ارس در گذرگاه تاریخ، تبریز، ١٣٧٤ ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
خاماچی، بهروز، فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
«درگاه ملی آمار»، آمار (مل )؛
دوستی، حسین، نگاهی به تاریخ و جغرافیای ارسباران، تبریز، ١٣٧٣ ش؛
رشیدالدین فضل الله، تاریخ مبارک غازانی، به کوشش کارل یان، هارتفرد، ١٣٥٨ ق / ١٩٤٠ م؛
رئیسنیا، رحیم، آذربایجان در سیر تاریخ ایران، تبریز، ١٣٦٨ ش؛
زندهدل، حسن، استان آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٧٦ ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، کلکته، ١٨٨٨ م؛
عالمپور رجبی، مسعود، سیمای میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان ٣ و ٤ آذربایجان، سازمان جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٣٠ ش؛
فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور (حوضۀ آبریز دریای خزر)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٨٢ ش؛
فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ ش؛
فهرست بناها، معماری ایران (دورۀ اسلامی)، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، ١٣٦٨ ش؛
کامبخش فرد، سیفالله، آثار تاریخی ایران، تهران، ١٣٨٠ ش؛
کسروی، احمد، شهریاران گمنام، تهران، ١٣٥٧ ش؛
محمد کاظم، عالمآرای نادری، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مخلصی، محمدعلی، پلهای قدیمی ایران، تهران، ١٣٧٩ ش؛
مفتون دنبلی، عبدالرزاق، مآثر سلطانیه، به کوشش غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٥١ ش؛
مهرین، مهرداد، تمدن ایران باستان، تهران، ١٣٤٣ ش؛
نامۀ بخشداری خداآفرین، ١٣٨٦ ش، شم ٢٣٢‘١؛
نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٥ ش؛
هویدا، رحیم، «پل خداآفرین و حوادث تاریخی آن بعد از اسلام»، مجموعه سخنرانیهای دومین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، به کوشش حمید زرینکوب، مشهد، ١٣٥٢ ش؛
همو، «پلهای تاریخی آذربایجان»، بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥١ ش، س ٧، شم ١؛
نیز:
Amar, www.amar.org.ir / nofoos١٣٨٥ / default.aspx? tabid= ٥٤٩&agent Type= view&Property ID = ١٤٨٣;
Minorsky, V., Studies in Caucasian History, London, ١٩٥٣;
A Survey of Persian Art, eds. A. U. Pope and Ph. Ackerman, London, ١٩٦٤.
حسن موسویزاده